ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 5 رای - 4.2 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا
نویسنده پیام
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
***

ارسال ها: 131
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 15


تشکرها : 463
( 894 تشکر در 126 ارسال )
شماره ارسال: #41
Rainbow RE: اینگرید برگمن و داستان گم شدن کلید از زبان مولانا

اندرحکایت گم شدن کلید (مک گافین) در داستان "بدنام" و جستن مردمان و نیافتن آن را و گشوده شدن راز سر به مهر به دست برگمن دانا!



....

روزگاری، فیلم سازی پاک بود
نام نیکش آلفرد هیچکاک بود


گفت با خود اینک آمد وقت آن
تا بسازم داستانی جاودان


باید اکنون ساختن "بدنام" را

تا نمایم جاودانه نام را


ساخت فیلم و جمله نوپرداز شد

ماجرای تازه ای آغاز شد


خود کلاسیک و قشنگ و ارجمند

فیلم بود، اما غنی از سر و پند


مثل جمله فیلم های او قشنگ

پر هیاهو، پر گهر، پر آب و رنگ


باز، مک گافین و راز پشت او

کَس تواند باز کردن مشت او؟


راز این "بدنام" قفلی بسته بود

یک کلید و عاشقی دل خسته بود


با کلید قصه آخر باز شد

قفل، اما قصه ای آغاز شد


ناگهان شد گم کلید داستان

گوییا افتد به چاه باستان


ولوله افتاد مک گافین چه شد؟

باعث این گم شدن، آخر که شد؟



قفل شد چون باز و در شد بازیافت

هیچکس دیگر کلیدش را نیافت

 

این چنین "بد نام" رازی سرد داشت

هیچکاک از این معما درد داشت


 از چه رو باید شود گم این کلید؟

از چه رو شد ناگهان خود، ناپدید؟


****


روزگار آمد گذر کرد و گذشت

پر شد و خالی شد از آن سرگذشت

کاش می شد داستان سرنوشت

با مداد آرزو از سر نوشت


این چنین هم، شیر در زنجیر شد

هیچکاک پرتوان هم پیر شد

آن همه ذوق و خیال آخر تمام

هر چه باشد قصه گردد والسلام


دوستانش پُرس پُرسان لب گزان

ای دریغ از این غروب و این خزان

باید اکنون کرد نامش را بلند

تا نیابد از گذشت جان گزند


پس نشستند و گمانه ها زدند

با رفیق و دوست چانه ها زدند

جشن شد آخر کلید گفت و گوی

بهردلجویی ز کام و نام اوی


جمع گشتند از زمین و از زمان

همرهان و دوستان هم زبان

دوستان کهنه، ناگه نو شدند

بهر خورشید زمان، پرتو شدند


آفتابِ هیچکاک آمد پدید

غصه ها از چهره ها شد ناپدید

هیچکاک آمد بدیل آفتاب

آفتاب آمد دلیل آفتاب


هان و هان آمد امید سینما

نِی بدون او نوا و نی نما

یک نظر کرد او به سوی مردمان

دید یاران را همه، پیر و جوان


تا بِرِگمن را میان جمع دید

خنده آمد بر لبان اینگرید

"روز وصل دوست داران یاد باد

یاد باد آن روزگاران یاد باد"

.

.

تا خوش آمد گوید از لطف، اینگرید

چون پرنده او به سوی سن پرید

.

چُست و چابک رفت او بر روی سن

واهمه کی داشت او از سال و سن

خنده بر لب، اینگرید، با آب و تاب

اوستاد خویش را کردی خطاب:

.

هان! من و تو قصه هایی داشتیم

پای دریا، رد پایی داشتیم

فیلم دریا بود و تو، خود، ناخدا

فیلم کی بود از تو و دریا جدا


اکشنی گفتی هراس آغاز شد

در به روی وَهم و رویا باز شد

تا که گفتی کات، دل ها دلهره

ترس می آمد به جان تا خرخره

جمله فیلم و فیلم سازان، مات تو

آفرین بر اکشن و بر کات تو

جمله سرگردان که مک گافین چه شد؟

قاتل و مقتول در کابین که شد؟


خنده برلبهات می آمد، قشنگ

بود در جیب تو مک گافین، زرنگ!

می کشیدی ناگهان آن را برون

جُمله مَست و واله و غرق جنون


آفرین! از مردمان می شد بلند

آلفرد در این میانه سربلند

آفرین و مرحبا و هلهله

شادی و شور و شعور و ولوله



لیک می دانم چرا در غصه ای

غصه داری در دلت از قصه ای

زین میان داری تو یک گم کرده ای

باید اکنون پاره سازم پرده ای


بایدش پاره نمود آن را و دید

این معما هست جانا یک کلید

دست شد در جیب و بیرون شد کلید

خنده آمد بر لب مردم پدید


"این شفای دست های سرد توست

این کلید آن دل پردرد توست"

اینگرید چون آلفرد را مات کرد

آخرین اندیشه اش را کات کرد


چون پرنده آمد و هم دوش شد

با مراد خویش هم آغوش شد

بوسه زد بر آن لبان بی قرار

گریه کرد آن سان که ریزد آبشار


آن زمان آن را به دست دوست داد

هر چه داری، خود فدای دوست باد


آلفرد چون مک گافین در کف بدید

غصه و غم از دلش شد ناپدید


گفت اینک وقت من گشته تمام

بایدم رفتن به سوی ناتمام


این کلید گنج فردای من است

آخرین راز من و پای من است

پای باید تا نهم من در گذار

رهگذارم رهگذارم رهگذار


دیگرم جانا به دنیا کار نیست

مرمرا در خاک فانی بار نیست

با گل و گل چهره و روی دگر

ساخت باید فیلم در سوی دگر

************

هدیه به هم کافه ای های ارجمند به پاس داشت روز درگذشت اینگرید برگمن

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

این شعر به تاريخ دوشنبه 7 شهريور 1390 به شماره سريال 141111 در وب سايت شعرنو امتیاز: 5.0 از 5 ثبت شد.


دوست دارِ شما: کاپیتان
۷-۶-۱۳۹۰ ۰۳:۳۶ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, پایک بیشاپ, بانو, اسکورپان شیردل, FONDA, اسکارلت اوهارا, الیشا, دن ویتو کورلئونه, دزیره, بهزاد کازابلانکا, سروان رنو, گرتا, کاپیتان هادوک, kramer, میثم, بهمن مفید, پاشنه طلا, کاترین جویس
اسکورپان شیردل آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 272
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۸۹
اعتبار: 23


تشکرها : 2733
( 2333 تشکر در 258 ارسال )
شماره ارسال: #42
RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا

 چند تا عکس از فیلم های اینگرید برگمن  به مناسبت سالگرد درگذشتش

اول از فیلم چراغ گاز-1944 (هنرپیشه مرد شارل بوایه است)

 

 

 

دو عکس از فیلم ملاقات-1964 (با آنتونی کوئین و ایرنه دمیک)

 

 

عکس بند انگشتی هم یک وال پیپره تقدیم به دوستدارانش

این هم بضاعت ما بود برای ادای دین به اینگرید عزیز 



فایل های ضمیمه بند انگشتی
   

هنر ، هنر است ؛ همانجور که آب ، آب است ؛ شرق ، شرق است و غرب ، غرب . اگر زغال اخته را مثل پورۀ سیب بپزید ، مزه اش بیشتر شبیه به آلو می شود تا ریواس . حالا بگویید چی فهمیدید؟!! "گروچو مارکس"

این روزها فقط دارم فیلم می بینم و فرصت نوشتن ندارم!
۷-۶-۱۳۹۰ ۰۸:۳۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : FONDA, گرتا, الیشا, کاپیتان اسکای, دزیره, بانو, سروان رنو, میثم, بهمن مفید, کاترین جویس
FONDA آفلاین
Hank Fonda
***

ارسال ها: 58
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۸۹
اعتبار: 7


تشکرها : 100
( 440 تشکر در 55 ارسال )
شماره ارسال: #43
RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا

شخصا در عالم سینما چهره ای اینچنین آرامش بخش مانند اینگرید برگمن تا حالا ندیده ام ...

.

.

"من فیلم های زیادی بازی کردم که مهم تر بودند ، اما فیلمی که مردم همیشه میخوان راجع بهش حرف بزنن ، اون یکی با بوگارته..."

.

۷-۶-۱۳۹۰ ۰۹:۴۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : گرتا, اسکورپان شیردل, الیشا, کاپیتان اسکای, سناتور, اسکارلت اوهارا, دزیره, بهزاد کازابلانکا, سروان رنو, میثم, بهمن مفید, کاترین جویس
اسکارلت اوهارا آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 25
تاریخ ثبت نام: مرد ۱۳۹۰
اعتبار: 16


تشکرها : 610
( 229 تشکر در 23 ارسال )
شماره ارسال: #44
RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا

(۷-۶-۱۳۹۰ ۰۱:۲۴ عصر)گرتا نوشته شده:  

فیلم محبوب اینگرید برگمن "زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟" بود که وی تلاش زیادی کرد تا بتواند موفق به ایفای نقش در آن فیلم شود و وقتی در هنگام بازی در فیلم کازابلانکا با خبر شد که برای فیلم "زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟" انتخاب شده است، بی صبرانه منتظر آغاز بازی در آن فیلم بود.

با تشکر ازگرتای عزیز

به نظر من اینگرید به دلیل تاثیر شخصیت ارنست همینگوی بر وی، فیلم "زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟" را به کازابلانکا ترجیح می دهد.

وقتی که فاجعه های انسانی مثل جنگ و زلزله و ...... اتفاق می افتد،  ادبیات و به تبع اون سینِما هم اوج می گیرد. و اغلب از دل این فاجعه ها آثار زیبایی تولید میشوند. مثل کازابلانکا

انگار که اندوه باعث میشه تا احساسات صاحبان آثار شکوفا بشه.


کسانی که آرزوی موفقیت دارند باید سوالات مقدماتی دقیقی بپرسند" ارسطو"
۸-۶-۱۳۹۰ ۰۵:۳۴ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دزیره, گرتا, بهزاد کازابلانکا, میثم, کاترین جویس
گرتا آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 48
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 20


تشکرها : 831
( 686 تشکر در 46 ارسال )
شماره ارسال: #45
RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا

(۸-۶-۱۳۹۰ ۰۵:۳۴ صبح)اسکارلت اهارا نوشته شده:  

با تشکر ازگرتای عزیز

به نظر من اینگرید به دلیل تاثیر شخصیت ارنست همینگوی بر وی، فیلم "زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟" را به کازابلانکا ترجیح می دهد.

با تشکر از شما، با نظرتان موافقم. ارنست همینگوی از نویسندگان محبوب اینگرید برگمن و همچنین از دوستان وی بوده است که همانطور که شما اشاره کردید برگمن تحت تاثیر او قرار داشته است و به همین دلیل علاقه زیادی به فیلم زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟ داشته است. البته به گفته دوستان و نزدیکان اینگرید برگمن دلیل دیگر علاقه برگمن به آن فیلم حضور گری کوپر و بازی در کنار او بوده است.


چه پر شتاب فرو می ریزند شن های زمان، مگر آن هنگام که در سختی باشیم! (گوژپشت نتردام/1923)
۸-۶-۱۳۹۰ ۱۱:۰۰ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد کازابلانکا, الیشا, دزیره, اسکارلت اوهارا, سروان رنو, کاپیتان اسکای, میثم, بهمن مفید, سم اسپید
بهزاد کازابلانکا آفلاین
متولد کازابلانکا
***

ارسال ها: 837
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 36


تشکرها : 2001
( 3464 تشکر در 686 ارسال )
شماره ارسال: #46
RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا

(۸-۶-۱۳۹۰ ۱۱:۰۰ صبح)گرتا نوشته شده:  

(۸-۶-۱۳۹۰ ۰۵:۳۴ صبح)اسکارلت اهارا نوشته شده:  

با تشکر ازگرتای عزیز

به نظر من اینگرید به دلیل تاثیر شخصیت ارنست همینگوی بر وی، فیلم "زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟" را به کازابلانکا ترجیح می دهد.

با تشکر از شما، با نظرتان موافقم. ارنست همینگوی از نویسندگان محبوب اینگرید برگمن و همچنین از دوستان وی بوده است که همانطور که شما اشاره کردید برگمن تحت تاثیر او قرار داشته است و به همین دلیل علاقه زیادی به فیلم زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟ داشته است. البته به گفته دوستان و نزدیکان اینگرید برگمن دلیل دیگر علاقه برگمن به آن فیلم حضور گری کوپر و بازی در کنار او بوده است.

اینگرید توی یک مصاحبه گفته بعد از اکران زنگها ... مدل موی کوتاه او در این فیلم  مد روز شد و سرتاسر جهان از این مدل استفاده می کردند و  همینطور بازی کنار گری کوپر خیلی برای این بانوی بزرگ سینما جذابیت داشت

یکی از فیلمهایی که بسیار بر اینگرید تاثیر داشت حتی تا پایان عمر فیلم "استرومبولی" بود زندگی در یک منطقه دور از تمدن بدون وسایل ارتباطی بدون امکانات تاثیری نامطلوبی بر روحیه بانوی بزرگ سینما داشت که هیچگاه او را رها نکرد


تنهــا صداست کـه مـیمانــد
شهیده فروغ فرخزاد
۸-۶-۱۳۹۰ ۱۱:۱۳ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : گرتا, الیشا, دزیره, اسکارلت اوهارا, سروان رنو, میثم, کاترین جویس
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,083
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 32


تشکرها : 2619
( 4403 تشکر در 818 ارسال )
شماره ارسال: #47
RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا

خانم ها و آقایون ... مشرف فرمودید ... مشرف فرمودید ... لطف کردید ... محبت کردید ... [تصویر: 130fs1258263.gif]

ما خواستیم بریم سر مزار اما متوجه شدیم اینگرید اصلا مزار نداره ( کمثله مارلون براندو ) و وصیت کرده بوده که خاکسترش رو در دریاچه مقابل خونه دوران کودکی اش به آب بریزن .

(۶-۶-۱۳۹۰ ۱۰:۵۲ عصر)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

... اینگرید وقتی وارد یک صحنه می شه، احساس می کنم روحش عین شعاع نور، تمام صحنه رو پر می کنه و این برای یک بازیگر به راستی غیر عادیه! در مورد هیچ بازیگری همچین حسی نداشتم! 

بفرمایید . حالا هی بگید هاله نور اشتباه بوده.  من همیشه می گفتم که این دختر هاله نور داره ... حتی کاپیتان هم با اون عینک درشتش دیده .

(۷-۶-۱۳۹۰ ۰۳:۳۶ عصر)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

  دیگرم جانا به دنیا کار نیست ...  مرمرا در خاک فانی بار نیست

با گل و گل چهره و روی دگر ...  ساخت باید فیلم در سوی دگر

هدیه به هم کافه ای های ارجمند به پاس داشت روز درگذشت اینگرید برگمن

آقا واقعا دست مریزاد با این ذوق و شعر .  چه زیبا این جریان رو به نظم در آوردی .   اگر کسی فیلم این مراسم رو ندیده باشه نیم عمرش بر فناست. عشق و انسانیت و هنر , همه در یک سالن جمع شده است. ( = مراسم تقدیر از هیچکاک با حضور همه بازیگرانش  و دوستانش )

در مورد زنگ ها برای که به صدا در می آیند ( یا عنوان درست تر : ناقوس  برای که می نوازد ) نکته جالب موی کوتاه برگمنه. بیشتر بازیگرهای زن وقتی موی خودشون رو اینقدر کوتاه می کنن خیلی زشت و بدریخت می شن اما اینگرید با اینکه موها رو زده و به اقتضای نقشی که داره  یک قلم آرایش هم نداره و لباسهای وصله پینه ای هم پوشیده , باز جذاب و زیباست.

(۸-۶-۱۳۹۰ ۰۵:۳۴ صبح)اسکارلت اهارا نوشته شده:  

به نظر من اینگرید به دلیل تاثیر شخصیت ارنست همینگوی بر وی، فیلم "زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟" را به کازابلانکا ترجیح می دهد.

 درسته. برگمن و همینگوی دوستان خیلی خوبی بودن و اغلب با هم نامه نگاری داشتن. سر همین جریان ازدواج با روسلینی که  که روزنامه ها بیجا  تبدیل به جنجالی عجیب  کردن , یکی از معدود افرادی که با وجود جو سنگینی که ضد برگمن بوجود اومده بود  علنا ازش حمایت می کرد ارنست همینگوی بود. می گفت " من نمی دونم  این مطبوعات از جون این دختر چی می خوان ؟! "

یکی از فیلمهایی که بسیار بر اینگرید تاثیر داشت حتی تا پایان عمر فیلم "استرومبولی" بود

درسته. اصلا کلا اون جریان داستان زندگی اینگرید رو عوض کرد و باعث شد که 7 سال از بهترین سالهای عمرش رو از هالیوود دور باشه. توی کتاب زندگینامه اش , در گیر و دار درگیری رسوایی رابطه اش با روبرتو روسلینی , یکی از خبرنگارها وقتی اونو در استرومبولی می بینه اعلام می کنه " چشمان زیبای فیروزه ای برگمن که همیشه از شوق برق می زد دیگر فروغی ندارد و آن لبخند جادویی اش بر لبانش خشکیده است  "   

 البته خودش همیشه می گفت که هیچوقت به خاطرش پشیمان نیست. من فکر می کنم که اینگرید روحیه ماجراجویی زیادی داشت:  اولین سفرش به آلمان بود که با اینکه باردار بود , یکنفره از شوهرش خداحافظی کرد و رفت آلمان نازی تا سه تا فیلم بسازه. بعدش هم که یکنفره  هزاران کیلومتر مسافرت کرد تا بره یک فیلم آزمایشی برای دیوید سلزنیک در هالیوود بسازه در حالیکه شوهر و دخترش در سوئد بودند. خود اینگرید در کتابش میگه که بیشتر , از نامه هایی که هر روز براش می اومد ناراحت می شد. هزاران نامه از طرفداران , دوستان و مقامات بلند مرتبه که ازش می خواستن توبه کنه و برگرده آمریکا !  اون نامه معروف هاوارد هیوز هم بین این هزاران نامه بوده که اینگرید 15 سال بعد هنگام خونه تکونی پیداش می کنه و  ... اصلا فکرش رو بکنید که چقدر این جریان , جنجالی و مهم بوده که بحث به مجلس سنای آمریکا کشیده میشه !

 

راستی اینم لوگوی جدید سایت کافه سینما  که به مناسبت سالروز برگمن طراحی کرده. جالبه که به جای عکس های معصوم همیشگی , اینبار یک عکس اغواگر و شرور از اینگرید انتخاب کردن. احتمالا فهمیدن که اینگرید چه شیطون بلایی بوده و آنچنان هم معصوم و سر به زیر نبوده !


[تصویر: Ghelyon.gif]

پس نوشت:  سایت کافه سینما الان , یک مقاله در مورد اینگرید گذاشته که اینجا است. یک مطلب زیبا از خانم دنیا میرکتولی به مناسبت سالروز اینگرید برگمن . نقل قول های جالب همراه با عکس های دیدنی.

چند تا نقل قول خواندنی هم گذاشته از جمله :

او ترکیبی از زیبایی ناب، طراوت، نیروی زندگی و استعداد است که جمع شدن همۀ اینها در یک نفر، مثل گل دادنِ «گیاه قرن» به ندرت اتفاق می افتد.  واندا هیل / منتقد سینما

او بازیگری خارق العاده است. کازابلانکا را فقط به خاطر اینگرید برگمن سه بار پشت سر هم دیدم .مارلون براندو / بازیگر سینما


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۹-۶-۱۳۹۰ ۰۲:۵۳ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, اسکورپان شیردل, کاپیتان هادوک, دزیره, بهزاد کازابلانکا, الیشا, Classic, میثم, ژان والژان, اسکارلت اوهارا, ترومن بروینک, بهمن مفید, کاترین جویس
الیشا آفلاین
عاشق اینگرید برگمن

ارسال ها: 104
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۹۰


تشکرها : 4486
( 1052 تشکر در 104 ارسال )
شماره ارسال: #48
RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا

با سلام خدمت شما سروران چون مطلبی نداشتم در خور این بازیگر بزرگ یک خط شعر از خیام

اکنون که گل سعادت پر بار است

دست تو ز جام می چرا بیکار است

می خور که زمانه دشمنی غدار است

در یافتن روز چنین دشوار است

:ttt1:ttt1


مهم نیست که تو واقعا گریه کنی. مهم این است که تماشاگران فکر کنند تو داری گریه می‌کنی. اینگرید برگمن
۱۴-۶-۱۳۹۰ ۱۰:۳۰ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد کازابلانکا, دزیره, میثم, ژان والژان, ترومن بروینک, بهمن مفید, کاترین جویس
Classic آفلاین
صاحب کافه
********

ارسال ها: 699
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 18


تشکرها : 2030
( 3114 تشکر در 531 ارسال )
شماره ارسال: #49
RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا

اينگريد , اين فقط يه فيلمه !

گويا اين حرف را استاد هيچكاك به اينگريد گفته، وقتي ديد او بازي را زيادي جدي گرفته است. نصيحتي كه بعدها خودش به دخترش ايزابلا روسليني درباره بازيگري گفت: «آن را ساده بگير. صورتت را همين‌طور معمولي نگهدار، موسيقي و داستان پرش مي‌كنند!» نمي‌دانم اگر آن آسانسورچي باعث نمي‌شد كه اينگريد با آن تهيه‌كننده همه فن حريف، ديويد . او. سلزنيك آشنا و كشف شود چه بر سر فيلم «كازابلانكا» و «بدنام» و... مي‌آمد؟

نمي‌دانم تصور فيلم «كازابلانكا» چقدر بدون اينگريد برگمن عزيز و آن بدتركيب جذاب و تلخ- همفري بوگارت نمردني را مي‌گويم ! - معني دارد؟ آن صورت ساده و چشمان معصوم و حس تمام‌نشدني كه از دايره پوست و گوشتش بيرون مي‌زند و نمي‌شود كه از او چشم برداري، با آنكه به نظر كار عجيبي نمي‌كند. «به عقيده من مهم‌ترين خصوصيت لازم براي يك هنرپيشه اين است كه خيلي خوب بداند چطور هيچ كاري نكند.» اين را هم هيچكاك گفته و اينگريد به واقع چنين كرد. حتي در نقش «آليشا»ي فيلم بدنام. مسير زني الكلي تا عاشقيت و جاافتادگي و تلخ‌شد‌گي- چون ليمويي قاچ شده كه مانده روي دست عشق و وظيفه را نرم و باوركردني بازي مي‌كند. علاقه هيچكاك آنقدر به او زياد است كه مي‌خواست اين مدل افتخار، اين ستاره را بر سينه بزند و به خاطر او فيلم «برج جدي» را مي‌سازد. «من علاقه خاصي به آن رمان نداشتم و اگر به خاطر اينگريد برگمن نبود، خيال نمي‌كنم دست به ساختن اين فيلم مي‌زدم.» هرچند بعدا فكر مي‌كند اين كار بچگانه‌اي بود!

به قول همين رند انگليسي «هنرپيشگان زني كه شهرتي طولاني داشتند (دارند) هيچ جاذبه تمناگري به مفهومي كه امروز رايج است، ندارند، آنان موفقيت خود را تنها به استعداد و جذابيت طبيعي خود مديون هستند، آنان به طور لايتغير در نقش‌هايي ظاهر مي‌شوند كه از جذبه الهام بخشيدن و كمال بازي بهترين جنبه‌هاي انساني را مورد خطاب قرار مي‌دهد» و ادامه مي‌دهد كه «از نظر جسمي و روحي، هنرپيشه روي پرده امروزه، نبايد تنها دختري كاملا دلپذير باشد، او بايد در نگاه و صدايش زندگي داشته باشد. دوران هنرپيشه‌اي كه فقط تصويري نيكو داشته باشد سر آمده...» او هميشه دوست داشت به مو و سر و صورتش دست نزند. يعني دماغ و دهن و گونه‌اش مال خودش بود. از لنز‌هاي رنگين هم كمك نگرفت ولي هميشه رنگين ماند با آن همه فيلم‌هاي سياه و سفيدي كه بازي كرده!

چقدر تهيه‌كنندگان آمريكا زور زدند تا اسمش را هم عوض كنند و او زير بار نرفت و به نام برگمن بودن افتخار كرد و عاقبت هم در كنار استاد سينماي سوئد قرار گرفت و سونات پاييز را با هم نواختند.
اما عشق به غيرمتعارف بودن، اينگريد را به سمت «سفر ايتاليا» كشاند تا در كنار روسليني بزرگ عشق و جنجال را تا پاي طرد شدن در آمريكا به جان بخرد و باز گردد. اين يعني از تجربه نهراسيدن و تكرار نكردن و حتي شكستن چهره معصومش كه در فيلم «جكيل و مسترهايد» تصويري شد.
نمي‌دانم از سر تصادف- كه رهبر جهان است گويا- سه‌بار ازدواج كرد، سه بار جايزه اسكار برد و سه فرزند دارد؟!
مي‌گويند در 1915 متولد شدي و من تاريخ مرگت را به ياد نمي‌آورم. شايد برمي‌گردد به شناسنامه و شايد هم اعداد و ارقام نمي‌توانند گوياي عمر هنرت باشند از اين رو تو هنوز زنده‌اي. تولدت مبارك اينگريد عزيز!  :heart:

منبع : روزنامه شرق - نوشته محمد علی سجادی - 7 شهریور 1390

لینک :http://sharghnewspaper.ir/News/90/06/07/9735.html


اگر هنر نبود ، حقیقت ما را می کشت .
۱۵-۶-۱۳۹۰ ۰۲:۱۴ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : الیشا, کاپیتان هادوک, بانو, دزیره, میثم, سروان رنو, دن ویتو کورلئونه, ژان والژان, گرتا, بهمن مفید, کاترین جویس
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,083
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 32


تشکرها : 2619
( 4403 تشکر در 818 ارسال )
شماره ارسال: #50
RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا

همانطور که قبلا هم به اطلاع رسید , علاوه بر مراسم ما , مجلس یادبودی هم به همت بچه های کافه سینما در آدرس زیر برقرار است که دوستان می توانند ضمن مراجعه , نظرات و یادداشت خود را بنویسند. واقعا مطالب و عکس های دل انگیزی گذاشتن .  تبریک به خانم میرکتولی و برادران قادری ( حفظ الله سایتهم ) به خاطر این حسن سلیقه و عرض ارادات به سایر عزیزانی که از راه های دور قدم رنجه کردند و تشریف آوردند , از هالیوود , از رم , از پاریس , از لندن , از استکهلم , از هامبورگ , از ایران !  و ... .

لینک : مطلب در  کافه سینما


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۱۶-۶-۱۳۹۰ ۱۱:۴۸ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, اسکورپان شیردل, کاپیتان اسکای, الیشا, اسکارلت اوهارا, Classic, گرتا, بهمن مفید, کاترین جویس, ممل آمریکایی
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: