ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 4 رای - 3.25 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بیاد هنرمندان سینمای ایران
نویسنده پیام
زاپاتا آفلاین
عاشق دوبله
***

ارسال ها: 472
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۹۰
اعتبار: 40


تشکرها : 1499
( 5277 تشکر در 433 ارسال )
شماره ارسال: #1
بیاد هنرمندان سینمای ایران

از سال 1327 که سینمای ایران پس از فطرتی 12 ساله با کوشش های زنده یاد دکتر اسماعیل کوشان حیاتی دوباره یافت ، تا به امروز هزاران هنرمند و دست اندرکار در سینمای ایران فعال بوده و در اعتلای آن کوشیده اند و بسیاری از آنان نیز از این دنیای خاکی رخت بربسته اند و تنها نامی از خود بیادگار گذاشته اند.با توجه به علاقه فراوانم به تاریخ سینمای ایران و مطالعه در این باره،  تاپیک را به روح این هنرمندان گرانقدر تقدیم می کنم و امیدوارم با یاری دوستان بتوانم ضمن بررسی زندگی هنری آنها تا حد امکان به بعضی از حواشی زندگی خصوصی آنها هم نقبی بزنیم . بدیهی این نوشته هابه صنف خاصی بستگی ندارد وبدون هرگونه ترتیب زمانی شامل همه هنرمندان درگذشته سینمای ایران می شود.

زنده ياد رضا میرلوحی

مرحوم رضا میرلوحی بسال 1319 در تهران زاده شد. فعالیت هنری را با تئاتر و پس از دیپلم ادامه داد. آشنایی با مهدی فخیم زاده که آن زمان در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران مشغول تحصیل بود باعث گرایش او به سینما شد و در سال 1349 با دستیاری در فیلم رقاصه شهر ساخته زنده یاد تازه در گذشته شاپور قریب وارد سینمای ایران گردید.

اولین فیلمش در مقام کارگردان فیلم خانواده سرکارغضنفر در سال 1351 بود . یکی از آثار معمول سینمای بدنه که برای تثبیت موقعیتش انجام داد و با فروش متوسطش راه را برای او هموار کرد.

اما فیلمی که نام او را در سینمای ایران با عنوان استعدادی تازه و فیلمسازی خوش آتیه مطرح کرد فیلم تپلی محصول سال 1351بود که با داستانی تلخ با توجه به معیارهای فیلمفارسی و بازیهای قابل توجه بازیگرانش خصوصا همایون که سالها در قالب یک کمدین سطحی در سینمای ایران فعالیت کرده بود نام میرلوحی را بعنوان یکی از کارگردانان موج نو پر آوازه کرد.

نماهاي تيره ، بازيهاي زيرپوستي و فيلمبرداري و كارگرداني سنجيده از امتيازات تپلي بود. اما در زمانه اي كه سينما در تسخير فيلمهاي فارسي و مشهور به كافه اي بود ، ساختن فيلمي مانند تپلي از قبل محكوم به شكست بود . ميرلوحي علي رغم نشان دادن استعدادش در سينماي موج نو ، با شكست تمام عيار اين فيلم در كوششي ناكام فيلم شورش را در سال 1352ساخت

 اين فيلم در ميان دو نوع سينماي تجاري و هنري سرگردان بود و از سوي هر دو طرف طرد شد.با شكست تجاري اين فيلم رضا ميرلوحي به ناگاه از مسير سينمايي كه آن را ناب مي دانست  كناره گرفت و گرفتار گرداب سينماي تجاري شد. او دست به ساختن آثاري زد كه هرگز به آنها علاقه اي نداشت اما براي ماندن و زندگي كردن بناچار تن به خواسته هاي مباشران مقتدر آن نو سينماداد.

آقاي جاهل ، پاكباخته ،مواظب كلات باش ، شكست ناپذيرو خاتون هرگز نشانه اي از آن سينماگر خوش قريحه نداشتند. با گرايش ميرلوحي به دامان سينماي فيلمفارسي او خودخواسته دست به خود ويرانگري زد و ناخشنودي خود را از گرداب آن نوع سينما را بر پيكر نحيفش تلافي كرد . او گرفتار ديو اعتياد شد و انگار خود اين مسير را مي خواست . گويا در همان سالها در مصاحبه اي تلخ به اين بلاي ويرانگري كه گرفتارش شده بود معترف شده بود و مسبب تمامي آنها را سينمايي كه دوست نمي داشت مي دانست.

پس از انقلاب او دوباره براي فيلمسازي خيزي دوباره برداشت و با ياري دوست دوران جواني اش - مهدي فخيم زاده - دست به ساخت آثاري چون اشباح و شيلات زد. اشباح از حيث نمابندي و موضوع و همچنين بازي بازيگرانش يكي از فيلمهاي مطرح اوست.

اما در حالي كه او همچنان درگير همان خود ويرانگري بود آخرين فيلم خود - شيلات - را ساخت . اين فيلم حادثه اي و خوش ساخت هنوز نشان از يك فيلمساز متبحر داشت  و فروش نسبتا خوبي نيز نصيبش شد.

سال بعد مرحوم ميرلوحي بهمراه فخيم زاده ، كامران قدكچيان و جمشيد حيدري تعاوني توليد فيلم تاسيس نمودند كه فيلم مرز و تشريفات از محصولات اين تعاوني بود. مرز در گيشه شكست خورد. اما هنگامي كه تشريفات ساخته مهدي فخيم زاده در مراحل فني بود ، مرحوم رضا ميرلوحي بر اثر ايست قلبي از اتاق تدوين اين فيلم راهي بيمارستان شد و در روز 24 شهريور 1363 در سن 44 سالگي بدرود حيات گفت .

زنده ياد ميرلوحي  در حالي كه هنوز مي توانست در سينما به فعاليت خود ادامه دهد بلاي ويرانگر اعتياد او را از پاي درآورد تا سينماي ايران يكي از بهترينها را از دست دهد . آن هم در حالي كه از لحاظ مالي متاسفانه در وضعيت مناسبي بسر نمي برد . اما تشريفات در اكران عمومي به فروش بالايي دست يافت و دوستانش سهم او را به خانواده اش پرداخت كردند واين آخرين دستاورد هنرمندي بود كه در اولين مصاحبه اش گفته بود ميخواهم نامم در سينما به نيكي ياد شود .

فارغ از حواشي زندگي شخصي اش  ، ميرلوحي يكي از فيلمسازان خوب سينماي ايران بود كه جايش هرگز پر نشد.

روحش شاد و قرين رحمت باد.

۱۷-۳-۱۳۹۱ ۰۸:۳۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, کاپیتان اسکای, زبل خان, ژان والژان, پدرام, Papillon, پایک بیشاپ, سم اسپید, شرلوك, Classic, سروان رنو, مگی گربه, دزیره, رزا, اسکارلت اُهارا, محمد, واترلو, دلشدگان, منصور, حمید هامون, پاشنه طلا, dered, مولدوان, اکتورز
زاپاتا آفلاین
عاشق دوبله
***

ارسال ها: 472
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۹۰
اعتبار: 40


تشکرها : 1499
( 5277 تشکر در 433 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

2- عبدالمهدي ميثاقيه

مهدي ميثاقيه در سال 1306 در تهران بدنيا آمد. پدرش عبدالميثاق ميثاقيه از تجار و مالكان بزرگ تهران بود. روايت مي كنند تعداد باغات و اراضي او در تهران قديم بحدي زياد بوده كه گاهي خود محل آنهارا فراموش مي كرده است .

مهدي ميثاقيه مشخص نيست از چه زماني دل در گرو سينما نهاد و به عشق آن وارد دنياي هنر هفتم شد .اما در سال 1330 و در 24 سالگي با نام مهدي شبان در فيلم مستي عشق ساخته مرحوم اسماعيل كوشان در نقش دوم حاضر شد و اين آغازي بود بر سه دهه فعاليت او در سينماي ايران. ميثاقيه با تاسيس استوديو ميثاقيه در اواسط دهه 30  اولين فيلم خود را با نام شب نشيني در جهنم ( 1335)تهيه كرد . اين فيلم به كارگرداني موشق سروري و با همكاري ساموئل خاچيكيان توليد و باعث شهرت تقريبا تمامي عوامل پشت و مقابل دوربين گرديد.

 ارحام صدر ، عزت ا... وثوق با بازي دراين فيلم به معروفيت دست يافتند. خاچيكيان بعنوان يك كارگردان و تكنسين خلاق مورد توجه قرارگرفت و در راس اينها مهدي ميثاقيه بعنوان يك تهيه كننده حرفه اي و كارآشنا به سينماي ايران شناسانده شد. حدود 5 سال ميثاقيه با كاروان فيلم در تهيه آثار سينمايي همكاري كرد و مجددا در سال 1339 با تهيه فيلم جنايي فرياد نيمه شب با نام استوديو ميثاقيه راه خود را مجددا آغاز و در ادامه هموار كرد

ماجراي توليد فرياد نيمه شب و اختلافات او با خاچيكيان حواشي بسيار داشت . تا جايي كه در اعلان و تبليغات فيلم ، نام ميثاقيه بالاتر از كارگردان قرار مي گرفت و اين عمل باعث اعتراض خاچيكيان شد. اين اختلاف ها به عوامل ديگر فيلم هم سرايت كرد . جالبترين ماجراي اين فيلم درگيري دوبلورهاي فرياد نيمه شب با ميثاقيه بود . زنده ياد عطاا... كاملي دوبلور معروف كه سرپرست گويندگان و همچنين گوينده نقش آرمان در اين فيلم بود در ضيافتي كه به مناسبت نمايش فيلم توسط ميثاقيه برگزار شده بود به نحوه پرداخت دستمزدها اعتراض كرد كه با بي اعتنايي ميثاقيه روبرو شد و مرحوم نوربخش و بوتيمار گويندگان همراه مرحوم كاملي قصد درگيري با او را داشتند كه با پادرمياني خاچيكيان قضيه خاتمه يافت .

اگر اين اتفاق مي افتاد تصور درگيري مرحوم كاملي با ميثاقيه  بسيار ديدني و قابل توجه بود و مطمئنا صداي پرطنين عطاا... كاملي پيروز ميدان بود!

اما با تمامي اين حواشي و تفاسير مهدي ميثاقيه در سينماي ايران ماندگار شد و آثارش معمولا يك سروگردن از سينماي مرسوم آن دوره بالاتر و از حيث فني قابل قبول تر بود. يكي از اقدامات ستودني ميثاقيه همكاري با كارگردانان سينماي هنري و تجاري بصورت توامان بود. آثار تجاري اش متين تر و سالمتر از جريان روز بود . به جوانان اهميت بسيار مي داد . اولين بار در سينماي فارسي و در دهه 40 او بود كه با دعوت از سعيد مظفري دوبلور جوان آن سالها مديريت دوبلاژ اكثر فيلمهاي توليدي استوديواش را بر عهده او گذاشت و اين در حالي بود كه بيشتر فيلمهاي فارسي توسط مرحوم ايرج ناظريان ، جليلوند و اسماعيلي دوبله مي شد . اعتماد او به مظفري جوان كه سابقه و شهرتي كمتر از ديگران داشت  باعث مؤفقيت او گرديد و مظفري هم با درايت و احساس مسئوليت فراوان ، با دوبله هاي خوب و استاندارد پاسخ اين اعتماد را داد.

همكاري با ناصر تقوايي ،مسعود كيميايي ، مجيد محسني ، فرزان دلجو و نصرت الله وحدت و ديگران نشان دهنده عشق و علاقه مرحوم ميثاقيه به سينما و ژانرهاي مختلف و همچنين بها دادن به عوامل جوان و نوپا بود.

ميثاقيه البته در اواسط دهه 50 تاوان اين عشق راستينش را به سينما داد و با شكست تجاري چند فيلم موسوم به موج نو استوديو اش را محدود و در اواخر سال 56 اعلام ورشكستگي كرد .

 اگرچه آخرين فيلم او ماهي ها در خاك ميميرند ساخته فرزان دلجو فروش بسياري داشت اما عوائد آن به طلبكارانش رسيد و او به اتفاق دو فرزندش هامون و صحرا روانه ينگه دنيا شد. پس از انقلاب 1357 بسياري از اموال بجامانده از استوديو ميثاقيه مصادره و به بنياد فارابي منتقل شد . او در اواسط سال 60 تنها دوباره به ايران بازگشت و در كش و قوس پيگيري اموالش براثر سكته قلبي در آبان ماه 1360 و در سن 54سالگي دار فاني را وداع گفت .

اگرچه نسل امروز ميثاقيه را نمي شناسد اما خدمات صادقانه او به تدوام هنر سينما قابل انكار نيست . او مي توانست ثروت افسانه اي بجاي مانده از پدر را صرف كارهاي ديگر كرده و  صدها و هزاران برابر بيشتر از سينما سودآوري كند. اما او ثروتش را به سينماي ايران هديه كرد و علي رغم نامهرباني هاي فراواني كه ديد اما تا آخر عمر همچنان قلبش براي سينما مي تپيد. بسياري از هنرمندان با سابقه سينماي ايران از او به نيكي ياد مي كنند و خدمات او را مي ستايند.

روحش شاد

۱۸-۳-۱۳۹۱ ۰۳:۰۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, ناخدا خورشيد, پایک بیشاپ, بانو, سناتور, Papillon, سروان رنو, اسکارلت اُهارا, ژان والژان, مگی گربه, پدرام, اسپونز, رزا, Classic, محمد, واترلو, دلشدگان, حمید هامون, زبل خان, ریچارد, پاشنه طلا, hosinshir, dered, مولدوان, اکتورز
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,286
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 43


تشکرها : 4095
( 7524 تشکر در 957 ارسال )
شماره ارسال: #3
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

این عکس ناصر ملک مطیعی است که مربوط به همین امساله و سایت کافه سینما گذاشته:


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۱۹-۳-۱۳۹۱ ۰۱:۱۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, سناتور, بهزاد ستوده, بانو, Papillon, مگی گربه, رزا, اسکارلت اُهارا, Classic, دلشدگان, حمید هامون, زبل خان, ریچارد, hosinshir, dered, مولدوان, اکتورز, BATMAN
زاپاتا آفلاین
عاشق دوبله
***

ارسال ها: 472
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۹۰
اعتبار: 40


تشکرها : 1499
( 5277 تشکر در 433 ارسال )
شماره ارسال: #4
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

3 - عباس شباويز

او در سال 1308 در تهران بدنيا آمد. در مكتب تئاتر نوشين به بازيگري مشغول شد. آشنايي او با محمدعلي جعفري بازيگر مشهور تئاتر دهه 30 كه مدتي بود در سينما فعاليت مي كرد باعث گرايش او به سينما گرديد.

او ضمن بازيگري با نويسندگي و كارگرداني فيلم دوستان يكرنگ در سال 1339 به جرگه فيلمسازان پيوست . دوستداران سينما تصوير او را در نقش بدمن فيلم گنج قارون (1344) با صداي جلال مقامي كه خواستگار حقه باز فروزان بود و همچنين نقش منفي فيلم ياغي (1376) با صداي پرصلابت مرحوم كاملي بياد مي آورند . او در سال 48 بخاطر ساخت فيلم روسپي برنده جايزه سپاس شد.

 اما نقش مهم عباس شباويز بعنوان تهيه كننده سينماي ايران در ساخت آثاري چون قيصر و خداحافظ رفيق است . با حمايتهاي بي دريغ او و پوري بنايي كه در آن زمان نامزد بهروز وثوقي بود فيلم قيصر ساخته شد. شباويز به لحاظ مادي و معنوي ياري فيلمسازان خوش آتيه را وظيفه خود مي ديد .  او از سينما براي خود كيسه اي ندوخته بود و با قرض فراوان و استفاده از اعتبارش ميان اهالي سينما روند فيلمسازي اش را حفظ مي نمود. اما متاسفانه زماني كه قيصر زلزله اي را در سينماي ايران باعث شد و صنعت فيلمسازي را به دو دوره پيش و پس از خود تقسيم كرد سهم مادي و معنوي عباس شباويز بسيار ناديده گرفته شد . بهروز وثوقي ، ناصر ملك مطيعي ، پوري بنايي ، جلال پيشوائيان ، شهرزاد و بسياري از عوامل ديگر فيلم به شهرتي زياد رسيدند.

اما عباس شباويز آرام و بي هياهو در استوديو آريانا فيلم به ياري جواني جنوبي و محجوب بنام امير نادري شتافت . محصول اين همكاري فيلم خداحافظ رفيق يكي از فيلمهاي خياباني و تلخ دهه 50 بود كه بعدها در تاريخ سينماي ايران منزلتي بسيار يافت. روايت مي كنند كه شباويز با قرض گرفتن از سعيد راد كه هنرپيشه نقش اول بود و دادن چك به ديگر عوامل در طي يكسال اين فيلم را به پايان برد.

فيلم هماي سعادت يكي از آثار پرهزينه مشترك با هندوستان بود كه شباويز آن را به جهت تامين هزينه فيلمهاي مستقل موج نو ساخت و البته اين فيلم آنگونه كه بايد جبران طوفان سهمگين قرض هايش رانكرد. سه فيلم آخري كه او تهيه كرد از لحاظ گيشه برايش موفقيتي نداشتند ودر نهايت در سال 1355 از سينماي ايران كناره گرفت.

پس از دو دهه بدعوت فيروز بدلكار و سياهي لشگر دهه 40 و 50 سينماي ايران كه در برخي از فيلمهاي عباس شباويز نقش آفريني كرده بود و بعد از انقلاب بعنوان تهيه كننده فعاليت مي كرد در سال 1376 در فيلم بدلكاران و بعد ازآن در ياغي بازي كرد .مي گويند دعوت از او براي بازي در اين دو فيلم بخاطر كمك مادي به آن مرحوم بود كه در تنگناي فراوان بسر مي برد. باز عوامل قديمي سينما موي سپيد  مردي را كه روزگاري از نام آوران سينماي ايران بود حرمت نهادند و عزت او را محفوظ نگاه داشتند  و باز روايت مي كنند همكارانش غالبا او را پياده مي ديدند كه در پاسخ چرايي دوستان مي گفت دكتر گفته پياده روي كنم و بهمين خاطر ماشينم را در خانه مي گذارم و اين در حالي بود كه او از اواخر دهه 50 اتومبيل نداشت. اگر در جمع و محفلي دوستانه حاضر مي شد سيگار نمي كشيد و مي گفت ترك كرده ام. دوستان نزديكش مي دانستند كه او سيگاري قهاري است و بدليل اينكه در جيبش ندارد حاضر نمي شود از ديگران بگيرد.

عباس شباويز با هزاران مشكل ريز و درشت مبارزه مي كرد و اين عاقبت بسياري از اهالي قديمي سينما بوده و خواهد بود. مردي كه روزگاري با تهيه برترين آثار سينماي ايران هرگز حاضر نشد در منجلاب فيلمفارسي قدم نهد و با غرور و افتخار گنجينه هايي گرانبها را به سينماي ايران تقديم كرد در اوج مشكلات مالي و جسمي در سال 1388 بدرود حيات گفت و اين در حالي بود كه در واپسين روزهاي عمرش  شاگردان و دست پروردگانش بالاخره حاضر شدند سهم او را در تكامل  سينماي ايران بحساب بياورند و او را شادمان بدرقه ابديت كنند.

روحش شاد

۲۷-۳-۱۳۹۱ ۱۰:۵۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Papillon, پدرام, راتسو ریــزو, ژان والژان, مگی گربه, دزیره, رزا, اسکارلت اُهارا, سناتور, جیسون بورن, Classic, بانو, محمد, واترلو, دلشدگان, شرلوك, سروان رنو, حمید هامون, زبل خان, ریچارد, hosinshir, dered, مولدوان
همشهری_میثاق آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 71
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۸۹
اعتبار: 7


تشکرها : 295
( 363 تشکر در 54 ارسال )
شماره ارسال: #5
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

تیرماه 91 ماه فقدان دو تن از اصلی ترین و تأثیرگذارترین ستونهای هنر این مملکت بود...

406005_331556650265840_1552121753_n.jpg

هردویشان در فرصت دادن به استعدادها و پروراندنشان نظیر نداشتند!!

551196_333646036723568_1600073508_n.jpg


زندگی کوتاه است و فانی،امّا هنر طولانی و ماندگار...
سقراط
۸-۵-۱۳۹۱ ۰۵:۲۱ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسپونز, شرلوك, Papillon, دزیره, ژان والژان, زاپاتا, جو گیلیس, مگی گربه, بانو, حمید هامون, زبل خان, ریچارد, dered, مولدوان
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
***

ارسال ها: 365
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸
اعتبار: 54


تشکرها : 210
( 4841 تشکر در 337 ارسال )
شماره ارسال: #6
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

تا اونجا که میدانم مرحوم ایرن زازیانس (مشهور به ایرن) 85 سال عمر کرد. او متولد بابلسر بود.و دو بار ازدواج کرد (همسر اول ایشان محمد عاصمی بودند و دکتر شاهرخ رفیع دومین همسر).

دیپلم داشت و اولین بار در تئاتر کارمند شریف در سال 1328 وارد عرصه بازیگری شد و در نمایش هائی چون بادبزن خانم ویندرمیر ، پرتگاه ، تاواریش، شب بحرانی و شوهر ایده آل و ... بازی کرد.

 

برخی او را زیباترین بازیگر زن تاریخ سینمای ایران  میدانند که در چهره، با آواگاردنر (ستاره مشهور هالیوود) شباهت زیادی داشت .

 آوا (ایوا) گاردنر

وی د فیلمهای متعددی بازی کرد که از مشهورتریشنان میتوان به اینها اشاره کرد : چشمه آب حیات ،سایه سرنوشت، دلهره ، مو سرخه، تار عنکبوت ، جاده زرین سمرقند ، خداحافظ رفیق، کشتی نوح ، کاکو،محلل، بلوچ،تختخواب سه نفره،حکیم باشی،خروس،اضطراب و خط قرمز

 

 

ایرن در برخی سریالهای تلویزیونی هم بازی کرد که از آن جمله میتوان به سریالهای سلطان صاحب قران ، تخت ابونصر و غریبه اشاره کرد. ظاهرا مرحوم علی حاتمی وی را برای بازی در سریال هزار دستان هم در نظر داشت که بیاد ندارم بازی کرد و صحنه های وی در ممیزی دچار جرح و تعدیل و حذف شد یا از همان ابتدا به وی مجوز فعالیت حضور داده نشد.

۸-۵-۱۳۹۱ ۰۸:۱۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, ژان والژان, Classic, سناتور, سروان رنو, شرلوك, Papillon, seyed, جو گیلیس, زاپاتا, مگی گربه, اسپونز, بهزاد ستوده, دلشدگان, حمید هامون, آماندا, زبل خان, ریچارد, hosinshir, dered, مولدوان, اکتورز, BATMAN
مگی گربه آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 98
تاریخ ثبت نام: بهم ۱۳۸۹
اعتبار: 33


تشکرها : 6394
( 1419 تشکر در 91 ارسال )
شماره ارسال: #7
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

(۸-۵-۱۳۹۱ ۰۸:۱۳ عصر)منصور نوشته شده:  

ایرن در برخی سریالهای تلویزیونی هم بازی کرد که از آن جمله میتوان به سریالهای سلطان صاحب قران ، تخت ابونصر و غریبه اشاره کرد. ظاهرا مرحوم علی حاتمی وی را برای بازی در سریال هزار دستان هم در نظر داشت که بیاد ندارم بازی کرد و صحنه های وی در ممیزی دچار جرح و تعدیل و حذف شد یا از همان ابتدا به وی مجوز فعالیت حضور داده نشد.

در مورد حضور خانم ایرن در سریال هزاردستان، تصور من بر این است که ایشان در این مجموعه بازی داشته اند و به هنگام نمایش حذف شده و احتمالا نقش "مادر قمربانو" را داشته اند.

در قسمتی که قمربانو ( شهلا میربختیار ) به شکل فلاش بک، خاطرات سال های جوانی اش را شرح می دهد (با صدای زهره شکوفنده) در انتهای این مونولوگ به طوری که به اصطلاح صدای قیچی خوردن آن هم حس میشود!، بی مقدمه صدای رفعت هاشم پور را در پس زمینه فیلم می شنویم که به شرح مجلس عروسی رضا و قمر می پردازد.

در فلاش بکی دیگر زمانی که قزاق ها به منزل جلال الملک یورش و اموال خانه را به تاراج می برند، این بار مادر قمر بانو در نمای دور دیده می شود که از شدت اندوه بر روی تنها صندلی باقی مانده نشسته و می میرد؛ در انتهای این صحنه که قمربانو با چارقدش چهره مادر را می پوشاند، برای لحظه ای خیلی کوتاه می توان چهره او را دید و من فکر می کنم این زن باید ایرن باشد. البته این فقط یک نظر است و ممکن است اشتباه تشخیص داده باشم.

طبق اطلاعات مندرج در ویکی پدیا، خانم ایرن تا سال 1362 مجوز بازی داشته و در سال 1361 دو فیلم خط قرمز ( مسعود کیمیایی) و جایزه (علیرضا داوودنژاد) بازی کرده بود و همانطور که می دانید اولی توقیف و دومی هم با حذف بازی او نمایش داده شده.

از آنجا که ساخت هزاردستان با موانع و دشواری های بسیار همراه بوده، به نمایش درآمدن آن طول کشید و زمانی به روی آنتن رفت که دیگر حکم ممنوع الفعالیت خانم ایرن و بسیاری از هنرمندان در سال 62 صادر شده بود و به ناچار نقش ایشان را از کل سریال درآوردند و حتی در تیتراژ ابتدا و پایانی هم نامی از او برده نشد.

آخرین تصویر ایرن در سینمای ایران در فیلم شیرین ساخته عباس کیارستمی بود که مثل دیگر زنان بازیگر، برای چند دقیقه حضور دارد.

روحش شاد...


تنها سلاح من در این دنیای به شدت مسلح، دیوانگی است - جبران خلیل جبران
۹-۵-۱۳۹۱ ۰۷:۴۹ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : شرلوك, دزیره, اسپونز, جو گیلیس, بهزاد ستوده, زاپاتا, بانو, حمید هامون, سروان رنو, منصور, زبل خان, دلشدگان, dered, مولدوان, اکتورز, BATMAN
بهزاد ستوده آفلاین
متولد اصفهان
***

ارسال ها: 900
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 36


تشکرها : 2206
( 4424 تشکر در 706 ارسال )
شماره ارسال: #8
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

(۹-۵-۱۳۹۱ ۰۷:۴۹ صبح)مگی گربه نوشته شده:  

(۸-۵-۱۳۹۱ ۰۸:۱۳ عصر)منصور نوشته شده:  

ایرن در برخی سریالهای تلویزیونی هم بازی کرد که از آن جمله میتوان به سریالهای سلطان صاحب قران ، تخت ابونصر و غریبه اشاره کرد. ظاهرا مرحوم علی حاتمی وی را برای بازی در سریال هزار دستان هم در نظر داشت که بیاد ندارم بازی کرد و صحنه های وی در ممیزی دچار جرح و تعدیل و حذف شد یا از همان ابتدا به وی مجوز فعالیت حضور داده نشد.

در مورد حضور خانم ایرن در سریال هزاردستان، تصور من بر این است که ایشان در این مجوعه بازی داشته اند و به هنگام نمایش حذف شده و احتمالا نقش "مادر قمربانو" را داشته اند.

زنده یاد ایرن در فیلم خط قرمز  بازی کزده اسمش توی تیتراژ نیست یا لا اقل من هنوز اسم ایشان را ندیده ام

همانطور که دقیقا اشاره کرده اید خانم ایرن در هزار دستان بازی داشته و نقشش حذف شده

روحش شاد یادش گرامی


هر جا سخن از دوبله است نام "بهزاد ستوده "میدرخشد
۹-۵-۱۳۹۱ ۱۲:۳۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسپونز, زاپاتا, بانو, شرلوك, حمید هامون, جو گیلیس, مگی گربه, زبل خان, hosinshir, dered, مولدوان
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*******

ارسال ها: 195
تاریخ ثبت نام: مرد ۱۳۸۸
اعتبار: 55


تشکرها : 7723
( 2904 تشکر در 169 ارسال )
شماره ارسال: #9
بیاد هنرمندان سینمای ایران

مصاحبه ای با خانم ایرن با محوریت استاد عبدالحسین نوشین که بیانگر آغاز فعالیت هنری خانم ایرن (ورود به تئاترهای فردوسی و سعدی) می باشد.

این مصاحبه را از کتاب یادنامۀ عبدالحسین نوشین (به کوشش نصرت کریمی) انتخاب کرده ام.

---------------------------------------------------------------------------- 

ایرن:

من با کمال تاسف باید بگویم فقط دو جلسه آقای نوشین را دیده ام. اول باید اینطور شروع کنم که من قبل از اینکه وارد کار تئاتر شوم، نمایشهایی را از گروه نوشین دیده بودم و در مدرسه در دوران تحصیل کارهای کوچک تئاتری می کردم.

در آن دوران با همسرم (محمد عاصمی) از شمال به تهران آمده بودیم و چند نمایش از نوشین دیده بودیم. وقتی آقای نوشین به زندان رفت، همکاران و شاگردان و همسر نوشین (زنده یاد بانو لُرتا) در این فکر بودند که تئاتر جدیدی را بسازند که همان تئاتر سعدی است که در تاریخ تئاتر معاصر شهرت افسانه ای دارد.

یک روز وقتی من و همسرم به تئاتر فردوسی رفته بودیم که کاری را از آقای استفانیان ببینیم، پس از دیدن تئاتر من فکر کردم که شاید بتوانم با معرفی خود با این گروه تئاتری همکاری کنم. کارگردان گروه پس از چند امتحان من را قبول کرد و قرار شد که برای دیدن تمرین به آنجا بروم.

در همان زمان زنده یاد خانم دیهیم که نقش اول این نمایش را به عهده داشتند مریض شدند. بنابراین آنها به دنبال یک بازیگر زن می گشتند ولی کسی را نتوانستند پیدا کنند. این قرعه به نام من افتاد. سپس به من گفتند اگر با ما همکاری نمایی و از این شانست استفاده کنی، شاید بتوانیم این نقش را به تو بدهیم. من کوشش خودم را انجام دادم.

نمایش اجرا شد و خیلی هم موفق بود. موفقیت من در این نمایش به گوش خانم لُرتا رسید که قصد داشت در افتتاحیۀ تئاتر سعدی نمایشنامۀ ((بادبزن خانم ویندرمیر)) را اجرا کند. قرار شد خانم لُرتا با راهنمایی همسرش آقای نوشین که در زندان قصر بود، این نمایش را کارگردانی کند. بنابراین به آقای نصرت کریمی و جعفری ماموریت داد که یک شب به تئاتر فردوسی بیایند و بازی من را ببینند تا مطمئن شوند آیا حرف هایی که در مورد من می زنند درست است یا خیر؟ پس از دیدن تئاتر، آنها نزد خانم لرتا می روند و می گویند این ختانم جوان است، شوهر دارد و با استعداد می باشد. اگر شما تمایل داشته باشید می توانید اورا دعوت به همکاری نمایید.

بازیگران تئاتر نوشین باغی را در درکه اجاره کرده بودند و تابستان را در انجا می گذراندند و تمرین های نمایش در آنجا انجام می شد. از من دعوت کردند که به آن باغ بروم و به اتفاق همسرم به آنجا رفتیم و با خانم لُرتا آشنا شدیم. خانم لُرتا از من دعوت کرد که وارد گروه شوم، اما فقط یک مسئله وجود داشت زیرا من با تئاتر فردوسی قرارداد داشتم. بنابراین گروه آقای نوشین باید قرارداد من را از تئاتر فردوسی می خرید. آقای خیرخواه قرارداد من را از آقای وثیقی می خرد و من رسما عضو گروه تئاتر سعدی می شوم.

خانم لُرتا هنوز نمی دانست که نقش مارگریت ویندرمیر را به من بدهد یا نقش دیگری را. در آن زمان آقای نوشین در زندان قصر بود. او به خانم لُرتا گفته بود که خوب است که دفعۀ دیگری که به زندان می آیید، خانم مهرزاد و این خانم(یعنی من) و آقای تقی مینا که کارهای دستیاری با آقای نوشین را انجام می داد، با خود به زندان بیاورید.

این اولین دیدار من با آقای نوشین بود. البته من قبلا ایشان را در صحنۀ تئاتر دیده بودم. اعضاء گروه نگفتند که چرا من را به زندان قصر می برند.

آقای نوشین یک لباس اسپرت پوشیده بودند و خیلی مهربان و خوشرو بودند. آقای نوشین با همسرشان گوشه ای نشستند و ارام با هم صحبت کردند. بعد با خانم مهرزاد صحبت کردند و سپس با آقای تقی مینا، بعد به طرف من آمدند و از من سوالاتی کردند. سپس از جمع پرسیدند که آیا قهوه می خورید؟ و همه گفتند بله.

قهوۀ خانم لُرتا، مهرزاد و تقی مینا را دادند و قهوۀ من را نزد من آوردند و سپس به من گفتند که آیا شنیده ای پریروز در زندان چه خبر شده است؟ اینجا شلوغ شده بود. من تعجب کردم و حرفی نزدم. سپس یک حرف بامزه تعریف کردند و بعد به صورت من نگاه کردند. بعدا فهمیدم ایشان عکس العمل حرف هایی را که می زدند در صورت من نگاه می کردند.

از من خواستند که کتابی را از کتابخانه بیاورم که نزدیک ایشان بود. من بلند شدم و آن کتاب را به ایشان تقدیم کردم. الان می فهمم که ایشان می خواست ببیند من چگونه راه می روم و نشستن و برخاستن من چگونه است. در آخر آقای نوشین با خانم لُرتا فرانسه صحبت کردند. خانم لُرتا من را صدا زد و به من گفت آقای نوشین تورا برای این نقش پسندید. چون این نقش دختری بوده است که از بچگی از خانواده دور می شود و با عمۀ پیری که ساده و خشکه مقدس بود در خارج لندن زندگی می کند بنابراین هنرپیشه ای که نقش اورا بازی می کند نباید حرکاتی آرتیستیک و هنرمندانه داشته باشد. آقای نوشین به خانم لُرتا گفته بود کلا این خانم به درد ما می خورد، نقش مارگریت به قامت و چهرۀ او برازنده است.

کار من بسیار مشکل بود و باید خیلی کار می کردم. من ساعت 10 به منزل خانم لرتا می رفتم و تمرین می کردم و ساعت 4 هم به تئاتر می رفتم و با گروه تمرین می کردم تا به هر حال آماده شدیم و روی صحنه رفتیم.

خوشبختانه موفقیت هم داشتیم. چیزی که خیلی برای من جالب و مهم بود، نظمی بود که در تئاتر سعدی وجود داشت که به دستور آقای نوشین اجرا می شد. همه چیز باید به موقع انجام می شد. سوفلورها که در تئاترهای دیگر متداول بود در تئاترهای آقای نوشین وجود نداشت چون ایشان عقیده داشتند که حواس هنرپیشه پرت می شود. کارکنان پشت صحنه باید کفشهایی را می پوشیدند که اصلا صدا ندهد. تمام اعضا یک نسخه از نمایشنامه را همراه داشتند. حتی کسانی که پشت صحنه مسئولیت هایی به عهده داشتند، مسئول پخش موسیقی بودند و یا حتی پرده را می کشیدند، چون ان موقع رسم بود بین آنتراکت ها پرده کشیده شود، زیرا آنها باید می دانستند چه زمانی موسیقی باید اجرا شود و چه زمانی باید پرده کشیده شود.

وقتی خانمها برای تعویض لباس به رختکن می رفتند، هرکدام از آنها آرایشگر و پیرایشگر داشتند و کسی می آمد تا لباس ها را تمیز و اطو کند.

کسی حق نداشت در پشت صحنه حرف بزند. زمانی که نمایش شروع می شد دیگر هیچ کس حتی یک نفر حق نداشت وارد سالن شود. یک نفر مامور بود تا در سالن انتظار یا بوفه، پردۀ اول را که در حال اجرا بود برای کسانی که دیر آمده بودند تعریف کند که در حال حاضر چه اتفاقاتی در صحنه در حال روی دادن است. او داستان را تعریف می کرد تا تماشاگرانی که دیر آمده بودند، در پردۀ دوم متوجه شوند که چه اتفاقاتی در پردۀ اول افتاده است.

تا زمانی که تئاتر سعدی روی پا بود و برنامه هایش را اجرا می کرد، من جزء گروه بودم. بجز سال دوم که مشکل پروانۀ کار پیش آمد و مجبور شدیم به همراه هنرمندان به مجلس برویم. شاید برای اولین بار بود که یک سری هنرمند برای اینکه بتوانند زندگی هنری خود را ادامه دهند در مرکز قانون گذاری مملکت متحصن می شدند. یک ماه در مجلس بودیم و چهارروز اعتصاب غذا کردیم. رادیو بی.بی.سی، رادیو مسکو و رادیو دهلی نو گزارش می دادند که چقدر علاقمندی در کار هنر و هنرمندی ایران وجود دارد که هنرمندان به هر طریقی کاری انجام می دهند تا بتوانند کارهای هنری شان را ادامه دهند. به هر حال، بعد از اعتصاب غذا، پروانۀ کار را به ما دادند.

پس از فرار سران حزب توده از زندان قصر، در زمانی که نوشین در تهران مخفاینه زندگی می کرد، در یک میهمانی کوچک در منزل آقای خیرخواه، من موفق شدم آقای نوشین را ببینم. ایشان به من گفتند: ((من خیلی خوشحالم که تو موفقی، تشخیص من درست بود. همین طور به کارت علاقه داشته باش و کارت را ادامه بده.)) بعد از آن من آقای نوشین را ندیدم.

در 28 مرداد 1332 تغییرات سیاسی ایجاد شد و تئاتر سعدی صدمه دید و سوخته شد و بازیگران آن متفرق شدند. بعضی در تئاترهای دیگر مشغول کار شدند و عده ای هم از ایران خارج شدند. از آن پس من 2 الی 3 نمایش با آقای جعفری، خانم شهلا و خانم مهرزاد بازی کردم که بیشتر تکرار همان برنامه های تئاتر سعدی بود. سپس من وارد کار سینما شدم.

*********************************************************************

 چند عکس منتخب از تئاترهای خانم ایرن و گروه تئاتر سعدی:

۹-۵-۱۳۹۱ ۰۵:۳۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Papillon, شرلوك, پایک بیشاپ, حمید هامون, جو گیلیس, سروان رنو, زاپاتا, ژان والژان, اسپونز, دزیره, پدرام, Classic, مگی گربه, منصور, ایرج, دلشدگان, زبل خان, hosinshir, dered, مولدوان, اکتورز, BATMAN
زاپاتا آفلاین
عاشق دوبله
***

ارسال ها: 472
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۹۰
اعتبار: 40


تشکرها : 1499
( 5277 تشکر در 433 ارسال )
شماره ارسال: #10
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

quote='بانو'

 چند عکس منتخب از تئاترهای خانم ایرن و گروه تئاتر سعدی:

با سپاس از بانوي بزرگوار كه عكسهايي ديدني و خاطره انگيز به كافه كلاسيك هديه كردند، چند هنرمند در عكسها مشاهده كردم كه ديدن تصاويرشان به وجدم آورد.

در اولين عكس ، ايران بزرگمهر دوبلور خوش صدا و هنرمند سينما را در كنارتوران مهرزاد و خانم ايرن ديدم كه بسيار جالب است . طبق نوشته بالاي آن ، عكس مربوط به سال 29 وزمان تجردي اين گوينده محبوب است.هنوز كه صداي ايشان را در مجموعه پوارو مي شنوم لذت فراوان مي برم.البته خانم بزرگمهر شاهكارهاي فراواني در دوبله دارد.

باز در عكس سوم چهره دوران جواني ايشان - نشسته در كنار خواهرشان خانم توران مهرزاد - بهتر نمايان است. چهره جواني عزت الله انتظامي هم بسيار ديدني است .

براي خانم بزرگمهر و عزت الله انتظامي آرزوي سلامتي دارم.

۱۱-۵-۱۳۹۱ ۰۱:۵۸ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : جو گیلیس, شرلوك, Papillon, سناتور, بانو, Classic, اسپونز, سروان رنو, مگی گربه, ژان والژان, دلشدگان, زبل خان, hosinshir, dered, مولدوان
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
***

ارسال ها: 365
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸
اعتبار: 54


تشکرها : 210
( 4841 تشکر در 337 ارسال )
شماره ارسال: #11
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

(۱۷-۳-۱۳۹۱ ۰۸:۳۲ عصر)زاپاتا نوشته شده:  

عکسی که زاپاتای عزیز گذاشتند  مرا یاد کسی انداخت ...

نفری که سمت راست آقای داوود رشیدی در پوستر فیلم شیلات می بینید عکس مرحوم علی شعاعی است. او را در بسیاری از فیلمهای ایرانی قبل و بعد از انقلاب دیده اید اما مرگ او یک حادثه دلخراش بود در سال 6 سال پیش...

شعاعی 21 سال قبل بهنگام ساخت فیلم پوتین در مناطق جنگی به توصیه کارگردان وارد چاله پر آبی شد که در نهایت معلوم شد آکنده از مواد شیمیائی دوره جنگ بوده است... وی بخاطر همین مسمومیت و ضایعات ناشی از آن سالها در منزل و بیمارستان بستری بود تا در نهایت در سال 1384 در سن 57 سالگی درگذشت. به شخصه علاقه خاصی به این بازیگر داشتم... خداوند رحمتش کند... پوتین آخرین کار مرحوم شعاعی بود....

از فیلمهای مشهوری که وی بازی کرد میتوان به شیلات ، تفنگدار ، تشریفات ، فصل خون ، جمعه ، فرار ، گمشدگان ، مردها و نامردها و ... اشاره کرد. او تهیه کننده و مدیر تولید سینما هم بود و فیلمهائی مثل زرد قناری ، پادزهر ، ماه پیشونی و شقایق را هم او تهیه کرد

۱۱-۵-۱۳۹۱ ۱۱:۴۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Papillon, پایک بیشاپ, نیومن, Classic, اسپونز, ناخدا خورشيد, دزیره, بانو, پدرام, سروان رنو, مگی گربه, ژان والژان, دلشدگان, زبل خان, dered, مولدوان
بهزاد ستوده آفلاین
متولد اصفهان
***

ارسال ها: 900
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 36


تشکرها : 2206
( 4424 تشکر در 706 ارسال )
شماره ارسال: #12
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

(۱۱-۵-۱۳۹۱ ۱۱:۴۲ عصر)منصور نوشته شده:  '


هر جا سخن از دوبله است نام "بهزاد ستوده "میدرخشد
۱۲-۵-۱۳۹۱ ۰۷:۱۱ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : dered, مولدوان
اسپونز آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 90
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۹۱
اعتبار: 11


تشکرها : 748
( 417 تشکر در 72 ارسال )
شماره ارسال: #13
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

(۱۲-۵-۱۳۹۱ ۰۷:۱۱ عصر)بهزاد کازابلانکا نوشته شده:  

 

منصور جان مطمئنی اشتباه نشده؟

زنده یا علی شعاعی 6 سال پیش افتاده توی چاله (سال1385)  و انوقت بعد از سالها  در منزل و بیمارستان  سال 1384  ذرگذشت؟!

فيلم پوتين محصول سال 1370 مي باشد. البته اين فيلم آخرين فيلمي بود كه اين هنر مند فقيد در آن به بازيگري پرداخت اما در سالهاي بعد در فيلم هاي ديگري به عنوان تهيه كننده (پادزهر/1372 ) و مدير توليد (ماه پيشوني/1374، لاك پشت/1375، آسمان پرستاره/1378 )حضور داشت. زنده ياد علي شعاعي در سال 1384 از دنيا رفت.


میگم، کجا داریم میریم؟
۱۲-۵-۱۳۹۱ ۰۸:۲۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زاپاتا, دزیره, بانو, زبل خان, hosinshir, dered, مولدوان, BATMAN
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,286
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 43


تشکرها : 4095
( 7524 تشکر در 957 ارسال )
شماره ارسال: #14
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

این فیلم شیلات که منصور عزیز یادآوری کردن واقعا فیلم تاثیرگذاری بود zzzz:

اون سکانسی که اون دو نفر رو توی سردخونه حبس می کنن به اندازه سکانس قتل جانت لی زیر دوش حمام , و یا بریدن سر مفتش در هزاردستان برای دوران بچگی ما ترسناک بود ( و هنوز هم هست :eee2) . واقعا یک سکانس باید خیلی خیلی قوی باشه تا دهها سال اینطور در ذهن آدم بمونه. با اینکه این فیلم رو فقط یکبار و اون هم حدود 20 سال پیش دیدم اما برخی از سکانی هاش مثل آینه هنوز تو ذهنمه. فیلم پوتین هم از فیلم های خوب جنگی بود. واقعا اگر این هنرمند اینقدر مظلومانه فوت کرده باشه جای بسی تاسف خواهد بود. narahat . یادش گرامی.


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۱۳-۵-۱۳۹۱ ۱۲:۵۰ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسپونز, Papillon, مگی گربه, زاپاتا, ژان والژان, بانو, دزیره, دلشدگان, زبل خان, dered, مولدوان
زاپاتا آفلاین
عاشق دوبله
***

ارسال ها: 472
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۹۰
اعتبار: 40


تشکرها : 1499
( 5277 تشکر در 433 ارسال )
شماره ارسال: #15
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

(۱۲-۵-۱۳۹۱ ۰۸:۲۰ عصر)spoons نوشته شده:  

فيلم پوتين محصول سال 1370 مي باشد. البته اين فيلم آخرين فيلمي بود كه اين هنر مند فقيد در آن به بازيگري پرداخت

زنده ياد علي شعاعي اوايل دهه 60 بعنوان مديرتداركات و توليد با تعاوني فيلمي كه مهدي فخيم زاده ، زنده ياد رضاميرلوحي ، قدكچيان و جمشيدحيدري تاسيس كردند همكاري خود را آغاز كرد . او ضمن فعاليتهاي پشت صحنه در فيلمهاي شيلات ، فرار و تشريفات نيز بازي كرد.

مرحوم علي شعاعي (بالا) در كنار ولي شيراندامي در نمايي از فيلم گمشدگان

با درگذشت رضا ميرلوحي ، تشريفات بعنوان آخرين محصول تعاوني آنان اكران و تشكيلات منحل گرديد. مؤسسان هريك بدنبال كارهاي تخصصي خود رفتند . علي شعاعي هم بصورت جسته و گريخته تا سال 1370 بعنوان بازيگر و مدير توليد فعاليت خود را ادامه داد كه همانطور دوستان اشاره كردند در سكانسي از فيلم پوتين  او مي بايست  بداخل چاله اي پر از آب سقوط مي كرد كه از بد حادثه داراي اثرات شيميايي برجاي مانده از جنگ بود و پس از مدتي موجب عوارض جسمي فراواني برايش  شد . اين بازيگر محجوب و بي ادعاي سينماي ايران پس از چند فعاليت پشت صحنه اي در دهه 70 ، عاقبت در سال 1384 بعلت تشديد بيماري اش بدرود حيات گفت .

بابك و دانيال شعاعي فرزندان و خانم مهين نويدي عروس ايشان از هنرمندان بنام عرصه گريم و طراحي گريم در سينماي ايران مي باشند.

۱۴-۵-۱۳۹۱ ۰۹:۰۶ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پدرام, دزیره, بانو, جو گیلیس, اسپونز, Papillon, ژان والژان, دلشدگان, حمید هامون, سروان رنو, rahgozar_bineshan, Classic, مگی گربه, زبل خان, dered, مولدوان
اسپونز آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 90
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۹۱
اعتبار: 11


تشکرها : 748
( 417 تشکر در 72 ارسال )
شماره ارسال: #16
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

در حین مطالعه کتاب سرگذشت دوبله ایران، به مطلب بسیارجالبی برخوردم

شاد روان ایرن علاوه بر کار بازیگری جزو اولین دوبلر ها هم بوده است:

اولین های دوبله:

اولین کسی که تیتراژ درست کرد: (دکتر کوشان با خط حمید خواجه نصیری و فیلمبرداری خان بابا معتضدی) در فیلم آهنگ شهرزاد (که گویا اولین فیلم دوبله شده است). صادق شب آویز به جای کاپیتان نقش اول، (ایران زازیانس) بجای شهرزاد (ایوون دو کارلو) صحبت کرده و مورین بجای مادر شهرزاد.

(سرگذشت دوبله ایران و صداهای ماندگارش، اکبر منانی- صص 157 و 158 )


میگم، کجا داریم میریم؟
۱۹-۵-۱۳۹۱ ۱۰:۲۶ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دزیره, Papillon, بانو, جو گیلیس, ناخدا خورشيد, زاپاتا, شرلوك, آماندا, زبل خان, دلشدگان, dered, مولدوان
زاپاتا آفلاین
عاشق دوبله
***

ارسال ها: 472
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۹۰
اعتبار: 40


تشکرها : 1499
( 5277 تشکر در 433 ارسال )
شماره ارسال: #17
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

نمي دانم چرا برخي از هنرمندان و ادباي ما سالهاي پيري خود را در بدترين وضعيت طي مي كنند و در تنگناهاي فراوان مادي زندگي خود را به پايان مي برند.

عكسي از خانه محقر - بهتربگويم يك مخروبه - در سايتهاي خبري منتشر شده كه متعلق به محمودگلابدره اي نويسنده نامدار معاصر مي باشد . اين بزرگ ادبيات مملكت ما سالهاي واپسين عمرش را در چنين جايي سپري كرد. خالق بچه شمرون و سگ كوره پز در بدترين شرايط مادي بدرود حيات گفت . اما متوليان هنردوست اگر در هنگام زندگي بدادش نرسيدند اما براي بدرقه اش سنگ تمام گذاشتند! اين عاقبت محتوم هنرمند بودن است...

مطمئنا اشكال اصلي اين مصائب بخود اين عزيزان برمي گردد. اگر در سالهاي جواني و زمان محبوبيت كمي هم به سالهاي پيري مي انديشيدند شايد اين همه رنج و سختي و مرارت  را بجان نمي خريدند. آنها هرگز مستوجب چنين سختيهايي نبودند.

شهرت مانند يك نسيم خنك و گذرا طي مي شود و خوش آنكه حداقل از لحاظ مادي خوشه اي از روزهاي مؤفقيت برچينند كه در روزهاي افتادگي بكار آيد. داشتم به بازيگران و دست اندركارن درگذشته سينماي ايران فكر مي كردم كه چگونه سالهاي آخر عمر خود را با سختيهاي فراوان گذران كردند ...

پرويز نارنجيهاي عزيز كه صدايش محبوب بسياري از دوستان  است بخاطر بيماري سرطان چندين ماه در بيمارستان بستري بود و روزي كه در گذشت اگر مساعدت سازمان صدا و سيما نبود بيمارستان جنازه اش را تحويل خانواده اش نمي دادند.

هوشنگ بهشتي بازيگر و دوبلور قديمي سينما هنگامي درگذشت كه صاحبخانه جوابش كرده بود و او بسياري از مدارك و اسناد فعاليتهايش را در گوني گذاشته و جلوي درب منزلش قرار داده بود . اگر عباس بهارلو محقق سينما نبود اين اسناد روانه زباله داني شده بود . امروز بسياري از آنها در موزه سينما قراردارد.

سامي تحصني بازيگر قديمي سينما - يكي از نقشهايش استاد مكتبخانه در فيلم كفشهاي ميرزا نوروز بود- ماههاي آخر عمرش را در مسافرخانه اي درجه 3 بسر برد . او براي گذران زندگي هر روز قسمتي از وسايل زندگي اش را فروخت و در نهايت بعلت مشكلات فراوان بر اثر سكته مغزي درگذشت . اين درحالي بود كه بناچار هريك از فرزندانش را نزد اقوامش در مشهد گذاشته بود كه حداقل شكمشان سير شود و در روزهاي آخر تنها مونسش همسر مريضش بود.

حسين اميرفضلي بازيگر قديمي راديو ، تلويزيون و سينماي ايران هم در عسرت فراوان درگذشت.

رضا بيك ايمانوردي ستاره دهه  40و50سينماي ايران كه براي بازيهايش دستمزدهاي كلان مي گرفت ، هرگز قدر اين ثروت بادآورده را ندانست و سالهاي آخر عمرش را در آمريكا و در يك مزرعه بعنوان كارگزار سپري كرد. البته او در اوج محبوبيت دست گشاده اي داشت و به مستمندان كمك بسيار مي كرد . اما خب زندگي هاي موقت برايش هزينه هاي بسيار داشت !

شاپور قريب هم بصورتي ديگر...

اين سياهه طولانيست ...

۲۲-۵-۱۳۹۱ ۰۴:۱۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, اسپونز, پدرام, بانو, سروان رنو, سی.سی. باکستر, سناتور, جو گیلیس, نیومن, Classic, دلشدگان, جیسون بورن, شرلوك, زبل خان, مگی گربه, dered, مولدوان
اسپونز آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 90
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۹۱
اعتبار: 11


تشکرها : 748
( 417 تشکر در 72 ارسال )
شماره ارسال: #18
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

متأسفانه ناديا دلدار گلچين بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون پس از 9 روز کما بامداد امروز، 25 مرداد ماه، در بیمارستان عرفان درگذشت.

به گزارش مهر، نسیم جعفری دختر این هنرمند در این‌باره گفت: متاسفانه ساعت 6 صبح امروز مادرم که در بخش ICU بیمارستان عرفان بستری بود دارفانی را وداع گفت.

ناديا دلدار گلچين متولد 1339 در تهران و داراي مدرك تحصيلي ديپلم موسيقي از هنرستان عالي موسيقي بود كه فعاليت بازيگري‌اش را از سال 1369 با فيلم ابلیس آغاز كرد و در فيلم‌هايي چون ديدار در استانبول، دوروي سكه، پادزهر، همه دختران من، مرد نامريي، خط آتش، روسري آبي، كمكم كن، مهرمادري، غريبانه، شيدا، دختري با كفش‌هاي كتاني و مجموعه هاي تلويزيوني خاله سارا، كهنه سوار، دزدان مادربزرگ، همه فرزندان من، پزشكان، شن‌هاي كف رودخانه و سه در چهار به ايفاي نقش پرداخت.

 وي  فرزند نادر گلچین -خواننده- و دختر عموي مرجانه و منیژه گلچين -بازيگر- بود.

یادش گرامی باد

مثل این که تابستان نود و یک قرار است با خاطرات بد و بدتر در خاطره هایمان برای همیشه جاودان شود.


میگم، کجا داریم میریم؟
۲۵-۵-۱۳۹۱ ۱۱:۱۹ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : جیسون بورن, بانو, بهزاد ستوده, شرلوك, زاپاتا, دزیره, زبل خان, مگی گربه, dered, مولدوان, BATMAN
اسپونز آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 90
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۹۱
اعتبار: 11


تشکرها : 748
( 417 تشکر در 72 ارسال )
شماره ارسال: #19
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

جون به جونمون کنن، مرده پرستیم!

تا دیروز اگه تو جستجوی اینترنتی میزدی " نادیا دلدار گلچین" نهایت 2000 صفحه رو اعلام می کرد. الان تا این لحظه که من تایپ کردم " نادیا دلدار گلچین درگذشت" ، گوگل 498000 صفحه رو اعلام میکنه! حالا اگه فقط بزنیم " نادیا دلدار گلچین" 786000 صفحه اعلام می کنه!

چی بگم والله؟!


میگم، کجا داریم میریم؟
۲۵-۵-۱۳۹۱ ۰۵:۵۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ناخدا خورشيد, ژان والژان, سی.سی. باکستر, شرلوك, زبل خان, جو گیلیس, مولدوان, لوسیان
زاپاتا آفلاین
عاشق دوبله
***

ارسال ها: 472
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۹۰
اعتبار: 40


تشکرها : 1499
( 5277 تشکر در 433 ارسال )
شماره ارسال: #20
RE: بیاد هنرمندان سینمای ایران

اينجا آرامگاه بازيگري است كه حداقل يكي از نقشهايش در تاريخ سينماي ايران بسيار ماندگار است . اين سنگ محقر از آن مادر بابك فيلم درامتدادشب است كه سالهاست در اينجا  بخواب ابدي فرو رفته است.

دلشوره هاي مادرانه اش در آن فيلم كه مي داند فرزندش چند صباحي بيشتر زنده نيست و در حال شرح دادن واقعيت به آن خواننده شهير است  آنقدر طبيعي و جانسوز است كه هرگاه اين فيلم را تماشا مي كنم از فدر ناديدن بازي او توسط منتقدان سينما افسوس مي خورم.

مليحه نظري بازيگري توانا بود كه غريبانه آمد و غريبانه هم رفت . از اين سنگ اهدائي شهرداري مي توان دريافت كه او اگرچه در يكي از مشهورترين فيلمهاي سينماي ايران نقش آفريني كرد اما گمنام رفت .

كاش حداقل بهمن فرمان آرا  سنگي براي مزار اين هنرمند تدارك ديده بود كه در شان بازيگر فيلمهايش باشد...

۲-۶-۱۳۹۱ ۰۹:۵۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : شرلوك, سی.سی. باکستر, ناخدا خورشيد, دزیره, زبل خان, مگی گربه, بانو, پدرام, Classic, اسپونز, جو گیلیس, سروان رنو, دلشدگان, hosinshir, مولدوان, اکتورز, لوسیان
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: