ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
باند , جیمزباند - مامور ما 007
نویسنده پیام
رامین_جلیلوند آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 423
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸
اعتبار: 23


تشکرها : 1082
( 1786 تشکر در 326 ارسال )
شماره ارسال: #1
باند , جیمزباند - مامور ما 007

مدتها بود که می خواستم این تاپیک را شروع کنم. خواهش یکی از دوستان عزیز که استاد من می باشند و ارزش زیادی برای من دارند انگیزه ای بود برای استارت.
البته به دلیل کمبود وقت از طرف خود من پست ها کوتاه خواهد بود و با فاصله زمانی و همگی از روی حافظه که بدون شک بی اشتباه نخواهد بود. با پوزش از همگی.... و البته تا جای ممکن به دوبله فیلم های دو صفر هفت هم خواهیم پرداخت. تقدیم به روح شادروان عطا الله کاملی که کاملترین و برترین دوبله جیمزباند را در گلد فینگر تالیف کرد و پیشکش دوست و استاد عزیزم جان دوی مهربان.



فایل های ضمیمه بند انگشتی
   
۲۴-۵-۱۳۹۰ ۱۱:۲۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, john doe, رابرت میچم, دن ویتو کورلئونه, اسکورپان شیردل, سناتور, ژان والژان, میثم, الیشا, رزا, دلشدگان, ریچارد, dered, BATMAN
رامین_جلیلوند آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 423
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸
اعتبار: 23


تشکرها : 1082
( 1786 تشکر در 326 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: باند , جیمزباند - مامور ما 007

و اما در دنباله با اجازه دوستان از چند کلیپ تلویزیون بی ارزش ساخته امریکا می گذریم و به قولی فست فوروارد می کنیم به صفحه نقره ای سینمای هالیوود.

تهیه کنندگان آلبرت بروکلی و هری سالتزمن در نظر داشتند که صاعقه (تاندربال-مامور ما دو صفر هفت در نمایش در ایران) را از سری نوشته های یان فلیمینگ را به پرده سینما بیاورند که با توجه به هزینه بسیار زیاد فیلم برداری زیر آب و غیره از خیر صاعقه گذشتند و به دکتر نو رو آوردند.

جالب توجه است که نسخه های کتابی جیمز باند به عناصر س ک س و مشروب خوارگی  دو صفر هفت تاکید زیادی دارد که در فیلم ها این عناصر رقیق شده اند عنصر دیگری که کتاب ها به آن تاکید دارند استفاده باند از هوش و مغزش می باشد در حالی که در فیلم ها مخصوصا فیلم های اولیه به قدرت بدنی و تسلط باند به  فنون رزمی بیشتر تاکید می شود.

مهمترین نکته برای تهیه کنندگان انتخاب هنرپیشه مناسب برای جیمز باند بوده است.

لیستی که حقیقتا برای من وحشتناک و احمقانه بوده است شامل: دیوید نیون(پسر خاله یا عمه خود یان فلیمینگ)-جیمز میسون- کاری گرانت! رکس هریسون می باشد که خوشبختانه همگی رد شدند . کاری گرانت - و دیوید نیون حاضر به امضای قرارداد برای اجرای ها بعدی نبوده اند این دو و باقی هم مخصوصا به علت کهولت سن رد شدند. الحمدالله!

البته راجر مور هم کاندید بوده است که تهیه کنندگان ایشان را به دلیل بچه خوشگل بودن رد می کنند!!! و هم چنین تا آنجایی که حافظه من اجازه می دهد جرمی برت ( شرلوک هلمز) هم جز کاندیدها بوده اند و یک سوپر مانکن انگلیسی که الان اصلا اسمش یادم نمی آید که جزییات قیافه باند را داشته ولی اصلا بازیگری بلد نبوده است.

من خودم شخصا بعد از خواندن کتاب ها شدیدا به دو هنرپیشه معاصر برای بازی نقش جیمز باند علاقه داشتم.
1-Clive Owen بازیگر هویت برن
2-Jason Isaacs بازیگر میهن پرست در کنار میل گیبسون

شماره یک فیزیک بدنی جیمز باند را کاملا دارد ولی بی رحمی در چشم هایش ندارد و برعکس شماره دو فیزیک بدنی را ندارد ولی دقیقا معادلی است که یان فلیمینگ در کتاب هایش نوشته است موی سیاه و چشم های خاکستری کاملا بی رحم.

بهرحال نقش به شان کانری غول پیکر می رسد که با گستاخی و قلدری تمام تهیه کنندگان را قانع  می کند که نقش برای خودش می باشد.

از قراری شان کانری از لحاظ شخصیتی و هیبتی کاملا به مامور دو صفر نزدیک بوده است. حتما دوستان می دانند که شان کانری آقای بدن سازی اسکاتلند بوده است و زمانی دوست پسر لانا ترنر بوده است و معشوقه لانا ترنر Johnny Stompanato که از مافیای آمریکا بوده است شدیدا به غیرتش بر می خورد و سرصحنه زمانی دیگر و مکانی دیگر به سراغ شان کانری می رود و کتک مفصلی از مامور ما دو صفر هفت می خورد!!!
برای اطلاعات بیشتر به فیلم محرمانه لوس آنجلس و صحته لانا ترنر مراجعه کنید.

خود یان فلیمینگ از انتخاب شان کانری سیه چرده و با لهجه روستایی اسکاتلندی راضی نبوده است و به قولی در ذهن خودش جیمز باند را اشراف زاده انگلیسی تصور کرده بوده بود! ولى در پایان فیلم گلد فینگر به شان کانری می گوید : من حاضرم نقش را بر اساس صورت و هیبت و شخصیت تو بازنویسی کنم.

بهر حال شان کانری اسکاتلندی با کلاه گیس تحت تعلیمات ویژه کارگردان دکتر نو ترنس یانگ غذا خوردن سیگار کشیدن و لهجه انگلیسی را فرا می گیرد بهترین خیاط ها برایش کت و شلوار می دوزند بدلی برای جنگ های تن به تن جز صحنه پرت کردن راننده قلابی با فن جودو استفاده نمی کند و با موسیقی متن جان بری خدا  بیامرز دو صفر هفت به پرده سینما می آید. سری فیلم های جیمز باند تاکنون 12 میلیارد سود خالص داشته اند.
در ایران ما هم زنده یاد منوچهر نوذری برای اولین بار به فارسی می گوید باند..جیمزباند!

۳-۶-۱۳۹۰ ۱۲:۲۹ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, دن ویتو کورلئونه, اسکورپان شیردل, دزیره, john doe, کاپیتان هادوک, میثم, بانو, پایک بیشاپ, سروان رنو, کاپیتان اسکای, الیشا, رزا, دلشدگان, ریچارد, dered
رامین_جلیلوند آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 423
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸
اعتبار: 23


تشکرها : 1082
( 1786 تشکر در 326 ارسال )
شماره ارسال: #3
RE: باند , جیمزباند - مامور ما 007

حاشیه... شان کانری از عنکوبت وحشت داشته است. و برای صحنه حمله رتیل- عنکوبت از یک شیشه محافظ استفاده کرده است که انعکاس پاهای عنکوبت کاملا مشهود می باشد!!!



فایل های ضمیمه بند انگشتی
   
۴-۶-۱۳۹۰ ۰۱:۵۳ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, ژان والژان, john doe, کاپیتان هادوک, میثم, بانو, الیشا, رزا, dered
دزیره آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 179
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 22


تشکرها : 2575
( 1855 تشکر در 162 ارسال )
شماره ارسال: #4
RE: باند , جیمزباند - مامور ما 007

جناب رامین-جلیلوند گرامی ، ضمن تشکر از شما .کاش تاریخچه کامل تری از این فیلمها را مطرح میکردید. مثل سال ساختش واینکه چند فیلم است یا اصلا فیلم است یا سریال و غیره .... .  شاید مخاطب هایی چون من باشند، با این که اسم جیمز باند را به کرات شنیده ایم، اما اطلاعات چندانی در باره ان نداریم.  


] استعداد بزرگ بدون اراده بزرگ وجود ندارد . بالزاک
۱۶-۶-۱۳۹۰ ۰۷:۵۶ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : الیشا, ojahed007, نیومن, رزا, dered
نوستالژیکا آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 21
تاریخ ثبت نام: آذر ۱۳۹۰
اعتبار: 1


تشکرها : 40
( 81 تشکر در 15 ارسال )
شماره ارسال: #5
RE: باند , جیمزباند - مامور ما 007

آقای محسنین و یک نفر دیگه کتاب مستقلی درباره فیلم های جیمز باند تا دوره معاصر (البته تا پیرس برازنان) نوشته اند و تک تک آنها را تحلیل کرده اند. کتاب مفیدی است.

۱۱-۱۰-۱۳۹۰ ۱۰:۰۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دزیره, زاپاتا, رزا, dered
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 360
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۸۹
اعتبار: 33


تشکرها : 3355
( 3710 تشکر در 316 ارسال )
شماره ارسال: #6
RE: باند , جیمزباند - مامور ما 007

دکتر نو   1962

کارگردان : ترنس یانگ

بر اساس داستانی از : یان فلمینگ

بازیگران : شون کانری (جیمز باند) ، جوزف وایزمن (دکتر نو) ، اورسولا آندرس (هانی رایدر) ، برنارد لی (ام) ، جک لرد (لایتر) ، آنتونی داوسون (پروفسور دنت) ، لوئیس ماکسول (دوشیزه مانی پنی) و ...

موسیقی: مانتی نورمن

109 دقیقه – محصول بریتانیا

 

اولین فیلم از سری فیلم های جیمز باندی که در سال 1962 اکران شد و موفقیتی عظیم کسب کرد.

فیلم های جیمز باند ملغمه ایست از زد و خورد ، تعقیب و گریز ، انفجار و حوادث غیرقابل پیش بینی ، ترور ، طنز و س.ک.س .

جیمز باند مامور مخفی خونسرد ، خشن ، باهوش ، قدرتمند و در عین حال عاشق پیشه که دست رد بر سینه هیچ زنی نمی زند ، در واقع اوج آمال امپراتوری پیر و کهنه ایست که اکنون قدرت خود را تنها در ستاره های سینما می جوید.

 

بسیاری از مولفه های این فیلم در فیلم های بعدی نیز تکرار شده است ، منجمله تیتراژ معروف آن که از داخل یک لوله تفنگ شاهد شلیک مامور مخفی به سمت دوربین هستیم. یا موسیقی معروف آن که امروز از کفر ابلیس هم مشهورتر شده است. بازیگران ثابت فیلم نیز در چند فیلم بعدی ظاهر می شوند. برنارد لی در 10 فیلم در نقش "ام" ظاهر شد و لوییس ماکسول در 14 فیلم به جای دوشیزه مانی پنی ایفای نقش کرد.

 

داستان فیلم: استرانگویز –مامور مخفی بریتانیا در جامائیکا- و منشی اش توسط یک گروه تروریستی معروف به "سه موش کور" به قتل می رسند. "ام" رئیس MI6 ، جیمز باند را مامور رسیدگی به پرونده او می کند. باند در همان بدو ورود به جامائیکا با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کند و سرانجام در تحقیقات خود متوجه جزیره "کراب کی" و مالک آن "دکتر نو" می شود.او در میابد که دکتر نو به اسم بهره برداری از معدن آهن ، مشغول انجام کارهای مشکوکی است. وی به کمک یک قایقران بومی به نام "لایتر" ، مخفیانه وارد جزیره می شود. در همان ابتدای ورود به جزیره و در ساحل ، با دخترک صدف جمع کنی به نام"هانی رایدر" آشنا می شود.

ام 

در فعل و انفعالاتی گارد ساحلی دکتر نو متوجه آنها شده و بهشان حمله می کنند. در جریان حمله ، لایتر کشته شده و باند و دخترک اسیر می شوند و به نزد دکتر نو برده می شوند. باند متوجه می شود که دکتر نو –که دورگه ای آلمانی-چینی است- قصد دارد با کمک اشعه رادیویی به پایگاه فضایی "کیپ کاناورال" حمله کنند و ماموریت فضایی آنها را نابود سازند.

لایتر 

باند موفق می شود از دست محافظینش فرار کرده و خود را در میان افراد دکتر نو جا بزند. در آخرین لحظه ، باند وارد عمل می شود و برنامه دکتر نو را با شکست مواجه می سازد و خود دکتر نو نیز به دست باند کشته می شود. سپس باند به دنبال هانی رایدر رفته او را آزاد میکند و به کمک یک قایق نجات ، از جزیره در حال انفجار فرار می کند.

دکتر نو 

در پایان ، نیروهای آمریکایی را که به کمک او آمده اند دست بسر کرده و باند و هانی در ته قایق از نظر ناپدید می شوند!!

نکاتی در مورد فیلم:

  • تهیه کنندگان فیلم هری سالتزمن و آلبرت بروکولی ، شراکت خود از این فیلم شروع کردند که این شراکت تا سال 1975 و زمان ساخت مردی با تپانچه طلایی دوام آورد.
  • ابتدا قرار بود کتاب تندربال به فیلم تبدیل شود. اما به دلیل دعواهای حقوقی بین نویسندگان فیلمنامه –کوین مک کلوری و یان فلمینگ- این امر میسر نشد. ضمن اینکه در همان زمان موضوع پرتاب آزمایشی راکت آمریکا از پایگاه کیپ کاناورال و عدم موفقیت آن بر سر زبانها بود.

  • به جز ترنس یانگ ، کارگردانان دیگری نیز نامزد کارگردانی فیلم بودند ؛ منجمله گای گرین ، گای همیلتون و کن هیوز . اما سرانجام ترنس یانگ که سابقه همکاری با آلبرت بروکولی را داشت پروژه را بدست گرفت.
  • فیلم با بودجه کمی ساخته شد. یونایتد آرتیستز که حمایت مالی فیلم را بر عهده داشت ، تنها یک میلیون دلار برای ساخت فیلم بودجه اختصاص داده بود. بعدها برای اجرای سکانس انفجار در پایگاه دکتر نو در جزیره کراب کی ، شعبه بریتانیایی یونایتد آرتیستز 100000 دلار دیگر به فیلم اختصاص داد.
  • برای ایفای نقش هانی رایدر ، در ابتدا جولی کریستی در نظر گرفته شد. اما تهیه کنندگان به این نتیجه رسیدند که او به اندازه کافی شهوت انگیز نیست و تنها دو هفته قبل از شروع فیلمبرداری ، اورسولا آندرس را انتخاب کردند.

  • برای ایفای نقش جیمز باند هنرپیشگان متعددی انتخاب شدند. ابتدا قرار بود کاری گرانت این نقش را برعهده بگیرد ، اما چون گرانت بازی در فقط یک فیلم را قبول کرده بود او را خط زدند. ستاره بعدی ریچارد جانسون بود که او را هم بدلیل اینکه با MGM قرارداد داشت نتوانستند به خدمت بگیرند. پاتریک مک گوهان یکی دیگر از نامزدها بود که او نیز نقش را قبول نکرد. دیوید نیون نیز یکی دیگر از انتخاب شدگان بود و جالب است بدانید بعدا در هجویه جیمز باندی کازینو رویال-1967 ، نقش باند را برعهده گرفت. سرانجام تهیه کنندگان ، شون کانری 30 ساله برای بازی در 5 فیلم جیمز باندی انتخاب کردند و با او قرارداد بستند.

  • تم معروف جیمز باند که بعدها به عنوان تم اصلی این سری فیلم ها به کار گرفته شد ، توسط مانتی نورمن خلق شد و جان باری تنظیم ارکسترال آن را برعهده گرفت.
  • دکتر نو در 168 سینمای انگلستان بر پرده رفت و تنها در دو هفته اول نمایش ، 840000 دلار فروش کرد و در مجموع 6 میلیون دلار یعنی 6 برابر بودجه اش درآمد کسب کرد. مجموع فروش آن در دنیا 59600000 دلار برآورد شده است.
  • در اکثر رنکینگ ها ، فیلم دکتر نو در 7 رده اول فیلم های جیمز باندی قرار دارد.
  • بی.کی.نی که در صحنه معروف خروج اورسولا آندرس از دریا بر تنش بود ، در سال 2001 به قیمت 61500 دلار به فروش رفت. خود او نیز در رده برترین دختران جیمز باندی قرار دارد.


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۲۵-۱۰-۱۳۹۰ ۰۵:۰۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پایک بیشاپ, الیشا, گرتا, زاپاتا, بانو, الیور, ژان والژان, رزا, پاشنه طلا, واترلو, دزیره, رامین_جلیلوند, Papillon, جیمزباند, نیومن, راتسو ریــزو, دلشدگان, davood, ریچارد, dered
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 360
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۸۹
اعتبار: 33


تشکرها : 3355
( 3710 تشکر در 316 ارسال )
شماره ارسال: #7
RE: باند , جیمزباند - مامور ما 007

از روسیه با عشق   1963

کارگردان : ترنس یانگ

بر اساس داستانی از : یان فلمینگ

بازیگران : شون کانری (جیمز باند) ، دانیلا بیانچی (تاتیانا رومانووا) ، پدرو آرمندرایز (علی کریم بی) ، روبرت شاو (رد گرانت) ، لوته لنیا (سرهنگ رزا کلب) ، برنارد لی (ام) ، لوئیس ماکسول (دوشیزه مانی پنی) و ...

موسیقی: جان باری

115 دقیقه – محصول بریتانیا

 

دومین فیلم از سری فیلم های جیمز باند که یکسال پس از اکران موفقیت آمیز دکتر نو و با بودجه ای دو برابر آن تولید شد و بر روی پرده رفت. همچنین دومین فیلم شون کانری به نقش جیمز باند و دومین کارگردانی ترنس یانگ به شمار می آمد.

اکران فیلم با موفقیت بیشتری نسبت به دکتر نو همراه شد ؛ هم از دیدگاه منتقدین و هم از دیدگاه تماشاگران و به فروشی معادل 78 میلیون دلار دست یافت.

 

داستان فیلم: مرد شماره یک گروه SPECTRE که یک گروه تروریستی فراملیتی است پس از کشته شدن دکتر نو که در واقع یکی از اعضای این گروه محسوب میشد دنبال نقشه ای بود تا انتقام کشته شدن او را از جیمز باند بگیرد. لذا یکی از اعضای رده بالای خود را که یک سرهنگ روسی به نام رزا کلب بود مامور این کار کرد. سرهنگ کلب به کمک قاتلی حرفه ای به نام رد گرانت و دختری که کارمند سفارت روسیه در استانبول است نقشه ای را طرح ریزی می کنند تا به اسم فروختن یک دستگاه رمزگشای سری شوروی (که قرار است توسط تاتیانا در استانبول به جیمز باند تحویل داده شود) باند را در دام انداخته او را از بین ببرند.

 

تاتیانا سعی می کند با استفاده از زیبایی خود و عشوه گری جیمز باند را فریب دهد و او را شیفته خود سازد غافل از آن که باند که از راهنمائیها و تجربیات یک مامور بومی اینتلیجنت سرویس در ترکیه به نام علی کریم بی سود می برد متوجه خدعه دختر می شود ولی در ظاهر با او همراه می شود.

 

تاتیانا و باند در عملیات بمب گذاری در سفارت روسیه موفق به ربودن دستگاه رمزگشا شده و آن را با خود به ترن می برند تا از طریق قطار از مرز عبور کرده و راهی اروپای غربی شوند. اما در داخل ترن ، کریم بی توسط رد گرانت به قتل می رسد.

همچنین گرانت موفق می شود تاتیانا را بیهوش کرده و باند را دستگیر کند ، اما باند به کمک چمدان همه فن حریف خود که اختراع "کیو" است ، بر گرانت فائق می آید و او را از پای در می آورد و در بین راه از ترن به همراه تاتیانای مدهوش بیرون می پرند و پس از تعقیب و گریز فراوان که در قایق و همچنین با هلی کوپتر دشمنان انجام می شود ، بالاخره موفق می شود همراه تاتیانا فرار کند.

 

در پایان ، سرهنگ کلب که خود را به شکل خدمتکار هتل محل اقامت باند و تاتیانا درآورده است به سمت آنها حمله می کند و قصد کشتن باند را دارد اما توسط گلوله کارمند سابق خود تاتیانا از پای در می آید.

 

نکاتی در مورد فیلم:

  • بسیاری از عوامل فیلم ، همان عوامل فیلم اول هستند.
  • شون کانری بابت این فیلم ، علاوه بر دستمزد معمولش 100 هزار دلار نیز پاداش دریافت کرد.
  • در پایان فیلم نوشته می شود : هنوز تمام نشده . جیمز باند با اثر دیگری از یان فلمینگ برخواهد گشت: گلد فینگر

  • مرد شماره یک که در فیلم صورت او را نمی بینیم و در عنوان بندی نیز بازیگرش تنها با یک علامت سوال مشخص شده است ، بنا بر روایتی آنتونی داوسون –همان پروفسور دنت فیلم اول- است.
  • بنا بر شایعات  یان فلمینگ خالق جیمز باند ، در این فیلم همانند آلفرد هیچکاک در سکانس کوتاهی از فیلم ظاهر می شود.
  • برای بازی در نقش تاتیانا هنرپیشه های زیادی مد نظر قرار گرفتند مثل سیلوا کوشینا ، ویرنا لیزی ، آنت وادیم و تانیا مالِت . اما سرانجام بیانچی ایتالیایی که در آن زمان 21 سال داشت برای این نقش انتخاب شد. از آنجا که زبان انگلیسی بیانچی خوب نبود برای او معلم در نظر گرفته شد اما در نهایت صدای او دوبله شد.
  • برای بازی در نقش سرهنگ کلب ، ابتدا کاتینا پاکسینو (بازیگر اسکاری فیلم زنگها برای که به صدا در می آیند) انتخاب شد که چون در دسترس نبود ، لوته لنیا جانشین او شد.
  • صحنه تعقیب و گریز قایق و هلی کوپتر در کتاب فلمینگ نبود ، اما یانگ برای خلق هیجان بیشتر آن را به فیلم اضافه کرد.

  • برای ایفای نقش کریم بی ، جان فورد کبیر پدرو آرمندرایز را به ترنس یانگ پیشنهاد داد. متاسفانه حادثه غم انگیزی برای او اتفاق افتاد. در هنگام فیلمبرداری فیلم در استانبول ، پزشکان تشخیص دادند که او دچار سرطان پیشرفته شده است. تولید در استانبول متوقف شد و عوامل به بریتانیا بازگشتند. هرچند آرمندرایز سعی کرد که نقش خود را به خوبی در فیلم ایفا کند ، اما درد زیاد امان او را بریده بود و در برخی صحنه ها لنگش او مشهود است. سرانجام دیگر تحمل او به پایان رسید و او به بیمارستان منتقل شد. صحنه های باقیمانده او توسط بدل وی گرفته شد. آرمندرایز در بیمارستان در حالی که دیگر تاب تحمل درد را نداشت با شلیک گلوله (از تفنگی که مخفیانه با خود به بیمارستان برده بود) به قلب خود ، به زندگیش پایان داد.


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۲۷-۱۰-۱۳۹۰ ۰۹:۴۰ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : جیمزباند, نیومن, دزیره, کاپیتان اسکای, رامین_جلیلوند, واترلو, الیور, بانو, پایک بیشاپ, ژان والژان, بهزاد کازابلانکا, حمید هامون, Papillon, راتسو ریــزو, دلشدگان, ریچارد, dered
بهزاد کازابلانکا آفلاین
متولد کازابلانکا
***

ارسال ها: 894
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 36


تشکرها : 2202
( 4381 تشکر در 701 ارسال )
شماره ارسال: #8
RE: باند , جیمزباند - مامور ما 007

(۲۷-۱۰-۱۳۹۰ ۰۹:۴۰ صبح)اسکورپان شیردل نوشته شده:  

از روسیه با عشق   1963

کارگردان : ترنس یانگ

یکی از دوستان که خیلی هیجان زده شده بود گفت که از روسیه با عشق را دیدم  پرسیدم کامل ؟

گفت سانسوری دوبله

گفتم اون که تو دیدی از روسیه بدون عشق بوده ...چون عشقش سانسور شده khande


تنهــا صداست کـه مـیمانــد
شهیده فروغ فرخزاد
۲۷-۱۰-۱۳۹۰ ۰۹:۲۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, دزیره, پاشنه طلا, Papillon, کاپیتان اسکای, ریچارد, dered, کلاه سبز
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 360
تاریخ ثبت نام: خرد ۱۳۸۹
اعتبار: 33


تشکرها : 3355
( 3710 تشکر در 316 ارسال )
شماره ارسال: #9
RE: باند , جیمزباند - مامور ما 007

گلدفینگر   1964

کارگردان : گای همیلتون

بر اساس داستانی از : یان فلمینگ

بازیگران: شون کانری (جیمز باند) ، شرلی ایتون (جیل مسترسون) ، گرت فروبه (یوریک گلدفینگر) ، هانور بلک من (پوسی گالوری) ، هرولد ساکاتا (اوجاب) ، برنارد لی (ام) ، تانیا مالِت (تیلی مسترسون) ، لوییس ماکسول (دوشیزه مانی پنی)

موسیقی : جان باری

110 دقیقه     محصول بریتانیا

 

سومین فیلم جیمز باند و سومین فیلم شون کانری در نقش جیمز باند . در ضمن اولین فیلم از چهار فیلمی که گای همیلتون آن را کارگردانی کرد.

اولین پروژه عظیم جیمز باندی (بلاک باستر) که با بودجه ای معادل مجموع هزینه دو فیلم قبلی ساخته شد . (3 میلیون دلار) . فیلمبرداری قسمت های عمده ای از فیلم در سوئیس ، بریتانیا و ایالات کنتاکی و فلوریدای آمریکا انجام شد. برخی از مولفه های این فیلم بعدها در فیلم های دیگر نیز تکرار شد.برای مثال ، برای اولین بار از ترانه پاپ به عنوان موسیقی تیتراژ ابتدایی فیلم استفاده شد که این امر به صورت جزء لاینفک فیلم های جیمز باندی درآمد. یا استفاده از تکنولوژی و ابزار و تجهیزات مدرن در این فیلم زیاد به چشم می خورد. (مانند ردیابی که داخل ماشین آستون مارتین DB5 جیمز باند قرار دارد.، اره ای که از داخل چرخ ماشین –همانند فیلم بن هور- خارج می شود و ...) .

مولفه دیگری که در این فیلم برای اولین بار مورد استفاده قرار گرفت و بعدها در فیلم های دیگر تکرار شد ، بمب اتمی بود که توسط مسئولین جلوه های ویژه فیلم ساخته شد. یکی دیگر از این بدعت ها ، گذاشتن سکانسی غیر مرتبط با موضوع اصلی فیلم ، در ابتدای فیلم است. ضمنا برای اولین بار در این فیلم ، کیو به عنوان سازنده و مخترع تجهیزات عجیب و غریب جیمزباندی مطرح می شود. همچنین در این فیلم برای اولین بار حضور یک بدمن با مشخصه های عجیب و غریب و منحصر به فرد (اوجاب) مطرح می شودکه با پرتاب کلاه خود قادر به کشتن هرکسی بود.

 

گلد فینگر اولین فیلمیست که برنده یک جایزه اسکار شد (تندیس بهترین تدوین صوتی به نورمن ونستال رسید) و ضمنا باعث تحسین منتقدین زیادی شد. فیلم همچنین از موفقیت تجاری بالایی نیز برخوردار شد ؛ به طوری که در دو هفته اول نمایش ، بودجه فیلم بازگشت. از این فیلم به عنوان یکی از بهترین فیلم های جیمز باندی یاد می شود.

داستان فیلم : جیمز باند که با معشوقه خود در ساحل میامی بسر می برد ، ماموریتی از طرف ام دریافت می کند به این شرح که مراقب جاعل قماربازی بنام گلدفینگر باشد. بعد از اینکه باند می فهمد گلدفینگر به کمک منشی خود جیل مسترسون ، سر دیگران را در ورق بازی کلاه می گذارد دست او را رو می کند و با جیل رویهم می ریزد . اما در هتل محل اقامتش توسط اوجاب خدمتکار کره ای و قوی هیکل گلدفینگر غافلگیر می شود و با ضربه ای بیهوش می شود. پس از بهوش آمدن متوجه می شود که جیل مسترسون که توسط لایه ای از رنگ طلایی پوشیده شده است به علت نارسایی پوستی ناشی از پاشیدن رنگ مرده است.

 

باند به لندن برمی گردد و درمیابد که گلدفینگر در اصل یک قاچاقچی طلای بین المللی است.بنابراین ترتیب ملاقاتی با او را می دهد و در بازی گلف از او می برد. سپس داخل ماشین او رذیابی کار می گذارد و او را تا سوئیس تعقیب می کند. در آنجا با خواهر جیل یعنی تیلی مسترسون آشنا می شود که قصد دارد انتقام خواهرش را از گلدفینگر بگیرد. باند و تیلی پنهانی وارد ملک شخصی گلدفینگر می شوند اما مورد حمله افراد وی قرار می گیرند و در یکسری زد و خورد جانانه ، تیلی کشته می شود و باند دستگیر می شود.

 

باند توسط چت شخصی گلدفینگر که خلبان آن دختری بنام پوسی گالوری است به ستاد عملیاتی گلدفینگر در نزدیکی فورت ناکس در آمریکا منتقل می شود. در آنجا درمیابد که نیت اصلی گلدفینگر انجام عملیاتی بنام گراند اسلم است. عملیاتی که در آن قرار است کل طلای خزانه آمریکا توسط گلدفینگر تصاحب شود و با انفجار بمب هسته ای در نزدیکی آن ، کل طلاها آلوده به رادیواکتیو و غیرقابل مصرف شوند تا با اینکار قیمت طلاهای گلدفینگر در بازار چنذین برابر شود.

گلدفینگر با استفاده از هواپیماهایی که دختران خلبان آنها را هدایت می کنند گاز عصبی کشنده ای بنام "دلتا 9" را بروی سربازان آمریکایی می پاشند و آنها را مدهوش می کنند. سپس گلدفینگر توسط ارتش خصوصی خود به محل ذخیره طلاها حمله می کنند و بمب اتمی را در آنجا نصب می کنند و باند را نیز توسط دستبند به بمب وصل می کنند. غافل از آنکه قبل از آن ، باند با پوسی گالوری رویهم ریخته و و او را وادار کرده گاز دلتا 9 را با گاز کم اثرتری عوض کند. بنابراین سربازان پس از بیهوشی کوتاهی دوباره هوشیار می شوند و و به ارتش گلدفینگر حمله می کنند. گلدفینگر که هوا را پس می بیند با هلی کوپتر از مهلکه فرار می کند. اما واجاب در مخزن می ماند تا کار باند را یکسره کند. باند که توانسته خود را از شر دستبند رها کند با اوجاب گلاویز شده و طی جدالی نفسگیر به کمک کابل برقدار او را می کشد و در آخرین ثانیه ها موفق می شود بمب اتمی را خنثی کند.

 

مقامات آمریکایی برای تشکر از باند ، او را به کاخ سفید دعوت می کنند. اما گلدفینگر که خلبانان هواپیمای باند را بیهوش کرده ، داخل هواپیما با باند درگیر می شود. در داخل هواپیما بر اثر شلیک گلوله ای پنجره هواپیما می شکند و گلدفینگر از پنجره به بیرون پرت می شود و می میرد. باند و گالوری (که با گلدفینگر به هواپیما آمده بود) از هواپیمای در حال سقوط بیرون می پرند و با چتر نجات فرود می آیند. در حالیکه نیروهای امداد و نجات به دنبال باند می گردند او و گالوری در زیر چتر نجات از نظرها ناپدید می شوند!!

نکاتی در مورد فیلم :

* ترنس یانگ کارگردان دو فیلم قبلی جیمز باند ، در حال کارگردانی فیلم ماجراهای عاشقانه مال فلاندرز بود و به همین سبب نتوانست این فیلم را کارگردانی کند. بنابراین بروکولی و سالتزمن تهیه کنندگان فبلم ، به گای همیلتون پیشنهاد همکاری دادند. کارگردانی که قرار بود فیلم دکتر نو را نیز کارگردانی کند.

* در سال 2008 ، مجله تایمز گلدفینگر و اوجاب را به عنوان دومین و سومین مردان شریر فیلم های جیمز باندی انتخاب کرد. ضمن اینکه ماشین آستون مارتین DB5 نیز به عنوان بهترین ماشین جیمزباندی انتخاب شد.

* در زمان نوشته شدن کتاب گلدفینگر در سال 1959 هنوز لیزر وجود نداشت و در کتاب از یک اره مدور برای کشتن باند استفاده میشد .اما سازندگان فیلم آن را تبدیل به لیزر کردند تا فیلم جدیدتر به نظر برسد.

 

* با اینکه قسمتی از فیلمبرداری و مراحل تولید فیلم در آمریکا انجام شد ، شون کانری در این فیلم اصلا به آمریکا نرفت ؛ زیرا مشغول بازی در فیلم هیچکاکی مارنی بود.

* مثل دو فیلم قبلی ، استودیو پاین وود یکی از مکانهای اصلی ساخت فیلم بود.

* چند ماه بعد از ساخت فیلم ، یان فلمینگ درگذشت و نتوانست شاهد اکران گلدفینگر باشد.

* به دلایل امنیتی ، سازندگان فیلم اجازه نیافتند از داخل خزانه ملی آمریکا فیلم بگیرند و فقط اجازه فیلمبرداری از نماهای خارجی را داشتند. تمام دکورهای داخلی خزانه ، در استودیو پاین وود ساخته و استفاده شد.

* در کتاب فلمینگ ، آستن مارتین باتد ، تنها مجهز به پرده دود بود. اما اعضای جلوه های ویژه پیشنهاد دادند تجهیزات دیگری نیز به خودرو اضافه شود مثل ردیاب ، روغن پاش ، زره ضدگلوله در پشت ماشین ، آتشبار در جلوی ماشین و صندلی پرتاب شونده. 


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۲۹-۱۰-۱۳۹۰ ۱۱:۰۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, واترلو, پایک بیشاپ, ژان والژان, سروان رنو, بانو, اسکارلت اُهارا, گرتا, دزیره, راتسو ریــزو, دلشدگان, ریچارد, dered
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: