ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 4 رای - 3.25 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)
نویسنده پیام
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,293
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 43


تشکرها : 4219
( 7663 تشکر در 969 ارسال )
شماره ارسال: #361
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

سخت ترین روز سال همانا اولین روز کاری سال نو است.

اعصاب خردکن ترین هفته هم , هفته اول بعد از تعطیلات طولانی عید است.

تعطیلات نوروز فرصت خوبی بود که بیشتر به کارهای مورد علاقه (  یا مورد نفرت ! ) بپردازیم.

فیلم ببینیم , آدم هایی که دوست شان داریم یا ازشان متنفریم را ملاقات کنیم , در مهمانی ها غیبت کنیم و یاد قدیم بیفتیم و نوستالژی بازی در بیاوریم.

آرزوی سالی پر از شادی و پیروزی را برای همه هم کافه ای ها دارم.

امسال سال اسب است. خدا به خیر کند !


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۱۷-۱-۱۳۹۳ ۰۱:۱۱ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, اسکورپان شیردل, نیومن, مگی گربه, پرشیا, rahgozar_bineshan, کنتس پابرهنه, خانم لمپرت, جیسون بورن, Classic, بانو, BATMAN, اکتورز, شیخ حسن جوری, MELANIE HAMILTON, زرد ابری, کاپیتان اسکای, پیرمرد, گوست داگ
برو بیکر آفلاین
مشتریِ میزِ تهِ کافه
***

ارسال ها: 244
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۹۲
اعتبار: 23


تشکرها : 1612
( 3362 تشکر در 243 ارسال )
شماره ارسال: #362
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

با سلام خدمت دوستان بویژه دوست غایب مان زاپاتای عزیز:

دیروز با اطلاع رسانی منصور عزیز متوجه غیبت زاپاتای گرامی شدم. بسیار متاثر شدم .قبل از هرچیز لزوم یک هیئت سه نفره حل اختلاف با حضور دوستان قدیمی و ریش سفید و با تجربه در کافه کاملا احساس میشود.

مربع مدیریتی کافه وزین کلاسیک:

سرمایه های این فروم کاربرانش میباشند. دلگیری و اختلاف نظر و سلیقه هم نمک هر تالار گفتگویی میباشد. اما وجود یک هیئت با تجربه در راس چنین اختلافهایی میتواند بموقع با پا در میانی مانع بعضی از اتفاقات شود. زیرا همین اختلافهای ساده گاهی موجب دلخوری و شاید ترک یکی از کاربران از گروه شود.

دوستانی که در این کافه قلم میزنند و فعالیت میکنند همگی دارای یک عشق مشترک میباشند. عشق به نوستالوژی و یادآوری روزهای خوب گذشته. بعنوان کاربری که کمتر از 6 ماه می باشد که به جمع دوستان پیوسته ام خود را حقیر تر از آن میدانم که بخواهم نصیحتی کنم و یا در امور سایت دخالت کنم اما بعنوان یکی از اعضا نمی توانم در خصوص برخی از مسائل بی تفاوت باشم.

اما سخنی با زاپاتای عزیز:

به نوشته کلاسیک محترم در چت باکس استناد میکنم که نیاز به هیچ توضیحی ندارد. شخصا شخصیت شما را والاتر از آن می دارم که صرف یک کدورت بخواهید دوستان مجازی خود را در کافه ترک نمایید. و مطمئن هستم بزودی به احترام دوستان خود در اولین فرصت مجددا به جمع دوستان خواهید پیوست هرچند که از دلیل این کدورت بی اطلاعم.

از کادر مدیریتی و سایر دوستانی قدیمی که در جریان این کدورت میباشند نیز تقاضا میکنم تا با پادرمیانی مانع از ترک دوستان و کاربران فعال سایت شوند.

ارادتمند تمام دوستان

بروبیکر


جمعه حرف تازه ای برام نداشت - هرچی بود بیشتر از اینها گفته بود
۱۷-۱-۱۳۹۳ ۰۹:۰۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, سم اسپید, خانم لمپرت, سرهنگ آلن فاکنر, مگی گربه, پرشیا, اسکورپان شیردل, جیسون بورن, Classic, سروان رنو, برت گوردون, بانو, اکتورز, شیخ حسن جوری, BATMAN, زرد ابری, کاپیتان اسکای, پیرمرد
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,293
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 43


تشکرها : 4219
( 7663 تشکر در 969 ارسال )
شماره ارسال: #363
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

(۱۷-۱-۱۳۹۳ ۰۹:۰۲ عصر)برو بیکر نوشته شده:  

..لزوم یک هیئت سه نفره حل اختلاف با حضور دوستان قدیمی و ریش سفید و با تجربه در کافه کاملا احساس میشود...

با سپاس از بروبیکر عزیز ؛

 این هیئت در پشت صحنه کافه همیشه وجود داشته و دارد و در این مواقع تماس های شدیدی با این دوستان رنجیده خاطر برقرار می کند. در این مواقع حتی علاوه بر ریش سفیدانnnnn: ,  ریش سیاه ها  [تصویر: 4bhn7et.gif]و بدون ریش ها ( سه تیغه ها ) هم پادرمیانی می کنند که البته چون پشت صحنه هستند کسی از اقدامات آنها آگاه نمی شود. امیدواریم جناب زاپاتا , همانند خود امیلیانو زاپاتا محکم و پوست کلفت باشند و بیدی نباشند که با این بادها بلرزند. نباید به خاطر اظهارات یکی دو نفر , جمع بزرگ دوستان را رها کرد. به قول یک دولتمرد که در پاسخ به زبان درازی منتقدانش گفته بود:

به کوشش توان دجله را پیش بست        نشاید زبان بد اندیش بست

.

ریش سفیدان در حال مذاکره درباره چگونگی حل مشکل جناب زاپاتا


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۲۰-۱-۱۳۹۳ ۱۲:۵۵ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : برو بیکر, اسکورپان شیردل, ژان والژان, پرشیا, نیومن, Classic, سی.سی. باکستر, Papillon, جیسون بورن, سرهنگ آلن فاکنر, خانم لمپرت, مگی گربه, بانو, اکتورز, شیخ حسن جوری, پیرمرد
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,293
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 43


تشکرها : 4219
( 7663 تشکر در 969 ارسال )
شماره ارسال: #364
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

بار دیگر دست جنایتکار استکبار از آستین انگلیس بیرون آمد و انگلوساکسون های شکست خورده که به دلیل موشک باران لندن توسط V-2 ناامید گشته بودند اقدام به عملی ناجوانمردانه نمودند. ترور و آدم ربایی که در دکترین نظامی انگلیس مجاز شمرده می شود یکی از این اقدامات است. اینان وقتی که در جبهه جنگ شکست می خورند سعی در جبران آن از طریق ترور یا ربودن سران دشمن می کنند. نمونه های مستندی چون فیلم رومل را بکشید و شکار گرگ وجود دارد که سعی در ترور ژنرال برتر ما و پیشوای نازنین ما کردند که البته ناکام ماندند.

باخبر شدیم که ایادی انگلیس با همراهی کاپیتان اسکای  ملعون از تعطیلات نوروز سوء استفاده نموده و اقدام به ربودن یکی از سران کافه کرده اند. بانو که در خوش قلبی و مهربانی زبانزد همه عالم بود در روز هفتم فروردین جهت ملاقات و عید و بازدید از کافه خارج شدند و توسط تیم ترور Mi6 ربوده شدند. لازم به ذکر است که ایشان همواره با درخواست خود بدون محافظ رفت و آمد می کردند و ما حدس نمی زدیم که کار متفقین اینقدر گیر کند که دست به ربودن بانوان محترم بزند.

پیشوا بسیار از این خبر خشمگین شده اند و دستورات اکید دادند و تیم نجات اسکورزینی را مامور آزادی ایشان نمودند. ما نیز همینجا اعلام می کنیم که :

اگر یک نخ مو از سر بانو کم شود دیگر حتی به مرغ و خروس های انگلیسی هم رحم نخواهیم کرد و چنان بارانی از موشک های V-1 و V-2  بر سر بریتانیا خواهیم ریخت که حتی کرم های خاکی آنجا  هم نسل شان منقرض شود  [تصویر: hitler.gif]

 . همچنین شورای اطلاعات و امنیت کافه ( شاواک ) به هر گونه اطلاعاتی که منجر به فاش شدن محل نگهداری بانو شود پاداش یک میلیون رایشمارک اعطاء می کند.

هایل هیتلر

ستاد نابودی متفقین - شاخه رهاسازی بانو

.

کارت شناسایی بانو که توسط گشتاپو در گوشه خیابان شانزه لیزه پیدا شده است.


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۲۲-۱-۱۳۹۳ ۰۱:۱۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مگی گربه, برو بیکر, خانم لمپرت, کاپیتان اسکای, Papillon, برت گوردون, ژان والژان, نیومن, پرشیا, oceanic, BATMAN, Classic, بانو, مکس دی وینتر, جیسون بورن, اکتورز, شیخ حسن جوری, سی.سی. باکستر, حمید هامون, Flirtacia, زرد ابری, هانا اشمیت, پیرمرد
برو بیکر آفلاین
مشتریِ میزِ تهِ کافه
***

ارسال ها: 244
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۹۲
اعتبار: 23


تشکرها : 1612
( 3362 تشکر در 243 ارسال )
شماره ارسال: #365
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

سروان رنوی محترم

از آنجا که ارادت خاصی به بانوی محترم دارم و حضورشان بعنوان یکی از مدیران پاسخگو موجب دلگرمی و تداوم حضور بروبیکر در کافه گردید لذا تقاضای عضویت در گروه شاخه رها سازی بانو را کتبا اعلام می دارم.

اما پیشنهاد میکنم برای آنکه هرچه سریعتر سرنخی از محل حضور بانو داشته باشیم ستاد بحران در کافه تشکیل شود و یک عملیات تشکیلاتی با حضور سایر اعضا کافه برای یافتن بانو آغاز شود تا خدایی نکرده خدشه ای به هندسه مدیریتی کافه وارد نگردد و مربع مدیریت کافه مجدا تبدیل به مثلث مدیریتی نگردد.

در همین راستا پیشنهاد میکنم عملیات یافتن بانو از زمین و هوا و دریا آغاز شود و قبل از تشکیل ستاد بحران اتاق فکر کافه پایه ریزی گردد و حوزه عملیاتی کاربران و متعاقب آن شرح وظایف هر یک را مشخص کنید. به پیوست کاربران زیر برای حوزه های مختلف به شرح زیر پیشنهاد میگردد:

1 - بروبیکر : مسئول جستجو در کلیه زندانهای کشور (که اگر خدایی نکرده بانو بیگناه در اسارت باشد شناسایی شود)

2 - ناخدا خورشید : مسئول جستجو در کلیه حوزه های دریایی و اقیانوسها بویژه خلیج فارس

3 - کاپیتان اسکای : مسئول جستجو در حوزه هوایی و آسمانها نامبرده از زرد ابری هم میتوانند کمک بگیرند

4 - سید : مسئول جستجو در مساجد و کاروانهای راهیان نور (باتوجه به ایام فاطمیه احتمال اعتکاف بانو در مساجد نیز میباشد )

5 - زبل خان : مسئول جستجو در تمام شکارگاه های کشور

6 - اسکورپان شیر دل: مسئول جستجو در کلیه باغها و کوهها و دره ها (با توجه به فصل بهار و شکوفه در ختان گیلاس جستجو در دره شکوفه گیلاس در الویت باشد)

7 - آکتورز: مسئول جستجو در کلیه سینماها و استودیوهای فیلمسازی

8 - حمید هامون : مسئول جستجو در حوزه استانهای جنوب شرقی بویژه سیستان و بلوچستان و زاهدان و دفاتر رسمی طلاق

9 - اتان ادواردز: مسئول جستجو در کلیه موزه ها و اماکن تاریخی و مرکز حفظ آثار و میراث فرهنگی

10 - (با عرض معذرت از مدیریت کافه) classic: مسئول جستجو در کلیه کلاسهای درسی در مدارس

11 - خانم لمپرت : مسئول جستجو در کلیه دانشکده های ادبیات و مراکز حفظ و اعتلای زبان پارسی

12 - RAHGOZAR- BINESHAN: مستول جستجو در کلیه گذرگاهها و کوچه پس کوچه ها و پیاده رو ها.

13 - همچنین هیئتی متشکل از نانگیولا و الکتروپیانیست و Achilles و بولیت به سرپرستی دن ویتو کورلئونه جهت جستجو در کنسرتها و مراکز موسیقی ایجاد گردد

14 - پیشنهاد میگردد از کاربران تازه نفسی چون برت گوردون جهت جستجو در قمارخانه ها ( هرچند بانو اهل قمار نبود) و نسیم بیک جهت جستجو در گرگ دره نیز استفاده گردد.

15 - آی پی آخرین کانکت بانو در ساعت 4:52 بعدازظهر ششم فروردین در اختیار شرلوک جهت بررسی مقدماتی قرار گیرد(ضمنا یک ذره بین قوی و پیشرفته نیز بعنوان ابزار کار در اختیارشان قرار گیرد).

16 - از آنجا که عملیات جستجو با تاریکی هوا متوقف میشود عملیات جستجو از ساعت 12 شب به بعد به تیمی به سرپرستی شوالیه تاریکی کافه یعنی بتمن عزیز و آکتورز واگذار گردد

17- در پایان نیز نظر به نکته سنجی منصور عزیز کلیه کاربران یک نسخه از گزارش کار خود را جهت بررسی و تجزیه و تحلیل در اختیار منصور خان عزیز قرار دهند.

در مورد شخص خودتان (سروان رنو) میخواستم پیشنهاد سرکشی و تفتیش فرودگاههای کشور را به شما بدهم اما سابقه شما در فراری دادن افراد تحت تعقیب و زد و بند با امثال ریک بنده را مردد نمود لذا پیشنهاد می گردد ضمن سرپرستی ستاد بحران سرکشی به کلیه کلانتریها و پاسگاههای نیروی انتظامی  به خودتان واگذار گردد. ضمنا میتوانید سرپرستی واحد ضد اطلاعات را جهت دادن اطلاعات غلط به دشمنان کافه به oceanic واگذار نمایید.

همچنین بنده نمی دانم بانوی محترم مجرد بوده اند یا متاهل اما چنانچه مجرد باشند پیشنهاد میگردد اسکارلت اوهارا مسئول جستجو در مراکز همسریابی و ازدواج گردند.

همچنین ژان والژان عزیز بانو را به چشم کوزت ببینند و از هر کمکی در راستای یافتن بانو مضایقه ننمایند.

ضمنا پیشنهاد میگردد جستجو در کلیه ادارات بویژه ادارات و شرکتهای بیمه به سی سی باکستر و جستجوی نامحسوس در بین خلافکاران نیز به پایک بیشاپ و جستجو در گالریهای نقاشی و شرکتهای خودرو سازی به پرشیا و جستجو در حوزه ممسنی و کازرون به دایی جان ناپلئون واگذار گردد.

در مجموع هریک از عزیزان اطلاعی از بانو یافتند سریعا به سناتور محترم اطلاع دهند تا ایشان با اطلاع رسانی به موقع در کافه و سایر شبکه های اجتماعی کافه ای را از نگرانی به رهانند.


جمعه حرف تازه ای برام نداشت - هرچی بود بیشتر از اینها گفته بود
۲۴-۱-۱۳۹۳ ۱۲:۲۵ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, بولیت, ژان والژان, Classic, Papillon, خانم لمپرت, بانو, اسکارلت اُهارا, مکس دی وینتر, سرهنگ آلن فاکنر, اکتورز, مگی گربه, برت گوردون, شیخ حسن جوری, سی.سی. باکستر, سروان رنو, حمید هامون, شرلوك, rahgozar_bineshan, زرد ابری, هانا اشمیت
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*******

ارسال ها: 196
تاریخ ثبت نام: مرد ۱۳۸۸
اعتبار: 55


تشکرها : 7731
( 2947 تشکر در 173 ارسال )
شماره ارسال: #366
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

دوستان خوب و مهربانم سلام

از اینهمه لطف و بزرگواری شما خوبان سپاسگزار و شرمنده ام اگر نتوانستم تقریبا برای یک ماهی کافه باشم. اتفاقاتی پشت سر هم افتاد که متاسفانه حول و حوش بیماری پدر بود و یک زندگی خاصی که قرار بود هم به داد خودم برسم و هم خانواده و خلاصه تقریبا نه زمان کافی داشتم و نه دل و دماغ انجام هرگونه کاری جانبی را.... بهترین توصیف این است که کاملا روال زندگی ام از چرخۀ عادی خود خارج شده بود....

شکر خدا برطرف شد و امروز که توانستم آنلاین شوم از دیدن این ارسالها و تشکرهای دوستان، هم خیلی به سبکِ نگارشی همیشه شیرین رفقا خندیدم و دلم باز شد و هم احساس مسئولیتی مضاعف کردم... برای کافه برای بودنش برای اینهمه دوست نازنین و ارجمندم که همیشه زبانم از توصیف خوبیشان قاصر بوده و هست....

آرزو می کنم شایستۀ اینهمه خوبی شما باشم.

راستی محض دور نشدن از موضوع اصلی یعنی بحث شیرین ربایش! والله در میان آنهمه دغدغه خاصه مشکلات پدر، ناگهان ما را به زور طبق تقویم خواستند به محل کار، نربودند ولی گوآنتانامو را به عینه تجربه کردیم!!! اصلا تا دم کردن چای با خودمان بود، جواب رانندۀ لیفتراک و کامیون و جرثقیل هم به کنار.... و خلاصه در روزهایی که (منظور پنجم فروردین به بعد تا یازدهم است!) باید منزل می بودم و خیلی ذهن مشوش و ناراحتی هم داشتم؛ سر کار می نشستم یعنی ببخشید می دویدم و بعد به منزل که می رسیدم سانس دوم کار و نگرانی و دلهره در منزل آغاز می شد! آرزو کردم کاش ربوده می شدم!!!!! حداقل آدم تکلیفش با خودش معلوم است که اینها دشمنند ولی وقتی در شرکت همه به هم به نام همکار لبخند می زنیم، مرخصی رفتن بی معنا طولانیِ مدیر و کشیدن شما به زور به محل کار عین ظلم یا با پنبه سر بریدن معنا می دهد که خدا از سر تقصیراتشان ....گذرد!!!! ولی از شوخی که بگذریم، روزهای سختی را پشت سر گذاشتم، خدا برای هیچکس احساس بی پناهی و سردرگمی را نیاورد.... تجربه ای بود....!

بازهم شرمسار این غیبت طولانی و گم گشتگی ام هستم....

دوستتان دارم.

با مهر و سپاس بی پایان

بانو

۲۵-۱-۱۳۹۳ ۰۹:۰۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکارلت اُهارا, برو بیکر, مکس دی وینتر, oceanic, Classic, ژان والژان, پرشیا, BATMAN, کاپیتان اسکای, سرهنگ آلن فاکنر, جیسون بورن, اکتورز, اسکورپان شیردل, مگی گربه, برت گوردون, شیخ حسن جوری, Joe Bradley, خانم لمپرت, سم اسپید, سی.سی. باکستر, سروان رنو, حمید هامون, Papillon, MELANIE HAMILTON, rahgozar_bineshan, Jacques Clouseau, ادی فلسون, Flirtacia, زرد ابری, هانا اشمیت
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,293
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 43


تشکرها : 4219
( 7663 تشکر در 969 ارسال )
شماره ارسال: #367
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

<ژان والژان> رهايي بانوي مهربان، از چنگال اهريمن انگليسي را تبريك عرض ميكنم . از تلاش هاي سربازان گمنام كافه در عمليات رهايي گروگان (بانوي ارجمند) متشكريم..

<کاپیتان اسکای> بانو رسید و کافه، دل از غصه باز کرد/ این دوستان دلشده را سرفراز کرد/ یک باره تیر فتنه ی سروان به سنگ خورد/ والژان زغصه آتش صد کوره باز کرد

                                                                   * * *

در حالی که جهان می رفت به دلیل  ناپدید شدن بانو  ( حفظ الله اَبـیـها ) - که داستان اش در مرموزی  چیزی از هواپیمای مسافربری مالزی کم نداشت - آماده نبردی سمگین میان نیروهای خیر * و شر ** شود , بانو  چون فرشته ی صلح بر بام کافه نشست و  آتش جنگ جهانی سوم را فرو نشاند. همزمان نیروی شر که دست خود را از ادامه توطئه کوتاه می دید , نیروی جیش الکازابلانکا را جهت انهدام سرور کافه اعزام نمود اما خدا مـَکر آنان را به خودشان بازگردانید ... و الله خیر الماکرین ... 


کاپیتان دلخوش نکن ,  این فتنه ها خاموش کن /  راه صلح در پیش گیر , توطئه فراموش کن

گر جهانی را به جنگ ما گسیل داری بدان /  ما جهان را به زانو  آوریم , این آویزه ی گوش کن

کوره های ژان همیشه روشن و پر دود باد / من تو را پندی دهم , طیاره ات خاموش کن

* خیر= رایش کافه

 ** شر = انگلیس و کاپیتان و ایادی وابسته

                           بانو , پس از حل مشکلات سخت زندگی , دیروز  به کافه بازگشتند.


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۲۷-۱-۱۳۹۳ ۰۱:۴۵ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, مگی گربه, برو بیکر, oceanic, سی.سی. باکستر, اسکارلت اُهارا, سم اسپید, کاپیتان اسکای, بانو, برت گوردون, حمید هامون, خانم لمپرت, BATMAN, Papillon, اکتورز, Classic, سرهنگ آلن فاکنر, rahgozar_bineshan, Jacques Clouseau, زرد ابری
Jacques Clouseau آفلاین
بازرس کلوزو
*

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۹۱
اعتبار: 5


تشکرها : 210
( 655 تشکر در 69 ارسال )
شماره ارسال: #368
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

The Return of the Jacques Clouseau
خدمت همه هم کافه ای های عزیز و سروران گرامی سلام عرض می کنم و امیدوارم سال بسیار خوبی در پیش داشته باشین. این روزها که نزدیک به اعلام نتایج قرعه کشی ذاله یانکی ها برای کارت سبز! هستیم امیدوارم دوستانی که نام نویسی کردند هم بخت و اقبال باهاشون یار باشه و به آرزوهاشون برسن.

ارادتمند همه سربازرس ژاک کلوزو mmmm:


من به همه مظنونم و در عین حال به هیچکس مظنون نیستم
۷-۲-۱۳۹۳ ۱۲:۱۳ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, خانم لمپرت, بانو, Flirtacia, زرد ابری
Papillon آنلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 128
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۸۹
اعتبار: 21


تشکرها : 4825
( 966 تشکر در 101 ارسال )
شماره ارسال: #369
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

بسم رب الپیشوا و الصدیقین

دیروز بعد از ظهر برسم صله رحم خدمت یکی از همسنگران متعهد و وظیفه شناس ، قاضی ارشد ، جناب «ارنست یانینگ» بودیم . در این اثنای نامه ای محرمانه بدست ایشان رسید . ایشان پس از باز کردن نامه ( از آنجا که بنده حقیر محرم راز ایشان نیز هستم ) مسئله را با من در میان گذاشتند . نامه ای سرگشاده از طرف یکی از بستگان «اسکارلت اوهارا» خطاب به شخص «ارنست یانینگ» بود !

اسکارلت در این نامه خطاب به جناب یانینگ آورده است :

 ضمن اهدای سلام و احترامات ، پس از 7 ماه و 25 روز گرفتاری و زندانی شدن در آشویتس که باعث متلاشی شدن اوهامات و خیال پردازی ها و وعده های دروغین متفقین کافه از مخیله اینجانب شده است و بدین ترتیب دوستانم سروان رنو (32 ساله) ، ژان والژان (32 ساله) و پاپیون (23 ساله ) را ندیده ام و حتی صدایشان را نیز نشنیده ام و از مرخصی و هوا خوری هم محروم بوده ام . این در حالی است که تمامی دستورات ریاست محترم اردوگاه آشویتس ، جناب ژان والژان و همچنین قوانین دارالتادیب نامبرده را عینا اجرا کرده ام . حال از شما که مجتهدی عادل و قاضی القضات هستید ، تقاضای عاجلانه دارم پس از این همه گرفتاری دستور برخورداری اینجانب از رأفت نژادی ، عفو و گذشت در پرونده این نادم را امر به ابلاغ فرمایید با این وصف که اینجانب از کارهای کرده ام که بواسطه جوانی و توطئه دشمنان در منحرف کردن اینجانب بوده نادم و پشیمان هستم .

جناب یانینگ آهی بلند کشیدند و به فکر فرو رفتند و فرمودند : يخرج الحي من الميت

پرسیدم که منظورتان چیست ؟

فرمودند : «گاوروش» کوچک با آنکه در خانواده کفر و الحاد به دنیا آمد و در آغوش مربی عنود و گمراهی چون «تناردیه» پرورش یافت مع ذالك فروغ توحيد و ايمان به پیشوا و راهنماییهای جناب ژان والژان دل و جانش را روشن ساخت تا آنجا که در راه خدمت به پیشوا و رایش از دل و جان مایه میگزارد و مصداق کامل و استشهاد گویایی از آیه شریفه "يخرج الحي من الميت" گرديده است . اما اسکارلت با آن خلوص نژادی و پاکی طینت تبدیل به ضرب المثل پسر نوح با بدان بنشست ... گردیده و این از عجایب روزگار است که انسان از آن درس نمی گیرد !

در نهایت از ایشان پرسیدم که آیا امکانش هست که فرجی بشود و پیشوا ایشان را مورد عفو و بخشش قرار دهند زیرا که بارها از سروان رنو ( علی ذکره السلام  ) شنیده ام که پیشوا قلبی رئوف دارند !

ایشان فرمودند شاید با پادرمیانی های سر کار خانم «ژاندارک» که امروز با پیشوا در میدان پیشوای نازنین (شارل دو گل سابق) پاریس بمناسبت روز زن با هم دیدار دارند بشود اسکارلت را نجات داد . و این وظیفه را به من محول کردند که به استحضار بانو ژاندارک برسانیم .

اینجانب هم فی الفور رهسپار پاریس شده ومتاسفانه وقتی به میدان پیشوای نازنین پاریس رسیدیم پیشوا و ژاندارک در حال دیدار و گفتگو بودند . پیشوا در قامت شوالیه ای شجاع و با صلابت با ژاندارک در حال رایزنی و تبیین نقشه های جنگی برای حمایت و پشتیبانی سپاه ژاندارک برای حمله به انگلیس بودند .

 

پیشوا درایت ، شجاعت و اعتماد به نفس ژاندارک را در کسب اعتماد سرباز های ناامید فرانسوی و شکستن محاصره اورلئان توسط انگلیسیها را در طی جنگ های صدساله فرانسه با انگلستان را جسورانه و مثال زدنی دانستند و خاطر نشان کردند که امروز فرانسه دیگر تنها نیست و با ازدواج با آلمان به قدرتی لایتناهی دست یافته است و به حول قوه الهی کمر به نابودی انگستان بسته است.

ژاندارک هم فرمودند : من در همه امور به پیشوا توکل می کنم و اورا از ته قلبم دوست دارم .

بعد از دیدار ژاندارک با پیشوا به خدمت ایشان رسیدم و مسئله را با ایشان  در میان نهادم . ایشان فرمودند پاپیون جان قبل از شما قدیس میشل بر من ظاهر شدند و با صدای ملکوتی و مهربان خود داستان اسکارلت را برای من توضیح دادند . و خطاب به من گفتند که باید مسئله اسکارلت را با پیشوا در میان نهم و برای وی طلب عفو و بخشش کنم . ولی از آنجا که اسکارلت گناه بزرگی را مرتکب شده و به پیشوا از پشت خنجر زده است لذا باید با احتیاط عمل کرد زیرا حواستان را خوب جمع کنید که به اشتباه قضاوت نکنید، چرا که خودتان را در معرض خطر بزرگی قرار داده‌اید. من به شما هشدار می‌دهم، پس اگر پیشوا به خاطر این کار شما را مجازات کرد من وظیفه خودم را با اخطار به شما انجام داده‌ام. آخر چرا باید بدن پاک و سالم اسکارلت که هرگز آلوده نشد امروز باید  در کوره های ژان والژان بسوزد و تبدیل به خاکستر شود ؟؟؟

در نهایت فرمودند که من از پیشوا برای اسکارلت طلب بخشش می کنم باشد که اسکارلت مورد عنایت پیشوا قرار گیرند .

حال ببینیم خواست خدا چه خواهد بود ؟


اینکه یک نفر هم صاحب نظر هم تشکیلات دهنده و هم رئیس باشد کمیاب ترین امور این دنیا و عین بزرگی است « آدولف هیتلر »
۱۰-۲-۱۳۹۳ ۰۲:۵۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, کاپیتان اسکای, BATMAN, نیومن, خانم لمپرت, اسکارلت اُهارا, مگی گربه, بانو, سروان رنو, شرلوك, برو بیکر, oceanic, اکتورز, Flirtacia, Classic, FARCRY, زرد ابری, پیرمرد
اسکارلت اُهارا آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 43
تاریخ ثبت نام: مرد ۱۳۹۰
اعتبار: 21


تشکرها : 1341
( 467 تشکر در 42 ارسال )
شماره ارسال: #370
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

"این شگرد تازه را همه می دانند"

می دانیم که از آن جهت که در محافل بین المللی دیگر برای پیشوا آبرویی نمانده است ایشان می خواهند ما را ببخشند. نزدیکان پیشوا برای حفظ آبروی پیشوا شایعاتی مبنی بر پشیمانی اسکارلت ساخته و می خواهند بدین ترتیب اسکارلت را پیش روی عمل انجام شده قرار دهند. استفاده از شفقت ژاندارک و ابهت جناب ژان والژان نیز سیاست هویج و چماق است که دیگر فایده ای ندارد.نا گفته نماند، با این که ما از اعتقادات پیشین خود دست برداشته ایم، همچنان برای هم سنگران پیشین خود که قهرمانان بزرگی بودند احترام بسیاری قائلیم.

جناب ژان والژان: این مرد بزرگ که مدیریت کوره های آدم سوزی در اردوگاه های مخوف نازی را بر عهده دارد. ایشان مظهر استقامتند و هم اکنون نیز در کوره نماهای پیشوا همچنان سنگر خود را حفظ کرده اند.

همچنین پاییون شجاع: که عاشقانه به پیشوا خدمت می کنند.

و متخصص دلاور جنگ: سروان رنو که هر جا جنگ و خونریزی باشد، حضور دارند. ایشان شامه ی تیزی در تشخیص بوی خون و باروت دارند و هر جا روی کره زمین جنگی در گرفته باشد، رد پای سروان رنو در میان است.

وقتی اسکارلت شروع جنگ را از پشت پنجره دید و آن تصمیم انتحاری را گرفت، هیچ فکر نمی کرد زندگی اش این همه با جنگ گره بخورد و خودش هم مانند سربازان و حتی بیش از آنان درگیر جنگ شود.

cafeclassic4.ir

هنوز اشلی در چنگال دشمن اسیر است و هر روز که می گذرد ما بیشتر به اشتباهات قبلی خود پی می بریم و از این پشیمانی، پشیمان نخواهیم شد.

دوستان ما کاپیتان اسکای به همراه تیم حرفه ای پروازی با تجهیزات فوق پیشرفته ی خود ضربات سنگینی به نیروهای پیشوا وارد کرده اند و خبرها حاکی از زمین گیر شدن قوای نازی است.

همچنین متخصصان اینتلیجنس سرویس نیز خبرهای امیدوار کننده ای در خصوص محل مخفی نازی ها که گویا اشلی را در آن جا نگهداری می شود، یافته اند.

"با نیروی پرفروغ عشق در جنگ مقاومت خواهیم کرد و برای آزادی تا آخرین خون می جنگیم"

"زنده باد آزادی"


کسانی که آرزوی موفقیت دارند باید سوالات مقدماتی دقیقی بپرسند" ارسطو"
۲۰-۲-۱۳۹۳ ۰۳:۰۷ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, کاپیتان اسکای, برو بیکر, بانو, خانم لمپرت, MELANIE HAMILTON, Classic, Papillon, oceanic, شرلوك, اکتورز, شیخ حسن جوری, BATMAN, مگی گربه, Flirtacia, سروان رنو, FARCRY, زرد ابری
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,293
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 43


تشکرها : 4219
( 7663 تشکر در 969 ارسال )
شماره ارسال: #371
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

 فرود نشاندن کاپیتان طیاره را  در اوکراین و بحث و مناظره با سروان رنو  در باب عشق و جنگ .

[تصویر: pillowfight.gif]

این بحث در روز هفتم از برج گرم خرداد سنه 93 که سال اسب بود از جعبه پیام سه شنبه شب , از باب ثبت در تاریخ استخراج گردید. باشد که آیندگان عبرت گیرند که معمولا نمی گیرند.

ترتیب زمانی از پایین به بالاست

<کاپیتان اسکای> جوانمردی برای جوانمردان و رگبار هشت مسلسل آذرخش برای متجاوزان 
<سروان رنو> آخر چه کسی هشت مسلسل روی هواپیما می گذارد. چه خبر است ؟ کمی جوانمردی هم خوب است
<کاپیتان اسکای> جرات و جسارت می خواهد آن هم بسیار که از زیر رگبار هشت مسلسل اسپیت فایر گذر کنید.
<سروان رنو> آری. ما در حوزه منافع بریتانیا عمل نمی کنیم. پیشوا قدغن کرده اند 
<کاپیتان اسکای> یعنی جایی فتنه ای هست که رد پای سروان در آن نباشد؟ 
<کاپیتان اسکای> گفت قلب تشنه ی سروان را/ یا محبت پر کند یا تیر و توپ 
<سروان رنو> البته هدف ما مادی نیست بلکه حمایت از مظلوم در برابر ظالم است و لاغیر 
<سروان رنو> دلم هم کمی برای خوزه توره در کلمبیا تنگ شده که زمانی مرا دعوت کرده بود 
<کاپیتان اسکای> گفت چشم مرد دنیا دار را/ یا قناعت پر کند یا خاک گور
<سروان رنو> سر راه به پاکستان و افعانستان می رم تا دوستان قدیمی را که هنوز زنده اند ببینم 
<کاپیتان اسکای> آقا شما هم شده ای آن بازرگان داستان سعدی
<سروان رنو> بعد به تایلند خواهم رفت نه برای ماساژ که شنیده ام آنجا کودتای نظامی شده 
<سروان رنو> کاپیتانا . سپس عزم مصر دارم که " سیسی" مدد خواسته و بعد از آن دوباره به " اسد" سر خواهم زد
<سروان رنو> و از آنجا جانب اتیوپی شوم که شنیدم تجارت اسلحه سود فراوان دارد 
<سروان رنو> و آن یک سفر اینست که قصر نیجریه دارم که شنیدم بوی جنگ از آنجا برخاسته 
<کاپیتان اسکای> سفرت به خیر اما/ تو دوستی خدا را/ چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی/ به شکوفه ها به باران/ برسان سلام ما را 
<سروان رنو> باشه. بذار این قضیه اوکراین را تمام کنم دیگه می شینم گوشه حجره. فقط یک سفر در پیش دارم کاپیتان و بعد استراحت 
<کاپیتان اسکای> جنگ و کین توزی را رها کنید عشق شما را در بر می کشد. 
<سروان رنو> اختیار دارید. شما آن بالا بالاها ما این زیر میر ها .
<کاپیتان اسکای> سروان شما سر سلسله جنبان عشقید و به غمزه مسئله آموز صد مدرس، ... 
<کاپیتان اسکای> شما هزار کیلومتر فرار به جلو داشتید. کاش کمی تاریخ ناپلئون را خوانده بودید.
<سروان رنو> شما یک عشق خوب برای ما پیدا کن ما جنگ را رها می کنیم کاپیتان. 
<کاپیتان اسکای> عشق به جای خود اما جنگ! ... باید هم بال کاپیتان پرواز کنی تا ببینی جنگ هیچ چیز خوبی ندارد.
<سروان رنو> خیر. کدام شکست ؟ ما هزار کیلومتر در عمق خاک آنها بودیم و دو سال ماندیم. کدام شکست ؟ 
<کاپیتان اسکای> "تلافی نبرد مسکو" اولین بار است که اقرار به شکست می شنوم. پس قبول دار شده اید به شکست مفتضحانه در مسکو!
<سروان رنو> از عشق چیزی به ما نرسید اما خوشبختانه در جنگ چیزهای خوبی نصیب ما شد 
<سروان رنو> کاپیتان ! زیباترین و باشکوه ترین جلوه های زندگی را در عشق و جنگ می توان جست
<کاپیتان اسکای> باز دنبال فتنه راه افتادی/ .../ هنوز سوریه تمام نشده، سر به جان روس ها! 
<سروان رنو> نه. فعلا داریم تلافی نبرد مسکو را در اوکراین می کنیم. پدر روس ها را در آورده ایم 
<کاپیتان اسکای> دل تنگ صدای ملس اگزوزهای پرتوان اسپیت فایر نشده ای؟ 
<سروان رنو> درود بر کاپیتان و هواپیمای سقوط کرده اش. جای شما در اوکراین خالی ست 
<کاپیتان اسکای> درود بر سروان و توپ های ضد هوایی خاموشش

زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۷-۳-۱۳۹۳ ۰۱:۱۲ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, Papillon, BATMAN, اسکارلت اُهارا, کاپیتان اسکای, بانو, خانم لمپرت, Classic, مگی گربه, FARCRY, زرد ابری, اکتورز, برو بیکر, پیرمرد
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,293
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 43


تشکرها : 4219
( 7663 تشکر در 969 ارسال )
شماره ارسال: #372
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

حکایت شیخ و پیشوای ما و  طوفان امروز تهران و  فیلم آرماگدون 

دیشب بعد از مدت ها موفق به دیدن فیلم آرماگدون شدم. قبلا هم یکبار به صورت گذرا دیده بودم اما چون دوبله و زیرنویس خوبی نداشت مرا جذب نکرد. اینکه یک فیلم خوب آدم را جذب خود کند تابع شرایط روحی و امکانات فنی است که دیشب هر دو جور بود. شرایط روحی به دلیل جنگ ناموفق در اوکراین  و امکانات فنی هم به دلیل به دست آمدن یک نسخه  HD با زیرنویسِ خوب ترجمه شده محیا شد. خلاصه , فیلم را دیدیم و اینبار خوب درک کردیم و تحت تاثیر قرار گرفتیم. برخی سکانس ها با اینکه شعاری بود ولی کلیت فیلم آنقدر حرفه ای و تاثیر گذار بود که بعد از سالها اشک بر چشمان ما نشست.ashk شاید بعد از کازابلانکا و سکانس وداع برگمن از بوگارت در فرودگاه , اینچنین سنگ سراچه دل به الماسِ آب دیده  نـسفته بودیم ! ( برید معنی شو از سعدی بپرسید ! )  فیلمی بزرگ در حد هوش مصنوعی اسپیلبرگ با بازی درخشان بروس ویلیس که البته در زمان مناسب در مورد خود فیلم در تاپیک مناسب خواهم نوشت.

خلاصه چشمان ما نمناک و اشک جاری و دستمال کاغذی هم به راه. چون شنیده بودیم که اشک برای شستشوی چشم مفید است خودداری نکردیم و گوهر درخشانِ چشم ,  غلتان غلتان بر گونه و رخسار می غلتید.ashkغرق در کار بشر و آرماگدون آن بودیم که  ناگاه دستی بر پشت ما زد . بی اختیار برخاستیم. پیشوا (ص) بودند. فرمودند: در چه حالی هستی سروان ؟ . گفتم : هایل . گفتند: آزاد .  ادامه دادم: فیلم آرماگدون را حلاجی می کردم و بر عظمت آن و آنچه ممکن است باعث نابودی رایش هزار ساله گردد بیمناکم. پیشوا لبخندی زدند و مرا مورد تفقد قرار دادند و سپس فرمودند: " نگرانی شما بی مورد است سروان عزیز . نیازی به شهاب سنگ نیست. ما خود آرماگدونی خواهیم ساخت که کس را مانند این شهابسنگ برای رهایی از آن راه چاره ای نباشد. "

حاضران در تالار  شامل اس.اس و گارد محافظ تا این بشنیدند نعره ها زدند و سر به جنگل گذاشتند....


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۱۳-۳-۱۳۹۳ ۱۲:۳۷ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, خانم لمپرت, ژان والژان, پرشیا, oceanic, Classic, BATMAN, Papillon, اسکارلت اُهارا, مگی گربه, بانو, rahgozar_bineshan, زرد ابری, سرهنگ آلن فاکنر, شرلوك, اکتورز, برو بیکر, پیرمرد
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
***

ارسال ها: 197
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 21


تشکرها : 736
( 1687 تشکر در 181 ارسال )
شماره ارسال: #373
سروان رنو، کینگ جان می شود!

از آنجا که "هر جا فتنه ای هست سروان هم سرو کله اش همانجا پیدا می شود"، این بار آرزو و هوس سروان رنو سبب شد تا با تغییر قیافه بدل به کینگ جان اول شود و تلاش کند تا جای ریچارد شیردل را بگیرد.

با گرد آوردن مشتی مفتخور به قتل و غارت پرداخت و ثروت کلانی را به نام مالیات از مردم ستم دیده گرفت تا این که ناچار شدیم در برابرش بایستیم.

تقدیر اینگونه رقم خورده بود که دوباره در برابر هم قرار بگیریم. اینک تمام متفقین در جنگل شروود گرد هم جمع شده بودند تا در برابر تمام متحدین بایستند.

ما همه آماده بودیم تا با جان و دل، آتشی را که سروان از کینه و نفرت روشن کرده بود خاموش کنیم.

تا این که ریچارد شیردل سر رسید.

ما همه آماده همراهی با او بودیم.

سروان داشت آماده می شد که رخت پادشاهی بر تن کند.

سروان مست باده ی غرور شده بود حال آن که نمی دانست چه سرنوشت شومی در انتظار اوست.

که بناگاه ما سررسیدیم.

جنگ مغلوبه شد و سروان دستگیر شد.

سروان به عجز و لابه افتاد اما کارش تمام بود.

ما هم یک کار ناتمامی داشتیم.

و کاپیتان به خاطر شجاعت و فداکاری پاداش خود را گرفت.

زنده باد آزادی!

.

..

...

نکته: حجم مجموع تصاویر این ارسال بسیار پایین و در حدود 370 کیلوبایت است. 


دوست دارِ شما: کاپیتان
۱۴-۶-۱۳۹۳ ۱۱:۳۸ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : هانا اشمیت, پرشیا, خانم لمپرت, Classic, Papillon, سناتور, BATMAN, ژان والژان, سروان رنو, اکتورز, اسکارلت اُهارا, oceanic, پیرمرد, مگی گربه
اکتورز آفلاین
مشتری شیفت شب
***

ارسال ها: 313
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۱
اعتبار: 17


تشکرها : 1454
( 2197 تشکر در 300 ارسال )
شماره ارسال: #374
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

:heart: روز سینما گرامی باد :heart:

روز سینما را به همهء دوستان در کافه کلاسیک محفل عاشقان سینما تبریک میگویم .

21 شهریور برابر با 12 سپتامبر ( یک روز پس از واقعهء معروف 11/9 ).




ما هیـــــــــچ ، ما نگـــــــاه
۲۱-۶-۱۳۹۳ ۰۵:۰۷ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کنتس پابرهنه, کاپیتان اسکای, برو بیکر, هانا اشمیت, BATMAN, اسپونز, سرهنگ آلن فاکنر, حمید هامون, سناتور, شیخ حسن جوری, ژان والژان, مگی گربه
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: