ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 1 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فی البداهه ها
نویسنده پیام
shahrzad آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۸۸
اعتبار: 4


تشکرها : 133
( 337 تشکر در 58 ارسال )
شماره ارسال: #21
RE: فی البداهه ها

... دست آخر، هر طور که حساب کنی، همه راه ها به او ختم می شوند. دوباره روزی می رسد که خسته و دل شکسته، نادم و پریشان باز هم به او بر می گردی... و او خواسته یا ناخواسته، شاید همانطور که تو می خواهی باز هم عاشقانه تو را می پذیردو هیچ به رویت نمی آورد که کجا رفتی؟!... چرا رفتی؟!... و اصلا چرا برگشتی؟!...


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۱۱-۴-۱۳۸۹ ۰۴:۲۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد کازابلانکا, Classic, Savezva, سروان رنو, موسيو وردو, دشمن مردم, سم اسپید, ژان والژان, الیور هاردی, الیشا, ترومن بروینک, کاترین جویس
موسيو وردو آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 71
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۹
اعتبار: 5


تشکرها : 1102
( 212 تشکر در 59 ارسال )
شماره ارسال: #22
RE: فی البداهه ها

در كور سوي خيال شيعه كشان  اسبي آمد بي سوار................ضجه زنان چون ببري ضخمي......انديشناك از لحظه اكنون و در حسرت سواري كه ديگر نيست............اوست تنهاترين.......چشمان خون آلوده پاييز بر پيكر نيمه جان او مي نگرد........لنگ لنگان دور ميشود و در مه مدفون...........چه كرخت است اين ثانيه ها كه به اسارت ساعت ديواري در آمده اند...........و باز هم نوبت تنهايي است.


غيبت صغري
۱۴-۴-۱۳۸۹ ۱۱:۱۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : shahrzad, سروان رنو, دشمن مردم, الیشا, کاترین جویس
دن ویتو کورلئونه آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 480
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 22


تشکرها : 959
( 4075 تشکر در 454 ارسال )
شماره ارسال: #23
RE: فی البداهه ها

دیروز با خود بودم و بی تو...

امروز بی خودم و با تو ...

آه از فردا که بی خودم و بی تو  ...


من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
۲۴-۸-۱۳۸۹ ۰۱:۵۵ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دزیره, ژان والژان, الیشا, کاترین جویس
shahrzad آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۸۸
اعتبار: 4


تشکرها : 133
( 337 تشکر در 58 ارسال )
شماره ارسال: #24
RE: فی البداهه ها

دوباره بهار می شود و تو ناچار به شکفتنی. دوباره باید نو شوی و گاه چه سخت است که آن چیزی بنمایی که نیستی...


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۱-۲-۱۳۹۰ ۰۶:۵۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دزیره, Classic, ژان والژان, دن ویتو کورلئونه, بانو, دلشدگان, الیور هاردی, اهو, الیشا, کاترین جویس
منصور آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 216
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸
اعتبار: 43


تشکرها : 92
( 2494 تشکر در 208 ارسال )
شماره ارسال: #25
RE: فی البداهه ها

گفتم غم تو دارم

گفتا دلت خوشه ها

گفتم که ماه من شو

گفتا تو خسته نشدی از بس منتمو کشیدی

گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز

گفتا کدوم مهرورز؟ یکیش من. ازم چیزی بهت ماسیده؟

گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم

گفتا بیکاری دیگه. بیکار نبودی میرفتی سرکار سر چهارراه راه رو نمی بستی

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد

گفتا پاشو گورتو گم کن. تو از اولشم منحرف و گمراه بودی

گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت

گفتا اگه در معرفی حساب خودت موقع ثبت یارانه، حساب منو بدی قول میدم یه ماچ بهت بدم. اونم بی آب لب و لوچه ها!از آب دهانت بدم میاد. من اهل بوسه موسه فرانسوی نیستم. خواستی فیس تو فیس دماغ رو دماغ!

گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد؟

گفتا خودتی. رحیم من هنوز بدنیا نیومده. هر وقت اومد و بزرگ شد از خودش بپرس

گفتم مگه ازدواج کردی که منتظر رحیمی؟

گفتا رحیم (الکساندر دومای پدر) دوستمه و رحیم (الکساندر دومای پسر) اسم بچمه. باباش میگه اسمشو بذاریم رحیم جونیور مثل  الیشا کوک جونیور، رابرت داونی جونیور،کلینتون ایستوود جونیور که بعدا خجالت کشید بچه است گفت بهم بگید کلینت ایستوود،مارتین لوترکینگ جونیور،والتر اسکات جونیور،زیمبالیست جونیور،کنراد هیلتون جونیور و و و  اما من میگم بذاریم رحیم زاده. مثل موذن زاده ، فنونی زاده ، حسن زاده  ،فنی زاده ... تازه اینجوری بعدها میشه بهش گفت بزرگ زاده و آقا زاده

 

۱۲-۳-۱۳۹۰ ۰۲:۲۴ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : الیشا, ژان والژان, کاترین جویس
california آفلاین
کاربر دوره آزمایشی
**

ارسال ها: 27
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۹۰
اعتبار: 2


تشکرها : 68
( 117 تشکر در 17 ارسال )
شماره ارسال: #26
سینما در حصرِ خانگی ( به : رومن پولانسکی )

شعری که در ادامه می آید را برای " رومن پولانسکی" یکی از فیلمسازان مورد علاقه ام سروده ام که در باب ماجرای دستگیری اش و خانه نشینی اجباری اوست.

" سینما در حَصرِ خانگی"

( به رومن پولانسکی) 

فرشِ قرمزی زیر پاهایت انداختند

لیک

ماهِ تلخی در دهانت نشاندند

محترمانه گفتی:

" ببخشید، دندانتان روی گردنِ من است."

گستاخانه اما

چاقویی را که در آب زنگار بسته بود

نشانت دادند تا اهالیِ محله ی چینی ها

برایشان کف بزند

من اما برایِ رهایی تو

نامِ کوچکِ سینما

دیوانه وار

فیلم هایت را نذر کرده ام

بدون کپی رایت!

 

۱۲-۳-۱۳۹۰ ۰۲:۵۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, دزیره, الیشا, کاترین جویس
ماری غایب
"ماری آنتوانت"
**

ارسال ها: 16
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 0


تشکرها : 63
( 63 تشکر در 13 ارسال )
شماره ارسال: #27
RE: فی البداهه ها
گاه گاه میگریم بی سبب میخندم گاه بر یک نقطه چشم خود میدوزم گاه بر تنهایی چشمه خود میبندم گاه گاه مینگرم به قناری هامان و به خود میگویم چند سالیست جای انها در ایوان خالیست این همان ایوان است که غروب جمعه مادرم فرش می انداخت به تخت هندوانه قاچ میکرد باغچه را اب میداد و مادربزرگ روی تخت مینشست این همان ایوان است که پر از بوی اقاقی میشد که پر ز اواز قناری میشد حالا چشم میدوزم به روی اون تخت چقدر جای تخت روی ایوان خالیست گاه گاه مینگرم به همان سروه بلند که تکیده بعده مرگ پدرم به همان شمشادی که خشک شد بعد مرگه پدرم گاه گاه میخندم بی سبب میگریم و دلم را میدم به پرستویی که از راه دراز می اید .... و درو میبندم روی هر غصه و غم تا که از عطر خیاله پدرم ذره ای کم نشود از تنه ان سروه بلند...rrrr:

"ماری آنتوانت" حکايتگر زندگی ملکه معروف فرانسه تا پيش از وقوع انقلاب اين کشور است.
۱۵-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۳۸ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : الیشا, کاترین جویس
الیشا آفلاین
عاشق اینگرید برگمن

ارسال ها: 104
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۹۰


تشکرها : 4486
( 1052 تشکر در 104 ارسال )
شماره ارسال: #28
RE: فی البداهه ها

عشق محکومی است که محاکمه نمی شود

دیوانه ایست که معالجه نمی شود

بیگانه ایست که شناخته نمی شود

سکوتی است که شکسته نمی شود

وفریادی ایست که ارام نمی شود

:heart::heart::heart:

:heart::heart:


مهم نیست که تو واقعا گریه کنی. مهم این است که تماشاگران فکر کنند تو داری گریه می‌کنی. اینگرید برگمن
۷-۶-۱۳۹۰ ۱۱:۱۲ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دزیره, ژان والژان, بهمن مفید, کاترین جویس
الیشا آفلاین
عاشق اینگرید برگمن

ارسال ها: 104
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۹۰


تشکرها : 4486
( 1052 تشکر در 104 ارسال )
شماره ارسال: #29
RE: فی البداهه ها

بــازی روزگـــار

بازی روزگار را نمی فهمم!

من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!

داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.

همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،
پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.

انسان عاشق زیبایی نمی شود،
بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!

انسان های بزرگ دو دل دارند؛
دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.

همه دوست دارند که به بهشت بروند،
ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !

عشق مانند نواختن پیانو است،
ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.

دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،
پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.

‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛
محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.

عشق در لحظه پدید می آید
و دوست داشتن در امتداد زمان
و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.


مهم نیست که تو واقعا گریه کنی. مهم این است که تماشاگران فکر کنند تو داری گریه می‌کنی. اینگرید برگمن
۱۴-۶-۱۳۹۰ ۱۱:۴۸ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مگی گربه, بهمن مفید, نیومن, کاترین جویس
الیشا آفلاین
عاشق اینگرید برگمن

ارسال ها: 104
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۹۰


تشکرها : 4486
( 1052 تشکر در 104 ارسال )
شماره ارسال: #30
RE: فی البداهه ها

با سلام خدمت شما سروران عزیز:ttt1

شعر "غزل"ashk

غضت شکسته ریخته بر دامنم غزل
با هق هقت گریسته پیراهنم غزل
دست مرا بگیر که در جشن واژه ها
همپای رقص آذری تو منم غزل
سرگیجه های مستی من مانده در سرت
مشروب چشمهای تو در بهمنم غزل
در من نفس کشیدی و جا مانده از لبت
سرخی بوسه های تو بر گردنم غزل
آلوده کن برهنگی ات را به پیکرم
عریان توست لرزش خیس تنم غزل
در این اتاق آینه در آینه هنوز
در رختخواب سرد تو جان می کَنَم غزل
با دست خود سیاهی عمر مرا بگیر
خورشیدِ آسمان شب ِ روشنم غزل
مردانه پای عهد تو هستم نگو به من
در امتحان عاشقی ات یک مردم غزل

چند روزی منتظر ماندم تا ( غزلم ) بتواند این شعر را بخواند ولی نفس کشیدن برایش دشوار شده و قلب ضعیفش تاب نشستن ندارد و...... دوستدارم دخترم غزل ( تو رو جان عزیزی که داری براش دعا کنید  :ttt1) cryyy!cryyy!cryyy!:heart::heart:


مهم نیست که تو واقعا گریه کنی. مهم این است که تماشاگران فکر کنند تو داری گریه می‌کنی. اینگرید برگمن
۱۷-۷-۱۳۹۰ ۰۴:۱۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, مگی گربه, ژان والژان, بهزاد کازابلانکا, بهمن مفید, نیومن, کاترین جویس
دن ویتو کورلئونه آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 480
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 22


تشکرها : 959
( 4075 تشکر در 454 ارسال )
شماره ارسال: #31
RE: فی البداهه ها

(۱۷-۷-۱۳۹۰ ۰۴:۱۳ عصر)الیشا نوشته شده:  

چند روزی منتظر ماندم تا ( غزلم ) بتواند این شعر را بخواند ولی نفس کشیدن برایش دشوار شده و قلب ضعیفش تاب نشستن ندارد و...... دوستدارم دخترم غزل ( تو رو جان عزیزی که داری براش دعا کنید  :ttt1) cryyy!cryyy!cryyy!:heart::heart:

آه دوست عزیزم ...

من و همه دوستان کافه برای بهبود هر چه سریعتر غزل عزیز دعا می کنیم ...

خداوند لطفش را  بیش از پیش شامل حال ما گرداند و  دعا و درخواستمان را اجابت فرماید ...

الهی آمین ...

یا حق ...


من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
۱۷-۷-۱۳۹۰ ۰۴:۲۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : الیشا, بانو, راتسو ریــزو, مگی گربه, اسکارلت اوهارا, چارلز کین, ژان والژان, کاترین جویس
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
***

ارسال ها: 131
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 15


تشکرها : 463
( 894 تشکر در 126 ارسال )
شماره ارسال: #32
اسم یار من غزل

(۱۷-۷-۱۳۹۰ ۰۴:۱۳ عصر)الیشا نوشته شده:  

خورشیدِ آسمان شب ِ روشنم غزل

:heart:

دردنامه ی شما را خواندم و اندوه شما را با همه ی وجود احساس کردم.

کاری از من و دوستان بر نمی آید جز آرزوی سلامتی شما و غزل شما.

این سروده را سال ها پیش، بیش از پانزده سال پیش گفته ام و آن را به نام غزل شما، به همراه همه ی بچه های کافه زمزمه می کنم و آرزو می کنم تا هر چه زودتر غزل، بهبود یابد و شادی و شادابی را به کلبه ی شما بازگرداند. 

:heart:"غزل":heart:

اسم يار من غزل  اسم نگار من غزل

روزگار من غزل  ليل و نهار من غزل

 

لب غزل دريا غزل  شور دل شيدا غزل

شب غزل سودا غزل  صبح بهار من غزل

 

تن غزل مسكن غزل  باغ و گل و گلشن غزل

دشت را دامن غزل  دامان يار من غزل

 

دل غزل حاصل غزل  مقصود آب و گل غزل

بحر را ساحل غزل  دريا كنار من غزل

 

شور ناز من غزل  شمع نياز من غزل

برگ و ساز من غزل  نقش و نگار من غزل

 

باز مي گويم غزل  با ناز مي گويم غزل

راز مي گويم غزل  در دهر كار من غزل

 

آسمان من غزل  سودای جان من غزل

مهربان من غزل  آموزگار من غزل

 دست های غزل را توی دست هایتان بگیرید و به چشم هایش خیره شوید و نرم نرم این بیت ها را در گوشش زمزمه کنید و یادتان باشد دل همه ی بچه های کافه پیش شما و نگران غزل شماست.


دوست دارِ شما: کاپیتان
۱۷-۷-۱۳۹۰ ۰۵:۴۳ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : الیشا, بانو, راتسو ریــزو, دزیره, اسکارلت اوهارا, سروان رنو, ژان والژان, بهزاد کازابلانکا, کاترین جویس
الیشا آفلاین
عاشق اینگرید برگمن

ارسال ها: 104
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۹۰


تشکرها : 4486
( 1052 تشکر در 104 ارسال )
شماره ارسال: #33
RE: اسم یار من غزل

(۱۷-۷-۱۳۹۰ ۰۵:۴۳ عصر)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

(۱۷-۷-۱۳۹۰ ۰۴:۱۳ عصر)الیشا نوشته شده:  

خورشیدِ آسمان شب ِ روشنم غزل

:heart:

دردنامه ی شما را خواندم و اندوه شما را با همه ی وجود احساس کردم.

کاری از من و دوستان بر نمی آید جز آرزوی سلامتی شما و غزل شما.

این سروده را سال ها پیش، بیش از پانزده سال پیش گفته ام و آن را به نام غزل شما، به همراه همه ی بچه های کافه زمزمه می کنم و آرزو می کنم تا هر چه زودتر غزل، بهبود یابد و شادی و شادابی را به کلبه ی شما بازگرداند. 

:heart:"غزل":heart:

اسم يار من غزل  اسم نگار من غزل

روزگار من غزل  ليل و نهار من غزل

 

لب غزل دريا غزل  شور دل شيدا غزل

شب غزل سودا غزل  صبح بهار من غزل

 

تن غزل مسكن غزل  باغ و گل و گلشن غزل

دشت را دامن غزل  دامان يار من غزل

 

دل غزل حاصل غزل  مقصود آب و گل غزل

بحر را ساحل غزل  دريا كنار من غزل

 

شور ناز من غزل  شمع نياز من غزل

برگ و ساز من غزل  نقش و نگار من غزل

 

باز مي گويم غزل  با ناز مي گويم غزل

راز مي گويم غزل  در دهر كار من غزل

 

آسمان من غزل  سودای جان من غزل

مهربان من غزل  آموزگار من غزل

 دست های غزل را توی دست هایتان بگیرید و به چشم هایش خیره شوید و نرم نرم این بیت ها را در گوشش زمزمه کنید و یادتان باشد دل همه ی بچه های کافه پیش شما و نگران غزل شماست.

با سلام خدمت شما کاپیتان اسکای عزیز

از دوستان عزیزی که با ارسال نظرهایشان این حقیر را مدیون محبت خود میکنند سپاسگزارم.:ttt1:ttt1:ttt1:ttt1


مهم نیست که تو واقعا گریه کنی. مهم این است که تماشاگران فکر کنند تو داری گریه می‌کنی. اینگرید برگمن
۱۷-۷-۱۳۹۰ ۰۶:۱۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, بانو, ژان والژان, نیومن, کاترین جویس
راتسو ریــزو آفلاین
پیانیست کافـه
***

ارسال ها: 80
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 20


تشکرها : 662
( 931 تشکر در 72 ارسال )
شماره ارسال: #34
RE: فی البداهه ها

الیشای عزیز

من نیز ، چون دیگر کافه نشینان آرزوی بهبودی غزل را دارم. امیدوارم که خداوند دعای همه بچه های کافه را قبول کند، تنها کاری که از دستهای ناتوان چون منی بر می آید دعاست. به امید روزی که لبخندی عمیق وجود شما را در برگیرد.

راتسو


تکرار می کرد: نمی شود کاری اش کرد... نمی شود کاری اش کرد...
خیلی خنده ام گرفت، انگار چیزی هست که بشود کاری اش کرد
. زندگی در پیش رو - رومن گاری
۱۷-۷-۱۳۹۰ ۰۸:۵۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : الیشا, اسکارلت اوهارا, سروان رنو, کاپیتان اسکای, مگی گربه, ژان والژان, بانو, کاترین جویس
الیشا آفلاین
عاشق اینگرید برگمن

ارسال ها: 104
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۹۰


تشکرها : 4486
( 1052 تشکر در 104 ارسال )
شماره ارسال: #35
RE: فی البداهه ها

با سلام خدمت شما سروران عزیز :ttt1:heart:

امروز صبح دخترم غزل دیگه از خواب  بیدار نشد cryyy!cryyy!cryyy!cryyy! زنگ زدم به دکتر امد دید غزل برای همیشه خوابیده ساعت 9:45 دخترم پرپر شد آخرین شعر انجا میگم .

از همه بچه های کافه که تویی این دو روز به من حقیر دل داری دادین سپاسگذارم هر بدی خوبی از من دیدن به بزرگی خود ببخشید cryyy!cryyy!

از لحظه ی رفتن به خواب سرد بی من غزلcryyy!cryyy!:ccco

از بی من و بی ما شدن ترسیده بودی
در غربت آغوش من خوابیده بودی
شبها چراغانی شدند در بوسه هایت
گفتم که ماه من تویی خندیده بودی
با زندگیم آمیخت گرمای حضورت
صد جرعه نور در قلب من پاشیده بودی
ازلحظه ی رفتن به خواب سرد بی من غزل
لبخند را روی لبم خشکیده بودی
از کی به تقدیر من این غم را نوشتی؟
cryyy!
از کی به روی چشم من باریده بودی؟
وقت دعا مثل اجابت سبز هستی
اما مرا باران درد زاییده بودی
این چند شب بی تو زمان تاخیر دارد
من را چنین غمگین پریشان دیده بودی؟

با تشکر از همه شما دوستان الیشا خداحافظcryyy!


مهم نیست که تو واقعا گریه کنی. مهم این است که تماشاگران فکر کنند تو داری گریه می‌کنی. اینگرید برگمن
۱۸-۷-۱۳۹۰ ۱۱:۲۶ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سناتور, کاپیتان اسکای, مگی گربه, ژان والژان, راتسو ریــزو, بانو, نیومن, کاترین جویس
siyavash1357 آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 102
تاریخ ثبت نام: مرد ۱۳۸۸
اعتبار: 4


تشکرها : 144
( 234 تشکر در 53 ارسال )
شماره ارسال: #36
RE: فی البداهه ها

(۱۸-۷-۱۳۹۰ ۱۱:۲۶ صبح)الیشا نوشته شده:  

با سلام خدمت شما سروران عزیز :ttt1:heart:

امروز صبح دخترم غزل دیگه از خواب  بیدار نشد cryyy!cryyy!cryyy!cryyy! زنگ زدم به دکتر امد دید غزل برای همیشه خوابیده ساعت 9:45 دخترم پرپر شد آخرین شعر انجا میگم .

از همه بچه های کافه که تویی این دو روز به من حقیر دل داری دادین سپاسگذارم هر بدی خوبی از من دیدن به بزرگی خود ببخشید cryyy!cryyy!

از لحظه ی رفتن به خواب سرد بی من غزلcryyy!cryyy!:ccco

از بی من و بی ما شدن ترسیده بودی
در غربت آغوش من خوابیده بودی
شبها چراغانی شدند در بوسه هایت
گفتم که ماه من تویی خندیده بودی
با زندگیم آمیخت گرمای حضورت
صد جرعه نور در قلب من پاشیده بودی
ازلحظه ی رفتن به خواب سرد بی من غزل
لبخند را روی لبم خشکیده بودی
از کی به تقدیر من این غم را نوشتی؟
cryyy!
از کی به روی چشم من باریده بودی؟
وقت دعا مثل اجابت سبز هستی
اما مرا باران درد زاییده بودی
این چند شب بی تو زمان تاخیر دارد
من را چنین غمگین پریشان دیده بودی؟

با تشکر از همه شما دوستان الیشا خداحافظcryyy!

خدا بهتون صبر بده


www.Thecinemania.com
۱۸-۷-۱۳۹۰ ۱۲:۱۷ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : الیشا, گرتا, کاپیتان اسکای, مگی گربه, ژان والژان, حمید هامون, راتسو ریــزو, بانو, رزا, کاترین جویس
دن ویتو کورلئونه آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 480
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 22


تشکرها : 959
( 4075 تشکر در 454 ارسال )
شماره ارسال: #37
RE: فی البداهه ها

(۱۸-۷-۱۳۹۰ ۱۱:۲۶ صبح)الیشا نوشته شده:  

با سلام خدمت شما سروران عزیز :ttt1:heart:

امروز صبح دخترم غزل دیگه از خواب  بیدار نشد cryyy!cryyy!cryyy!cryyy! زنگ زدم به دکتر امد دید غزل برای همیشه خوابیده ساعت 9:45 دخترم پرپر شد آخرین شعر انجا میگم .

با تشکر از همه شما دوستان الیشا خداحافظcryyy!

بسیار متاسف شدم و از صمیم قلب تسلیت میگم ...

خداوند متعال صبر بده ...

همین ...

یا حق ...


من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
۱۸-۷-۱۳۹۰ ۰۴:۴۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : الیشا, کاپیتان اسکای, مگی گربه, ژان والژان, حمید هامون, راتسو ریــزو, بانو, رزا, کاترین جویس
سناتور آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 140
تاریخ ثبت نام: ارد ۱۳۸۹
اعتبار: 6


تشکرها : 498
( 494 تشکر در 111 ارسال )
شماره ارسال: #38
RE: فی البداهه ها

(۱۸-۷-۱۳۹۰ ۱۱:۲۶ صبح)الیشا نوشته شده:  

با سلام خدمت شما سروران عزیز :ttt1:heart:

امروز صبح دخترم غزل دیگه از خواب  بیدار نشد cryyy!cryyy!cryyy!cryyy! زنگ زدم به دکتر امد دید غزل برای همیشه خوابیده ساعت 9:45 دخترم پرپر شد آخرین شعر انجا میگم .

از همه بچه های کافه که تویی این دو روز به من حقیر دل داری دادین سپاسگذارم هر بدی خوبی از من دیدن به بزرگی خود ببخشید cryyy!cryyy!

از لحظه ی رفتن به خواب سرد بی من غزلcryyy!cryyy!:ccco

از بی من و بی ما شدن ترسیده بودی
در غربت آغوش من خوابیده بودی
شبها چراغانی شدند در بوسه هایت
گفتم که ماه من تویی خندیده بودی
با زندگیم آمیخت گرمای حضورت
صد جرعه نور در قلب من پاشیده بودی
ازلحظه ی رفتن به خواب سرد بی من غزل
لبخند را روی لبم خشکیده بودی
از کی به تقدیر من این غم را نوشتی؟
cryyy!
از کی به روی چشم من باریده بودی؟
وقت دعا مثل اجابت سبز هستی
اما مرا باران درد زاییده بودی
این چند شب بی تو زمان تاخیر دارد
من را چنین غمگین پریشان دیده بودی؟

با تشکر از همه شما دوستان الیشا خداحافظcryyy!

یعنی واقعا دوست گرامی غنچه نو شکفته شما پر پر شده.به خدا الان که این نوشته رو خوندم اشک تو چشام جمع شده.من و همه بچه های سایت رو در غم خودتون شریک بدونید.می دونم که احتمالا تا چند روز سراغ سایت نمیایید و شاید این نوشته رو هفته دیگه بخونید انشاا... خداوند متعال به شما و خانواده محترمتون صبر عنایت بفرماید.

۱۸-۷-۱۳۹۰ ۱۱:۵۱ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, مگی گربه, گرتا, ژان والژان, حمید هامون, راتسو ریــزو, بانو, ترومن بروینک, رزا, الیشا, کاترین جویس
مگی گربه آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 52
تاریخ ثبت نام: بهم ۱۳۸۹
اعتبار: 16


تشکرها : 2598
( 597 تشکر در 52 ارسال )
شماره ارسال: #39
RE: فی البداهه ها

الیشیای عزیز و بزرگوار ، واقعاً متاسفم، خیلی خیلی متاسفم......

ای کاش قادر بودم برایتان کاری کنم، می دانم که واژه هایم قدرت تسلی بخشی را ندارد ولی من و سایر

دوستان را در غم درگذشت فرزند عزیزتان شریک بدانید.

چشم هایمان با چشم های شما اشکبار، قلب هایمان نیز در غم بزرگتان اندوهگین.

با نهایت تاسف این ضایعه را صمیمانه تسلیت می گویم و از خداوند بزرگ برایتان صبر و شکیبایی می طلبم.


دنیا نمی تواند تکیه گاه عشق آدمی باشد؛ تکیه گاه واقعی عشق دل آدمی است.
۱۹-۷-۱۳۹۰ ۰۴:۱۷ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سناتور, ژان والژان, حمید هامون, راتسو ریــزو, بانو, رزا, الیشا, ترومن بروینک, نیومن, کاترین جویس
رزا آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 94
تاریخ ثبت نام: مرد ۱۳۸۹
اعتبار: 27


تشکرها : 3304
( 929 تشکر در 92 ارسال )
شماره ارسال: #40
RE: فی البداهه ها

الیشای عزیز تسلیت میگم. خداوند به شما و خانواده گرامیتون صبر عطا کنه. روح غزلتون شاد و یادش گرامی و ماندگار.


گاهی ارزش واقعی یک لحظه را، تا زمانی که به یک خـاطره تبدیل شود، نمی‌فهمیم . .
۱۹-۷-۱۳۹۰ ۰۹:۳۸ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سناتور, ژان والژان, مگی گربه, حمید هامون, راتسو ریــزو, بانو, الیشا, ترومن بروینک, نیومن, کاترین جویس
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: