ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فیلم های ارزشمند ایرانی
نویسنده پیام
میثم آفلاین
مشتری سابق

ارسال ها: 295
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸


تشکرها : 2524
( 2278 تشکر در 256 ارسال )
شماره ارسال: #1
فیلم های ارزشمند ایرانی


در این بحث به معرفی فیلمهای ارزشمند ایرانی می پردازیم. رعایت چند نکته در این بحث ضروری به نظر می رسد :


1. فیلم های معرفی شده حدالامکان برای دیده شدن در دسترس باشند. چه روی پرده سینماها ، چه به خصوص در ویدئوکلوپ ها و ....

2. معرفی شامل نام فیلم و عوامل اصلی تهیه (کارگردان ، نویسنده ، بازیگران) و توصیف مختصر حال و هوای اثر باشد.

3. حتما فیلمهایی معرفی کنیم که لایق صفت "ارزشمند" باشند و نشان دهنده احترام سازندگان آن به شعور و احساسات مخاطب. خوب است در چند خط اختصارا به دلایل این ارزشمند بودن از نظر خودمان بپردازیم تا قضاوت برای دوستانمان راحت تر شود.

4. شایسته تر است که فیلم های معاصرتری را برای معرفی برگزینیم که نسبت به آنها مسئول تریم تا آنهایی که دیگر به تاریخ سینما پیوسته اند. در میان فیلمهای قدیمی تر بهتر است معرفی فیلمهای مهجور و کمتر دیده شده در اولویت قرار بگیرند.

5. لزومی ندارد در تمام پست های این بحث فیلمی معرفی شود. خوب است اگر درباره فیلمهای معرفی شده نظری داریم ، با دوستانمان درباره آنها به بحث و تبادل نظر بپردازیم تا در این بین همه بیشتر بیاموزیم.


با تشکر از همه دوستان ، امیدوارم این بحث با حضور همه شما به بحثی پر بار و ارزشمند تبدیل شود.


سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۳-۴-۱۳۹۰ ۰۴:۴۸ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, دن ویتو کورلئونه, ژان والژان, رامین_جلیلوند, MunChy, دزیره, رزا, اهو, الیشا
میثم آفلاین
مشتری سابق

ارسال ها: 295
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸


تشکرها : 2524
( 2278 تشکر در 256 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: فیلم های ارزشمند ایرانی

http://www.pic.iran-forum.ir/images/77nybde4y5pbmdfk0le.jpg

نویسنده و کارگردان : بهنام بهزادی

مدیر فیلمبرداری : بایرام فضلی

آهنگساز : حسین علیزاده

بازیگران : علیرضا آقاخانی ، نگار جواهریان ، رامین راستاد ، رایا نصیری

پخش : موسسه هنر هشتم / قابل تهیه از فروشگاه های عرضه فیلم

خلاصه داستان : مرد مرده ای به دنیای زندگان باز می گردد تا به حسرت های بزرگ زندگی اش جامه عمل بپوشاند. اول کشتن مردی که باعث اخراجش از دانشگاه شده است  و دوم ابراز علاقه به همکلاسی سابق و حالا ازدواج کرده اش. در این بین آشنایی او با دختری اثیری به نام شهرزاد که ادعا می کند از جزیره ای دور آمده او را با ماجراها و تجربیات تازه ایی روبرو می کند.

درباره فیلم : فیلمی هنرمندانه ، پر از خلاقیت و جسارت و یک سر در ستایش از زندگی. فیلمساز آشکارا از انداختن فیلمش به منجلاب معنونیت گرایی های کلیشه ای خودداری می کند و جوهر و رویکرد اگزیستانسیالیستی فیلمش را در لایه های زیرین فیلمش می نمایاند. فضای داستانی فیلم تا حد زیادی به رئالیسم جادویی پهلو می زند.

با اینکه فیلم درباره افسردگی و حسرت ساخته شده ، این حال و هوا در خود فیلم به چشم نمی خورد و به کمک ترکیب عالی شخصیت ها – به خصوص شخصیت گیرا و اثیری گونه شهرزاد که گرمای رابطه اش با سیامک تماشاچی را غرق خود می کند  - و بازیگوشی و طنازی در روایت ، بی آنکه ملال آور شود به پیش می رود.

فیلمبرداری روی دست درخشان بایرام فضلی و قابهای بی نظیرش به خصوص در لوکیشن برهوت پوشیده از برف تماشاچی را به عنوان کاراکتر شاهد به درون فیلم می کشاند.  همچنین موسیقی مینی مالیستی و شاهکار حسین علیزاده بی آنکه از اثر بیرون بزند تنهایی و حسرت و امید شخصیت اصلی را باز می تاباند و مهمتر از همه بازی دقیق و کنترل شده علیرضا آقاخانی با آن نگاه های حسرت آلود و لبخند محزون و صدا و لحن پراحساس و چندوجهی اش – نگاه کنید به جایی از فیلم که سیامک با شرم و حسرت نیاز جسمانی خود را با شهرزاد مطرح می کند و بعد با پاسخ منفی شهرزاد پشیمان میشود و در جایی دیگر با وجود تمایل شهرزاد دچار تردید می شود و آقاخانی همه این احساسات را نه با کلام و بازی بدن که فقط با نگاه و سکوت به بار نشانده- و در کنار همه اینها کارگردانی بدون فخرفروشی بهزادی همه از امتیازهای فیلم است.

به شخصه این فیلم را یک شاهکار تمام عیار و یکی از 10 فیلم برتر دهه 80 سینمای ایران می دانم.


سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۴-۴-۱۳۹۰ ۰۳:۲۱ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دن ویتو کورلئونه, اسکورپان شیردل, رامین_جلیلوند, john doe, دزیره, مگی گربه, رزا, الیور, الیشا, بهزاد ستوده, جو گیلیس
میثم آفلاین
مشتری سابق

ارسال ها: 295
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸


تشکرها : 2524
( 2278 تشکر در 256 ارسال )
شماره ارسال: #3
RE: معرفی فیلم های ارزشمند ایرانی

http://www.img4up.com/up2/93644630545999655292.jpeg

هیچ (عبدالرضا کاهانی - 1388)

نویسنده : حسین مهکام ، عبدالرضا کاهانی

کارگردان: عبدالرضا کاهانی

بازیگران : مهدی هاشمی ، نیره فراهانی ، پانته آ بهرام ، مهران احمدی ، احمد مهرانفر ، باران کوثری ، نگار جواهریان ، صابر ابر ، مرضیه برومند

پخش : شرکت هنرنمای پارسیان

داستان : مرد بسیار پرخوری به نام نادر با ازدواج با زنی بیوه به نام عفت وارد خانه او میشود و خصیصه پرخوری او زندگی نکبت بار او و فرزندانش را وارد مرحله جدیدی می کند.

درباره فیلم : فیلم با ایجاد فضا و لحن گروتسک یک کمدی به غایت تلخ و وحشتناک به وجود می آورد. شخصیت های فیلم در گرداب بیهودگی دست و پا می زنند. فرزندانی به ظاهر باغیرت برای اینکه پولی به خانه فقیرشان آورده باشند ، مادرشان (عفت!) را به نادر می فروشند اما وقتی می فهمند او در واقع چیزی ندارد از خانه بیرونش می کنند و او دوباره با تمهیدی دیگر باز می گردد. بزرگترین پسر خانواده بیگ (یعنی بزرگ!) تنها نشانه بزرگی اش کتک زدن و فریاد زدن بر سر همسرش (محترم!) است ، طوری که محترم از ترس لال شده است! پسر دیگرش (عادل) که شغل نسبتا مضحک بوقچی فوتبال را دارد ، به زور همسر سابقا فوتبالیستش را وادار به باردار شدن و نگه داشتن بچه کرده است و معتقد است بچه برایشان نان می آورد!! و همه شان در این وضعیت مجیز شخصیت نفرت انگیزی چون نادر را می گویند! اما نادر بعد از پولدار شدنش هم چیزی به آنها نمی دهد ...

کاهانی به کمک شخصیت پردازی دقیق فیلمنامه اش و به خصوص بازیهای دقیق بازیگرانش این موقعیت به شدت اغراق آمیز و سیاه را به شکلی کاملا قابل باور برای تماشاچی تا نزدیکی های پایان فیلم پیش می برد ، اما در انتها که می خواهد سرنوشت شخصیت ها را رقم بزند ناگهان از گروتسک به واقعگرایی تغییر لحن میدهد که متاسفانه از تاثیر کوبنده فیلم بر ذهن بیننده می کاهد.

اما امتیاز اصلی فیلم که باعث ماندگاری این فیلم در ذهن بیننده می شود ، بی شک بازی های فوق العاده بازیگرانش است. مهدی هاشمی در نقش نادر در به تصویر کشیدن یک انسان/حیوان بی کوچکترین اغراق و ذوق زدگی سنگ تمام می گذارد. پانته آ بهرام با آن اجرای حیرت انگیز وضعیت لال بودن و همچنین بازی نگاه و بدن در به تصویر کشیدن استیصال و درماندگی شخصیت محترم به یادماندنی ترین بازی فیلم را به نمایش می گذارد. بازی او به خصوص در سکانسی که پی به خیانت شوهرش برده و مستاصل و درمانده در اتاق تاریک به پشتی تکیه داده و از روی درماندگی لیلا را از خود می راند با آن نگاه های تلخ و صدای نفس نفس در لکنت تا مدتها در ذهن تماشاگر می ماند یا در دیگر سکانس مهم فیلم که به شوهرش با عصبانیت و غم و استیصال ، از خیانتش می گوید (تصویر بالا) ، بازی حیرت انگیز و میخکوب کننده خانم پانته آ بهرام بی هیچ اغراقی سر به سقف بالاترین حد اعلای بازیگری در تاریخ سینمای ایران می ساید.

بازیهای مهران احمدی و نگاه جواهریان نیز خارق العاده است و دیگر بازیگران این فیلم نیز دقیقا در جای خود بهترین بازیهاشان را ارائه داده اند.

نقد یکی از دوستان وبلاگ نویس درباره هیچ


سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۵-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۳۱ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رامین_جلیلوند, اسکورپان شیردل, john doe, دن ویتو کورلئونه, ژان والژان, دزیره, مگی گربه, رزا, اهو, الیشا, دلشدگان
بهزاد ستوده آفلاین
متولد اصفهان
***

ارسال ها: 899
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 36


تشکرها : 2206
( 4406 تشکر در 706 ارسال )
شماره ارسال: #4
RE: معرفی فیلم های ارزشمند ایرانی

از بین فیلمهای جدید می شود در مورد تین فیلمها بحث کرد

درباره الی - جدایی نادر از سیمین - جرم - مرهم -خواب زمستانی - لظفاً مزاحم نشوید و... ظلا ومس

ظلا و مس هم یکی از بهترین های بازیگری نگار جواهریان است که در پی دوفیلم قبلی او انتخاب ظلا ومس خالی از لظف نیست


هر جا سخن از دوبله است نام "بهزاد ستوده "میدرخشد
۵-۴-۱۳۹۰ ۱۰:۵۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دن ویتو کورلئونه, میثم, دزیره, مگی گربه, رزا, الیشا
میثم آفلاین
مشتری سابق

ارسال ها: 295
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸


تشکرها : 2524
( 2278 تشکر در 256 ارسال )
شماره ارسال: #5
RE: فیلم های ارزشمند ایرانی

بهزاد عزیز! از تو سپاسگذارم که در هیچ تاپیکی آدم را تنها نمی گذاری.

طلا و مس را هنوز ندیده ام. خوب است شما معرفی مختصری از فیلم داشته باشید.

******************

پست شماره 1 بحث را اصلاح کردم. فکر می کنم اگر این تاپیک در کنار معرفی به سمت مباحثه و جدل هم برود خیلی خوب است! تا نظر دوستان چه باشد؟

فکر می کنم هیچ و تنها دوبار زندگی می کنیم و همینطور طلا و مس جای بحث زیادی دارند. در مورد این آخری پس از دیدن فیلم به شما ملحق خواهم شد!


سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۶-۴-۱۳۹۰ ۰۵:۳۸ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ruthcnartsdj, لیزاکلبرت
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,278
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 43


تشکرها : 3992
( 7428 تشکر در 948 ارسال )
شماره ارسال: #6
RE: فیلم های ارزشمند ایرانی

راستش  من فکر می کنم این تاپیک رو میشه در همون تاپیک فیلم های کلاسیک ایرانی ادغام کرد میثم جان ! shakkk!

علاوه بر اینها در مورد فیلم های جدید , خیلی سایت هست و شاید بهتر باشه ما به فیلم هایی که در دیگر انجمن ها کمتر اسمی ازشون برده می شه بپردازیم یعنی اونایی که کلاسیک شدن و ماندگار. به هر حال تا فیلمی گذر زمان 20 تا 30 سال رو تاب نیاورده باشه نمیشه نسبت بهش بیطرفانه قضاوت کرد. البته باز ما تابع دموکراسی و نظر اکثریت هستیم ( [تصویر: cowboypistol.gif] )


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۷-۴-۱۳۹۰ ۰۲:۰۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ruthcnartsdj
میثم آفلاین
مشتری سابق

ارسال ها: 295
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸


تشکرها : 2524
( 2278 تشکر در 256 ارسال )
شماره ارسال: #7
RE: فیلم های ارزشمند ایرانی

هر طور شما بگویید. من ترجیح میدهم ترک عادت نکنم و همان تابع دستور رئیس باشم!

اما فکر می کنم راجع به خیلی موضوعات این سایت ، خیلی سایت های دیگر هم موجود است. و گمانم بر این است که برای پی بردن به ارزش یک فیلم لزومی ندارد 20 سال صبر کنیم. فیلمی که ارزشمند باشد در حین تماشایش هم ارزشهای خودش را نشان می دهد.

فیلمی که 20 سال از تولیدش گذشته و ماندگار شده جایی برای معرفی و بحث ندارد و یک موضوع تکراریست. بلکه باید راجع به فیلمی بحث کرد که هنوز آن طور که باید دیده نشده است. همین بحثها شاید یکی از دلایل موثر ماندگاری فیلم در آینده شود.

اما شما کاملا درست می گویید مثل اینکه اینجا جاش نیست!


سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۷-۴-۱۳۹۰ ۰۶:۱۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, رزا, اهو, الیشا
MunChy غایب
شوالیه تاریکی
***

ارسال ها: 145
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 12


تشکرها : 157
( 741 تشکر در 83 ارسال )
شماره ارسال: #8
RE: فیلم های ارزشمند ایرانی

بين اکران 90 اي ها مواردي مثل "نادر و سيمين","ورود آقايان ممنوع" (البته نسخه اکرانِ عموميش رو نديدم و نمي دونم ازش زدن يا نه) و "مرهم" به نظرم قابل بحث هستند. فيلم هاي "قصه پريا" و "جُرم" هم هرچند قابل بحث, اما به اعتقاد من در دسته بدترين هاي جيراني و کيميايي قرار مي گيرند. همونطوري که (باز البته صرفا نظری شخصی ست) فيلم هاي "آسمان محبوب","گزارش يک جشن" و "چمدان"به ترتيب از مهرجويي,حاتمي کيا و ماني حقيقي هم در دسته بدترين هاي کارگردان هاشون قرار می گیرن. البته مورد اول و سوم از پايه مديومي تلويزيوني دارن.در مجموع برخلاف اون چيزي که ميگن سال اصلا خوبي براي کارگردان هاي بزرگ نيست.  منم با ميثم و بهزاد ,راجع به جواهريان, موافقم. دو فيلم محشر هم در نوبت اکران داره که پيشنهاد مي کنم به هيچ وجه از دستشون نديد. فيلم هاي "يه حبه قند" (و نه "یک حبه قند") از ميرکريمي که قطعا راجع بهش شنيدين و فيلم مهجور ترِ "اينجا بدون من" از بهرام توکلي. هر دو فيلم در جشنواره هاي فجر و شهر به نمايش دراومدن. به نظرم یکی از بهترین بازی های جواهريان مربوط ميشه به همين "اينجا بدون من" که اقتباسي ست از "باغ وحش شيشه اي" تنسي ويليامز و چه اقتباسِ محشري هم هست. من از اين نسخه چند برابر بيشتر از نسخه هاي دهه 50 اي (+) و 80 اي (+) و اون تئاترِ تلويزيوني (+) اش که شبکه 4 هم نشون داد خوشم اومد. فيلمِ خوب دیگه امسال (که البته محصول چند سال پيش هست) و احتمالا ديگه آخرين فرصت ديدنش روي پرده باشه هم "اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان ديگر" هست که چند سال پيش فقط چند نمايش در فجر داشت و خيلي زود هم دل منتقدين رو به دست اورد (خيلي ها در شماره 400 مجله فيلم در ليست بهترين هاي عمرشون گذاشتنش). فيلم در ليست نمايش جشنواره فيلم پليس قرار گرفته که 11 تير شروع ميشه. "هيچ" هم که ميثمِ عزيز راجع بهش گفت تحولي در سينماي ايران به حساب مياد. کاهاني همين دست مايه ابزوردش رو با فرمولِ فيلم هاي زماني (که در يک شب رخ ميدن) ترکيب کرد و بعد از "هيچ" فيلم بسيار جنجاليِ "اسب حيوان نجيبي است" رو ساخت که باز هم پديده اي در سينماي ايران به حساب مياد.اميدوارم بدون حذف اجازه اکران رو بهش بدن. فيلمِ بسيار تميزي شده. کلا کاهاني راهش رو پيدا کرده. غير از فيلم "آدم" که به اصطلاح مي خواسته فيلمي معناگرا باشه و کاملا هم بي ربط درومده (حداقل نسبت به بقيه فيلم هاي کاهاني), باقي فيلم هاي بعديش يعني "بيست","هيچ" و "اسب" همه کارهايي به شدت خوب هستند. حيف که با کاهاني هميشه بد برخورد ميشه و اجازه اکران درست و حسابي به فيلم هاش نمي دن. "تنها دوبار زندگي مي کنيم" به نظرم فيلمي به شدت سليقه اي هست و با سليقه خيلي ها جور نيست. من شخصا نتونستم زياد باهاش ارتباط بر قرار کنم. جداي اتمسفر کليِ کار که بد در نيومده,و بي شباهت هم به فيلم هاي رفيع پيتز نيست, به نظرم بزرگ ترين مشکل کار ميني مال گرايي بيهوده اش هست که گرميِ کار رو گرفته. "لطفا مزاحم نشويد" هم بين فيلم هاي اپيزودي کارِ خوبي درومده. اثر سرگرم کننده اي که در مجموع بهترين نکته اش بازي خوب همه بازيگرانش هست. من هر سه اپيزودش رو دوست دارم. اين هدايت هاشمي (که در اين فيلم نقش آخوندي شهرستاني رو بازي مي کنه) کلا کارش خيلي خوبه. "طلا و مس" هم به نظرم فيلم خوبيه که حتي (بنا به سليقه انجمنِ انتخاب اسکار) مي تونست پارسال به جاي فيلم "بدرود بغداد" نماينده ايران در اسکار باشه و خيلي هم راحت به shortlist (گزينش اوليه که شامل 10 فيلم ميشه) راه پيدا بکنه که با کج سليقگي و کم دانشي روبرو شد و نفرستادنش. "طلا و مس" رو از خيلي جهات ميشه با "ليلا" ي مهرجويی مقايسه کرد. المان هاي مشترک زيادي دارن.

این پست رو صرفا به خاطر معرفیِ اسمی تعدادی از فیلم های مورد علاقه ام که در سال 90 اکران شدن (و یا به شبکه خانگی پیوستن) زدم.

۷-۴-۱۳۹۰ ۰۶:۳۱ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دن ویتو کورلئونه, ژان والژان, دزیره, میثم, رزا, مگی گربه, الیشا, دلشدگان
دن ویتو کورلئونه آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 867
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 40


تشکرها : 1708
( 8083 تشکر در 821 ارسال )
شماره ارسال: #9
RE: فیلم های ارزشمند ایرانی

(۷-۴-۱۳۹۰ ۰۶:۱۳ عصر)ميثم نوشته شده:  

فیلمی که 20 سال از تولیدش گذشته و ماندگار شده جایی برای معرفی و بحث ندارد و یک موضوع تکراریست. بلکه باید راجع به فیلمی بحث کرد که هنوز آن طور که باید دیده نشده است. همین بحثها شاید در آینده یکی از دلایل موثر ماندگاری فیلم در آینده شود.

سلام بر آقا میثم عزیز ...

با دیدگاه شما کاملا موافقم و البته به دلیل اینکه در جریان فیلمهای روز سینمای ایران  نیستم متاسفانه ! لذا امکان همراهی زیادی به جز خواندن نوشته های خوبتان در مورد فیلمهای مهم به نظر شما و دیگر دوستان دیگر نخواهم داشت و البته چه بسا پس از خواندن مطالب دوستان مصمم به تماشای خیلی از این فیلم ها شوم ...

سروان عزیز ...

چه اشکالی دارد در همین تالار البته (( کلاسیک )) خودمان ، امکان گفتگو در مورد فیلم های جدید ارزشمند ایران را  که هنوز (( کلاسیک)) نشده اند و تصور می کنیم که روزی ممکن است (( کلاسیک )) شوند را داشته باشیم ؟ و شاهد تبادل افکار دوستان در مورد آنها باشیم ؟ این اتفاق در مورد بخش های دیگر هم دیده میشود و مثلا پرداختن به سریال (( مختارنامه )) هم هرچند میتوانست در برخی بخش های مربوط به برنامه ها و سریال های تلوزیونی مورد بررسی قرار گیرد اما با اختصاص یافتن بخش ویژه ای به آن مطالب مربوط به آن در هنگامیکه نوشته دوستان علاقمند رو در اونجا مشاهده و مطالعه می کنیم حس خوبی از دانستن رو هم با اون همراه می بینیم ...

البته من هم در مورد دیدگاه اکثریت دوستان و نیز مسئولین نظامی و انتظامی کافه خواه با لباس فرم و خواه بدون آن ! البته تسلیمم اما به سهم خودم از وجود بخشی تخصصی تر برای بحث و بررسی فیلمهای ارزشمند دفاع می کنم ... از دل همین بررسی ها و گفتگوهای ارزشمند دوستان است که دلایلی برای تبادل افکار و بررسی مطالب مهم و دارای ارزش دیگری چون بازی های بازیگران ، کارگزدانی ، ضعف و قوت فیلمنامه و دیگر عوامل موثر در ساخت و شکل گیری فیلم به چشم آمده و چون شاخه هایی از این تنه اولیه جوانه خواهند زد مثل همین ضرورت احساس شده در مورد بررسی کارهای اخیر سرکار خانم (( نگار جواهریان )) ...

..................................

پی نوشت : سروان عزیز با تقدیم چند عکس ارزشمند از سرکار خانم (( اینگرید برگمن )) در بخش تصاویر سینمایی می توان نظر مثبت شخص شما رو به حفظ و ادامه بحث های این بخش به نظر  من ارزشمند و تازه پا جلب کرد ؟! و البته لازم به تذکر است که تصاویر اهدایی از آن بانو که موضوع پایان نامه فوق لیسانس برخی از دوستان بوده ، همگی (( هدایایی)) خواهند بود و بس !


من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
۷-۴-۱۳۹۰ ۱۱:۵۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, میثم, رزا, الیشا
مگی گربه آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 98
تاریخ ثبت نام: بهم ۱۳۸۹
اعتبار: 32


تشکرها : 6309
( 1400 تشکر در 91 ارسال )
شماره ارسال: #10
RE: فیلم های ارزشمند ایرانی

" نفس عمیق "

نویسنده و کارگردان: پرویز شهبازی (-1341)

بازیگران:

منصور شهبازی .......... منصور

مریم پالیزبان ............. آیدا

سعید امینی ........... کامران

مدیر فیلمبرداری: علی لقمانی

آهنگساز: مهرداد پالیزبان

تدوین: پرویز شهبازی

سال تولید: 1381

مدت: 85 دقیقه

جوایز: (این فیلم نامزد نهایی ایران برای جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی سال بود.)

  • برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌نامه از بیست و یکمین جشنواره فیلم فجر.
  • برنده جایزه فیپرشی از جشنواره فیلم پوسان (۲۰۰۳)
  • پخش از موسسه رسانه های تصویری (دنیای هنر)

    خلاصه داستان فیلم:

    کامران و منصور بدون هدف قدم در راهی می گذارند که هیج کورسویی از امید در آن نیست. کامران دانشجویی مرفه و به شدت افسرده با نخوردن غذا خود را به سوی یک خود کشی تدریجی سوق می دهد. منصور جوانی از طبقه پایین جامعه نیز بی امید در کنار کامران گام برمی دارد. در این بین منصور با دختر دانشجوی پر شوری به نام آیدا آشنا می شود. در حالی که عشق زندگی منصور را تغییر میدهد،کامران به اغما فرو می رود و ...

    در باره فیلم:

     نفس عمیق از معدود فیلم های ایرانی ساختار شکن، آوانگارد و جسور است که در عین حال با زبانی ساده و عریان به پاره ای مشکلات جونان می پردازد، بدون آنکه به دام ملودرام و شعار زدگی بی افتد. فیلم در لحظه های بسیاری زبان مستند گونه (مرسوم به فیلم های خیابانی) و داستانی را تواماً پیش می برد و در دسته رئالیسم اجتماعی جای میگیرد.

    نفس عمیق به نوعی حدیث نفس نسل بعد از انقلاب است.

    نمای آغازین و نمای پایانی فیلم همچنان از تکان دهنده ترین و ناب ترین لحظه های تاریخ سینمای ایران است.

    بازی ها به شدت باور پذیر اند . خصوصا بازی مریم پالیزبان در نقش آیدا، محال است از حافظه سینما دوستان پاک شود.

    . تماشای این فیلم تحیسن برانگیز را که با شرایط فعلی جامعه مطابقت خاصی نیز دارد، را به همگان توصیه می کنم.

    فیلم شناسی پرویز شهبازی:(از ویکی پدیا)

  • عیار ۱۴ ۱۳۸۷
  • نفس عمیق ۱۳۸۱
  • نجوا ۱۳۷۸
  • مسافر جنوب ۱۳۷۵

  • تنها سلاح من در این دنیای به شدت مسلح، دیوانگی است - جبران خلیل جبران
    ۹-۴-۱۳۹۰ ۰۳:۳۵ صبح
    یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
    تشکر شده توسط : دن ویتو کورلئونه, ژان والژان, میثم, دزیره, رزا, الیشا, دلشدگان
    دن ویتو کورلئونه آفلاین
    مشتری کافه
    ***

    ارسال ها: 867
    تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
    اعتبار: 40


    تشکرها : 1708
    ( 8083 تشکر در 821 ارسال )
    شماره ارسال: #11
    RE: فیلم های ارزشمند ایرانی

    شبهای روشن

    کارگردان: فرزاد مؤتمن

    تهیه کننده: حسین زندباف، محصول شرکت سینمایی توسعه ایمافیلم

    فیلمنامه: سعید عقیقی (بر اساس رمان شبهای روشن اثر تئودور داستایوفسکی)

    مدیر فیلمبرداری: جمشید الوندی

    تدوین: حسین زندباف

    موسیقی: پیمان یزدانیان

    طراح صحنه و لباس: محسن شاه ابراهیمی

    جلوه های ویژه: عباس شوقی

    بازیگران: مهدی احمدی، هانیه توسلی، محسن شاه ابراهیمی، معصومه اسکندری، حسین فلاح، هیلدا هاشم پور

    تاریخ اکران: 2 آذر 1382

    خلاصه داستان:

    این فیلم داستان استاد جوان دانشگاهی است که زندگی آرام و سرشار از انزوای خود را با تدریس ادبیات و مطالعه کتاب پرکرده است. او با دختر جوانی آشنا می‌شود که مسیر زندگی خود را به خاطر کسی که دوست داشته تغییر داده است و طی قراری که با محبوبش گذاشته چندین شب در محل قرار حاضر میشود تا دیداری حضوری، پس از مدتها فاصله را از میان آنها بردارد ...

    استاد دانشگاه در این چند شب با او همراهی می کند و با نیامدن محبوب دختر جوان ، خود را آماده می کند تا با او که به نظرش می تواند بانوی رویاییش باشد زندگیش را از آن رخوت و انزوا خارج کند ولی در نهایت و در شب آخر تنهایی او ادامه می یابد در حالیکه در درونش  شعله عشق کشف و شهودی را منجر شده که به او این حس را می دهد سرانجام عشقی را که در کتاب ها می خوانده را ، خود زندگی کرده است ...

    ......................................


    جوایز و عناوین:

    - برنده چهار جایزه از هفتمین جشن خانه سینما (22 شهریور 1382): بهترین فیلمبرداری (جمشید الوندی)، بهترین تدوین (حسین زندباف)، بهترین بازیگر نقش اول زن (هانیه توسلی) و بهترین طراحی صحنه (محسن شاه ابراهیمی)

    - کاندیدای جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه و بهترین طراحی لباس از هفتمین جشن خانه سینما / 22 شهریور 1382

    - کاندیدای دو جایزه از بیست و یکمین جشنواره فیلم فجر: بهترین بازیگر نقش اول زن (هانیه توسلی) و بهترین اثر از میان آثار هنر و تجربه

    ..........................................................

    در ابتدا باید عرض کنم نوشته های من در مورد این فیلم دیدگاه های یک بیننده عادی است و بس :

    فیلم (( شب های روشن )) فیلم زیبا و به نظر من ارزشمندیست که نوید می داد افزودن آثاری ارزشمند و در عین حال جذاب برای عموم مخاطبین را توسط سازنده آن به آینده سینمای ایران ...

    و افسوس که اینگونه نشد و شاید بشود در بخشی از کافه به اینگونه مسائل بپردازیم شرایط سینمای ایران چگونه سازنده آثاری مانند ((شب های روشن )) را تبدیل به سازندگان (( پوپک و مش ماشالله )) می کند ...

    ساختار فیلم ، موسیقی آن ، طراحی لباس ، فیلمبرداری و بازیها همگی خوبند و حتی اگر تصور کنیم که میشد به جای جناب آقای مهدی احمدی بازیگر دیگری این نقش را  ایفا کند اما راستش من خودم دوست دارم فیلم همینگونه بود که هست و با بازی ایشان ساخته میشد! خانم توسلی در باوراندن بانویی جوان با آن پیچیدگی های درونی و در عین حال مصمم و لبریز از شور زندگی که به سان آتشی در زیر خاکستر آرامش  ظاهری مدفون است ، بسیار موفقند ... و این پختگی بازی ایشان هم متاسفانه در فیلمهای بعدی ایشان کمتر جایی برای نمود پیدا کرده است ...

    فیلم شب های روشن با نگاهی به اثری از  فئودور داستایفسکی نویسنده بزرگ روس ساخته شده و البته داستایفسکی در دنیای ادبیات جایگاهی رفیع برای خودش دارد ...

    هنر آقای موتمن و گروهش در این بوده که جوهره نوشته داستایفسکی بزرگ رو در قالب سینمایی ایرانی و امروزی خوب روایت و پردازش می کند ...

    تنهایی آدم ها در این ازدحام زندگی که همگی از کنار هم رد میشویم و خیلی از وقت ها دیگران را نمی بینیم خواه آگاهانه و خودخواسته و خواه غیر آگاهانه و غیر عمد موردی قابل تامل است و تقریبا برای همه آدم ها موضوعی قابل درک که به هر حال تجربه اش را داشته اند ...

    آقای موتمن افرادی را در فیلم تصویر میکند که همگی تا حد بخصوصی مفهوم تنهایی را می شناسند ... استاد دانشگاه که تنهایی را پذیرفته و به نوعی با ان کنار هم امده تا حدی و ناامیدانه به کمک کتابها و اشعار و ادبیات سعی در پر کردن آن احساس خلا ناشی از تنهایی بر می آید کاراکتر دختر نوجوان که می خواهد تسلیم نشود و مبارزه کند و بر تنهایی و مشکلات غلبه کند و عشقش را پس از فاصله ها می جوید ...

    آن کتابفروش با دنیای قابل فهم ... حتی مادر استاد که خود تنهایی محسوسی دارد ...

    این زیرنظر گرفتن دنیای دختر جوان توسط شخصیت استاد و مکاشفه کردن در عوالم و دیدگاه هایش در کمال ناباوری برای خودش موجب ترک خوردن چینی نازک تنهایی استاد میشود در حالیکه شاهدیم میزان این نازک بودن  را تا این حد در خودش باور نداشته است ...

    کلیدهایی از جنس واژگان سعدی و  ناظم حکمت  و ... اسم رمزهایی هستند که به آرامی قفل های درونی آن دو را به روی هم می گشایند ... و این در فیلم به زیبایی تصویر میشود :

    (( تو را دوست میدارم چون نان و نمک ... چون لبان گر گرفته از عطش ، که نیمه شبان در حسرت جرعه ای  آب بر شیرآب چسبیده شود ...))

    در مراحل اول این دو هر یک بر درستی دیدگاه و روش هایشان بر پرداختن به چالش های زندگی خواه با پناه بردن به سکون و انزوا و تسلیم و خواه با جرکت و پویایی و مبارزه با شرایط معتقدند اما با شناخت هر چه بیشتر همدیگر ، هر یک به راه و روش دیگری سرکی می کشند و اعتقاد دیگری را در خود اجازه ورود می بخشند ...

    دل کندن از کتابها و داشته ها از سوی استاد که شور عشق به این باورش مومن کرده که برای داشتن و به دست آوردن چیزی باید چیزهایی هم از دست بدهی و دل از آنها برداری حکایتیست در این فیلم و نگاه آن کتابفروش و دوست راستین را که در نهایت با سکوت می نگرد : آتش عشق چگونه به دل دوستش افتاده ...

    و احساس دختر جوان را که کم کم باورمان میشود شب آخر دیگر چندان راضی به آمدن محبوب بر سر قرار نیست ... و من به عنوان بیننده ای ساده معتقد میشوم که اگر دختر جوان در نهایت به همراهی با محبوب نخستینش اراده می کند می داند که شاید از هر لحاظ استاد دانشگاه برای همراهی در طول زندگی فرد ایده آل تر و مطمئن تری است هر جند بیش از  چهار شبانه روز نیست که او را  می شناسد ... اما می داند که نمیشود بماندو باید با محبوب نخستین برود و این بار او تسلیم شود به مقتضیات و سرنوشت ... می داند که حتی اگر بماند هم ، ماندنش با وجود آمدن اولین دلدارش در نزد استاد دانشگاه آنی نخواهد بود که می توانست با اصلا نیامدن آن پسر جوان بوجود بیاید ...

    استاد دانشگاه در آخر فیلم که به شدت در حیرانی کامل با خود خلوت کرده با دیدن آن دختر جوان در پیش رویش که برای بدرود آمده  و پس از گفتگویی کوتاه می رود حسی نگفتنی دارد ... گویی می فهمد که با وجود آنکه در گذر سالها زندگی و ریاضت در خلوتش می پنداشته در کوره زندگی پخته شده بوده ، می توانسته سخت خام باشد و خود نداند و باید که زندگی درسی عملی به او میداده که آموختن آن از پس سال ها کتاب خواندن و با خود نجوا کردن ممکن نمیشده ...

    خوب معلوم است که او این را خوب خوب میفهمد و حتی عقلش به منطق آن تسلیم است اما میشود فهمید که در سینه اش چه خبر است و دل طوفانیش خلوت و مجالی می طلبد تا او را به فریادی سینه سوز بخواند ...

    حس این مرد جوان از همان حسی است که ریک در هنگام چشم دوختن به آن هواپیمای در حال دور شدن از آسمان کازابلانکا داشت  ... فکر میکنم همه بتوانیم حال  آنها را درک کنیم ...

    (( ناله را هر چند می خواهم که آرام برکشم       سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن ...))


    من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
    ۹-۴-۱۳۹۰ ۰۱:۳۶ عصر
    یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
    تشکر شده توسط : مگی گربه, ژان والژان, راسل کرو, میثم, ترومن بروینک, Classic, دزیره, رزا, الیور, اهو, بانو, الیشا, دلشدگان, جو گیلیس, alef
    میثم آفلاین
    مشتری سابق

    ارسال ها: 295
    تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸


    تشکرها : 2524
    ( 2278 تشکر در 256 ارسال )
    شماره ارسال: #12
    RE: فیلم های ارزشمند ایرانی

    از Munchy ، مگی و دون کورلئونه عزیز به خاطر حضور موثرشان در این بحث تشکر می کنم. و همچنین امیدوارم دوستان دیگر نیز به ما بپیوندند.

    *************

    http://www.pic.iran-forum.ir/images/by0walki49fv76w3vax9.jpg

    این فیلم را دیدم و باید بگویم به نظر من جمع اضداد است! از طرفی فیلمنامه ای خوب با شخصیت پردازی دقیق دارد و از طرفی در اجرا به خاطر انتخاب بد برخی بازیگران نقشهای فرعی (انتخاب نقش صاحبخانه که نوبر است!) و همچنین پرداخت معمولی اش ضربه خورده است. کارگردان بیش از حد به شخصیت ها و درام پرداخته و از ظرفیت های فیلم برای به تصویر کشیدن لحظات شاعرانه چشم پوشیده است. در هر حال روابط سید رضا با همسرش و پرستار و دوستانش بسیار خوب و با جزئیات به تصویر کشیده شده و فیلم نقدی غیر شعاری ، ملیح و اثرگذار بر برخی خصوصیات افراد متشرع جامعه وارد می کند.

    اما چیزی که در این فیلم بیشتر جلب نظر می کند بازی درخشان نگار جواهریان است که شخصیت خوب نوشته شده زهرا سادات را در اجرا نیز جلا می بخشد. مهربانی و عطوفت نسبت به همسر ، حجب و حیای او در برخورد با غریبه ها ، احساس کم مهری از طرف شوهر و احتیاج به توجه را خیلی خوب در آورده. خانم جواهریان از جزئی ترین چیزها برای پیاده کردن نقش یک زن مذهبی و با حجب و حیا و به لحاظ عاطفی آسیب پذیر استفاده کرده اند. مثل به دندان گرفتن گوشه چادر وقتی بچه در بغل دارد ، نگاه و لحن صحبت او با همسرش بی آنکه بخواهد به لوندی و عشوه گری پهلو بزند پر محبت و جذاب است. مقایسه کنید با لحن صحبت  -همچنان پر محبت ولی نوعا متفاوت - خانم جواهریان به نقش شهرزاد با سیامک در فیلم تنها دو بار زندگی می کنیم  ، تا به هوشمندی و دقت ایشان در درک صحیح از شخصیت پی ببرید.

    http://www.pic.iran-forum.ir/images/i02ux7szcxb5p2wgkz8.jpghttp://www.pic.iran-forum.ir/images/7wfgyifak8a0jbzgfr7c.jpg

    http://www.pic.iran-forum.ir/images/u5u05q77273w4j9bu6zn.jpg


    سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
    ۱۰-۴-۱۳۹۰ ۰۶:۴۱ عصر
    یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
    تشکر شده توسط : دن ویتو کورلئونه, دزیره, ژان والژان, رزا, اسکورپان شیردل, بهزاد ستوده, مگی گربه, الیشا, alef
    دزیره آفلاین
    مشتری کافه
    ***

    ارسال ها: 179
    تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
    اعتبار: 22


    تشکرها : 2575
    ( 1859 تشکر در 162 ارسال )
    شماره ارسال: #13
    RE: فیلم های ارزشمند ایرانی

    اگر فرض را براین بگذاریم که فیلمهای ایرانی ای که از جشنواره های بین المللی جوایزی را دریافت داشته اند ، ارزشمند اند و لابد، قطعا عده ای انها را ارزشمند دانسته و سزاوار در یافت جایزه،،ان گاه همیشه برای من این سوال مطرح بوده است که چرا غالب این فیلمها مضمون درد و رنج و بدبختی را در بر داشته اند؟ جاهایی دور افتاده ، فاقد امکانات با کودکانی معمولا بیمار یا یتیم،یا زن و مردی با فقر دست به گریبان و سوار بر اسب واستر.

    ایا جز این است که اینها ارائه گر تصویر ایران و ایرانی برای مردمان خارج از مرز ها بوده است.

    ضمن احترامی که برای روستاییان عزیز وطنم قائلم،،ایا ما خانه های شیک نداریم، روی مبل نمی نشینیم، ماشین های مدل بالاو بزرگراههایی که در شب غرق نوراند را ندیده ایم؟ اتفاقا همه این ها را در فیلم ها و سریالهای تلویزیونمان است که می بینیم که جای تامل دارد.

    ایا ما توانایی ساخت فیلمهای ابرومندتری را برای جشنواره ها نداریم تا برایمان شیر طلائی ای ،خرس نقره ای ای ،یا برگ زیتونی به ارمغان اورد؟

    یا شاید این داوران جشنواره ها هستند که بی انصافی به خرج میدهند ویا شاید هم خسته از ماشینیسم و مدرنیسم ،دلشان برای اسب و استر  تنگ شده است!!

    نمی دانم...واقعا نمی دانم که ایا اصلا این گونه فیلمها ارزشمند هستند؟ فیلمهایی مثل زمانی برای مستی اسبها ،باد مارا خواهد برد ، رنگ خدا ، چند کیلو خرما برای مراسم تدفین و بعضی های دیگر.


    ] استعداد بزرگ بدون اراده بزرگ وجود ندارد . بالزاک
    ۱۱-۴-۱۳۹۰ ۰۳:۱۲ عصر
    یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
    تشکر شده توسط : رزا, ژان والژان, میثم, سروان رنو, اسکورپان شیردل, مگی گربه, الیشا, ruthcnartsdj
    میثم آفلاین
    مشتری سابق

    ارسال ها: 295
    تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸


    تشکرها : 2524
    ( 2278 تشکر در 256 ارسال )
    شماره ارسال: #14
    RE: فیلم های ارزشمند ایرانی

    دزیره عزیز

    به اعتقاد من فیلمهایی که خارج از ایران با استقبال جشنواره ها مواجه می شوند لزوما بی ارزش نیستند. هر چند نمونه های بسیار بدی نیز میان آنها هست. اینکه تم فیلم رنج و فقر و بی عدالتی و مرگ باشد بد نیست. بزرگانی چون دسیکا (دزد دوچرخه / فقر و بی عدالتی) ، ارمانو المی (صندل های چوبی / رنج و فقر) ، اینگمار برگمن (فریادها و نجواها / تنهایی و مرگ) ، نانی مورتی (اتاق فرزند / مرگ و رنج) و ... به همین موضوعات پرداخته اند و شاهکارهایی رقم زده اند.

    اینکه چرا فیلمسازانی چون فرهادی یا پناهی و سالور و ... فقط بی عدالتی و فقر و دروغ و رنج را می بینند ، بیشتر از واقع بینی آنهاست! خوب این چیزها در جامعه ما بیشتر نمود دارد. چه بسا دیدن  اتوبان های غرق در نور تهران و ماشین های مدل بالا بیشتر غمگینشان می کند که اینها خود نشانه دیگری بر شکاف عظیم طبقاتی است.

    از میان فیلمهایی که مثال زده اید "باد ما را خواهد برد" را ندیده ام اما "چند کیلو خرما ..." جدا شاهکاری در بیان سینمایی ابزورد است. فیلمی تلخ و در عین حال نوآورانه و بازیگوش . استقبال هر جشنواره خارجی یا منتقدی قطعا ناشی از ارزشهای هنری آن است.


    http://www.up.iranblog.com/images/cwklp66g2q9d3f7ivrog.jpg

    ریسمان باز (مهرشاد کارخانی - 1386)

    پخش : موسسه رودکی / قابل تهیه از فروشگاه ها

    داستان :

    دو جوان مجبورند گاوی را برای ذبح از کشتارگاه به خانه ای اعیانی در محله شهرک غرب برسانند ، اما با فرار گاو در این سفر اتفاقات پیش بینی نشده ای رخ می دهد.

    درباره فیلم:

    این فیلم تا حدی یادآور فیلمهای خیابانی دهه 50 فریدون گله و امیر نادری است. اما ساخت و پرداختی ارژینال و به لحاظ غنای تصویری درخشان دارد.

    فیلم به موضوع تضاد طبقاتی با رویکردی جدا از آنچه در فیلمهایی با تم مشابه تا حالا دیده بودیم. فیلمساز این موقعیت دردناک و پوچ را با زبانی آمیخته به طنز و روایتی پرتحرک همراه می کند. تصویر وانت قراضه در میان ماشین های مدل بالا یا گاوی که برای دو قهرمان منبع درآمد اما برای جوانان شهرک غرب حکم سوژه خنده را دارد!

    پژمان بازغی درون گرا و بابک حمیدیان برونگرا زوج خوبی را تشکیل میدهند و برخوردهایشان با شخصیت های دیگر فیلم و اختلاف فرهنگی را بسیار باورپذیر کرده اند.

    کارخانی خود عکاس حرفه ای است و اهمیت قاب را به خوبی درک می کند ، فیلمبرداری درخشان فرشاد محمدی و تصاویر پرمفهوم - نظیر قاب شاهکاری که برج میلاد بر قهرمانان شکست خورده فیلم مسلط نشان داده می شود - از امتیازات این فیلم ارزشمند است.


    سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
    ۱۱-۴-۱۳۹۰ ۰۷:۰۵ عصر
    یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
    تشکر شده توسط : دزیره, دن ویتو کورلئونه, رزا, بهزاد ستوده, راسل کرو, مگی گربه, ژان والژان, الیشا, فورست
    مگی گربه آفلاین
    مشتری کافه
    ***

    ارسال ها: 98
    تاریخ ثبت نام: بهم ۱۳۸۹
    اعتبار: 32


    تشکرها : 6309
    ( 1400 تشکر در 91 ارسال )
    شماره ارسال: #15
    RE: فیلم های ارزشمند ایرانی

    " حکم "

    نویسنده ، تهیه کننده و کارگردان : مسعود کیمیایی

    بازیگران :

    عزت الله انتظامی ........ رضا معروفی

    لیلا حاتمی ............... فروزنده

    پولاد کیمیایی ........... محسن

    بهرام رادان .............. سهند

    مریلا زارعی ............ دریا

    و با هنرمندی شاد روان

    خسرو شکیبایی ....... حدمیثاق

    سایر بازیگران:

     کارینا کیمیایی، جلال پیشواییان، اکبر معززی، بهرام فتاحی، لادن طباطبایی، سعید پیردوست، مهنوش صادقی، فرزانه ارسطو و ...

    موسیقی : کاوه ناصحی

    خواننده : رضا یزدانی

    مدیر فیلمبرداری : علیرضا زرین دست

    تدوین : جعفر پناهی

    طراح صحنه و لباس : کیوان مقدم

    طراح چهره پردازی : عاطفه رضوی

    تیتراژ : جواد طوسی

    محصول کارگاه آزاد فیلم

    سال ساخت : پاییز 1383  

    مدت : 112 دقیقه

     توضیع: شرکت پخش بایا (موسسه رسانه های تصویری)

    خلاصه داستان:

    "حکم که صادر شد ، باید اجرا بشه. بعد اگر بترسی، تأخیر کنی، جا بزنی، حکم خودت صادر میشه....ماهیت پول خرید و فروش است. آن هایی که میان پول و معامله زندگی می کنند عاقبت به صدور حکم یکدیگر می رسند. رضا معروفی خود صاحب حکم است اما آن را هم اجرا می کند. او سهند را امان می دهد، به خانه می آورد و برای گرفتاری اش چاره ای می یابد. محسن و فروزنده هر دو جوانند و عاشق....محسن خون، اسلحه و پول را انتخاب می کند حتی در مقابل فروزنده و عاقبت حکم صادر می شود و دو دلداده جوان با هم رو به رو می شوند...."

    در باره فیلم :

    شاید در حال حاضر، صحبت کردن از فیلم حکم  آن هم در تب تاب اکران فیلم جرم جدیدترین ساخته مسعود کیمیایی که  موفق شده در آن به همان سینمای آشنایش برگردد،چندان جالب نباشد. ولی به عقیده بنده در میان تمام ساخته های دهه هشتاد کیمیایی ( سربازهای جمعه / حکم / رییس / محاکمه در خیابان / جرم حکم از سینمایی ترین و بهترین ساخته های اخیر این فیمساز است.و کیمیایی را که از فیلم تجارت به بعد متحم شده بود که دیگر حوصله فیلم ساختن ندارد، را دوباره احیا کرد. البته در حکم کیمیایی مدرن تر از گذشته است و این بار از آن معلفه ها و شاخص های آشنای سینمایی اش، چون محله های قدیمی، فرهنگ خاص جنوب شهری، رفاقت های مردانه ، آدم های حاشیه نشین و ... خبری نیست و حتی چاقو این بار جایش را به تپانچه داده است! با این همه حکم فیلم ارزشمند و آبرومندی است و تماشایش لذت بخش است. مخصوصا سکانس نفس گیر پایانی اش با صدای گرفته رضا یزدانی در ترانه « از لاله زار که میگذرم » از نقاط قوت فیلم است.

     تیتراژ بسیار جالب توجه فیلم با همکاری جواد طوسی ( منتقد معروف و از هواداران دیرینه کیمیایی ) ساخته شده که ادای دین کیمیایی به سینمای نوآر است. و میتوان حکم را یک نوآر ایرانی بی زمان و مکان داست .در طول فیلم نیز ارجاعات متعددی به  نوآر های کالت از سزار کوچک و شاهین مالت گرفته تا سامورایی و حتی پدرخوانده (مشخصاً در سکانس رستوران) شده و جالب آنکه برخی از بازیگران فرعی هم خواسته یا ناخواسته ادای مارلون براندو ی کبیر را در آورده اند.!

    صحنه گیتار زدن دختر نامتعادل رضا معروفی (با بازی کارینا کیمیایی گیتاریست جوان) در آسایشگاه میان بیماران، نیز تاثیرگذار است. در سکانس عروسی یکی از سرکرده های خلاف کاران ،که مخصوصاً شبه کابوسی غریب درآمده،پر است از هجویات،(از جمله حضور یک میمون در میان جمع)، و می توان ردی از دغدغه های سیاسی کیمیایی را در آن یافت.

    با توجه به فضای خشن و گنگستری فیلم، لحظه های عاشقانه با ظرافت پرداخته شده و یادمان نرود که کیمیایی سهم بسزایی در نمایش عشق های زمینی در سینمای ایران دارد، حتی در ضعیف ترین فیلم هایش. مرور این عاشقانه های نوستالژیک، خالی از لطف نیست: سید و فاطی در گوزنها، دانیال و مونس در سرب، احمد و زیور در دندان مار ، رضا و طلعت در ردپای گرگ، سلطان و مریم در سلطان ، امیرعلی و مجدی در اعتراض و ...

    البته در حکم نیز ماننده سایر ساخته های کیمیایی دچار اغراق ها و آشفتگی ها هم هست،که در جاهایی به فیلم لطمه زده است. اما با این وجود تلاش و دقت همه عوامل فیلم به وضوح قابل تشخیص است، به خصوص فیلم برداری علیرضا زرین دست .

     به جز قیصر ، داش آکل ، گوزنها ، سرب ، دندان مار و ردپای گرگ که از فیلم های ماندگار تاریخ سینمای ایران هستند، سایر ساخته های کیمیایی را اگرچه جزو فیلم های محبوب و انتخاب اول مان نباشد، و اگرچه دنیای آدم ها و روابطشان در فضای کلی داستان را تمام و کمال درک نکنیم ، باز هم دوستشان داریم. و این جادوی سینمای کیمیایی در تمام این سال هاست.

    بازی ها در حکم بسیار استادانه است و شنیدن دیالوگ های ویژه کیمیایی از زبان بازیگران نام آشنا و محبوب سینمای ایران، وسوسه برانگیز است.

    استاد عزت الله انتظامی در نقش رضا معروفی خلاف کار پیر و کهنه کار، در اولین همکاری اش با کیمیایی، مثل همیشه دوست داشتنی و صاحب سبک است.

    اما حکم فیلم هنرنمایی پولاد کیمیایی است . نقش محسن نقطه عطف کارنامه پولاد پس از حضور حاشیه ای اش در سایر ساخته های پدرش است. پولاد کیمیایی در حکم و جرم کاملا از سایه پدر خارج شده و به اوج پختگی اش در بازیگری رسید و حالا جزو بازیگران مطرح نسل جدید این سینما بشمار می آید. او در حکم نقش جوان  اول کم حرف فیلم است ،و این بار نه در هیئت یک قهرمان بلکه بدمن خطرناکی که با مرگ خودخواسته اش عشق اش را نثار محبوبش می کند. اما این اتفاق زمانی رخ  می دهد که خیلی دیر شده ... مشکل تنفسی و سرفه های بی وقفه محسن نشان از زخم های مردان همیشه تنهای سینمای مسعود کیمیایی است. 

    و اما برگ برنده فیلم حکم حضور لیلا حاتمی است. در کمال حیرت که همیشه مردان در سینمای کیمیایی حرف اول و آخر را می زنند، اینجا فروزنده هسته مرکزی تمام ماجرای داستان است و اوست که مردان فیلم را به دنبال خویش می کشد. اگر نقش های گلچهره سجادیه (مشخصاً در دندان مار) را بهترین و کامل ترین زنانه های سینمای کیمیایی بدانیم ، این بار لیلا حاتمی پا را فراتر گذاشته و مثل همیشه بازی بسیار درخشانی ارائه داده، اگرچه در ظاهر شبیه نقش های گذشته اش در آب و آتش و سالاد فصل باشد. فروزنده در حکم  از قالب زنان منفعل و بی دست و پای فیلم های کیمیایی از جمله اعظم قیصر، مرجان داش آکل ، شوکت خاک، ملیحه جرم و ... خارج شده ، و خود سلاح به دست می گیرد و انتقام خود را از مردی که از جانب او حتک حرمت شده را ، می گیرد.

    حضور بهرام رادان در نقش سهند جوان عاشق پریشان احوال و سرگردان، چندان جای کار ندارد. اما مثل همیشه در بیان حس در چهره حرف ندارد.

    مریلا زارعی پس از درخشش خیره کننده اش در فیلم قبلی کیمیایی (سربازهای جمعه) اینجا در شمایل عشق از دست رفته سهند، حضوری شبح گونه دارد و بازی بی کلام و کوتاه او فقط به فلاش بک های مربوط به بهرام رادان ، محدود می شود. 

    خسرو شکیبایی نازنین با آن گریم عجیب و غریب اش با وجود کوتاهی نقش ،بازی ماندگار دیگری را در آخرین سالهای حیات پر فروغ اش، به جا گذاشته است. 

    بخش های از دیالوگ های فیلم:

    رضا معروفی خطاب به فروزنده: "مثل پر ، لایه حریر نگه ات می دارم."

    فروزنده: "محسن، قد حرفی که زدی وایستا. قد همین حرفت قد بکش."

    محسن به حد میثاق : "عقیده اگه بد اجرا بشه، دلیل بد بودن عقیده نیست."

    حدمیثاق : "ما تو تاریکی بهتر بلدیم لایی بکشیم." 

    رضا معروفی : "من دیگه کارای کوچیک برای آدمای کوچیک نمی کنم."

    فروزنده : "هی گفتی می گیرمت، می گیرمت. ای تف به این لغت می گیرمت. کی رو می گیری؟ چی رو می گیری؟ من اگه بخوام شوهر کنم، من می گیرمت!"

    رضا معروفی: "هی پسر. چار تا چایی. هشت تا تخم‌مرغ می‌ندازی تو کره... محلی. زرده‌شو به هم نزنیا. می‌خوام وقتی می‌خورم،‌ ببینم. رؤیت کنم. زرده‌شو که به هم می‌زنن و جنجال تو تابه راه می‌ندازن و جنگ بین زرده و سفیده و کره و نمک و دو پر گوجه‌فرنگی مغلوبه می‌شه، می‌ذاره جلوت، جیگر می‌خواد... جیگر می‌خواد بگه این محلی نیست!"

    محسن به رضا معروفی: "هر چی می خوای بگو، فقط سیخ توو عصاب ما نکن!."

    فروزنده : "حمید جون، مهندس! حالا لباس های عروسکو درآریم ببینیم توش چیه؟!. کائوچوئه ؟ مقواس؟ پوشاله؟ یا  تن، گوشتِ، قلبِ، خونِ، آدمِ ؟؟؟؟"

    محسن به فروزنده : " فقط می تونم با گذشته تو کنار بیام."

    فروزنده به محسن : " کیف می کنی از این که مشکوکی"

    رضا معروفی به محسن : "از من خواستن، گفتم اطاعت از رفاقت. آقا جلال صدتا شاگرد مثل من داره، براش کار می کنن؛ بلند، کوتاه، پهن. من شاگرد آقا جلال نیستم، رفیق."

    فروزنده درباره محسن : "کنار خودت یه رشد دیگه ای کرده بودی که بوی گند می داد."

    محسن به رضا معروفی : "تو گرگ بارون دیده ای ، میشناسمت ... اینقدر با حلبی شاهرگ نزن."

    فروزنده به سهند : "من رویا ندارم ، از این میترسم."

    سهند : "عاشقا آدمای متوسطی هستن که با تعریف کردن از هم خودشونو بزرگ می کنن."

    فروزنده خطاب به مهندس کاظم: "تا وقتی تو، توو این دنیا هستی، نفرت من هم هست."

    رضا معروفی به سهند : "خدا رحمت کنه صادق هدایت رو. یه چیزی رو توو جوونی بهم گفت که تا دنیا ست تویه گوشمه؛ گفت آدمیزاد یه سرمایه بزرگ داره : خودکشی... اگه بهت توهین شد، طاقت نیاوردی برو سراغ سرمایت!! ...خداحافظ یاران موافق "

    فروزنده به رضا معروفی : " آقا، دنیا دیده! تموم کن. دختر داری، زن داری، عشق داری، شاهنامه می خونی، حافظ می شناسی، سن تو باید از این حرف ها بزنه، نه قیمتش رفته بالا!"

    رضا معروفی به فروزنده : "محسن کشته ات رو عاشقانه می خواد"

    فروزنده : "چه خوبه آدم توو خونه اش سینما داشته باشه."

    محسن به فروزنده : " هنوز هم با این وزنت، دستات سنگینه."

    رضا معروفی : "اونا برای اینکه صفحه اول پاسپورت جا بیوفته، دوتا شکم زاییدن!"

    فروزنده درباره محسن : "سگ شده بود و نون خورده بودش!"

    سهند به رضا معروفی : "خیلی بزرگ تر از پاسپورت تقلبی هستی."

    رضا معروفی: " خیلی ها گل توو خلاشون سبز میشه، اما من اون گل رو بو نمی کنم!"

    فروزنده به رضا معروفی: "آقا رضا، آقا رضای معروفی! میتونی پدر باشی، برادر باشی، همسایه باشی، عزیزم باشی. هرجا میری، منو با خودت ببر. منو بذار یه جای امن.. امن... امن"

    محسن به فروزنده: "میخواستم به حکم تو، به حکم عشق بمیرم." 

    رضا معروفی به محسن: "هیچ حکمی برای تو نبود، بچه. باهام چی کار کردی سرتق؟ همه عمرمو خراب کردی."   

     

     

     

    . عکس ها از سایت رسمی سینما سوره


    تنها سلاح من در این دنیای به شدت مسلح، دیوانگی است - جبران خلیل جبران
    ۱۳-۴-۱۳۹۰ ۰۴:۵۳ عصر
    یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
    تشکر شده توسط : میثم, راسل کرو, بهزاد ستوده, دزیره, رزا, roolplack, حمید هامون, ژان والژان, راتسو ریــزو, الیشا
    میثم آفلاین
    مشتری سابق

    ارسال ها: 295
    تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸


    تشکرها : 2524
    ( 2278 تشکر در 256 ارسال )
    شماره ارسال: #16
    RE: فیلم های ارزشمند ایرانی

    http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/11/404981_orig.jpg

    صندلی خالی (سامان استرکی - 1387)

    بازیگران : رضا عطاران ، پانته آ بهرام ، فریبرز عرب نیا ، فریده فرامرزی ، گوهر خیراندیش

    پخش کننده : موسسه رسانه های تصویری / قابل تهیه از فروشگاه ها

    **************************

    داستان: زوجی شهرستانی (عطاران ، فرامرزی) در تهران صاحب فرزندی کر و کور - و بالطبع لال - شده اند و باید تصمیم دردناک و عذاب آلودی درباره مرگ یا حیات او بگیرند ، زنی تصویر بردار (پانته آ) ناخواسته با مردی تصادف کرده و او را کشته و برای رضایت دنبال خانواده او می گردد. مردی کارگردان (عرب نیا) نیز ناخواسته قتلی مرتکب شده و با عواقب آن دست و پنجه نرم می کند .... این سه داستان به صورت در هم تنیده شده در فضایی رئال / سورئال به پیش می رود.

    درباره فیلم : یک فیلم درخشان ، ساختار شکن و جسورانه از کارگردانی جوان و آتیه دار. استرکی فضا و ساختار عجیب و بازیگوشانه فیلمش را محملی برای طرح پرسش های بسیار عمیق و جسورانه فلسفی کرده است. مرگ ، زندگی ، هستی و زمان ، نقش خداوند در زندگی مخلوقات ، عدل الهی ، برداشت انسانی از عدل و ... و همه اینها بی آنکه از فیلم بیرون بزند و جلوه ای متظاهرانه داشته باشد در فیلم و روابط شخصیت ها و داستان و لحن روایت جاری است.

    فیلم در ابتدا با لحن و پرداختی واقع گرا آغاز میشود و هر چه جلوتر می رویم از این واقعیات فاصله گرفته به فراواقعیت (سورئالیسم) می رسیم. گویی استرکی وقتی جوابی برای پرسش هایش درباره چگونگی کار جهان ندارد تنها راه را در فرار به سوی خیال و فاصله گرفتن از این واقعیت های دردناک و مجهول می داند که این گریز از واقعیت در لحظات انیمیشن پایانی فیلم به اوج خود می رسد.

    بازی ها اغلب بسیار خوب است. اما در این میان پانته آ بهرام و رضا عطاران بازیهای خیره کننده ای ارائه می دهند . و البته دیدن فریبرز عرب نیا پس از چندین سال آن هم در نقشی موفق بسیار خوشایند است.

    پی نوشت : این فیلم درخشان ، توسط مسئولین هنرستیز سینمای ایران دو سال بلاتکلیف نگه داشته شد و پس از این مدت بدون رضایت صاحبان اثر ، اینک با کیفیتی نامطلوب و تبلیغاتی منفی به شبکه نمایش خانگی وارد شده است. طراحی جلد نسخه پخش شده طوریست که القا کند با فیلمی در سطح کمدی های نازل این سالها مواجه هستیم. این روش که درباره فیلم هیچ (کاهانی) هم پیاده شد ، راه حل جدید دشمنان فرهنگ برای نابود کردن سینمای هنرمندانه ، مستقل و پرسشگر و شجاع است. راه حلی که کم کم دارد جایگزین توقیف کردن فیلمها می شود. ما اگر بتوانیم تنها با درست دیدن فیلمها و معرفی آن به دوستان و تبلیغات مثبت ، باعث دیده شدن فیلمهای ارزشمند شویم ، به آینده حرفه ای فیلمسازان مستقل ، هنر سینما و خودمان کمک کرده ایم. پس بهتر است حتما این کار را بکنیم!


    سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
    ۱۷-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۰۴ عصر
    یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
    تشکر شده توسط : دن ویتو کورلئونه, MunChy, اسکورپان شیردل, مگی گربه, دزیره, اهو, رزا, ژان والژان, الیشا, ترومن بروینک
    دن ویتو کورلئونه آفلاین
    مشتری کافه
    ***

    ارسال ها: 867
    تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
    اعتبار: 40


    تشکرها : 1708
    ( 8083 تشکر در 821 ارسال )
    شماره ارسال: #17
    RE: فیلم های ارزشمند ایرانی

    و باز هم فیلمی ارزشمند و این بار فیلم زیبای (( به همین سادگی ))

    فهرست عوامل فیلم :

     رضا ميركريمي .... كارگردان و تهیه کننده
     پوپك مظفري .... دستيار اول كارگردان 
     پوپك مظفري .... برنامه ريز 
     حسن خدايي .... دستيار دوم كارگردان 
     حسن خدايي .... منشي صحنه

    شادمهر راستين .... نويسنده
    رضا ميركريمي .... نويسنده 
    طرح اوليه داستان از : رضا ميركريمي

    بازیگران :

    هنگامه قاضياني  
    مهران كاشاني  
    صفا آقاجاني  
    نيره فراهاني  
    هاله هماپور  
    نسترن همدم علي  
    محمدجواد جعفرپور  
    بهنوش صادقي  
    بهنوش خالقي  
    محسن حسيني  
    احمد آكشته  
    پروانه احمدي

    محمد آلادپوش .... مدير فيلمبرداري 
    عبداله به افروز .... نورپرداز 
    رحيم بشارت .... دستيار فيلمبردار 
    علي مصفاي تبريزي .... عكس

    جعفر موسوي .... فيلمبردار پشت صحنه 
    شيوا رشيديان .... طراح صحنه و لباس 
    فريدون فرشته آذري .... مجري دكور 
    سوسن نوروزي .... دستيار لباس 
    حميدرضا امري .... دستيار صحنه 
    مهران ملكوتي .... صدابردار 
    امير نوبخت .... دستيار صدابردار 
    سودابه خسروي .... طراح چهره پردازي

    محصول : مؤسسه توسعه سينمايي سوره

    1386

    افتخارات و جوایز فیلم :

    به نظر من بزرگترین افتخار و جایزه فیلم  بر می گردد به توفیق آن در تصویر کردن زندگی ...

    و اما :

    جایزه گئورگ طلایی از بهترین فیلم جشنواره بین المللی فیلم مسکو(۲۰۰۸) جایزه بهترین بازیگرزن - شانزدهمین جشنواره فیلم وارنا-بلغارستان (۲۰۰۸) سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره بین المللی فجر- دوره بیست و ششم سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره بین المللی فجر- بیست و ششم سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه جشنواره بین المللی فجر- دوره بیست و ششم سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فجر بخش آسیا- دوره بیست و ششم سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه جشنواره فجر بخش آسیا- دوره بیست و ششم

    ..................................................................

    فیلم روایتگر رخدادهای زندگی زنی به نام طاهره است در طی چند ساعت از زندگی او ... رخدادهایی که هر چند ظاهرا پوشیده در لفاف معمولی بودن است اما در نهایت بیان میدارد

     این رخدادها آنقدرها هم که به نظر می رسند کوچک و معمولی نیستند و وقتی مداوم گردند و بدون تغییر و اصلاح باقی بمانند دردی جانکاه در زندگی را شکل میدهند که در هر دو حالت درد آور است : رفتن و نرفتن ...

    نمونه ای عینی از زنان خانه دار جامعه ما  و مشکلاتی که همیشه وجود داشته اند و زنان این جامعه همواره با آنها دست به گریبان بوده اند ...

    کانون خانواده که ظاهرا همه آیتمهای زندگی در آن وجود دارد ... همسری که از بس درگیر زندگی روزمره و شتاب بی وقفه شرایط موجود شده سهم حضور مرد خانواده به عنوان همسر و به عنوان پدر هر دم محدودتر و کمرنگتر می شود ... همسری که چنان درگیر مناسبات اقتصادی و تلاش برای پیشرفت در موقعیت کاریش گردیده که بسیاری از وظایف و نقش هایش را از یاد برده  و تبدیل شده به تولیدکننده پول و درآمد صرف در زندگی ... غافل از اینکه چیزهای مهمتری هم در زندگی در اولویت هستند که انها را ما از نگاه کاراکتر زن خانواده یعنی (( طاهره )) می بینیم ...

    طاهره زنیست که ظاهرا پیشینه اش متعلق به شهر و پایتخت نیست و نگاه عمیق او به زندگی و طبیعت ولو در خشن بازار این کلانشهر بزرگ و حتی از فراز پشت بامی که برای پهن کردن و جمع کردن لباس ها به انجا می رود چیزی را جستجو می کند که می دانیم در دیدرس او نیست ...

    او که مثل بسیاری از زنان این سرزمین پشتوانه ای مطمئن برای همسرش بوده و این را ما از لابلای تلاش های او برای همراهی و ایجاد آرامش و زمینه مناسب برای موفقیت شوهرش در عبور از چالش  های کاری وی شاهد هستیم ...

    کودکان خانواده که در فضای بسته آپارتمانی مجبور شده اند خود را باشیوه زندگی متفاوت این دوره وفق دهند و به بازی هایی خاص و ... پناه ببرند که متاسفانه هر دم افزونتر آنها را از یاد گرفتن و تقویت کردن حس خوب دوست داشتن و مهر ورزیدن جدا می کند تا انجا که حتی در ان سن و سال به پوشش مادرشان و وضعیت ظاهری او خرده می گیرند ... آن هم مادری که همراه بودن او را با آنها کاملا مشاهده می کنیم و هنرش را برای از بین بردن و یا لااقل کم کردن فاصله ها ... فصل زیبای بازی دو نفره او و پسرش با اسباب بازی های پسرش فراموش شدنی نیست و ما به عنوان بیننده به کمک بازی خوب خانم قاضیانی خوب حس میکنیم که به عنوان مادر چقدر تلاش می کند با فرزندانش دوست خوبی باشد و آنها را خوب درک کند ولو آنکه آن کودکان کم سن و سال حتی در جشن کوچک دخترانه خود او را به بازی نمی گیرند ...

    همسایه های خانه و آدم های پیرامون که به خاطر زندگی پیشین او در شهرستان و فرهنگ عشیره ای از سهم خاص خودشان در زندگی او برخوردارند و عدم بی تفاوتی و فاصله گرفتن از سوی او را در مواجهه با همسایگان شاهدیم که همین موجب میشود همه آدمهای دور و بر او از او انتظارات خاص خودشان را داشته باشند بدون اینکه بفهمند در اقلیم جغرافیایی که زن در آنجا بزرگ شده خواه هرکجا که باشد همه تعاملات دوطرفه است و همین حس خوب ارتباطات احتماعی و عدم تنهایی و فاصله داشتن را در آنجا موجب میشود اما در اینجا در این برهوت ساختمانهای بلند و مردمان عجله مند و بی حوصله هیجکس توجهی ندارد که لااقل کمی او را بفهمد ولو در کسوت یک رابطه همسایگی !

    و چه زیباست که در اوج تنهایی می اندیشد که می تواند با دفتر و قلمی به قلمرو بی انتهای نوشتن پناه ببرد ... شاید قلمرویی که در آنجا کسی تنها نیست ... و کسی برای دوست داشتن و دوست داشته شدن چندان در بند بهانه نیست ! ( یادی از نوشته ها و نظرات یک دوست !)

    فیلم به همین سادگی به نظر من فیلمیست ارزشمند از خود خود زندگی ! به همین سادگی !

    این فیلم از جنس ساخته ارزشمند کارگردان بزرگ ژاپنی (( یاساجیرو ازو )) یعنی (( داستان توکیو)) بوده و حس خوب درک کردن زندگی ملموس پیرامون را به شایستگی موجب میشود ...

    خانم قاضیانی به عنوان بازیگر با هنر خوبش و با همراهی طراح لباس و چهره پرداز و کارگردانی خوب در کنار دیگر بازیگران  به مدد برگ برنده اصلی یعنی فیلمنامه ای پر و پیمان به خوبی و تکمیلی چهره ای از زندگی را که اغلب با آن درگیریم غالبا آن را ندیده میگیریم برای ما قابل مشاهده می سازند و معجزه سینما را موکد میکنند باز که میتوانی در طول زندگی کاراکترهای یک فیلم ، تو نیز زندگی کنی پابه پای آنان ...  و البته خوی ساختن این فیلم (( به همین سادگی )) اصلا کار ساده ای نبوده ...

    وقتی در بخش های نهایی فیلم می توانی مثل هنرچیشه اول فیلم یعنی طاهره سخت نفس کشیدن را احساس کنی و به این باور برسی که شاید دیگر خانه جای ماندنم نیست ...

    و احساس نیاز به هجرت و کوچی آشکار برای تو که به عنوان زنی خانه دار در این جامعه معلق در میان مدرن شدن و سنتی ماندن دیریست به اعماق پنهان ترین و انتهایی ترین اطاق کوپک قلبت که پنجره ای هم ندارد کوچیده بوده ای ...

    نمیشود از موسیقی خوب فیلم سخن نگفت که با اجرای احساس برانگیز تم مشهور (( ساری گلین )) یا ساز دودوک ( بالابان ) به زیبایی ادامه حکایت آن (( عروس  با موهای روشن  و زرین پوش )) * را در طول فیلم تصویر می کند ... کسی چه میداند شاید طاهره آن ((ساری گلین )) باشد که به هر لطایف الحیلی از زادگاهش و محبوبش جدایش ساخته اند و هنوز گاهی از بالای پشت بام آن آپارتمان شهری به دور دورها چشم می دوزد در آن دور دورها چوپان جوانی را می جوید که میداند زمانی غمگینانه در فراق او هر چند به ظاهر در دره ها برای گوسفندانش نی نواخته اما در حقیقت آتش درونش را از دوری یار در دودوک میدمیده است ...

    کسی چه می داند ... شاید همینگونه باشد ... به همین سادگی ...

     

    ..................................................

    * آهنگ زیبای سار گلین که بر سر مالکیت آن و خاستگاه  اولیه آن بین گرجی ها و آذری ها و ارمن ها  اختلاف است و هر یک از آن قومها ریشه آنرا به فرهنگ و افتخارات خود منسوب می دانند ملودی عاشقانه غمگینیست که از دل عروسی اندوهگین حکایت میکند با محبوبش که چوپانی پژمرده دل است و دیگر هیچ چیزی را در دنیا جز سوز دلش که توسط نفسش از سینه بر آن ساز می نشیند و به فغان در میآید حس نمیکند و نا امیدانه شاهد دور شدن محبوبش به اجبار است ...

    ملودی  دلنشین و سراپا احساس  عنوان بندی پایانی این فیلم زیبا را با هم بشنویم :

    Be hamin Sadegi.mp3 - 2.2 MB

     اجراها و روایات مختلفی از این آهنگ فوق العاده زیبا رو ( نزدیک به 20 اجرا ) من قبلا در  انجمنی به دوستدرانش تقدیم کرده بودم و در اینجا در دسترس شما دوستان عزیز کافه هم هست :

    http://www.4shared.com/account/dir/P8Z-p...r=53260227

     برگ سبزیست به جبران محبت های بسیاری از دوستان کافه ...

    و تصویر زیبای ضمیمه که خود به اندازه سطرها نوشته گفتنی دارد ...

    ناله را هر چند میخواهم که آرام برکشم     سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن ...





    فایل های ضمیمه بند انگشتی
       

    من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
    ۲۱-۴-۱۳۹۰ ۰۳:۳۹ صبح
    یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
    تشکر شده توسط : رزا, میثم, دزیره, ژان والژان, مگی گربه, الیشا, ruthcnartsdj, بهزاد ستوده, کنتس پابرهنه
    میثم آفلاین
    مشتری سابق

    ارسال ها: 295
    تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸


    تشکرها : 2524
    ( 2278 تشکر در 256 ارسال )
    شماره ارسال: #18
    RE: فیلم های ارزشمند ایرانی

    از دون کورلئونه عزیز بابت معرفی دلنشینش از این شاهکار ارزشمند سپاسگزارم.

    هر چند دون عزیز حق مطلب را درباره این فیلم ادا کردند اما حیفم می آید من هم اشاره ای به برخی ظرافت های هنرمندانه این فیلم نکنم.

    فیلم با رویکردی مینیمالیستی به معرفی شخصیت اصلی اش و نمایش دادن تنهایی و انزوای ذهنی او می پردازد.

    مثلا حسادت زنانه ای که طاهره نسبت به منشی شرکت شوهرش حس می کند را بدون نشان دادن صریح این مساله بلکه با یک سری واکنش های طبیعی طاهره در کار روزمره اش نشان می دهد. مثل پرتاب ظرف کثیف داخل ظرفشویی وقتی جلوی گفتگوی صمیمانه پسرش با منشی کم می آورد.

    یا فاصله گرفتن و عدم درک پسربچه از مادرش را بیشتر از بگومگوها - مثل ایراد گرفتن به سر و وضع مادر که دون کورلئونه هم اشاره کردند - در جایی عمیق و دردناک نشان می دهد که پسر در اتوبوس نقش مادرش در زندگی آنها را به طور غیر مستقیم با واژه من در آوردی House Worker (!!) بیان می کند. یعنی از نظر او مادر در خانه آنها نقشی بیش از یک مستخدمه ندارد! و چه متاثر کننده است نگاه غریب و نومیدانه طاهره به بیرون از اتوبوس پس از شنیدن این حرف از پسرکش!

    برخی از دوستان ، پایان این فیلم را یک هپی اند تحمیلی دانسته اند. من اینطور فکر نمی کنم. اتفاقا به نظرم پایان این فیلم یکی از تلخ ترین پایان هاست. زنی تنها محکوم به ماندن می شود. استخاره پایان فیلم هم که خیلی ها را در تحلیل فیلم به اشتباه انداخته به نظرم نه یک اشاره به تحولی معنوی که یک خودگول زنی و تسکین موقت ذهنی به تصویر کشیده می شود. در صحنه ای هوشمندانه در انتهای فیلم ، شوهر را می بینیم که دستش را روی تخت دراز کرده و جای خالی طاهره را حس کرده و همانطور با چشمان بسته او را صدا می زند و وقتی از حضور طاهره در اتاق مطمئن می شود بلافاصله با خیال راحت به خواب می رود!

    طاهره که خوابنما شدن اتفاقی همسایه و اصرار به استخاره او را "به همین سادگی" از رفتن منصرف کرده ، فردا هم با چشیدن تلخ تر دوباره تنهایی های خویش به همان سادگی می تواند عزم رفتن کند. شاید چنان "تصادفاتی" نیز او را منصرف نسازد.

    http://www.up.iranblog.com/images/uigjf73nj3xbkub2eyd6.jpg

    قاب بندی زیبایی از فیلم که انزوای قهرمان را در شلوغی زندگی به اصلاح مدرن ایرانی نشان می دهد


    سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
    ۲۱-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۲۳ عصر
    یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
    تشکر شده توسط : دن ویتو کورلئونه, دزیره, ژان والژان, مگی گربه, الیشا
    میثم آفلاین
    مشتری سابق

    ارسال ها: 295
    تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸


    تشکرها : 2524
    ( 2278 تشکر در 256 ارسال )
    شماره ارسال: #19
    RE: فیلم های ارزشمند ایرانی

    کسی از گربه های ایرانی خبر نداره


    کارگردان: بهمن قبادی      نویسندگان: بهمن قبادی ، حسین آبکنار ، رکسانا صابری

    مدیر فیلمبرداری: تورج اصلانی                                    تدوین: هایده صفی یاری

    بازیگران: حامد بهداد ، اشکان کوشانژاد ، نگار شقاقی ، سروش لشکری

    ***************************

    این فیلم را با دو سه سال تاخیر همین دیشب دیدم! این تاخیر چند دلیل داشت و مهمترین آن تصویر غلطی بود که در ذهن من از این فیلم با شنیدن تعریفهای برخی دوستانم شکل گرفته بود. تا به حال فکر می کردم فیلمی درباره موسیقی رپ ایرانی است که از آن متنفرم! اما با دیدن فیلم فهمیدم که دوستانم حتی درک درستی از موضوع فیلم نداشته اند! تا من باشم دیگر قبل از دیدن فیلمی به تعریف این و آن گوش نکنم!!

    ***************************

    تم و پیرنگ فیلم بسیار تلخ و یاس آور است اما قبادی با هوشمندی پرداخت واقعگرای این موضوع تلخ را با طنز موقعیت و تصویر شیرینی همراه کرده است. تلفیق حالت مستند و داستانی ابدا یکدستی فیلم را به هم نزده. شاید اولین چیزی که جلوه می کند بازی بسیار درخشان حامد بهداد باشد. وی با درک صحیح از فضای فیلم جلوه ای ناتورالیستی به بازی  خود داده تا همراهی شخصیت داستانی نادر (بهداد) با شخصیتهای واقعی و مستند (نگار و اشکان) باورپذیر از کار درآید. اندکی نمایشگری در بازی او می توانست به فاجعه بیانجامد! انتخاب زوج اصلی فیلم با آن بیان و چهره معصومانه و همدلی برانگیزشان بسیار هوشمندانه بوده و به خصوص تاثیر پایان تلخ فیلم را بیشتر می کند.

    کلیپ های خوش ساخت فیلم – با تدوین مثل همیشه عالی خانم صفی یاری – در بطن فیلم جا افتاده اند و به خوبی نقش موقعیتهای پاساژی را برای اتصال قطعات داستانی ایفا می کنند. شاید به یادماندنی ترینشان همان کلیپ رپ (با شعر «خدا من یه آشغالم باهات حرف دارم»!) باشد که مقدمه ای برای ورود به فصل نهایی و تراژیک فیلم می شود.

    فیلم به لحاظ غنای تصویری در مرتبه بالایی قرار دارد و بهمن قبادی به اتفاق تورج اصلانی از امکانات پرده عریض بهترین استفاده ها را کرده اند. بدون شک این فیلم بدون استفاده از قاب عریض شکلی بسیار الکن پیدا می کرد. مشاهده قاب های زیر – به عنوان نمونه - این مساله را به روشنی نشان می دهد:

     http://www.img4up.com/up2/62578847748689145927.jpg

    http://www.img4up.com/up2/71647785179693457820.jpg

    http://www.img4up.com/up2/53927712144182123658.jpg

    http://www.img4up.com/up2/25559582710691337953.jpg

    http://www.img4up.com/up2/97465785643400613579.jpg

    http://www.img4up.com/up2/95438391169083337541.jpg


    سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
    ۲۲-۵-۱۳۹۰ ۱۲:۰۹ عصر
    یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
    تشکر شده توسط : مگی گربه, دزیره, اسکورپان شیردل, ژان والژان, جو گیلیس, فورست
    میثم آفلاین
    مشتری سابق

    ارسال ها: 295
    تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸


    تشکرها : 2524
    ( 2278 تشکر در 256 ارسال )
    شماره ارسال: #20
    RE: فیلم های ارزشمند ایرانی

    http://www.up98.org/upload/server1/01/u/4sna6pqnasz5wd8fuva.jpg

     

    چند کیلو خرما برای مراسم تدفین (1384)

    نویسنده و کارگردان : سامان سالور

    مدیر فیلمبرداری : تورج اصلانی

    بازیگران : محسن تنابنده ، نادر فلاح ، محسن نامجو ، محمود نظرعلیان

    ***

    داستان : صدری کارگر خشن و کم حرف در کنار همکار حرافش یدی ، در یک پمپ بنزین متروک روزهایی زمستانی را می گذراند. دلمشغولی هر روزه صدری حرف زدن با جنازه دختری یخ زده در گردنه ای برف گیر است و دلمشغولی یدی نوشتن نامه های عاشقانه به دختر محبوبش ، غافل از اینکه نامه رسان دل در گروی دختر دارد.

    *** 

    درباره فیلم :

    سالور داستان نه چندان پرمایه « "در انتظار گودو" وار » خود را با پرداخت بصری خیره کننده ای تبدیل به یکی از فیلمهای ماندگار دهه گذشته کرده است. سالور با فیلمبرداری سیاه و سفید درخشان و طراحی صحنه فوق العاده ، فضایی آخرالزمانی و ابسورد خلق می کند و سرگذشت شخصیتهایی سرگردان و منفعلش را با طنزی ملایم همراهی می کند.

    شخصیتهای فیلم هر کدام به شکلی در انفعال دست و پا می زنند و منتظرند ، صدری و یدی از ترس دولتی ها جرات ترک پمپ متروک را ندارند. صدری همیشه چشم به آسمان دارد که برفی ببارد تا جنازه محبوب مرده اش چند روز بیشتر سالم بماند ، یدی در انتظار نامه ای از محبوب است بی آنکه او را بشناسد. و همه چیزی را پنهان می کنند ، صدری محل جنازه را از دوست نعش کشش اروج ، یدی نامه نوشتن هایش را از صدری ، عباس نامه رسان رازش را از یدی و فیلم مفهومش را از همین انتظار و پنهان کاری ها و ترسها - که اراده معطوف به قدرت شخصیت ها را گرفته - به دست می دهد و راه به تاویل می برد.

    میزانسن و قاب بندی های این فیلم در حد اعلای سنجیدگی هستند ، استفاده از کناره ها و گوشه ها و اجزای صحنه مثل آینه و شیشه عالی است ، فیلم اغلب در مدیوم شات و لانگ شات های ساکن و پرعمق جریان دارد که در به فرم درآوردن سکون و بطالت فیلم نقش اساسی دارد و چند نمونه تخطی فیلم از این شکل غالب خود ، مثل سکانس درگیری دو شخصیت اصلی با فیلمبرداری روی دست ، نمای های انگل در اتوبوس در حین استعمال مواد مخدر یا دربرهوت موقع شکوه صدری و علی الخصوص کرین زیبای دوربین از نمای های انگل به کلوزآپ گردنبند دختر در دست صدری ، گوهر مضمونی خود را به شاعرانه ترین شکل به "فرم" درآورده اند.

    فیلم با وجود دستمایه داستانی و پرداخت سینمایی سیاهش ، پایانی امیدبخش (و نه خوش خیالانه) دارد. وقتی که یدی برای یافتن محبوبش ، پمپ را ترک می کند و صدری یادگاری از دختر و برفی که خواسته بود را از خدا به عنوان پاداش "عمل " اش می گیرد. بی آنکه فیلم به شعار بیفتد چه زیبا تنها با آفرینش در "فرم هنری" پایان شاعرانه اش را رقم زده است.



    فایل های ضمیمه بند انگشتی
                                   

    سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
    ۲۲-۷-۱۳۹۰ ۱۱:۰۴ صبح
    یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
    تشکر شده توسط : هری لایم, دزیره, ژان والژان, بانو, دن ویتو کورلئونه, گرتا, چارلز کین, مگی گربه, راتسو ریــزو, ruthcnartsdj, دلشدگان
    ارسال پاسخ 


    پرش در انجمن: