ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 4 رای - 3.25 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)
نویسنده پیام
برو بیکر آفلاین
من اعتراض دارم
***

ارسال ها: 157
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۹۲
اعتبار: 18


تشکرها : 841
( 1593 تشکر در 156 ارسال )
شماره ارسال: #341
RE: نکات جالب ، خواندنی و دیدنی از سینمای کلاسیک

(۲۵-۹-۱۳۹۲ ۰۱:۳۰ صبح)منصور نوشته شده:  

من میدانم که:

1- طبق اصول ریاضیات قدیم یونان حاصل تقسیم "هرعدد بر صفر" مساوی است با بینهایت

2- طبق اصول ریاضیات دکارت حاصل تقسیم "صفر بر صفر" مساوی است با صفر و نه بی نهایت

عرض کنم خدمت شما حاصل تقسیم صفر بر صفر نه صفر میشود و نه بینهایت بلکه مبهم میباشد.(البته قبل از آن باید دانست که این صفر حدیه یا مطلق)

البته بین ریاضیدانان در این مورد اتفاق نظر وجود ندارد در ریاضیات هنگام تعریف عملگر تقسیم تعریف شده است که تقسیم در صورتی امکانپذیر است که مخرج ناصفر باشد. در تقسیم هر عدد بصورت مطلق تقسیم بر صفر مشروط بر اینکه صورت نا صفر باشد پاسخ بینهایت است. اما در تقسیم صفر بر صفر باید دید هم در صورت و هم در مخرج صفر حدیه یا مطلق. اگر صفر مخرج مطلق باشد پاسخ تعریف نشده و بعبارتی همان مبهم میباشد. اما اگر حدی باشه قضیه فرق میکنه

اما در مجموع در یک کلام در خصوص چنین مسائلی باید عرض کنم که ریاضیات علم نیست بلکه زبان علمه و سرشار از قراردادهایی است که باید با اگر و اما پذیرفت مثلا اگر چنین باشد پس جواب میشود این. و فراموش نکنید که ریاضیات هرگز نتونست بینهایت را توضیح بده. من اینجا گفتم بینهایت مساوی است با بینهایت و یکروز سر کلاس ساعتها با استادمون بحث میکردیم که حتی همین بینهایت هم با بینهایت مساوی نیست زیرا ارزش بینهایت مشخص نیست.


اینجا زمانی عکسی از خواننده محبوب و اعتراضی نسل من با زمینه سیاه قرار داشت با
جمله ای از ترانه مشهورش هفته خاکستری
جمعه حرف تازه ای برام نداشت - هرچی بود بیشتر از اینها گفته بود
۲۵-۹-۱۳۹۲ ۰۲:۲۷ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Papillon, ژان والژان, BATMAN, زرد ابری, سرهنگ آلن فاکنر
برو بیکر آفلاین
من اعتراض دارم
***

ارسال ها: 157
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۹۲
اعتبار: 18


تشکرها : 841
( 1593 تشکر در 156 ارسال )
شماره ارسال: #342
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

 

آخره پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!

 

عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت

 


روی تختت امشب ،

 

بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی ...
بشمار ، تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی ...
بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی ...

 

 

فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟!

 

 

جوجه ها را بعدا با هم میشماریم ...

عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت

 

 یک فروشگاه زنجیره ای در سن خوزه از ایالت کالیفرنیا که از چند روز قبل به پیشواز شب یلدای ما ایرانیان رفتند

 

عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت 

ویک نصیحت شب یلدایی:

ﺍﺯ ﭘﯿﮑﺎﻥ ۵۷ ﮐﻪ ﯾﮏ ﭘﺴﺮ 5 ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺳﺒﻘﺖ ﮔﺮﻓﺖ ,
ﻣﺎﺷﯿﻦِ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺍﻭﻥ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﺷﯿﻨﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺗﻨﺪﺗﺮ ﻣﯿﺮﻩ ...







گـــــاهی وقتا داشته های ما

آرزوی دیگـــــران است ...





اینجا زمانی عکسی از خواننده محبوب و اعتراضی نسل من با زمینه سیاه قرار داشت با
جمله ای از ترانه مشهورش هفته خاکستری
جمعه حرف تازه ای برام نداشت - هرچی بود بیشتر از اینها گفته بود
۳۰-۹-۱۳۹۲ ۰۷:۲۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, ژان والژان, کاپیتان اسکای, مکس دی وینتر, سرهنگ آلن فاکنر, شیخ حسن جوری, پرشیا, خانم لمپرت, سروان رنو, زرد ابری, الیزا دولیتل
ملانى آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 9
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۹۲
اعتبار: 2


تشکرها : 79
( 39 تشکر در 9 ارسال )
شماره ارسال: #343
Thumbs Up RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

دوستان عزيز سلا م   يك سؤال داشتم نمى دونستم كجا مطرحش كنم تا اينكه اينجا رو انتخاب كردم  ،من مى خوام توى ارسال هام عكس بذارم اما نميشه   اصلا copyنميشه ،نهايت عكس رو مى تونم تو فايل ضميمه (بند انكشتى)بذارم كه اندازه طبيعى نيست  لطفا راهنمايي كنيد كه من هم مثل بقيه بتونم عكس بذارم   راستى من با موبايل  هستم با رايانه امتحان نكردم {#smilies.huh}


فريادها را همه ميشنوند هنر واقعى شنيدن صداى سكوت است
۵-۱۰-۱۳۹۲ ۰۵:۲۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : برو بیکر, BATMAN
برو بیکر آفلاین
من اعتراض دارم
***

ارسال ها: 157
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۹۲
اعتبار: 18


تشکرها : 841
( 1593 تشکر در 156 ارسال )
شماره ارسال: #344
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

(۵-۱۰-۱۳۹۲ ۰۵:۲۶ عصر)ملانى نوشته شده:  

دوستان عزيز سلا م   يك سؤال داشتم نمى دونستم كجا مطرحش كنم تا اينكه اينجا رو انتخاب كردم  ،من مى خوام توى ارسال هام عكس بذارم اما نميشه   اصلا copyنميشه ،نهايت عكس رو مى تونم تو فايل ضميمه (بند انكشتى)بذارم كه اندازه طبيعى نيست  لطفا راهنمايي كنيد كه من هم مثل بقيه بتونم عكس بذارم   راستى من با موبايل  هستم با رايانه امتحان نكردم {#smilies.huh}

با سلام

شما به چند روش میتوانید اینکار را انجام دهید اما مطمئن ترین روش به اینصورت می باشد:

1 - ابتدا به لینک زیر بروید  http://cafeclassic4.ir/img.php

2 - سپس گزینه choose file را انتخاب کنید

3 - آدرس محل ذخیره عکس را وارد کنید

4 - روی گزینه آپلود کلیک کنید. آپلود سنتر به شما لینک url عکس مورد نظر شما را میدهد.

5 - عکس شما اکنون آپلود شده است حالا هنگام ارسال پست از ردیف دوم هدر بالا گزینه Insert/edit image  را انتخاب کنید و لینک عکس خود را وارد نمایید (برای انتقال لینک می توانید از کلیدهای فوری   Ctrl+C   و سپس Ctrl+V استفاده نمایید - البته فقط در سیستم عامل ویندوز)

عکس شما اکنون آماده نمایش در پست شماست.

ضمنا همچنان به مدیران سایت پیشنهاد میکنم یک تاپیک مستقل ایجاد نمایند جهت پاسخ به سوالات فنی کاربران در خصوص مشکلات فنی سایت و اینگونه سوالات در آن تاپیک مطرح شود


اینجا زمانی عکسی از خواننده محبوب و اعتراضی نسل من با زمینه سیاه قرار داشت با
جمله ای از ترانه مشهورش هفته خاکستری
جمعه حرف تازه ای برام نداشت - هرچی بود بیشتر از اینها گفته بود
۵-۱۰-۱۳۹۲ ۰۸:۳۸ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, ژان والژان, بانو, خانم لمپرت, سناتور, ملانى, BATMAN, مکس دی وینتر, سرهنگ آلن فاکنر, زرد ابری
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,254
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 41


تشکرها : 3760
( 7150 تشکر در 921 ارسال )
شماره ارسال: #345
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

(۵-۱۰-۱۳۹۲ ۰۸:۳۸ عصر)برو بیکر نوشته شده:  

ضمنا همچنان به مدیران سایت پیشنهاد میکنم یک تاپیک مستقل ایجاد نمایند جهت پاسخ به سوالات فنی کاربران در خصوص مشکلات فنی سایت و اینگونه سوالات در آن تاپیک مطرح شود

البته قبلا در اتاق بالای کافه در لینک زیر روش قرار دادن عکس کامل توضیح داده شده :

http://cafeclassic4.ir/thread-148-post-6...ml#pid6673

سیاست کافه بر پایه  ایجاز و خلاصه نویسی و تعداد کم تاپیک ها استوار است و باید از ایجاد تاپیک به هر مناسبت خودداری نمود. شلوغی و از هر موضوعی در کافه نوشتن مخالف جهان بینی ماست [تصویر: hitler.gif]


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۵-۱۰-۱۳۹۲ ۱۱:۰۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : برو بیکر, پینک فلوید, اسکورپان شیردل, ژان والژان, بانو, خانم لمپرت, سی.سی. باکستر, کاپیتان اسکای, Flirtacia, مکس دی وینتر, سرهنگ آلن فاکنر, BATMAN, زرد ابری, دایی جان ناپلئون, فورست
برو بیکر آفلاین
من اعتراض دارم
***

ارسال ها: 157
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۹۲
اعتبار: 18


تشکرها : 841
( 1593 تشکر در 156 ارسال )
شماره ارسال: #346
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

جناب اسکورپان شیردل

اضافه شدن شما را به کادر مدیریتی کافه کلاسیک تبریک عرض مینمایم.

امید است این اقدام باعث افزایش کیفیت و پویایی و جذابیت کافه گردد و زین پس شاهد تغییرات اساسی و بنیادی تری در سایت گردیم.

برایتان آرزوی موفقیت و سرافرازی می نمایم.


اینجا زمانی عکسی از خواننده محبوب و اعتراضی نسل من با زمینه سیاه قرار داشت با
جمله ای از ترانه مشهورش هفته خاکستری
جمعه حرف تازه ای برام نداشت - هرچی بود بیشتر از اینها گفته بود
۲۶-۱۰-۱۳۹۲ ۰۹:۲۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, BATMAN, سرهنگ آلن فاکنر, خانم لمپرت, بانو, حمید هامون, مگی گربه, زرد ابری, ژان والژان, سروان رنو, فورست, شیخ حسن جوری
الیزا دولیتل آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 19
تاریخ ثبت نام: دي ۱۳۹۲
اعتبار: 1


تشکرها : 131
( 110 تشکر در 15 ارسال )
شماره ارسال: #347
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

سلام !!!

میدونم که الان هیچکس نیست ولی میخواستم بگم هر کس یه سایت سراغ داره که توش فیلم سانسور شده باشه لطفابگه ممنون


هالیوود جایی است که هزاران دلار به دختری میدهند تا طبق انتظارها نمایش داده شود.
هزاران دلار برای یک بوسه و پنجاه سنت برای روح آن دختر من هزاران دلار گرفته ام اما هنوز از آن پنجاه سنت خبری نیست

مرلین مونروHeart
۴-۱۱-۱۳۹۲ ۰۹:۴۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,254
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 41


تشکرها : 3760
( 7150 تشکر در 921 ارسال )
شماره ارسال: #348
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

یکی دیگر از  توطئه های پیچیده متفقین ناکام ماند !

بسمه تعالی

به اطلاع ملت همیشه در صحنه کافه کلاسیک می رساند که سربازان گمنام کافه , بار دیگر توانستند به نیروهای اطلاعاتی متفقین رودست زده و آنها را در تور اطلاعاتی خود اسیر سازند. این توطئه که در قالب دوره های فیلم کلاسیک سینماتک تدارک دیده شده بود , درست 24 ساعت قبل از اجرا خنثی گردید. در همین راستا جمعی از خائنان و کافه فروشان دستگیر و مشغول بازجویی می باشند. به زودی ابعاد گسترده تری از این عملیات غرور آفرین اعلام خواهد گردید. عاملان این حرکت ددمنشانه قصد داشتند با  تبلیغ برگزاری دوره های نمایش فیلم های کلاسیک وبرگزاری دروغین  سانس فیلم , از علاقه پیشوا به فیلم جاودانی:ttt1  کازابلانکا    سوء استفاده کرده و ضمن دعوت پیشوا و سران کافه به سالن سینما , آنجا را به آتش بکشند. ( شبیه به سکانس آخر فیلم آشغال های دوست داشتنی Inglourious Basterds )

..... و اما شرح ماجرا .....:eee2

در 8 دیماه مقارن ساعت 5 عصر به وقت تهران یکی از نفوذی های حلقه متفقین ( کاربر معدوم Oceanic ) اعلام می کند  که یک دوره نمایش فیلم های کلاسیک تاریخ سینما در سینماتک پردیس قلهک برگزار خواهد شد. ( مدرک شماره 1 ) در لیستی کذایی , نام های خوش آب و رنگی مانند پدرخوانده , کازابلانکا , ترمیناتور , .... قرار داده شده بود. متعاقب آن یک فراخوان جهت دیدار دسته جمعی برای دیدن این فیلم ها در بخش فراموشخانه کافه اعلام گردید. ( مدرک شماره 2 ) . در حالیکه ما سرگرم تدارک کاروان راهیان کازابلانکا  جهت اعزام بودیم ,  حدود یک هفته قبل از نمایش این فیلم که در جدول مذکور تاریخ 11 بهمن ذکر شده بود , سازمان اطلاعات و امنیت کافه ( ساواک ) متوجه نکته عجیبی شد که از چشم طراحان توطئه جا مانده بود و آن اینکه به جای روز جمعه , روز چهارشنبه به عنوان 11 بهمن ذکر شده بود.shakkk! پس از رمزگشایی و کار شبانه روزی  روی انواع تقویم های میلادی , سلجوقی , اینکاها , آزتک ها و ... مشخص گردید کاسه ای زیر نیم کاسه می باشد. بلافاصله کلیه مکالمات Oceanic زیر نظر گرفته شد و پرده از رازی مخوف برداشته شد. Oceanic ِ  کافه فروش , مکالمات زیادی با MI6 , اینتلیجنس سرویس و همچنین منزل شخصی کاپیتان اسکای ( با نام مستعار لرد اسپیت ) داشته است  ...

همینجا اعلام می کنیم که این مشت محکمی به دهان متفقین بود.nnnn: و السلام .


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۱۱-۱۱-۱۳۹۲ ۰۲:۰۷ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کنتس پابرهنه, ژان والژان, خانم لمپرت, Papillon, بانو, برو بیکر, مکس دی وینتر, سرهنگ آلن فاکنر, Classic, کاپیتان اسکای, شیخ حسن جوری, اسکارلت اُهارا
oceanic آفلاین
بخشوده
***

ارسال ها: 48
تاریخ ثبت نام: مهر ۱۳۹۱
اعتبار: 5


تشکرها : 449
( 389 تشکر در 44 ارسال )
شماره ارسال: #349
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

درود بر شما

متاسفم

از شما و تمام کسانی که با این مشکل مواجه شدند عذر خواهی میکنم

این ضایعه، آن هم با چنین ابعادی جبران ناپذیر است.

قبل از ارسال این برنامه در دیماه، با سینما تک قلهک تماس گرفتم و از صحت اکرانها و چگونگی سانسورها و زیرنویسها اطمینان پیدا کردم.

حتی نسبت به ثبت نام شش ماهه اعتراض کردم. خانمی که مسئول بود فرمودند: آخه جایی این فیلمها رو اکران نمیکنن.(به جزئیات فیلمها اشاره کرد)

 نهایتا 

امروز که با این پست نازی مآبانه روبرو شدم. به سینما تک زنگ زدم. شرح ماجرا را بازگفتم و با تپانچه ای در دست سکوت کردم و در انتظار پاسخ ماندم. 

آقای آن پشت با اطمینانی تمام فرمودند: شما میتونید برنامه ماهانه رو فقط از سایت دانلود کنید

عجیبه ما چنین برنامه ای رو انتشار ندادیم، حتما کسی خواسته شوخی کنه، میتونید این برنامه رو برای ما ایمیل کنید؟، نه اقا مطمئن باشید من مسئول اینجا هستم، برای انتشار هر برنامه باید از وزارت ارشاد مجوز بگیریم، در حال حاضر میتونید برنامه این ماه رو دانلود کنید و ببینید شاید فیلمهای که دوست دارید در این برنامه باشه یا صبر کنید در ماه اینده اکران بشه کسی نمیدونه.............

نهایتا به این نتیجه رسیدم که بهتره طپانچه رو به سمت خودم هدف بگیرم

چون در این آب و خاک، معمولا، هر کسی عواقب اشتباهاتش را بعهده نمیگیرد.

در هر حال برای جبران این ضایعه دلخراش لطفا هر کسی که متضرر شده، از هر حیث، طی پیامی خصوصی مرا مطلع کند تا نسبت جبران این مهم پویا شوم

در ضمن از شما برای این اطلاع رسانی متشکرم.

برنامه ماه بهمن، امیدوارم واقعیت داشته باشد.


زندگی جذبه دستی است که می چیند
۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۰۱:۰۸ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, پرشیا, اسپونز, بانو, کنتس پابرهنه, کاپیتان اسکای, سروان رنو, ژان والژان, Papillon, خانم لمپرت, Classic
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,254
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 41


تشکرها : 3760
( 7150 تشکر در 921 ارسال )
شماره ارسال: #350
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

(۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۰۱:۰۸ صبح)oceanic نوشته شده:  

برای جبران این ضایعه دلخراش لطفا هر کسی که متضرر شده، از هر حیث، طی پیامی خصوصی مرا مطلع کند تا نسبت جبران این مهم پویا شوم

فهرست ضرر و زیان بدین شرح می باشد:

بلیط هواپیمای First Class  برای همه اعضای "کاروان راهیان کازابلانکا" به استعداد 17 نفر 

17 * 180000 = 3060000 تومان

بلیط سینماتک پردیس قلهک برای 17 + (13 نفر از تهران ) = 30 نفر

30*8000 = 240000 تومان

رزرو هتل پنج ستاره  استقلال ( هیلتون ) برای 17 نفر دو شب

17* 360000= 6120000 تومان

هزینه چیپس و ساندیس سربازان گمنام کافه ( تعداد محرمانه )

1000000 تومان

جمع کل هزینه های مادی 10420000 تومان  ( بدون احتساب هرینه های معنوی )

تخفیف  -20000 تومان

مانده نهایی =   10400000 تومان 

(۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۰۱:۰۸ صبح)oceanic نوشته شده:  

این ضایعه، آن هم با چنین ابعادی جبران ناپذیر است. نهایتا به این نتیجه رسیدم که بهتره طپانچه رو به سمت خودم هدف بگیرم 

ما هم دقیقا به همین نتیجه رسیدیم. اما ....

چون دست ایادی انگلیس در پشت این ماجرا عیان است و  شما هم ناخواسته و ناآگاهانه یک مهره در راستای اهداف پلید متفقین شده اید , می توانید به جای خودکشی به سبک سروان برانت مرحوم , به دامن رایش پناه برده و اطلاعات ذی قیمتی در مورد کاپیتان اسکای ملعون فاش نمایید . شاید مورد رافت پیشوا قرار گیرید. فراموش نکنید که پیشوا قلب بسیار رئوفی دارند. در ضمن طبق تحقیقات میدانی ما , جدول معرفی شده توسط شما مربوط به برنامه سال 1390  سینماتک بوده است !

و من الله توفیق

برادر رنو

 


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۱۶-۱۱-۱۳۹۲ ۱۱:۴۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : فورست, نیومن, ناخدا خورشيد, Papillon, خانم لمپرت, بانو, کاپیتان اسکای, ژان والژان, BATMAN, oceanic, Classic
ژان والژان آفلاین
مسئول اردوگاه آشويتس كافه
***

ارسال ها: 41
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 28


تشکرها : 8107
( 365 تشکر در 37 ارسال )
شماره ارسال: #351
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

جناب سروان ، اگه قرار باشه جناب oceanic بخشوده و عفو بشن ، پس اين وسط تكليف هزينه هايي كه واسه روشن كردن و تست كوره ها متحمل شديم چي ميشه؟

متهم نامبرده بايد تا شاهي آخر هزينه صبحانه و ناهار و شام خدمه كوره ، هزينه گازوئيل مصرفي ، آلودگي هوا ، كثيف شدن البسه ي خدمه و هزينه پيتزاهايي رو كه واسه تست گرمايش كوره ها پختيم ، بپردازند. البته اگه مخفيگاه كاپيتان اسكاي و همدستانش رو لو بدن ميشه يه جوري كنار اومد...

http://cafeclassic4.ir/imgup/515/1391828058_515_f1a3f93504.jpg

 


خداوند برتر از آنست كه در ذهن ما گنجد
۱۹-۱۱-۱۳۹۲ ۰۷:۱۸ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : نیومن, برو بیکر, Papillon, سروان رنو, BATMAN, خانم لمپرت, oceanic, کاپیتان اسکای, شیخ حسن جوری, اسکارلت اُهارا
آماندا آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 106
تاریخ ثبت نام: مرد ۱۳۹۱
اعتبار: 7


تشکرها : 574
( 874 تشکر در 100 ارسال )
شماره ارسال: #352
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

خدمت دوستان کافه نشین عرض کنم بنده مدتیست در تبعید به سر میبرم و در این انزوای تنهایی خود را مانند تام هنکس در دور افتاده تصور می کنم که به هر نحوی برای بودن تلاش می کند

مسئولین لطفا رسیدگی فرمایند


من چه میدانستم دل هرکس دل نیست

حمید مصدق
۱۹-۱۱-۱۳۹۲ ۱۲:۳۶ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, کاپیتان اسکای
برو بیکر آفلاین
من اعتراض دارم
***

ارسال ها: 157
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۹۲
اعتبار: 18


تشکرها : 841
( 1593 تشکر در 156 ارسال )
شماره ارسال: #353
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

با سلام خدمت دوستان

در هفته ای که گذشت اتفاقات جالبی را شاهد بودیم که برخی از آنها موجبات تعجب بسیاری از دوستان را فراهم آورد و با توجه به اینکه این موضوعات اغلب به چت باکس کافه هم کشیده شد بنده جسارت نمودم و موضوع را از چت باکس به قهوه خانه آوردم:

1 - روز پنجشنبه صبح در خواب و بیداری بودم که صدای آقای معلم فداکار را از تلویزیون شنیدم او به همراه ماهان کوچولو به استودیوی شبکه 3 آمده بود. (برنامه پخش زنده بود) وقتی معلم فداکار ماجرا را از ابتدا تعریف نمود متوجه شدم کشور ایران آخرین کشوری بود که این عمل آقای معلم در آن بازخورد داشت. اکتورز عزیز هم در یک پست این موضوع را با تاخیر به اطلاع دوستان رساند( جدای از حس انساندوستی حس ناسیونالیستی اکتورز محترم نیز قابل ستایش است):

http://cafeclassic4.ir/thread-113-post-2...l#pid21339

آقای معلم در یک برنامه زنده تلوزیونی اعلام نمود که ابتدا عکسی از خود و ماهان کوچولو را در یک شبکه اجتماعی به اشتراک میگذرد!!!!! و ظرف مدت کوتاهی 4000 لایک میخورد!!!!! ( اما او نگفت که این شبکه اجتماعی کدام شبکه مجاز اجتماعی است که هم بین المللی است و هم قابلیت به اشتراک گذاری عکس را دارد و هم دیگران میتوانند آنرا لایک کنند. زیرا او دقیقا از واژه لایک بجای سپاس و یا تشکر استفاده نمود)

خلاصه اینکه بعد از انعکاس خبر در روزنامه گاردین و بازتاب جهانی این عمل صداوسیمای خودمان برای اینکه کم نیارد پس از حل گشتن معما این موضوع را در بخش خبر انعکاس میدهد.

اما در این برنامه تلوزیونی ناگهان علی آقای ضیا که ید طولانی ای در خودنمایی دارد (درحالیکه ناخودگاه یک دقیقه قبل حدس زدم الان چه کاری میخواهد انجام دهد) از آقای معلم میخواهد تا سر او را بتراشد. ناگهان همه چیز یهو جور میشود. دستگاه مو تراش و پارچه دور گردن برای سلمانی و ...........حالا دیگه موضوع به یک شوی تلوزیونی تبدیل شده بود. در پلان بعدی یک خیر از راه می رسد و مبلغ بیست میلیون تومان به ماهان کمک میکند و بجای ترغیب مردم به انجام کارهای نیکو شروع به تبلیغ خود و خانواده کارآفرینش میکند و موضوع واقعا وقتی جنبه کمدی به خود گرفت که او کارت ویزیتش را به آقای معلم میدهد. رئیس بیمارستان دی هم مخارج درمان ماهان را عهده دار میشود.

خیلی دلم گرفت و به عبارتی علی رغم آنکه این اعمال را هر بیننده ساده لوحی عمل انساندوستانه می پنداشت برعکس بنده آنرا یک سوء استفاده به تمام معنا تعبیر کردم. قطعا علی ضیا وقتی روی صندلی برای تراشیدن موهای خود نشسته بود در تصوراتش عکس خود را در تیتر روزنامه ها و سایتهای خبری میدید. مایلی کهن هم موهای خود را تراشید.

اما ...........

بنظر من این عمل فقط از سوی آقای معلم قابل ستایش است و بس. دوست داشتم از رئیس بیمارستان دی بپرسم آنوقت که خانواده ماهان دربدر از این بیمارستان به آن بیمارستان در پی درمان فرزند خود بودند کجا بود؟

دوست داشتم به ان آقای خیر بگویم آقای خیر!!!!! ماهان دیگر مشکلی ندارد زیرا آنقدر مورد مهر و لطف هموطنان خود قرار گرفته است که دیگر نیازی به کمک مالی ندارد. اما آیا میدانید مانند ماهان چقدر بیمار داریم که بخاطر عدم استطاعت مالی خود روی تخت بیمارستانها مشغول شمارش معکوس هستند؟

اگر میخواهید کمکی کنید بروید و به آنها کمک کنید. آنهم نه در یک تریبون رسمی !!!!!!!

بنظر من فقط تراشیدن موی سر معلم و سایر همکلاسیهای ماهان توانست به ماهان (آنهم از لحاظ روحی )کمک کند. تراشیدن موی سر آقای مجری و آقای سر مربی هیچ کمکی به بیماران سرطانی نمی کند. اگر آقای مجری و آقای سر مربی راست میگویند بروند و در خفا به این بیماران کمک مالی کنند!!!!

عمل آقای معلم برای من وقتی جالبتر شد که او از فرصت استفاده نمود و در هر مرحله از صحبتهایش بجای بزرگ کردن عمل خود به ترویج فرهنگ غنی کردنشینان پرداخت و اینکه در روستاهای کردستان مردم سرزمینش دارای چه صنایع دستی زیبایی هستند. بعید نیست مسولین آموزش و پرورش جوگیر شوند و در سالهای آینده درس معلم فداکار را جایگزین ریزعلی آن دهقان فداکار نمایند. من مطمئنم اینکار را خواهند کرد.


2 - در هفته ای که گذشت به لطف اطلاع رسانی بولیت عزیز مراسم افتتاحیه جشنواره سی و دوم را که شبکه نمایش آنرا بصورت زنده پوشش میداد مشاهده نمودم. این مراسم از چند حیث قابل تامل بود و بیانگر دمیدن یک نفس تازه در کالبد سینمای مرده ایران بود:

الف ) شور و نشاطی که طی 8 سال گذشته از چهره اهالی سینما رخت بسته بود  مجددا به چهره هنرمندان بازگشته بود

ب ) مهدی هاشمی در یک عمل زیبا تفاوتهای بین یک هنرمند بی ادعای مردمی را با ناهنرمندان تازه به دوران رسیده آشکار نمود. او وقتی  آمد سه سیاه لشکر خاک خورده و عاشق سینما را که سالهای سال هر کارگردانی که به انها نیاز داشته به سراغشان رفته بود را با خود روی سن آورد و از آنها تقدیر کرد.

ج) قاتل خاموشی که روزانه باعث مرگ دهها نفر از هموطنانمان میگردد و بخاطر مصلحت اندیشی مسئولین به عمق این فاجعه پرداخته نمی شود توسط رضا کیانیان و مهدی هاشمی به مردم معرفی شد. آلودگی هوا...... (در همین راستا بنده دقیقا دو هفته قبل از آنکه عضو کافه شوم پدرم را از دست دادم - بیماری تنبلی مغز استخوان جهت تولید خون سالم که در اثر آلودگی هوا حادث میگردد - این موضوع را دوستان خیلی جدی بگیرند)

د ) در این مراسم از خانواده محمد جواد شریفی راد دعوت بعمل آمده بود تا در حضورشان از او تجلیل نمایند. استاد جلوه های ویژه سینمای ایران که با کوله باری از تجربه جان خود را برای یکی دیگر از فیلمهای بی ارزش آقای ده نمکی از دست داد. این موضوع شاید به تسکین درد این خانواده کمک کرده باشد.

ه ) سعید راد هم که دیگر نیاز به گفتنش نباشد که با طعنه زدن به فروتن و حامد بهداد و اینکه نسل جوان از روی دست قدیمیها مشق می نویسند باعث گردید برای اولین بار بعد از انقلاب نام فردین و بهروز وثوقی در یک تریبون رسمی با پخش زنده دوباره سر زبانها بیافتد. این موضوع را چند ثانیه بعد از مطرح شدن  بنده در چت باکس کافه منعکس کردم.

و ) تمجید فرزاد حسنی ( با آنکه دل خوشی از او ندارم ) از آقای پاکدل (گوینده اخبار روزهای خاطره انگیز) هم بد نبود.

ز) طعنه و کنایه های مانی حقیقی به مسئولین حوزه و خبرگزاری فارس خود نشان از پیدا کردن دل و جرات نزد اهالی سینما دارد.


3 - در هفته ای که گذشت ریزش برف این نعمت خدادادی که برای من و بسیاری از دوستان در هوای گرم منزل و دیدن ریزش آن  از پشت شیشه ها بسیار مسرت بخش بود باز بیانگر ناتوانی مسئولین کشور در مواجه با سختیها بود. شاید اگر دو روز دیگر بارش ادامه داشت شاهد فجایع بسیار زیان باری بودیم. با اینحال این بارش زمستانی بویژه در استانهایی مانند یزد و زاهدان خود بیانگر بهار و تابستانی پر نشاط خواهد بود.


در پایان هم برای اینکه این پست مشمول بند خارج از اهداف کافه نگردد از همینجا یک احوالپرسی صمیمانه با دوستان مینمایم تا عوامل نازی بهانه ای نداشته باشند. taeed

و کلام آخرnnnn:

 خوشبختی یافتنی نیست ساختنی است. از زندگی لذت ببرید حتی اگر چیز با ارزشی را از دست داده اید

عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت


اینجا زمانی عکسی از خواننده محبوب و اعتراضی نسل من با زمینه سیاه قرار داشت با
جمله ای از ترانه مشهورش هفته خاکستری
جمعه حرف تازه ای برام نداشت - هرچی بود بیشتر از اینها گفته بود
۱۹-۱۱-۱۳۹۲ ۰۳:۲۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, خانم لمپرت, اکتورز, ژان والژان, پرشیا, شیخ حسن جوری, سرهنگ آلن فاکنر
oceanic آفلاین
بخشوده
***

ارسال ها: 48
تاریخ ثبت نام: مهر ۱۳۹۱
اعتبار: 5


تشکرها : 449
( 389 تشکر در 44 ارسال )
شماره ارسال: #354
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

برادر جان در بگ، خونین مزاج، سیبیل داگلاسی شبه مگسی(هیتلری)، ادیب و هنربر، رنوی عزیز

در دو سوی نیروهای متخاصم (نازی ها و متفقین) دوستانی دارم که دامنهای رنگینی را گسترانیده اند

شرط مروت نیست به دامنی چنگ زده و از دامنی صرفنظر کنم که جهان راندن در دامن ها خوشتر است.

سطح لباس ما با نوعی تکنولژی جدید فراتر از نانو با زوایای تار و پودی عمودی، افقی، مارپیچ، بیضی، موجی، با تینر 10000 (غیر قابل اشتعال، آنتی چسب و چسپ) پوشیده شده است که امکان چسباندن برچسب جاسوس دوجانبه، مهره، mi6/5.... میسر نیست

و اما اصل ماجرا

چندی پیش در کافه فلور (Café de Flore) واقع در بلوار سن ژرمن در فرانسه نشسته بودم . چشم در چشم دوستی که خون رزان در بیاض چشمانش جاری بود.

پس ازخوردن کاپوچینو آهی از نهاد برآورد و پرده از عشقی آتشین برداشت. و در حالی که اشک از دیدگانش چون لولو بر گونه هایش میلغزید با لبانی لرزان فرمود: دچار شده ام. روز و شب به او می اندیشم، و گمان ندارم افتاب طلعتم طلوع کند

و در پایان نامی را بر زبان راند که در حیرت فرو رفتم. گفتم چگونه دچار چنین اژدهای خونخواری شدی

فرمود: زهره هجری چشیده ام که مپرس. تو این دنیای دیوونه هر اتفاقی ممکنه پیش بیاد.

انچنان این جملات را صریح ادا کرد که گمانم رفت سی و اندی سال در محله سنگلج زندگی کرده است

گفتم چرا تیلیفون نمیزنی تا گوش در گوش سخن بگویی؟

به افق خیره شد و گفت: بهتر آن است که سر دلبران   گفته آید در حدیث دیگران

در دم شاخسار ادبیم از ساقه گسست. و آه از نهادم برخواست.

شرح ماوقع آن است که می دانید. دست در جیب خاطر فرو بردم و به یاد روزگار شباب و خاطرات بیشمار بر آن شدم که بکوشم و آن ادمکش غدار سبیل خونین را در دامی گرفتار کنم تا التیام خاطر این بانوی گرانقدر فراهم شود.

برای وفای به عهد و آنچه در ضمیر داشتم دست بر جانب چانه آن ماه منیر بردم  و گفتم امکان دیدار میسر خواهد شد

پس از شنیدن این جمله آفتاب دولتش تابیدن گرفت و لبخندی شگفت بر لبانش نقش بست. و گلهای بیشماری بر تن پوشش روئید. چشمانش چون سریندیپیتی و صدایش چون هاج زنبور عسل گردید

خلاصه کلام گفتم تصور میکنی با کدام فیلم این نازی بی احساس ایما و اشاراتت را درخواهد یافت

که فرمود: کازابلانکا

صدایی از پشت کافه با لهجه انگلیسی شبه خراسانی شنیده شد که گفت: صحیح

هر دو به سمت صدا برگشتیم مردی میانسال با لباس خلبانی در حالی که فنجان  چایش را هورت میکشید و از لابلای شاخسار پلکهایش ما را میپایید خودش را به کوچه ژوزف چپ زد

تصور میکنم کاپیتان اسکای بود

روز هشتم دی ماه در کمال فراست و زیرکی فیلم کازابلانکا در لابلای فیلمهای بیشماری قرار گرفت تا میزان فراورده های خونی در هیجان برادر ذوب شده در پیشوا اندازه گیری شود.

در کمال شگفتی در زیر میکروسکوپ در لابلای گلبولها و پلاکتها این کلمات را بصورت پراکنده یافتم

I/ n/ g/ r/ i /d

پس از گذشت کسری از ثانیه برادر ارزشی طی پیامی لبخند حریصانه اش  را در لابلای کلمات مخفی کرده علاقمندی خود را برای تشکیل کاروان و راهیان با پیشانی بند "این گاری د  لم هواتو کردست" اعلام فرمود. (رجوع شود به سند شماره دو)

کار را تمام شده تلقی کردم و امکان تحقق نقشه را میسر یافتم

اما چیزی نگذشت که ظلمت ادراک سروان بر روشنی احساسش غلبه کرد

و بجای درک ساده برنامه و رووجوع بر ضمیر دل به انواع تقویم منسوخ شده پناه برد و ساعاتی را در بین آثار باستانی له شده و بجای مانده از گذشته گذراند و همانند پیشوای ساده دلش که در جستجوی ارتباط با فرازمینها بود او نیز در سیاهچاله توهمش که مملو از اجازه خروج است سقوط کرد.

و چنین شد که دوست هجران زده تا پاسی از شب در سینما تک قلهک چشم بر در دوخت و نهایتا امکان دیدار آن خائن فرانسوی نازی صفت را نیافت و با چشمانی اشکبار تهران را به مقصد سوئد ترک کرد.

در هر حال این کوششی فرا بلانکایی بود در جهت تکرار مووودت و دوستی

و اما ژان والژان ابا الکوزت

طی اخرین تماس تیلیفونی که با پیشوا داشتم، با توضیح اظهارات شما مبنی بر میزان خسارت

پیشوا نعره ای زده و دستش را بلند کرد و بیست و سه بار بر میزش کوفت و گفت به شما شماره کارت عابر بانک مرا ندادند؟ گفتم خیر

ایشان فرمودند: (پیشوا): شخلوک ایلیما.

به این معنی که این سرسپردگان غیر نازی خصوصا فرانسوی هیچ وقت در قلب من جایی ندارند

ژان عزیز پس از پایان یافتن تحریم بانکی حتما در اولین فرصت مبلغ مورد نظر پیشوا به حسابشان حواله خواهد شد.


زندگی جذبه دستی است که می چیند
۲۰-۱۱-۱۳۹۲ ۱۲:۳۳ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اکتورز, Papillon, BATMAN, ژان والژان, Classic, Schindler, سروان رنو, شیخ حسن جوری, کاپیتان اسکای, بانو, خانم لمپرت, اسکارلت اُهارا, مگی گربه
شیخ حسن جوری آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 3
تاریخ ثبت نام: آذر ۱۳۹۲
اعتبار: 0


تشکرها : 137
( 31 تشکر در 3 ارسال )
شماره ارسال: #355
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

حقیر عضو جدید کافه

از همین قهوه خانه خانه اعلام میدارم که لحظاتی پیش خود نزد خواجه قُشَیری بودم. او در سلامت کامل به سر میبرد. ضمن ناکام ماندن نقشه عوامل ارغون شاه که در این کافه به نیرو های رایش سوم تغییر نام داده اند از همینجا کلیه اخبار درگذشت خواجه را تکذیب می نمایم.

خواجه لحظاتی پیش فرمودند از اینکه موجبات نگرانی طرفداران خویش را فراهم نمود متاسف میباشد. پس بدانید و آگاه باشید که خواجه در سلامت کامل به سر میبرد.

به پیوست عکسی را که لحظاتی پیش با او انداختیم را جهت تمام کردن حجت برای اهالی این کافه  ارسال می دارم:

 


شما را به نصیحتی دعوت میکنم
گذشته هرگز بر نخواهد گشت
و آینده شاید نیاید
پس قدر حال خود را بدانید
۲۱-۱۱-۱۳۹۲ ۰۲:۵۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : نیومن, پرشیا, ژان والژان, Papillon, کاپیتان اسکای, اکتورز, سروان رنو, BATMAN, بانو, oceanic, Classic, خانم لمپرت, برو بیکر, سرهنگ آلن فاکنر, اسکارلت اُهارا
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
***

ارسال ها: 186
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 21


تشکرها : 704
( 1545 تشکر در 169 ارسال )
شماره ارسال: #356
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

(۲۰-۱۱-۱۳۹۲ ۱۲:۳۳ صبح)oceanic نوشته شده:  

صدایی از پشت کافه با لهجه انگلیسی شبه خراسانی شنیده شد که گفت: صحیح

هر دو به سمت صدا برگشتیم مردی میانسال با لباس خلبانی در حالی که فنجان  چایش را هورت میکشید و از لابلای شاخسار پلکهایش ما را میپایید خودش را به کوچه ژوزف چپ زد

تصور میکنم کاپیتان اسکای بود


دوست دارِ شما: کاپیتان
۲۲-۱۱-۱۳۹۲ ۱۲:۴۹ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اکتورز, سروان رنو, BATMAN, ژان والژان, Papillon, بانو, oceanic, خانم لمپرت, اسکارلت اُهارا, مگی گربه
ناخدا خورشيد آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 77
تاریخ ثبت نام: مرد ۱۳۹۰
اعتبار: 17


تشکرها : 644
( 599 تشکر در 69 ارسال )
شماره ارسال: #357
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

برگ هایی از دفترچه خاطرات ناخدا خورشید

1-امروز با سران متفقین جلسه داشتم ومراتب اعتراض خود نسبت به سیاست هایمان در قبال سوریه را اعلام کردم.کمک کردن تسلیحاتی به این بد ریش های افراطی برای خلع اسد می تواند روزی گریبان گیر ما هم بشود لیکن حرص و آز سران برای تشکیل یک کشور یهودی در قلب خاور میانه آنها را کور کرده است . پیشنهاد من این است که به نوعی تعادل قوا در سوریه بر قرار کنیم تا هر دو گروه متخاصم که دشمن ما هستند تا می شود هم دیگر را لت وپار کنند(حیف که دوتا دست ندارم وگرنه آنها را یک جور بدجنسانه ای به هم می مالیدم مثل فیلم ها )لکن نرود میخ اهنین در سنگ.السال 1944 میلادی مصادف با 1391 شمسیtajob2(جل الخالق از این تطبیق تاریخی)

سران متفقین برای  دیدار با ناخدا خورشید به تهران آمدند(جراید)

2-امروز خبری به دستم رسید که در رده های بالای اتفاق تصمیم گرفته شده برای در هم شکستن نیروهای اسد ،سروان رنو فرمانده ی ارتشیان سوریه که مستقیما تحت الامر شخص رایش سوم می باشد ترور شود.قرار بر این است به صورتی کاملا زیرکانه وبا استفاده از علاقه ی سروان به بازیگری اینگرید برگمن نام(که البته این خانوم خود یکی از مهره های ماست)او را به سینمایی واقع در تهران بکشانند وبعد او را به رگبار ببندند.

ای داد بی داد.انگار این ابله ها نمی دانند سروان رنو برای حفظ تعادل قوا در سوریه مهره ای کلیدی ست ومرگ او می تواند تمام منطقه ی سوق الجیشی شامات را به دست افراطیان بیندازدباید فکری کرد.وگرنه تمام آمال و ارزوهایم بر باد می رود.

3-سر انجام تصمیم گرفتم یکی از زبده ترین افرادم به نام رنجرو که مصداق فلفل نبین چه ریزه ست را با کشتی ایتالیایی به سوی سوریه روان کنم تا به صورتی ناشناس سروان را از خطر پیش رو آگاه کند.

رنجرو قهرمانی جان بر کف

بخشی از قهرمانی های رنجرو

4-پس از ناکام ماندن طرح ترور سروان احساس می کنم سران اتفاق اعتماد خود ر ا نسبت به من از دست داده اند.احساس می کنم مدام تحت نظرم .حتی امروز یک سقف طاقی به گونه ای مرموز تنها لحظه ای قبل از ورود من به اتاق فر ماندهی فرو ریخت.احتمال یک حذف درون گروهی می رود .بسیار نگرانم .تاریخ درباره ی من قضاوت می کند


در آن زمان که خرد را سودی نیست ،خردمندی دردمندی ست.سوفوکل
۲۲-۱۱-۱۳۹۲ ۰۶:۳۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Papillon, Classic, خانم لمپرت, برو بیکر, سرهنگ آلن فاکنر, BATMAN, ژان والژان, اکتورز, شیخ حسن جوری, سروان رنو, بانو, اسکارلت اُهارا, برت گوردون
برو بیکر آفلاین
من اعتراض دارم
***

ارسال ها: 157
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۹۲
اعتبار: 18


تشکرها : 841
( 1593 تشکر در 156 ارسال )
شماره ارسال: #358
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

با سلام و احوالپرسی خدمت دوستان گرامی

هفته ای که گذشت همچنان آبستن مسائلی بود که بد ندانستم دوستان هم مطلع باشند:

1 - اول آنکه چشم تازه واردانی چون اینجانب به پستهای دوستان قدیمی این کافه چون واترلوی گرامی و کاپیتان اسکای محترم منور گردید و انرا به فال نیک میگیرم و امیدوارم سایر دوستانی که مدتهای زیادیست از انها خبری نیست و از آنها فقط چند پست بعنوان یادگاری در این کافه باقی مانده است مجددا شاهد حضورشان باشیم.


2 - سرانجام جشنواره سی و دوم هم مختوم گردید و حواشی آن همچنان باقیست که فهرست وار خدمت دوستان عرض میکنم:

الف ) صدا و سیما که پس از رو دست خوردن در مراسم افتتاحیه از جانب اهالی سینما با تجربه تر شده بود اینبار بجای پخش تصاویر آهسته و نمایش گل و بوته به یک مجری آنلاین روی آورده بود و کارگردان تا بوی گله و شکایت از سوی سخنرانان به مشامش می رسید مراسم را قطع و روی به سخنرانی مجری جوان خودش می آورد.

ب ) در جنگ و جدل مجری مراسم این صدا و سیما بود که پیروز شد و وزیر دولت تدبیر و امید ثابت نمود که قدرتش را بیشتر از پدر خود به ارث برده است تا از رئیس خود .

 توضیح : همانطور که مستحضرید هفته گذشته گفتگوی زنده ریاست محترم جمهور بخاطر اختلاف او با ریاست صدا و سیما بر سر انتخاب مجری با یک ساعت تاخیر پخش گردید. در جنگ و جدل بین رئیس انتخابی با رئیس انتصابی این رئیس انتخابی بود که پیروز شد و سرانجام موفق شد تا مجری مورد نظر خود را در مقابل خود قرار دهد. ( هرچند نقش رسانه های بیگانه هم در گزارش ثانیه به ثانیه تاخیر این گفتگو هم بسیار موثر بود و موجب تحریک رسانه وطنی گردید وگرنه رئیس انتصابی حتی تا پای عدم پخش این گفتگو ایستاده بود.)

اما در جشنواره موضوع به گونه دیگری رقم خورد. ابتدا قرار بود آقای پاکدل مجری مراسم باشد. آقای پاکدل هم مدتهاست که خط قرمز صدا و سیما تلقی میگردد. در جایی که این حق مسلم وزارت ارشاد بود تا مجری مراسم را خود انتخاب کند اما ماجرا به گونه ای دیگر رقم خورد و نهایتا مسئولین ارشاد مجبور شدند تسلیم خواست صدا و سیما بشوند. زیرا خواست صدا و سیما برای پوشش زنده این مراسم تحمیل آقای شهیدی فر بعنوان مجری مراسم بود. (هرچند شخصا به آقای شهیدی فر نسبت به سایر مجری های تازه به دوران رسیده صدا و سیما علاقمندم)

ج ) سیمرغ بهترین موسیقی فیلم بر شانه های یک موسیقیدان غیر وطنی نشست. از این بابت بنده هم مسرورم هم غمگین. مسرور از این حیث که شاید این موضوع فتح بابی شود تا با ورود افراد کاربلد از سینمای خارج از ایران اهالی سینمای ایران از تجارب آنها بهره ببرند و موجبات بالا رفتن کیفیت فیلمهای وطنی را فراهم آورد. و غمگین از این بابت که ما در حوزه موسیقی در کشور خود صاحب فرهنگ غنی و بینظیری هستیم و امیدوارم این موضوع باعث ضعیف شدن موسیقی وطنی نگردد.

د )( نظر بسیار شخصی:) از اینکه حامد بهداد سیمرغ بهترین بازیگر مرد را کسب ننمود بسیار خرسند گردیدم.:D

ضمنا رضا عطاران که این سیمرغ را دریافت کرد اعلام نمود که این جایزه حق بازیگر فیلم عصبانی نیستم میباشد (فروتنی او در اینخصوص قابل تقدیر است ) - همانطور که میدانید فیلمهای عصبانی نیستم و آشغالهای دوست داشتنی بدلیل پرداختن به وقایع انتخابات 88 به سبکی غیر از پایان نامه و قلاده های طلا از جشنواره حذف شدند.

مراسم دارای حواشی دیگر هم بود که خیلی مطرح نبودند


3 - برنامه نود هفته گذشته نیز دارای یک حاشیه جالب برای اهالی سینما بود. عادل فردوسی پور که رابطه خوبی با فریدون جیرانی داشت هر ساله برنامه خود را در ایام دهه فجر زودتر از موعد مقرر به پایان می رساند تا فریدون جیرانی بتواند با بدل برنامه 90 در حوزه سینما برنامه هفت خود را بصورت زنده روی آنتن بفرستد اما تغییر در مجری برنامه هفت باعث گردید تا فردوسی پور از حق مسلم خود به نحو احسن استفاده نماید و برنامه خود را تا ساعت 1:30 دقیقه بامداد کِش بدهد و برنامه هفت بعد از آن روی انتن برود.

اما موضوع به همینجا ختم نگردید. عادل فردوسی پور که تیزهوشی بی نظیری در بسیاری از مسائل دارد به انداختن یک متلک سنگین به اهالی سینما ثابت نمود اگر چه ورزشی ست اما در سایر حوزه ها هم دستی بر آتش دارد.

بروبیکر که از مشتری های پرو پا قرص همشهری خود یعنی عادل خان است مطابق معمول دوشنبه شبها تا پایان این برنامه را دنبال می نمود.

فردوسی پور در پایان برنامه گفت تصمیم داریم بخاطر شروع برنامه هفت از بینندگان خداحافظی نکنیم.!!!!!!! تا برنامه  مثل فیلمهای سینمایی جدید ایرانی آخر نداشته باشد.

باور کنید دست گذاشت روی همان نکته ای که مدتهاست ذهن مرا مشغول کرده. چون واقعا اخیرا بیش از نیمی از فیلمهای ایرانی سَر دارند اما تَه ندارند و اغلب فیلمها به تقلید از یکدیگر پایانش را میگذارند به عهده بیننده. موضوعی که دیگر خیلی تکراری و بی رنگ شده است.


اینجا زمانی عکسی از خواننده محبوب و اعتراضی نسل من با زمینه سیاه قرار داشت با
جمله ای از ترانه مشهورش هفته خاکستری
جمعه حرف تازه ای برام نداشت - هرچی بود بیشتر از اینها گفته بود
۲۶-۱۱-۱۳۹۲ ۰۲:۰۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, BATMAN, آماندا, خانم لمپرت, پرشیا, سروان رنو, کاپیتان اسکای, سرهنگ آلن فاکنر, منصور, بانو
برت گوردون آفلاین
PERVERTED, TWISTED, CRIPPLED
*

ارسال ها: 8
تاریخ ثبت نام: اسف ۱۳۹۲
اعتبار: 0


تشکرها : 24
( 69 تشکر در 8 ارسال )
شماره ارسال: #359
سال 93 مبارک!

با آرزوی سالی که در آن آسمان، همه آبی باشد و زمین همیشه سبز و زمان های خوش به سان پایان بوچ کسیدی و ساندنس کید همواره فیکس فریم.

BC


اگر بناست بمیرم، با تاریکی چون نوعروسی مواجه خواهم شد و آن را میان بازوانم در آغوش خواهم گرفت
۲۹-۱۲-۱۳۹۲ ۰۱:۱۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اکتورز, ژان والژان, پرشیا, سروان رنو, بانو, حمید هامون
اکتورز آفلاین
مشتری شیفت شب
***

ارسال ها: 289
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۱
اعتبار: 16


تشکرها : 1324
( 1903 تشکر در 274 ارسال )
شماره ارسال: #360
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک (احوال پرسی دوستان)

:heart::heart::heart:

[تصویر: 1395359934_3053_4a151324a6.jpg]

:heart::heart::heart:


ما هیـــــــــچ ، ما نگـــــــاه
۱-۱-۱۳۹۳ ۰۴:۲۹ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, oceanic, برو بیکر, بانو, کنتس پابرهنه, حمید هامون, Joe Bradley, سروان رنو, rahgozar_bineshan
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: