ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 5 رای - 4.2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
موسیقی اصیل
نویسنده پیام
سناتور آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 140
تاریخ ثبت نام: ارد ۱۳۸۹
اعتبار: 6


تشکرها : 498
( 494 تشکر در 111 ارسال )
شماره ارسال: #41
RE: موسیقی اصیل

(۲۴-۳-۱۳۹۰ ۰۷:۴۰ عصر)دن ویتو کورلئونه نوشته شده:  

به نقل از ویکی پدیا :

((خانم ملوک ضرابی (زاده ۱۲۸۹ خورشیدی در کاشان , درگذشته ۱۳۷۸ خورشیدی در تهران)

از سیزده سالگی فعالیت‌های هنری خود را آغاز کرد. وی مدتی نزد خواننده معروف، [اقبال آذر]] آواز را فراگرفت و صفحه‌هائی از او ضبط شد و از دیگر اساتیدش حسین طاهرزاده (دو سال)، حاجی‌خان ضربگیر (یک سال برای تنبک) بودند. با تأسیس رادیو، به آنجا رفت و در بعضی از برنامه‌ها شرکت می‌جست. ضرابی در نمایشنامه‌های جامعه باربد به‌سرپرستی مهرتاش همکاری داشت و در خواندن تصنیف و آهنگ‌های ضربی ماهر بود. از این بانوی خواننده صفحه‌های بسیاری باقی‌مانده که بهترین معرف هنری او است

ملوک ضرابی در سال ۱۳۷۸ در آپارتمان شخصی اش در سن ۸۹ سالگی زندگی را وداع گفت.))

همکاری ایشان با بزرگان موسیقی این سرزمین موجب شده تا از  ایشان اجراهای ماندگاری به یادگار بماند که میراث ارزشمندی برای موسیقی ایران محسوب میشود .

اولین اجرای تصنیف معروف (( مرغ سحر )) توسط این بانو اجرا شده و به دنبال محبوبیت آن توسط دیگر هنرمندان این مملکت نیز اجراهای متعددی را به دنبال داشت ...

یکی از ماندگارترین و معروفترین آثار اجرا شده توسط سرکار خانم قمرالملوک ضرابی (( آهوی وحشی )) ( چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را ... )) با شعر لسان الغیب حافظ شیرازی می باشد که بین علاقمندان به موسیقی اصیل ایرانی محبوبیت خاص خود را دارد . تقدیم به همه دوستان محترم کافه :

http://www.4shared.com/get/tzoZqxNW/Molo...ED8C.dc322

 (( چه خوش صيد دلم كردي بنازم چشم مستـت را

كه كس آهوي وحشي را ازاين خوش تر نمي گيرد


خدا را رحمي اي ليلي كه مجنون سر كويش

در ديگــــر نمي دانــد ره ديگــر نمـــي گيــــرد


با عاشقان بيدل تا چــند نـاز و عشـــوه

بر بيـدلان مسكيـن تا كـي جفـا و زاري


از عشقت اي نگارم در ســوز و التهـابم

گر حال من بداني دانم كه رحم آري


من هم به عشقت اي دل پابند و بيقرارم

 خـون شد دلم خدايا زين صبر و بيقراري ... ))

یا حق ...

من نمی خواستم این مطلب رو اینجا بزنم دوستان ببخشید.یک خاطره از بابای خدابیامرزم بود.قبل از انقلاب خدا بیامرز یه تاکسی داشت ،همون طور که می دونید ملوک ضرابی بیشتر درآمد خودش از راه خوندن رو به فقیر و فقرا می داد.بابام تعریف می کرد یه شب جمعه فکر کنم دم سلسبیل یه مسافر زدم یه خانم درشت هیکل در رو باز کرد اومد نشست صندلی جلو ،می گفت من اعتراض کردم گفتم خانم اگرالان افسر ببینه مسافر اومده صندلی جلو نشسته ماشینو می خوابونه و جریمه می کنه. بابام می گفت اون زنه با گردن کلفتی گفت ملوک ضرابی سبیل اون افسر رو دود میده که کسی جلوت رو بگیره.

۸-۴-۱۳۹۰ ۰۷:۳۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, بانو, دن ویتو کورلئونه, سم اسپید, مگی گربه, الیشا, گرتا, میثم, حمید هامون, Papillon
حمید هامون آفلاین
مرد آرام!
***

ارسال ها: 38
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 18


تشکرها : 1660
( 387 تشکر در 38 ارسال )
شماره ارسال: #42
RE: موسیقی اصیل

(۳۱-۲-۱۳۹۰ ۰۴:۲۴ عصر)دن ویتو کورلئونه نوشته شده:  

...... اکثر ما این ملودی زیبا رو با صدای مرحوم استاد غلامحسین بنان شنیدیم که الحق هم زیبا بوده  .......

(( تا بهار دلنشین آمده سوی چمن

ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن..........))

شاید برایتان جالب باشد که بدانید این ترانه اولین بار برای فیلم طوفان زندگی ساخته علی دریا بیگی در سال 1327 اجرا شد که جزو اولین فیلمهای ساخته شده در تاریخ سینمای ایران است و تا آنجایی که من اطلاع دارم فیلم در گیشه نیز شکست خورد.

مشخصات موسیقایی فیلم :

موسیقی: روح الله خالقی-ابوالحسن صبا

اعضای مطرح ارکستر : ضرب : حسین تهرانی-پیانو:مرتضی محجوبی

اجرای موسیقی : ارکستر انجمن موسیقی ملی به رهبری روح الله خالقی

با آثاری از : درویش خان-کلنل علینقی وزیری و روح الله خالقی

اشعار : رهی معیری

خوانندگان : استاد بنان و اعلم دانایی

تنظیم رقص قوچانی  : بدری ملاح

رقص : مادام اسکامپی و ماری نصیر زاده.

رقیه چهره آزاد و شوکت(ژاله) علو آشناترین عوامل غیر موسیقایی فیلم هستند که در نقشهای فرعی ظاهر شده اند

((مرجع: فیلمشناخت ایران - فیلم شناسی سینمای ایران 1309-1357 عباس بهارلو (غلام حیدری سابق!)-نشر قطره ))

۱۹-۵-۱۳۹۰ ۰۸:۱۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, اسکورپان شیردل, دن ویتو کورلئونه, مگی گربه, الیشا, گرتا, میثم, Papillon
حمید هامون آفلاین
مرد آرام!
***

ارسال ها: 38
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 18


تشکرها : 1660
( 387 تشکر در 38 ارسال )
شماره ارسال: #43
RE: موسیقی اصیل

اولین ترانۀ هایده، آخرین سرودۀ رهی معیری!

از اوایل تابستان آن سال می دانستم که (تجویدی) خواننده ای جدید کشف کرده است. خود او حرفی نمی زد. اما دوستم (فریدون) که مدیر فروش کارخانۀ مهندس ارجمند بود و با خانوادۀ این خوانندۀ جدید رفت و آمد داشت می گفت: تجویدی مشغول تعلیم دادن به خواهر مهستی است*، به گمان من اوج صدای این خانم به مراتب بیشتر از مهستی است و به زودی در سراسر ایران مشهور خواهد شد. یکی دوماه گذشت، شبی که با تجویدی (و اسدالله ملک و محجوبی) در فشم میهمان بودیم بعد از شام تجویدی را زیر سوال کشیدم.

-          شنیده ام خوانندۀ جدیدی کشف کرده ای؟

-          از کجا شنیده ای؟

-          از یک دوست که با خانوادۀ این خانم رفت و آمد دارد.

کمی سکوت کرد و بعد گفت:

-          چه استعدادهایی در گوشه و کنار این شهر عاطل و باطل مانده اند و ما خبر نداریم.

گفتم:

-          البته این افراد اکثرا به دلایلی حاضر نیستند قدم در عالم هنر بگذارند، مردم هنوز هم خوانندگان و نوازندگان را مطرب خطاب می کنند.

گفت: برحسب تصادف در یک مجلس میهمانی با این خانم آشنا شدم. اول خیال کردم اوهم مثل خیلی ها که ادعا می کنند صدایی دلنشین دارند ولی آوازشان در حد آدمهای معمولی است، می خواند. اما وقتی دهان باز کرد و یکی از آهنگهای مرا خواند، مات و متحیر سر جایم میخکوب شدم، آن حنجرۀ باز و صدای زنگ دار که در کمتر کسی یافت می شود یک لحظه مرا به یاد (قمر و روح انگیز) انداخت. خواستم همان دقیقه از او دعوت کنم تا در برنامه های رادیو شرکت کند اما به نظرم رسید که ممکن است همسرش و اعضای خانواده اش مخالفت کنند در حالیکه اینطور نبود، هم خود خانم و هم اعضای خانواده اش موافقت کامل داشتند و همان شب قول و قرارهایم را گذاشتم.

پرسیدم:

-          چه مدت طول می کشد تا او آماده شود؟

جواب داد:

-          شاید دوسه ماه.

بعد از آن هروقت در راهروهای رادیو با تجویدی روبرو می شدم می گفت: دیگر چیزی نمانده، به زودی یک تک خال بزرگ به زمین می زنم.

دو سه ماه بعد، گویا ماه اخر پاییز بود که شنیدم تجویدی می خواهد آخرین آهنگش را با صدای خوانندۀ جدید ضبط کند، با عجله به شورای موسیقی رفتم، تجویدی نبود اما گفتند که از ارکستر برای ساعت 10 شب دعوت شده است. برایم تعجب آور بود، معمولا ارکسترهای بزرگ برنامه برای ضبط برنامه های تازه از ساعت 7 در استودیوی بزرگ رادیو ایران حاضر می شدند. چون ضبط یک ترانه، ساعتها وقت می گرفت و گاهی به روزهای بعد موکول می شد.

شب، تا ساعت 8 نشستم و برنامه های صبح فردا را آماده کردم. در حیاط رادیو (اکبر مشکین) را دیدم که با (سروش) قدم می زد. او هم خبر داشت که قرار است تجویدی خوانندۀ جدیدش را امشب به استودیو بیاورد درضمن خبر مهم دیگری هم داشت که برای من خیلی جالب بود. می گفت: گویا امشب رهی معیری هم می آید تا شاهد ضبط آهنگی باشد که شعرش از اوست.

رهی مدتها بود که به علت بیماری به رادیو نمی آمد. او عضو شورای عالی موسیقی بود و خدمات او در تمام دورانی که در جلسات شورا شرکت می کرد مورد توجه قرار می گرفت زیرا در تصحیح اشعاری که در اختیارش می گذاشتند وسواس خاصی داشت و اجازه نمی داد اشعار سست و بی معنی به روی آهنگها گذاشته شود.

شب، اعضای ارکستر آمدند و تجویدی مدتی اصل آهنگ را با آنها تمرین کرد، بعد خوانندۀ جدید آمد، یک خانم خوش صورت و کمی چاق که همین مسئله اورا زنی میانسال معرفی می کرد.

هیچکس حرفی نمی زد، همه سکوت کرده بودند و منتظر آغاز ماجرا بودند، با این حال جای تردید نبود که تجویدی با ان سوابق درخشان هرگز دچار اشتباه نمی شود و می داند چه کسی را انتخاب کند.

ساعت نزدیک 11 شب بود که یک اتوموبیل جیپ جلوی در استودیوی شمارۀ 8 توقف کرد، رهی معیری مثل همیشه تمیز و مرتب از داخل آن بیرون آمد، دستمالی به دست داشت که سعی می کرد با آن نیمی از چهره اش را بپوشاند. آخر او از سرطان استخوان رنج می برد و نمی خواست کسانی که چهرۀ خندان و صورت باز و شفافش را دیده بودند، صورت تکیده و بیمارگونۀ اورا ببینند.

تازه ما متوجه شدیم که چرا ساعت 11 شب را برای اجرای برنامۀ موسیقی درنظر گرفته اند. این تقاضای رهی بوده که نمی خواسته است هنگامی به رادیو بیاید که دوستان و همکارانش هنوز مشغول به کار هستند. رهی در طول مدت بیماری اش، جز به چندتن از افراد فامیل هرگز به دوستانش اجازه نداد تا از او عیادت کنند.

با امدن رهی که گویا همه انتظارش را می کشیدند، ارکستر آمادۀ نواختن شد و خانم خواننده اولین آواز آزمایش خودش را خواند. براستی که صدایی دلنشین داشت و به قول تجویدی، حق مطلب را ادا می کرد. ترانۀ ((آزاده ام من)) در واقع آخرین ترانۀ رهی بود. ترانه ای که با آن ((هایده)) متولد شد، و در مدتی کوتاه شهرت و معروفیت را فراوانی پیدا کرد. از آن شب به بعد، تا روزی که ترانۀ ((آزاده ام)) از برنامۀ ((شما و رادیو)) پخش شدمن این خوانندۀ تازه نفس را ندیدم. روزی که به استودیو آمد تا قبل از پخش برنامه از خودش صحبت کند، چهره اش پریده رنگ به نظر می رسید، حتی موقع حرف زدن چند کلمه را جابجا کرد که البته در رادیو از این اتفاقات زیاد می افتد و هر اشتباهی قابل جبران خواهد بود مگر آنکه برنامه به طور مستقیم یا به قول معروف ((زنده)) پخش شود. هنگامی که به شهرت رسید و ترانه هایش که اکثرا از جهانبخش پازوکی بود بر سر زبان ها افتاد، رفته رفته روابطش با رادیو و رادیویی ها کمتر شد، به این صورت که مثلا برای شرکت او در یکی از برنامه های شما و رادیو می بایستی یکی دو هفته قبل زمان اجرای برنامه را تعیین می کردند وگرنه این خوانندۀ گرفتار و پرکار به این آسانی ها به دام نمی افتد.

به یاد دارم که یک روز قرار گذاشتیم هایده و مهستی، این دو خواهر هنرمند در یکی از برنامه های شما و رادیو شرکت کنند چون شایع شده بود که بین آنها شکرآب شده است. مسئولان رادیو، بنا به دلایلی می خواستند به این شایعات پایان بدهند و به همین جهت ترتیب اجرای آن برنامه را دادند.

روزی که قرار بود برنامه ضبط شود، مهستی آمد ولی هایده حاضر نشد، به او تلفن زدند. دلایلی آورد که ظاهرا قانع کننده نبود. مسئولان رادیو که از این (تمرد) ناخشنود به نظر می رسیدند دستور دادند تا نوارهای هایده به مدت سه ماه از شبکۀ سراسری رادیو پخش نشود و این در حقیقت یک ضربۀ کاری بود چرا که با عدم پخش ترانه های یک خواننده از رادیو، چه بسا که بسیاری از مردم نام آن خواننده را نیز به فراموشی بسپارند، به علاوه هر شعر و ترانۀ تازه ای که در صفحات گرامافون یا روی نوار ضبط می شد، برای اولین بار از برنامۀ شما و رادیو به گوش علاقمندان می رسید و این خود تضمینی بود برای فروش بیشتر صفحه یا نوار.

خوشبختانه هایده خیلی زود به اشتباهیی که مرتکب شده بود پی برد و دو هفته بعد، هر دو خواهر یعنی مهستی و هایده در برنامۀ شما و رادیو شرکت کردند و گفتگوی آنها، در آغاز برنامه، خیلی به دلها نشست.

هایده را، از آن پس گاه و بیگاه در راهروهای رادیو می دیدم و عجیب اینکه با هم سلام و علیکی هم نداشتیم. او که هرگز خیال نمی کرد من در کار تنظیم و اجرای برنامۀ شما و رادیو دخالتی داشته باشم، معمولا با (شاهرخ نادری) مسئول تهیۀ برنامه تماس می گرفت و کارهایش را از طریق او انجام می داد.

وقتی به نیویورک کوچ کردم، یک شب در خانۀ دوستی (دکتر م-ز) هایده را با محمد حیدری و داریوش و چند نفر دیگر دیدم. این دوست من یعنی همین (دکتر م-ز) مرد هنردوست و هنرپروریست. در خانه اش آرشیوی از ترانه های اصیل و قدیمی دارد که از ظلی و اقبال سلطان و تاج اصفهانی گرفته تا سعادتمند قمی و پروانه و هایده و مهستی و پوران و غیره را در آن می توان یافت.

از قضا یک روز من هم با شنیدن یکی از صفحاتی که در سال 1325 خوانده بودم دچار بهت و حیرت شدم. دکتر از روی آن صفحه نواری گرفته بود که من هم یک کپی آنرا دارم.

منبع: خاطراتی از هنرمندان – پرویز خطیبی** – انتشارات معین

*مهستی هم قبل تر توسط مرحوم رهی به تجویدی معرفی شده بود که داستان خواننده شدن او در کتاب بیژن ترقی به زیبایی آمده است.

** پرویز خطیبی: نویسنده ، ترانه سرا، کارگردان، فیلمنامه نویس و .... !

آزاده

با آنكه همچون اشك غم بر خاك ره افتاده ام من

با آنكه هر شب ناله ها چون مرغ شب سرداده ام من

در سر ندارم هوسي ،چشمي ندارم به كسي ،آزاده ام من

 با آنكه از بي حاصلي سر در گريبانم چو گل

شادم كه از روشن دلي پاكيزه دامانم چو گل

 خندان لب و خونين جگر مانند جام باده ام ، آزاده ام من

 يارب چو من افتاده اي كو؟      افتاده آزاده اي كو؟

تا رفته از جانم برون سوداي هستي

 آسوده ام آسوده از غوغاي هستي

گلبانگ مستي آفرين همچون رهي سرداده ام من

مرغ شب آهنگم ولي در دام غم افتاده ام من

خندان لب و خونين جگر مانند جام باده ام،  آزاده ام من


پی نوشت : وقتی که زمانی حدود یک ساعت با شوق و ذوق فراوان مشغول تایپ این متن بودم و دنبال فایلی از ترانه بودم متوجه شدم که متن فوق عینا در ویکی پدیا گذاشته شده.نمی دانم بخندم یا ناراحت باشم.........!

۲۲-۹-۱۳۹۰ ۰۹:۳۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پاشنه طلا, گرتا, سناتور, ژان والژان, میثم, بانو, پایک بیشاپ, دن ویتو کورلئونه, الیشا, مگی گربه, چارلز کین, Papillon, الیور هاردی, سروان رنو, کاترین جویس
دن ویتو کورلئونه آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 480
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 22


تشکرها : 959
( 4075 تشکر در 454 ارسال )
شماره ارسال: #44
RE: موسیقی اصیل

تجدید خاطره ای کنیم با غزلی ناب از سعدی به روایت جناب آقای جمال الدین منبری ...

هر بار شنیدنش از رادیو در دوران نوجوانی ، ما را در هر حال که بودیم مجبور به درنگ می کرد ... یادش بخیر ...

http://s1.picofile.com/file/7224190000/Y...o.wma.html

((  هر که دلارام دید از دلش آرام رفت

چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت


یاد تو می‌رفت و ما عاشق و بی‌دل بدیم

پرده برانداختی کار به اتمام رفت

ماه نتابد به روز چیست که در خانه تافت

سرو نروید به بام کیست که بر بام رفت

مشعله‌ای برفروخت پرتو خورشید عشق

خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت

عارف مجموع را در پس دیوار صبر

طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت

گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی

حاصل عمر آن دمست باقی ایام رفت

هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت

آخر عمر از جهان چون برود خام رفت

ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان

راه به جایی نبرد هر که به اقدام رفت

همت سعدی به عشق میل نکردی ولی

می چو فروشد به کام عقل به ناکام رفت ... ))

تقدیم به میثم  شوریده سر و حمید هامون بی دل !

یا حق ...


من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
۴-۱۰-۱۳۹۰ ۰۱:۲۸ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : گرتا, چارلز کین, الیشا, حمید هامون, بانو, Papillon, پایک بیشاپ, الیور هاردی, سروان رنو, میثم, کاترین جویس
الیشا آفلاین
عاشق اینگرید برگمن

ارسال ها: 104
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۹۰


تشکرها : 4486
( 1052 تشکر در 104 ارسال )
شماره ارسال: #45
RE: موسیقی اصیل

با سلام خدمت دوستان کافه:heart:

با تشکر از بانوی عزیز

تجدید خاطره ای کنیم از استاد ایرج:lovve:

آرشیو الیشا

[تصویر: 1324888833_865_e9968ce7a7.jpg]

الیکا خواجه امیری و استاد ایرج و احسان خواجه امیری

شرمنده بابت عکس حسش نبود روتوش کنم

شعر: من یه پرندم

من یه پرندم آرزو دارم تو باغم با شی
من یه خونه ی تنگ و تاریکم کاشکی تو بیای چراغم باشی
هر جا که باشم هر چی که باشم تو باید باشی
تا زنده باشم می میرم اگه از تو جدا شم
می میرم اگه از تو جدا شم
اگه تاریکم اگه روشنم اگه پاییزم اگه بهارم
تو رو دوست دارم
تو رو دوست دارم

مثل هر کسی که دوست می داره جسم و جونشو

مثل اسمونی که ستاره شو یا ستاره ای که اسمونشو
اگه تاریکم اگه روشنم اگه پاییزم اگه بهارم

تو رو دوست دارم

تو رو دوست دارم

مثل هر کسی که دوست می داره جسم و جونشو


من یه پرنده م ارزو دارم تو باغم با شی

من یه خونه ی تنگ و تاریکم کاشکی تو بیای با شی
هر جا که باشم هر چی که باشم تو باید باشی
تا زنده باشم می میرم اگه از تو جدا شم
می میرم اگه از تو جدا شم
اگه تاریکم اگه روشنم اگه پاییزم اگه بهارم
تو رو دوست دارم
تو رو دوست دارم


خواننده: ایرج

لینک دانلود


مهم نیست که تو واقعا گریه کنی. مهم این است که تماشاگران فکر کنند تو داری گریه می‌کنی. اینگرید برگمن
۴-۱۰-۱۳۹۰ ۰۷:۳۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, ژان والژان, Papillon, بهزاد کازابلانکا, پایک بیشاپ, حمید هامون, زاپاتا, دن ویتو کورلئونه, الیور هاردی, سروان رنو, میثم, کاترین جویس
دن ویتو کورلئونه آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 480
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 22


تشکرها : 959
( 4075 تشکر در 454 ارسال )
شماره ارسال: #46
RE: موسیقی اصیل

سلام بر دوستان ...

هر وقت که با خودم فکر میکنم اگر این سالیان طولانی سکوت جناب آقای گلپایگانی به سکوت نگذشته بود ، چه آهنگهایی می تونست به ذخایر موسیقی ایران اضافه بشه ، بی اختیار غمی بر دلم می نشینه ... صدایی کم نظیر و پر طنین ... صدایی که از همون دوران کودکی با گوش ما آشنا بود چرا که همدم خلوت های پدر بود این صدا ... و ظاهرا عشق به این صدا شد یک خصیصه موروثی برای ما ...

دعوت می کنم برای با هم شنیدن آهنگ ماندگار (( دریغا )) با صدای گلپای عزیز ...

به آهنگسازی جناب اقای بزرگ لشگری .

 http://s2.picofile.com/file/7227770428/Golpa_Darigha.mp3.html

(( خدایا خدایا

چرا از من او را گرفتی که ماتم بگیرم

من این سوی دنیا تو آن سوی دنیا

چرا درد خود کم بگیرم ...

ز روزی که رفته ز پیشم او نامه ننوشته

ز خاطر مگر برده او از دل یاد بگذشته

دریغا گذشته گذشته ...

خدایا همه هستی ام را گرفتی

همه هستی ام را تو یکجا گرفتی

اگر روزی از این قفس پر بگیرم

روم سر به پایش نهم تا بمیرم

و یا زندگی را من از سر بگیرم ... ))

برای عشق به صدای گلپا این آهنگ کاملا  دلیل دلنشینیست ... بخصوص وقتی که دلیل دیگری را هم برای شنیدن این آهنگ همراه کنی ... دلیلی به اسم : غم عشق ...

یا حق ...


من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
۸-۱۰-۱۳۹۰ ۱۲:۳۹ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : الیشا, ژان والژان, Papillon, میثم, بانو, حمید هامون, همشهری_میثاق, کاترین جویس
الیشا آفلاین
عاشق اینگرید برگمن

ارسال ها: 104
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۹۰


تشکرها : 4486
( 1052 تشکر در 104 ارسال )
شماره ارسال: #47
RE: موسیقی اصیل

با سلام خدمت شما سروران عزیز



بانو دلکش که از او به عنوان ملکه ترانه‌های ایرانی هم یاد می‌شود اگرچه پیش از وقوع انقلاب اسلامی در ایران زندگی پر جنب‌وجوش و مرفهی داشت، پس از انقلاب اما به گونه‌ای ناخواسته به انزوا رانده شد و برای گذران زندگی تنها به میهمانی‌های خصوصی راه می‌یافت. بانو دلکش سه سال پیش از مرگش چند کنسرت در اروپا و آمریکا برپا کرد و در آغاز هر کنسرت با دوستاران خود این طور سخن گفت:

«اول سلام عرض می‌کنم به تمام هموطنانم. امشب شب خاطرات است. شبی که با آهنگهای من تجدید خاطرات می‌کنید. من با شماها جوان بودم و با شماها پیر شدم و افتخار می‌کنم که امشب در جمع شما هستم.»

دلکش چهارشنبه شب ۱۱ شهریور ۱۳۸۳ در سن ۸۰ سالگی در بیمارستان مهر در تهران به مرگ طبیعی درگذشت. از تدفین او در قطعه هنرمندان بهشت زهرا جلوگیری شد و بنا به خواست فرزندش وی را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند

[تصویر: 1326617780_865_a485bb0b2a.jpg]

آهنگ عاشقم من:heart:

عاشقم من عاشقی بی قرارم
کس ندارد خبر از دل زارم
آرزویی جز تو در دل ندارم

عاشقم من عاشقی بی قرارم
کس ندارد خبر از دل زارم
آرزویی جز تو در دل ندارم
من به لبخندی از تو خرسندم
مهر تو ای مه آرزومندم
بر تو پابندم
از تو وفا خواهم
من ز خدا خواهم
تا به رهت بازم جان
تا به تو پیوستم
از هم بگسستم
بر تو فدا سازم جان


عاشقم من عاشقی بی قرارم
کس ندارد خبر از دل زارم
آرزویی جز تو در دل ندارم
من به لبخندی از تو خرسندم
مهر تو ای مه آرزومندم
بر تو پابندم
از تو وفا خواهم
من ز خدا خواهم
تا به رهت بازم جان
تا به تو پیوستم
از هم بگسستم
بر تو فدا سازم جان

خیزو با من در افقها سفر کن
دل نوازی چون نسیم سحرگاه
ساز دل را نغمه گر کن
همچو بلبل نغمه سر کن
نغمه گر کن
همچو بلبل نغمه سر کن

خواننده اصلی: زنده یاد دلکش

لینک دانلود

روحش شاد و یادش گرامیashk


مهم نیست که تو واقعا گریه کنی. مهم این است که تماشاگران فکر کنند تو داری گریه می‌کنی. اینگرید برگمن
۲۵-۱۰-۱۳۹۰ ۱۱:۲۹ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : نیومن, زاپاتا, گرتا, الیور هاردی, بانو, ژان والژان, Papillon, پاشنه طلا, سناتور, حمید هامون, دن ویتو کورلئونه, کاترین جویس
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: