ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 4 رای - 3.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کلاسیک ها در تلویزیون
نویسنده پیام
رزا آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 94
تاریخ ثبت نام: مرد ۱۳۸۹
اعتبار: 27


تشکرها : 3304
( 928 تشکر در 92 ارسال )
شماره ارسال: #281
RE: کلاسیک ها در تلویزیون

شبکه ج.م.ت.ی.و.ی یا G.E.M-T.V  فردا شب، سه شنبه، 5 اردیبهشت، برنامه ای بنام چهره های پنهان پخش خواهد کرد در مورد صداها و دوبلورها و فیلمهای ماندگار. امیدوارم جالب باشه. یاد برنامه صداهای ماندگار بخیر.


گاهی ارزش واقعی یک لحظه را، تا زمانی که به یک خـاطره تبدیل شود، نمی‌فهمیم . .
۴-۲-۱۳۹۱ ۰۶:۴۹ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, رابرت میچم, مگی گربه, Blanche, rahgozar_bineshan, بانو, Papillon
rahgozar_bineshan آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 57
تاریخ ثبت نام: مهر ۱۳۸۸
اعتبار: 4


تشکرها : 103
( 108 تشکر در 28 ارسال )
شماره ارسال: #282
RE: کلاسیک ها در تلویزیون

 با تشكر از اطلاع رسانيتان

ساعت چند؟

۵-۲-۱۳۹۱ ۰۳:۴۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا
رزا آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 94
تاریخ ثبت نام: مرد ۱۳۸۹
اعتبار: 27


تشکرها : 3304
( 928 تشکر در 92 ارسال )
شماره ارسال: #283
RE: کلاسیک ها در تلویزیون

ببخشین فراموش کردم. ساعت 8 امشب پخش میشه.shrmmm!


گاهی ارزش واقعی یک لحظه را، تا زمانی که به یک خـاطره تبدیل شود، نمی‌فهمیم . .
۵-۲-۱۳۹۱ ۰۵:۱۱ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Papillon
بهزاد کازابلانکا آفلاین
متولد کازابلانکا
***

ارسال ها: 837
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 36


تشکرها : 2001
( 3461 تشکر در 686 ارسال )
شماره ارسال: #284
RE: کلاسیک ها در تلویزیون

(۲۵-۹-۱۳۹۰ ۰۹:۲۸ عصر)ناخدا خورشيد نوشته شده:  

بازرس دوبله ي خوبي داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دوبله ي اين سريال پيشا انجمن گويندگان جوانه اونم زماني كه با كار به ياد ماندني آقاي مناني مقايسه مي شه

بجای هرکول پوارو پرویز فیروزکار گوینده قدیمی و پیشکسوت حرف زده و ناصر خاوری و زانیار کمانگر و تعدادی از بچه های دوبله  من و تو


تنهــا صداست کـه مـیمانــد
شهیده فروغ فرخزاد
۵-۲-۱۳۹۱ ۰۵:۱۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سناتور, مگی گربه, Papillon, زاپاتا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,080
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 32


تشکرها : 2613
( 4394 تشکر در 814 ارسال )
شماره ارسال: #285
RE: کلاسیک ها در تلویزیون

(۵-۲-۱۳۹۱ ۰۵:۱۱ عصر)رزا نوشته شده:  

ببخشین فراموش کردم. ساعت 8 امشب پخش میشه.shrmmm!

برنامه کوتاه چهره های پنهان جم کلاسیک رو دیدم. البته چیز جدید و خاصی نداشت.  فکر می کنم بیشتر گفتگوها رو از برنامه صداهای ماندگار گذاشته بودن. shakkk!


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۶-۲-۱۳۹۱ ۱۲:۴۵ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Papillon, رزا, رابرت میچم, سناتور
منصور آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 216
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸
اعتبار: 43


تشکرها : 92
( 2494 تشکر در 208 ارسال )
شماره ارسال: #286
RE: کلاسیک ها در تلویزیون

اونروزا شبهای عید چیز دیگه ای بود برای ما. عید که میشد یکی دو شب قبلتر،مجری همه یشه حی  و حاضر تلویزیون که انگار بودش واجب بود و نبودش حرام در یک ويژه برنامه به معرفی فیلمهای سینمائی همت میکرد که مثلا قراره فلان فیلم فلان روز پخش بشه و فلان نمایش فلان شب. یکی دو شب مونده به لحظه سال تحویل یکی دوتا فیلم هم پخش میکردند که جو عوض بشه و همه بدونند که دیگه عید نزدیکه. لحظه سال تحویل که میشد صدای سرنای کلهر یا علی اکبر مهدی پور دهکردی فضای خونه رو زیر رو رو میکرد و وقتی تموم میشد تازه بابا یادش می افتاد که بخونه : یا مقلب القلوب و الابصار ... اسم مهدی پور رو کسی نمیدونست درست مثل بقیه اونائی که می شنویم و نمیدونیم کی اند. وقتی مرد ، وقتی ازین سرا پرکشید اسمش اومد عین اونی که میخوند دایه دایه وقت جنگه ... که اونهمه جنگیدیم و نفهیمیدم این کی بود که صداش از اون ور ایران تا وسط خاک عراق میرفت و اصلا برای من و ما مهم نبود که رضا سقائی بوده که وقتی مرد حتی سقائی هم نبود که یه لیوان آب دستش بده... بگذریم.

شجریان رو سال 72 با دبدبه و کبکه آوردن کانال اول تلویزیون. از سال 1355 تلویزیون نیومده بود و الانشم بعد از 19 سال هنوز که هنوزه مرده اش رو ممکنه نشون داده باشن اما پخش زنده ای که بیاد و یه کم بخاطر اضطراب بلرزه و طرف بگه یالا بخون و اینم بگه نمیخونم تا حالتون جا بیاد، نداشتیم... اون موقع ها مهمون اگه می آوردن تلویزیون برای لحظه سال تحویل آدم درست و حسابی بود. شخصیتی بود واسه خودش.مردم با دیدنش تا مدتها تو کف بودند... وقتی پشت صحنه برنامه ای میرفت رو آنتن ذوقدانمون می ترکید و از شادی، نمیدونستیم اشک شادی رو چطوری پاک کنیم... وقتی دیدیم فرهنگ مهرپرور (شاگرد) و عبدی (آ میرزا) در صبح جمعه با شما کنار هم نشسته اند و بجای اینکه مثل برنامشون با هم گلاویز بشن با میکروفنهای خودشون کشتی میگیرن از خود بیخود میشیدیم... ای اینه؟ اسمش چی بود؟ آها منوچهر آذری. همونی که آنونس فیلم میگفت اسم فیلم رو هم گذاشته بود گوشتهای صدوبیست تومانی و سوت بلبلی میزد و میزد و میزد تا یادمون نمونه که همون گوشت (ببخشید همون نه، بی مزه ترش) قراره یه روز بشه 22 هزار تومن (18000 درصد رشد )... بگذریم

اونروزها با یه رابین هود و چند تا فیلم درپیتی از خود بیخود میشیدیم. بابا من نمیام خونه عمو ، مامان من نمیام خونه خاله آخه الان قراره کارتون الیور توئیست رو نشون بدن. قراره جزیره اسرار آمیز، قراره سفر به مرکز زمین، قراره سارا کورو ، قراره زورو ، قراره سندباد رو نشون بدن. دیده بودیم. قبلش همه رو دیده بودیم اما عید که میشد تکرار همینا انگار تکرار شادیهای ما بود. دیو سند باد وقتی غرش میکرد انگار دل ما رو می برد و دوستان یوگی و بیگلی بیگلی وقتی پیروز میشدند قند بود که تو دلمون آب میشد حتی اگه کاپتان لیچ گاهی دخل گالیور رو میاورد و وسط دردسر رهاش میکرد... بگذریم

اونروزا تلویزیون ما یک تلویزیون لامپی بود. یک ناسیونال که ازینور صفحه تا اون ورش کلا میشد 40 سانت. پشتشو اونقدر باز و بسته کرده بودم که دیگه به تعمیرکار میگفت زکی. لامپهائی داشت به بزرگی یه وجب. وقتی برق میرفت تو لامپها شهر فرنگی بود واسه خودش اون پشت. خدا پدر اونی که ترانزیستور و دیود رو ساخت تا همه رو از شر این لامپها خلاص کنه بیامرزه که پشت تلویزیونهایی که ضخامتش از صفحه خودش هم بیشتر بود رو الانه بکنن اندازه یک کاغذ.... لامپها داغ میشدند و وقتی به پشت تلویزیون دست میزدی گاهی اونقدر گرم بود که اونم به بخاریهای نفتی اون موقع که تو کلاسها میذاشتن میگفت : زکی... وقتی نور خورشید به صفحه ش می تابید دیگه چیزی معلوم نبود و باید دنبال چادر سیاهه ی مامان می گشتم و یه سرشو مینداختم رو تلویزیون یه سرشم رو سر خودم تا تاریک بشه و از فاصله یک متری ببینم تو تلویزیون چه خبراس... وقتی برق ضعیف میشد یه خط عین اجل معلق از بالا به پائین و گاهی از پائین به بالا رژه می رفت. انکار کادرهای یک فیلم رو دارن تک تک نشون میدن . اونوقت بود که باید دست می بردی پشت تلویزیون رو یه پیچ رو میچرخوندی تا خط رو از حرکت نگهداری. گاهی صفحه ای که روشن بود با ضعیف شدن برق جمع میشد وسط صفحه اصلی و یک مستطیل کوچیک رو میساخت... و وقتی تلویزیون رو خاموش میکردی ، کل صفحه بشکل یک نقطه روشن جمع میشد وسط صفحه و تا چندین دقیقه ردش رو میشد دید... بگذریم.

از همه اینها و گذشته ها بگذریم...

الان چه خبره؟ ... تلویزیون اومده تلویزیون نگو هلو بگو. درازیش یک و نیم متر عرضش 85 سانت. ضخامت اندازه ضخامت یک راکت پینگ پونگ. صفحه کاملا تیره که جلو تابش مستیقم آفتاب هم کار خودشو میکنه. عینک میزنی فیلم یا بازی رو برجسته می بینی. سینمای خانگی وصل میکنی صدای بال زدن پشه تا بیاد ازیه جا رد بشه و برسه جای دیگه ، ازون گوشه خونه تا این گوشه بترتیب داخل بلندگوهای مختلف می پیچه و حس میکنی از بیخ گوشت رد شد ، صدای گلوله رو که دیگه نگو ساختمون میاد پائین وقتی فلان بن بهمان دستش بره رو ماشه و و و ...  ترانسفورمز 3 رو مامان گذاشته بود (اونم فیلمهائی که بهش میگن بلو ری) همسایه اومد در خونه. آقا از شما بعیده! ... بخدا حواسمون نبود ... اما خبر نداره که با انتقام از گذشته در برابر حال ، میشه حال کرد. آقا به شما چه مربوط اصلا میخوام صدای شلیک توپخونه ی مگاترون سقف رو بیاره پائین، اونوقت که من چادر مینداختم رو سرم کجا بودی تو! (اما ... یکی نیست بگه بجای چادرسیاه روی سر ، عینک سیاه زدی روی چشمت بینوا. فقط چادرت کوچیک شده و عقلت، نه هوشت و معرفتت)... بگذریم؟ میگذریم

پس آفتابه لگن هفت دست. حالا بدک نیست یه سری به ناهار و شام بزنیم. عیدا که میشه 16 تا شبکه در لحظه سال تحویل هر کدوم 250 تا مهمون دعوت کردن. از قندعلی بقال بگیر تا حسنعلی چقال. جالب اینکه از 24 ساعت قبل در هر شبکه (ببخشید که بجای کانال میگم شبکه.آخه عادتمون دادن... ازون طرفم حیفه برای این تلویزیونها بگی کانال! کانال اون موقع ها رو میخواستی عوض کنی باید یک پیچ گنده رو عین هندل میچرخوندی تا تالاق تالاق برو رو کانالهای دیگه ... کنترل و ریموت که دیگه فبها)... این مهمون میره اون یکی میاد. صغری میره ، صفیه میاد. یوسف میره یونس میاد... خب اصغر آقا میگفتی: از کی خوانندگی رو شروع کردی؟ - خیلی وقته آقا. فکر میکنم دو سالی هست... یادت بخیر شجر.36 ساله که فقط یه بار اومدی تلویزیون (ببخشید به سیما). این آقا تو این دوسال فقط 20 بار  تو عیدها (در شبکه های مختلف) دیده شده. این میره اون میاد. پشت سر هم. لحظه سال تحویل الا دیگه شده مهمون داری سازمان سیما. چندر غاز میندازن جلو همین صغری و صفیه و حسن و حسین که نیم ساعتی سر فلان ساعت بیان اونجا چرت و پرت بگن و برن . خوبه والا. دستمزد همشون رو جمع بزنی اندازه ساخت یک فیلم سینمائی نمیشه. به قول مادر ورشکست نشه تلویزیون ما از اینهمه هزینه یه موقع خدای نکرده. نه برنامه شادی ، نه طنزی نه نمایشی نه سنت ایران نه همون ساز و سرنای سنتیی ... فقط و فقط یک مجری و هزار مهمان. همه شبکه ها. صدای سال تحویل هم که میاد ، یالا بدون ساز بخونید: یا مقلب القلوب ... فقط قلوب، بخدا، ابصار که دیگه مالیده با این برنامه ها. بعدشم که دیگه نگو... حضرت میره نایب میاد ، نایب میره  نواب میاد... یکی میگفت ببخشید اگه یک سخنران یا مهمان 5 دقیقه حرف بزنه خوبه؟ گفتم خوبه. گفت اگه 10 دقیقه بشه چی؟ گفتم خوب نیست. گفت اگه بشه یه ربع چی؟ گفتم اون دیگه زر زیادیه (با عرض معذرت از اون سخنران و شنوندگانش و سایر خوانندگان)... حقمونه بخدا. میدونید چرا؟ ... نمیگم چرا دلتون بسوزه.

۹-۲-۱۳۹۱ ۰۲:۰۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : rahgozar_bineshan, بانو, ژان والژان, Classic, سروان رنو, نیومن, رزا, seyed, اسکارلت اوهارا, Papillon, مگی گربه
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,080
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 32


تشکرها : 2613
( 4394 تشکر در 814 ارسال )
شماره ارسال: #287
RE: کلاسیک ها در تلویزیون

(۹-۲-۱۳۹۱ ۰۲:۰۴ عصر)منصور نوشته شده:  

...

اونروزها با یه رابین هود و چند تا فیلم درپیتی از خود بیخود میشیدیم. بابا من نمیام خونه عمو ، مامان من نمیام خونه خاله آخه الان قراره کارتون الیور توئیست رو نشون بدن. قراره جزیره اسرار آمیز، قراره سفر به مرکز زمین، قراره سارا کورو ، قراره زورو ، قراره سندباد رو نشون بدن. دیده بودیم. قبلش همه رو دیده بودیم اما عید که میشد تکرار همینا انگار تکرار شادیهای ما بود. دیو سند باد وقتی غرش میکرد انگار دل ما رو می برد و دوستان یوگی و بیگلی بیگلی وقتی پیروز میشدند قند بود که تو دلمون آب میشد حتی اگه کاپتان لیچ گاهی دخل گالیور رو میاورد و وسط دردسر رهاش میکرد... بگذریم

...

ashk

یادش بخیر . اون موقع نمی دونستیم که همه این برنامه ها یه روزی کلاسیک می شن . :lovve: عیدها با برنامه هایی مثل سینمای کمدی با مجری گری جمشید گرگین حال و هوای عید رو می آورد. دو تا شبکه بیشتر نبود اما هر چی بود برای بچه ها سنگ تموم می ذاشتن. عید ما عید بود ...nnnn:

یادمه تلویزیون هایی همون موقع با بازار اومده بود که علاوه بر دکمه تعویض کانال , دکمه دومی هم داشت ( تصویر زیر ) که معلوم نبود برای چی هست. :huh: کنارش نوشته بود UHF  idont و فروشنده ها می گفتن که این برای کانال های ماهواره ای هست zzzz: ما هم که شنیده بودیم قراره دول استکباری یک ماهواره ای بفرستن روی سر ایران که بدون کمک هیچ آنتنی بشه 1000 تا کانال رو گرفت کلی ذوق می کردیم و هر هفته , هی این دکمه رو می چرخوندیم تا ببینیم که آیا ماهواره فعال شده یانه !  همچین ماهواره ای تا امروز هم که هستیم ساخته نشد که نشد . rrrr:


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۱۵-۲-۱۳۹۱ ۰۴:۱۴ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکارلت اوهارا, پرواز, ممل آمریکایی, ژان والژان, پایک بیشاپ, Classic, Papillon
vic_metall آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 93
تاریخ ثبت نام: مرد ۱۳۸۸
اعتبار: 0


تشکرها : 37
( 141 تشکر در 40 ارسال )
شماره ارسال: #288
RE: کلاسیک ها در تلویزیون

کافه سینما- این شب‌ها برنامه سینمای اندیشه از شبکه دوم سیما پس از سال‌ها پخش مجدد می‌شود. سال‌‌ها پیش علی معلم در این برنامه به عنوان کارشناس و مجری، همراه با منتقدان و سینماگران سرشناس به نقد و بررسی آثار مهم سینمای جهان می‌نشست. دیدن این فیلم‌ها همراه با شنیدن نظرات کارشناسانی از آن سال‌ها بسیار مغتنم است. در شب‌های گذشته فیلم‌های چون قلب ساخته لوئیجی کومنچینی با حضور داریوش مودبیان و داستان توکیو اثر یاسوجیرو اوزو با حضور کامبیز کاهه به عنوان منتقد مهمان پخش شده است. ساعت پخش این برنامه، حدود یک و سی دقیقه بامداد است.

//////////////////////////////

این برنامه فیلمهایی مثل هانوسن و سرهنگ ردل و کائوس برادران تاویانی و........................... با دوبله درستو درمون پخش کرده

دیروز ۱۲:۵۱ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Papillon, ممل آمریکایی
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: