ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 5 رای - 3.8 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سریال مختارنامه
نویسنده پیام
jack regan آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 53
تاریخ ثبت نام: ارد ۱۳۸۹
اعتبار: 3


تشکرها : 155
( 259 تشکر در 37 ارسال )
شماره ارسال: #21
RE: سریال مختارنامه

دوست عزيز منصور به نكته جالبي اشاره فرمودند.فقط به ذكر همين نكته بسنده ميكنم بيشتر سعي كنيم در اين سريال به حرفهايي كه اقاي ميرباقري نميزند گوش بدهيم تا حرفهايي كه ميزند.

گاه در لابلاي انبوه ديالوگهاي سريال حرفهاي نگفته و عقده هاي نشكفته رو نمايي ميكنند.

play it again, Sam
http://www.tcm.com
۲۶-۱۰-۱۳۸۹ ۰۲:۵۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, بهزاد ستوده, پدرام, دن ویتو کورلئونه, اهو, الیشا
Classic آفلاین
صاحب کافه
********

ارسال ها: 745
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 27


تشکرها : 3529
( 4376 تشکر در 497 ارسال )
شماره ارسال: #22
RE: سریال مختارنامه

از وقتی که شخصیت  عبدالله ابن زبیر وارد سریال شده گویی سریال جان تازه ای گرفته . بازی رضا کیانیان در این نقش بسیار ستودنی ست. نوع بیان و حالات بدنی اش جالب است و بخوبی ما را با خلق و خوی این شخصیت آشنا می کند. در صحنه ای که منصور با تیزبینی بدان اشاره نمود ، عبدالله بن زبیر که در مقابل سخنان فیلسوفانه حصین بن نمیر ( فرمانده لشکر شام ) کم می آورد ، در جایی دیگر آن سخنان را ضبط و به نفع خود استفاده می کند. در حقیقت این شخص ، برای رسیدن به هدفش که همانا خلیفه مسلمین شدن است ( رویایی که از جوانی در پی آن بوده ) از هر چیزی استفاده می کند. نوع جلوس  خلیفه زبیری بر تخت با آن  شکم  پف کرده و پاهای برهنه دیدنی است به خصوص وقتی که می خواهد از تخت پایین بیاید !


اگر هنر نبود ، حقیقت ما را می کشت .
۲۷-۱۰-۱۳۸۹ ۰۱:۰۹ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, jack regan, دن ویتو کورلئونه, سروان رنو, اهو, الیشا
دن ویتو کورلئونه آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 917
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 40


تشکرها : 1723
( 8501 تشکر در 872 ارسال )
شماره ارسال: #23
RE: سریال مختارنامه

(۲۷-۱۰-۱۳۸۹ ۰۱:۰۹ صبح)IranClassic نوشته شده:  

...از وقتی که شخصیت  عبدالله ابن زبیر وارد سریال شده گویی سریال جان تازه ای گرفته . بازی رضا کیانیان در این نقش بسیار ستودنی ست....

با نظر IranClassic عزیز کاملا موافقم ... بازی جناب اقای رضا کیانیان از نقاط عطف این سریال محسوب میشود ... توجه به پروسه ای که جناب اقای کیانیان از بازیگری در اولین فیلمهایشان تا به امروز طی کرده اند خود مقوله ای است که به نظرم ظرفیت ان را دارد  که در جایی مناسب مورد بررسی بیشتری قرار بگیرد ...

این حقیر استنباطم از بازی ایشان این است که علاوه بر  جنبه های متعددی که ایشان در  گذر این سالها بازیگری در تخصصشان بر تقویت آنها ممارست داشته اند یکی از مهمترین موارد توجه به دیتیل ها و نکات خیلی خیلی ریز است که وقتی به صورت یک کلیت کنار هم قرار می گیرند و دیده میشوند بازیهای زیبایی را در جلوی دوربین موجب میشوند ...

اصلا خیلی جالب است که فیزیک چهره ایشان از آن مواردی است که با دیدنش ولو با گریم های مختلف همواره بلافاصله به یاد می اوریم که ایشان رضا کیانیان بازیگر است اما شگفتا که با شروع شدن دیالوگها و حرکاتشان بلافاصله دیگر ایشان آقای رضا کیانیان نیست ... این به نظر من هنری است که آقای کیانیان عزیز برای رسیدن به آن تلاش بسیار کرده اند و جا دارد از ایشان تشکر کرد که بازیهای ماندگاری را به کارنامه هنر هفتم این کشور افزوده اند ... به فرموده جناب  IranClassic شما به حرکات ریز انگشتان و حالت هدایت کردن حرکات تنه و اندامهای ایشان تمرکز بفرمایید آنگاه می شود به تلاشهای ارزشمند ایشان بیشتر پی برد که چگونه می باوراند فردی با وزن بدنیی که میدانیم حقیقی نیست باور پذیر از کار در می آید و  نیز میمکهای چهره ایشان چقدر امکان پذیر می کند که حس کنیم در فکر او چه می گذرد و با سخنانی که بر لب میاورد تا چه اندازه متفاوت است گاهی  ... و وقتی نمایشگاه کارهای چوبی و عکسهایش را به یاد می آوریم خوشحال میشوم که آن فعالیت ها موجب شده این ظرافت ها و ریزبینی ها به بهترین وجه در نقش افرینی های ایشان نمود یابند ...

و بازی جناب آقای فرهاد اصلانی  هم در نقش عبیدا... بن زیاد هم که خود حکایتیست ...

همراه شدن هنر بازیگری جناب اقای کیانیان با کارگردانی و نوشته های جناب آقای میرباقری فصلی دیگر از ظرفیت های موجود در سینمای این کشور را نمایانگر است ... به همچنین من از بازی جناب آقای (( سیامک اطلسی )) در نقش (( حصین بن نمیر )) فرمانده فیلسوف مسلک سپاه یزید هم شگفت زده شدم و فکر می کنم  در باوراندن نقش سرداری جنگی که  دارای استدلالات فکری ویژه خود می باشد و در زمانهای مختلف متناسب با وضعیت جنگ قادر به اتخاد تصمیم هایی هوشمندانه و نتیجه گرایانه است ،موفق بوده اند...   و اصلا این بازی چه بسا بهترین در کارنامه کاری ایشان باشد ...

راستی دوستان نظر شما راجع به جلوه های ویژه به کار رفته در این سریال جیست ؟ فکر می کنم میشود در این مورد هم بررسی و بجث کرد ...


من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
۲۷-۱۰-۱۳۸۹ ۰۳:۲۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, jack regan, سروان رنو, Classic, ژان والژان, اهو, الیشا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,304
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 44


تشکرها : 4311
( 7801 تشکر در 983 ارسال )
شماره ارسال: #24
RE: سریال مختارنامه

جالب است که این بار هم به مانند سریال های مذهبی-تاریخی قبلی (  امام علی ، تنهاترین سردار ، ولایت عشق و ... ) شخصیت های منفی داستان محبوب ترند ! در امام علی همه عاشق قطام و ولید و عمر و عاص شده بودند ! در ولایت عشق هم مامون و فضل ابن سهل محبوبیت داشتند. حالا هم در مختارنامه می بینیم که عبیدا.. بن زیاد ، حصین بن نمیر ، عبدالله بن  زبیر در کانون توجه هستند. نمی دانم این به خاطر همان جذابیت نقش های منفی در تاریخ هنر سینماست یا به دلیل اینکه این شخصیت ها در این سریال ها منطقی تر و باورپذیرتر تصویر می شوند. مثلا ما می توانیم با عبدالله بن زبیر به راحتی همذات پنداری کنیم و دلیل کارهای او را متوجه بشویم چون احتمالا اگر خودِ ما هم به حای او بودیم همین کارها را می کردیم. در مورد حصین بن نمیر و بقیه هم همینطور . اما در مورد شخصیت اصلی این فیلم ها که معمولا شخصیت مثبت فیلم هم هست ، کارهایش با منطق و تدبیر معمول ما جور در نمی آید و برای همین تماشاگر را جذب نمی کند هر چند چهره معروف و مثبت اندیشی باشد. در مورد مختار با اینکه فیزیک فریبرز عرب نیا با نقش جور است اما نمی دانم چرا هر وقت می خواهد حرف بزند انگار درگوشی و آهسته سخن می گوید و اعصاب آدم را خرد می کند shakkk!


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۲۸-۱۰-۱۳۸۹ ۱۲:۰۶ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دن ویتو کورلئونه, پدرام, Classic, ژان والژان, اهو, الیشا
Lino Ventura آفلاین
lino ventura
***

ارسال ها: 87
تاریخ ثبت نام: اسف ۱۳۸۸
اعتبار: 8


تشکرها : 343
( 569 تشکر در 85 ارسال )
شماره ارسال: #25
RE: سریال مختارنامه

بااجازه اساتيد سريال مختار خيلي تبليغات گسترده اي داشته وداره-من اوايل اين سريال رو دنبال كردم متاسفانه نميدونم اقاي ميرباقري چه اصراري داشت برتكرار مكرر اين جمله "توپسرسردار فاتح ايراني".  اوايل اونقدر اين جمله رو تكرار كرد كه من زده شدم و ناراحت كه اين سريال با پول ايرانيا ساخته شده اما مدام سركوفت ميخوريم--البته شكرخدا اواخربرنامه سينما4  با اين سريال تداخل داره و نقد وبررسي سينما4 ديدني تر از سركوفتاي ميرباقريه.


کلافه هستم ازاین ازدحام آفتها
هزار حیف که عمرم درون زندانها تمام شد و نگهبان نگفت هی تو آزادی
۲۸-۱۰-۱۳۸۹ ۰۳:۳۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, الیشا
دلشدگان آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 96
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸
اعتبار: 21


تشکرها : 3232
( 1094 تشکر در 86 ارسال )
شماره ارسال: #26
RE: سریال مختارنامه

تقدیم به تمام عزیزانی که قلبشان برای کافه کلاسیک و کافه نشینان می تپد .

(۲۶-۱۰-۱۳۸۹ ۰۸:۵۷ صبح)منصور نوشته شده:  

هفته قبل در بخشی از سریال مختار نکته جالبی وجود داشت: عبداله بن زیبر و حصین بن نمیر پس از جنگ و برای صلح درحال مذاکره بودند... ابن نمیر گفت: خدای من میگوید جنگ را تمام کنیم  اما خدای تو را نمیدانم... ابن زبیر گفت: مردک خدا یکی است شرک نگو، خدای من و تو ندارد... بلافاصله در سکانسی دیگر که مشاوره صلح در دربار ابن زبیر پیش می رفت ابن زبیر (که خود در صحنه قبل ادعا کرده بود خدا یگانه است) در مناظره با یکی از درباریان گفت: خدای من می گوید صلح کنیم خدای شماها را نمیدانم!

(گفتگوها را دقیقا بیاد ندارم اما قریب به مضمونها همینها بود که اشاره شد. دیالگوها و ارتباط دیالوگها باهم در این سریال قابل ستایشند)

به نظرم خالی از لطف نیست که این گفتگوها را با هم مرور کنیم

حال آن گفتگو و مناظره بین حصين بن نمير با عبدالله بن زبیر در باب صلح و ترک مخاصمه :

حصین بن نمیر(خطاب به مصعب و عبدالله بن زبیر) : خیلی دلم می خواست با جنگجوی پر آوازه حجازی پنجه در پنجه شوم .

مصعب : هنوز دیر نشده

حصین بن نمیر : چرا مصعب، دیر شده . یک مرد جنگی برای خوب جنگیدن، امید می خواهد و دلیل. دلیل و امید من در خاک خفته ( اشاره به مرگ یزید )  و از تو در کنار توست ( اشاره به عبدالله بن زبیر) ، پس جنگ ما منصفانه نیست.

عبدالله بن زبیر : دلیل و امیدت باید خدا می بود ، نه یزید

حصین بن نمیر : کدام خدا شیخ، خدایی که تو می پرستی یا خدایی که یزید می پرستید .

عبدالله بن زبیر : خدای من و خدای یزید چه معنا دارد ، این شرک آشکار است . خدا یک است مشرک

حصین بن نمیر : بله شیخ ، من هم معتقدم خدا یک است . اوست غایبی که حاضر است ، حاضری که غایب است . اوست که فقط با چشم دل رویت می شود نه با چشم سر ، اوست دانای کل ، که بر همه چیز احاطه دارد . من و شما هر دو در شمار آدمیانیم، هر دو ، دست و پا و شکم و سر داریم . چشم و گوش و دهان داریم ، شما می خورید و می نوشید من نیز ، می بینید ، می بینم ، می شنوید می شنوم ، آیا میان من و شما شباهتی هست، آیا طبع من با طبع شما یکیست . پس قبول کنید که خدای من نیز می تواند به خدای تو شباهتی نداشته باشد . گر چه هر دو برایش صفاتی یکسان قائلیم .

عبدالله بن زبیر : این فلسفه، حتما از آموخته های یزید است . با این اعتقاد ، خداوند به تعداد بینهایه وجود دارد و هرکس، هر کس، می تواند ادعا کند خدایی را که او می پرستد بر حق است . این همان بت پرستی دوران جاهلیت است . با این تفاوت که ، این بار بتها به شکل مجسمه های سنگی ، گلی ،چوبی یا طلایی پرستش نمی شود . با این فلسفه بتها به تقلید از خدای یگانه ، غیر قابل رویتند . نعوذ بالله ، این انکار توحید است . تو آمده ای درباره جنگ بحث کنی یا خدا ؟!

واما سکانس مشاوره صلح در دربار ابن زبیر (که ابن زبیر خود در صحنه قبل ادعا کرده بود خدا یگانه است) :

نجده بن عامر ( سر دسته خوارج ) : صلح کنیم، با که، با که صلح کنیم، با کسانی که آتش در خانه خدا انداختند و قداست کعبه را شکستند، چطور می توانیم صلح کنیم .

عبدالله بن زبیر : ... مشاوره به ما نمی آید، از فردا می خواهم به خلفای خلفم اقتدا کنم، شما اعتراضی دارید .

نجده بن عامر : شما چرا عصبانی هستید حضرت والا، این مائیم که باید شاکی باشیم نه شما، که بی اعتنا به کافران حربی شامی، بنا دارید ترک مخاصمه کنید.

عبدالله بن زبیر : عرض نکردم. بفرما، کاسه داغتر از آش یعنی همین!

نجده بن عامر : ( با عصبانیت می گوید ) کدام کاسه، کدام آش، کدام کشک، کدام پشم، جهاد با کفار حکم پوسیده و پنهانی نیست. کافرتر از کسیکه حریم امن الهی را به آتش کشانیده، چه کسیت، که تو بنا داری با او مذاکره و مصالحه کنی، هان. قرار ما این بود پسر زبیر، تو حرفی بزن مختار .

عبدالله بن زبیر : قول و قرار ما به پشتوانه اعتقاد به خدای واحدی بود شیخ، که فی الحال نه تو خدای مرا می فهمی و نه من خدای تو را، خدای تو، مصر است که تقاص بی حرمتی به خانه اش را، تو ، از بندگانش بگیری ، اما خدای من ، تقاص بی حرمتی به خانه اش را خود ستاند و عامل تعرض به کعبه را کشت. ( اشاره به مرگ یزید ) . من به شیرینی صلح راغب ترم تا تلخی جنگ.

نجده بن عامر : به قبله حاجات قسم ، تو یک ابلیسی، ابلیس در تو نفس می کشد. جنگ تو با یزید جنگ شریعت نبود ، جنگ قدرت بود . شمشیر جیش الله ( منظور شمشیر خوارج ملعون است) تا به حال علیه دو طایفه بود، علوی و اموی، زین پس علیه سه طایفه است، آل زبیر هم کافرند و خونشان حلال .

پی نوشت :

دقت و توجه دوستان به نکات ریز فیلمها و سریالها شگفت انگیز و حیرت آور است . این نکته سنجیها، بسیار استادانه، آموزنده و تحسین بر انگیز هستند .
مدتها پیش می خواستم به مطلبی در مورد سریال مختارنامه اشاره کنم، که به خاطر مشکلات پیش آمده میسر نشد و حال به آن اشاره می کنم :

شروع تیتراژ با ضرب شمشیر و ایجاد ملودی حزن انگیزی شروع می شود .

داود میر باقری مختار را قسمت خود می داند چرا که معتقد است در راه ساخت سریال سلمان بود که موج مختار بر ذهن او آوار شد و هشت سال از عمرش را درگیر کرد.

خودش داستان را اینگونه می گوید :  انتخاب اصلی مختارنامه با من نبود و من خود را برای تولید سلمان فارسی آماده می کردم که این موضوع پیشنهاد شد . مدتی برای پژوهش مختارنامه وقت خواستم و در طول پژوهش به شخصیت مختار گره خوردیم و مختار مثل یک طوفان ما را با خوش برد و هشت سال ما را درگیر کرد. مختار شخصیتی بود که به دلیل ضرافتها و رمز و رازهایی که داشت در دوره تاریخی پر تلاطم توانست شیعیان را که با نگاه های خاصی درگیر بودند رهبری و حکومت کند .

دلنوشته دلشدگان :

نقد شگفت انگیز ، موشکافانه و استادانه استاد منصور درباره قسمت اول مختارنامه، چنان شور و اشتیاقی در من ایجاد کرد که مشتاقانه به تماشای این سریال نشستم . و چه بسا اگر این نقد نبود من تا این حد درگیر این سریال نمی شدم و چه خوب که با آن درگیر شدم .

همچنین هنگامی که سریال روزی روزگاری مجددا از شبکه 1 پخش گردید دو گنجینه بی همتای کافه  " منصور و ایران کلاسیک عزیز " نظراتی کارشناسانه و بسیار زیبا و فنی از این سریال ارائه دادند . من باب مثال نوشته حیرت آور استاد منصور درباره سریال روزی روزگاری و تفنگ سرپر:

نوشته استاد منصور : " به جرات و برای اولین بار در نت ادعا میکنم که امراله احمدجو دو بدعت بسیار نوآورانه در تاریخ سینمای جهان به یادگار گذاشت که اولی با سه گانه ماتریکس الگوبرداری شد اما دومی هنوز الگوبرداری نشده است و شاید 50 سال بعد در تاریخ سریال سازی مورد تقلید قرار گیرد بدون آنکه کسی بداند امراله احمدجوی ایرانی موجد آن بوده است:

1 - در سریال روزی روزگاری ، ناگهان بازیگر یا بازیگران از حرکت بازمی ایستادند. درست مثل مجسمه. دوربین حرکت میکرد. لباس بازیگران با وزش باد تکان می خورد اما خود و سایر ادوات نه. وقتی دوربین به چشم اندازی دیگر میرسید ناگهان بازیگران ساکن به حرکت خود ادامه میدادند و ادامه ماجرا... چنین صحنه هائی را بعدها برادران واچوفسکی در سری ماتریکس بنام خود در تاریخ سینما ثبت کردند که جای تاسف دارد(تثبت متحرکین یک صحنه و حرکت دوربین اطراف  صحنه ثابت)

2- در سریال تفنگ سرپر، در هر قسمت سریال در جای خاصی تمام میشد. در قسمت بعد چند دقیقه از آخر قسمت قبلی با همان وضعیت و لوکیشن قبلی وجود داشت اما اتفاقی که می افتاد همانی نبود که در انتهای قسمت قبل بود. سریال را بیاد ندارم اما مثالی از خود میزنم: فرض کنید قبیش در پایان قسمت دهم کنار چشمه ای می نشست تا آب بخورد، آب میخورد و با شنیدن صدای گلوله پشت سنگی پنهان میشد و سریال تمام میشد. در قسمت بعد یعنی قسمت یازدهم و در ابتدای این قسمت که ادامه قسمت قبل بود، قبیش کنار چشمه می نشست تا آب بخورد ، آب نخورده ، کسی او را صدا میکرد و ماجرا طور دیگری پیگیری میشد... انتها و ابتدای همه قسمتها اینگونه بود و چیزی عجیب در سریالی که همه ی قسمتهای آن یک داستان واحد را روایت میکرد. این شیوه را من تاکنون در هیچ سریالی ندیده ام و مطمئنم سالها بعد یک فرنگی چنین چیزی خواهد ساخت و همگان وی را با این شیوه خواهند شناخت و نه احمدجو را."

دلشدگان : خدایی خیلی حیف است که نقدهای این دوستان عزیز را نخوانیم و از نوشته های ناب و بی نظیرشان بهره نبریم . حقیقتا این نقدها و نوشته ها را در هیچ کجای ایران " نه در تلویزیون، نه در مطبوعات و نه در دنیای اینترنت نخواهید یافت .

 مطلب کوتاه استاد منصور درباره سریال مختارنامه " ارسال 39 "در تاپیک سریالهای کلاسیک ایرانی نشان از آن دارد که استاد منصور هم، بسیار مشتاق است تا همچنان برای من و شما درباره این سریال قلم فرسایی کند .

 ارادتمند شما دلشدگان

۳۰-۱۰-۱۳۸۹ ۰۱:۱۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, اسکورپان شیردل, بهزاد ستوده, Lino Ventura, سروان رنو, دن ویتو کورلئونه, Classic, ژان والژان, who am i, میثم, الیشا
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
***

ارسال ها: 379
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸
اعتبار: 56


تشکرها : 225
( 5099 تشکر در 355 ارسال )
شماره ارسال: #27
RE: سریال مختارنامه

موردی که نمیشود (بعنوان یک بیننده عام) با سریال اخت شد الهاماتی است که گاه بر مختار می رسد چنانکه او گاه دارالاماره کوفه را می بیند که غرق به خون میشود و یا در حال مجازات عاملات شهادت امام حسین است (رجوع به آینده) و یا قصه شهادت وهب نصرانی (رجوع به گذشته) و امثالهم... مختارنامه ای که 30 سال قبل دست مردم بود پر از افسانه بود، افسانه ای تر از شاهنامه فردوسی... ظاهرا میرباقری با مطالعه خیل عظیمی از کتبی ازین دست ، نتوانسته است بخشی از این فسانه گرائیها را از قلم بیندازد ... از روی اسب پریدن اسبی دیگر از آن دست حرفهاست(آنهم با ارتفاع 15 وجبی هر اسب مضافا به اینکه اسب از روی همه چیز می پرد جز از روی هم نوع خود)

اما دو سوتی بزرگ سریال تا به اینجا به نظرم اینهاست:

1- زهیربن قین همانطور که دیدید و میدانید ظهر عاشورا شهید شد. عباس بن علی(ابوالفضل العباس) مطابق با اسناد تاریخی به روایتی روز تاسوعا و به روایتی صبح عاشورا (که در تاریکی شب برای آب رفته بود) شهید شد. بنابراین در هر دو شکل زهیر پس از عباس شهید میشود اما در صحنه مبارزه زهیر (که مردانه می جنگید و گروه کوفه توان مقابله با او را نداشتند) ابن سعد رو به شمر گفت : شما که از عهده کشتن زهیر برنمی آئید با عباس بن علی میخواهید چه کنید؟!!

2-داستان در دهه 60 هجری سپری میشود. میدانیم که فردوسی در قرن چهارم می زیسته و شاهنامه را به نظم آورده است (یعنی حدود 300 سال پس از مختار). درست است که شاهنامه پیش از فردوسی بشکل نثر و با نام شاهنامه ابومنصوری یا ابومسعودی وجود داشته و حتی حکایت رستم در آن موجودیت داشته  اما رستمی که ما در شاهنامه فردوسی میخوانیم رستمی است که دارای یال و کوپال و قدر قدرت زمان و شهره آفاق است (که رستم یلی بود در سیستان/منش کردمش رستم داستان)... اینکه مختار و کیان دائما از رستم و پهلوانی او و چه و چنان صحبت کرده مشابه سازی میکنند (آنهم در سالهای 62 تا 67 هجری و 300 سال قبل از رستمی که فردوسی پایه های قهرمانی او را بنیان نهاد) از دست حرفهاست!!

۲-۱۱-۱۳۸۹ ۱۲:۰۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دن ویتو کورلئونه, پدرام, بهزاد ستوده, سروان رنو, بانو, Classic, دلشدگان, Lino Ventura, roolplack, soheil, میثم, الیشا, فیلیپ ژربیه
بهزاد ستوده آفلاین
متولد اصفهان
***

ارسال ها: 900
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 36


تشکرها : 2206
( 4476 تشکر در 710 ارسال )
شماره ارسال: #28
RE: سریال مختارنامه

پیرو فرمایشات جناب منصور

سریال امام علی (ع)  را میر باقری براساس نظر  خودش ساخت  و فی المثل صحنه ضربت خوردن امام چندین مورد روایت شده که یکی از آنها در سریال نشان داده شد .سریال مختار هم نظر میرباقری است  .عین تاریخ نیست.

در مورد وهب برایم عجیب بود ، وهب در نمایش  آنچه خواهید دید هفته گذشته  صدای امیر صمامی را داشت ولی در نمایش جمعه  شب ، صدای خودش بود

صحنه مبارزه وهب ، مثل زهیر بن قین بود

وهب را یک گله ریختد سرش کشتندش و به صلیبش کشیدند  .یک نفر نیامد جلو دفاع کند  و اینکه زن های سپاه امام حسین همه از نزدیک در حال تماشا بودند . بالاخره یک نفر باید میامد که حداقل جنازه دست دشمن نیافتد.

درضمن رز رضوی که نقش عروس را داشت شهرزاد ثابتی صحبت کرده بودکه خوب بود ولی همین نق کوتاه با صدای مریم شیرزاد  می توانست مظلومیت را در حد کمال انتقال بدهد.


هر جا سخن از دوبله است نام "بهزاد ستوده "میدرخشد
۲-۱۱-۱۳۸۹ ۰۴:۲۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, Lino Ventura, میثم, الیشا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,304
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 44


تشکرها : 4311
( 7801 تشکر در 983 ارسال )
شماره ارسال: #29
RE: سریال مختارنامه

نقطه ضعف سریال همین خیال پردازی ها و صحنه هایی است که سریال را از ریتم می اندازد. همانطور که  منصور به دقت و  بهزاد به درستی گفتند ، این ناخالصی های هنری اخیرا در سریال زیاد شده است. قسمتی که این هفته پخش شد فقط و فقط یک جای بدردبخور داشت و آنهم جایی بود که مختار در کنار رودخانه زن و فرزندش را دید و زنش پرسید که "تو همیشه من را غافلگیر می کنی" . جواب مختار زیبا بود : این رسم شکارچی است که شکار را غافگیر کند وگرنه شکار غافلگیر نشود که شکار نمی شود. ...همین .. بقیه سکانس ها فقط توهمات بود و بس. اون مادر جوان ترسا که دیگر نور علی نور بود. وقتی اومد و سر بچه اش رو مثل توپ بیس بال به سمت شمر پرتاب کرد من اینجوری شده بودم:  [تصویر: 20.gif]  اگر شمر جاخالی نداده بود می خورد بهش. فکر نمی کنم مادری در تاریخ همچین کاری کرده باشه.  البته من با افکار خود میرباقری آشنا نیستم اما لابد بنده خدا برای گرفتن بودجه فیلم مجبور بوده این چیزها را قاطی داستان کنه.


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۳-۱۱-۱۳۸۹ ۱۲:۵۹ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, Lino Ventura, Classic, ژان والژان, الیشا, BATMAN
بهزاد ستوده آفلاین
متولد اصفهان
***

ارسال ها: 900
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 36


تشکرها : 2206
( 4476 تشکر در 710 ارسال )
شماره ارسال: #30
RE: سریال مختارنامه

مـــــختــارنـــــــــــامــــــــــــــه

تهیه کننده : محمود فلاح

کارگردان : سید داود میرباقری

مشاور تهیه کننده : حسین صابری

مشاور کارگردان : عبدالله اسکندری

ناظر کیفی : حجت الاسلام رسول جعفریان

نویسنده :  سید داود میرباقری

مشاور در امور تولید و برنامه ریزی : مهران برومند

نویسندگان اولیه : حسن میرباقری -  محمد بیرانوند

مشاور فیلمنامه :  رسول جعفریان

مدیر فیلمبرداری :  عظیم جوانروح
فیلمبردار: رضا غفاری

بازیگران به ترتیب حروف الفبا

فرهاد اصلانی : فرهاد اصلانی

انوشيروان ارجمند : انوشيروان ارجمند

کریم اکبری مبارکه                      
ابراهیم آبادی  : اکبر منانی                                        
رضا آقا ربی                                         
حسین افشار

محمود اردلان                                                 
روژان آریامنش
عباس امیری : عباس امیری
رحمان باقریان : رحمان باقریان
داود بنایی
کامران بهرامی
مریم بوبانی : مریم بوبانی
پرویز پورحسینی : پرویز پورحسینی
کریم پور زارعی

حسن پورشيرازي : حسن پورشيرازي
قادر پزشکی
ابوالقاسم پورشکیبا
محمد قاسم پور ستار :  محمد قاسم پور ستار
امیر حین تولیه رهبری
بهنام تشکری
معصومه تقی پور
مهدی تقی نیا
محمود جعفری :   محمود جعفری
بهناز جعفری
علی جاوید فر
داود جعفری زاده ایری
شهرام حقیقت دوست
الهام حمیدی
صدرالدین حجازی
عباسعلی حمزه پور
محمدرضا حقگو
میرصلاح حسینی
اسماعیل خلج آبادی
مسعود خدابخشیان
حسین خانی بیک
افشین خرم نیا
رضا خندان
حسین خندق آبادی
آهو خردمند
ماهچهره خلیلی : ماهچهره خلیلی
حبیب دهقان نسب
جعفر دهقان : همت مومی وند
نصرت دستمردی
داود رشیدی : احمد رسول زاده
محمدرضا رویگری : محمدرضا رویگری
مهدیه  روزبهی
شعبان زنگی وند
مسعود رحیم پور
بهزاد رحیم خانی
کرامت رودسازا

اكبر زنجانپور : اكبر زنجانپور
امین زندگانی : امین زندگانی
بهرام زیرک ساری
کورش زارعی
سید جواد زیتونی
نقی سیف جوادی
فریدون سورانی
علی اکبر سلطانعلی
پرویز سنگ سهیل
سارا سلطانی
محمد علی سلیمان تاش

پروين سليماني  :  پروين سليماني
عنایت شفیعی :  عنایت شفیعی
ولی ا... شیراندامی : ولی ا... شیراندامی
رامونا شاه
بهرام شاه محمدلو :  بهرام شاه محمدلو
اصغر شریعتی
جمشید شامحمدی : جمشید شاه محمدی
احمدرضا شجاعی
محمدرضا شریفی نیا: ایرج رضای

محمد صادقی : ژرژ پطرسی
غلامرضا صادقی
شهزاد صفوی
تینو صالحی
داریوش صالحیان
سید مهرداد ضیایی: سید مهرداد ضیایی
حسین  طاهری نژاد
مصطفی طاری :  مصطفی طاری
فریبرز عرب نیا  :  فریبرز عرب نیا
ژاله علو :  ژاله علو

منوچهر علیپور
اسرافیل علمداری
جمشید عسگری اردستانی
حمیدرضا عطایی
سید رضا عمرانی نسب
شهرام عبدالی
احمد علامه دهر
یعقوب غفاری
محمدرضا غیاث آبادی
مهدی فخیم زاده : مهدی فخیم زاده
حدیث فولادوند
محمد فیلی  : محمد فیلی
علی اکبر فتحعلی
تورج فرامرزیان
رهام فحروی
حمیدرضا فلاحی
هوشنگ قوانلو
فریبا کوثری  : فریبا کوثری
حسن کاخی   :   حسن کاخی
شاپور کلهر

سیروس کهوری نژاد
مجتبی کیمیایی
محمود گلشن
ماشاء ا.. گریزان
حسین لطیفی

شهره لرستانی :  شهره لرستانی

مظفر مقدم

 سید حسن میرباقری

نسرین مقانلو  : نسرین مقانلو
انوش معظمی

امیر مولوی
صالح  میرزا آقایی  :  صالح میرزا آقایی
عباس معروفی
حامد میرباقری

رضا مجعل علیزاده

حمید مظفری
خداداد  مجلسی
فرخ نعمتی

محمد تقی نیک اطلاق

لقمان نظیری
سعید نوراللهیسيد جواد هاشمي
عزیز هنرآموز

حمیدرضا هدایتی

کاظم هژیر آزاد 
محمد یگانه
غلامحسین یزدانی
یاران مختار:

1-محمدرضا ابراهیم سالکویه
2- علی اصغر آشوری
3- علی اکبر بلندی
4- علی ذبیحی
5- اکبر رحیمی
6- مصطفی رستمی
7- محمدرضا راد
 8-وحيد روح پرور
9- صفدر سیاهپوش
10- حسن شاهرخی
 11- محمد حسین قشمی
 12- محمد كرباسي
 13- عباس مختاري
 14- محمد صدیق مرادزاده
  15-فيض ا... مهدي خاني محمد
  16- یوسف نوروزی
 17- علی اکبر نیکروی  
18- محمدنمازی  
  19- مرحوم رحیم سعادتی متین
20-سعيد وزوايي

21- پیام عطایی

بدل مختار : عباس اصانلو

یاران  ابراهیم :

حمید اللهیاری
صادق پدیدار
حبیب جنت مکان
یاران ابن مضارب :
داود انصاری
محمد تقی ایربیل مقدم
عیدوک براهویی
علیرضا ساکت
سید یحیی موسوی
امیر نوری

یاران شمر:
پرویز زهدی
حسین ظفرمند
امیر مسعودی راد
سید مسعود میر کمالی
محمد محمدی

یاران عمرسعد :
هوشنگ افشار
عزت اله انجامی
ابوالفضل بابازاده
نعمت الله جهان فرد
اسماعیل ساینده
محمد صادق پور
حسن محمدی

مدیرطراحی ( صحنه ، لباس و جلوه های  ویژه میدانی ): محسن شاه ابراهیمی
طراح صحنه : جلیل فتوحی نیا

مدیران تولید : مرحوم محمد باقر آشتیانی -محمود غلامی  - بهروز خوش رزم
جانشین تولید : بهرام صابری
دستیاران تولید : محمدرضا اصفهانی – علیرضا بیان

پشتبانی فنی : علی اکبر سبزعلیان -  پرویز حق بین -

مدیر صدابرداری : ایرج شهزادی

طراح جلوه های ویژه : عبدالله اسکندری

طراح گریم :  مسعود ولد بیگی

مدیربرنامه ریزی بخش جنگها : یعقوب غفاری

برنامه ریز : مسعود میمی

مدیر دوبلاژ:  حمیدرضا آشتیانی پور

مدیر تدارکات : مقصود میرهاشمی

مدیران مالی : علی اصغر نوری

طراح لباس : آذر محمدی

تدوین : مهدی حسینی وند

منشی صحنه : جمشید خندان

عکاس : مسعود پاکدل

روابط عمومی : رضا استادی

طراح حرکات موزون : محمود اردلان

ساخت تیزر:  عباس صالح مدرسه ای – مهرداد زاهدیان

مسئول پژوهشی کتاب و مولتی مدیا : مهتاره علیزاده

تروکاژ کامپیوتری : امیر حسین سحرخیز

گروه کارگردانی  :
رضا اصغری نسب
حامد میرباقری
هومن سلطانی
افشین کرم رضایی
علی کریم

گروه فیلمبرداری :

حمید محمدقلی - قاسم اکبرزاده  - مهدی افشار – ناصر  فرضی زاده – علیرضا شیرزاد- ابراهیم پور باقری – ارشاد شفیق

مسئول برق : کریم جهان بخش

تاورکرین :

علی فرهادی
حمید گودرزی
علی احدی
بهمن ملکی – حسین کریمی – مهران امیریان – محمد داوطلب – حامد اخیانی – حسین رضادوست – محمد الهیاری – احسان جوانروح

گروه صدا :

کامران کیان ارثی - افشین مدائنی فر – فرید نعمتی

گروه صحنه و لباس:
مدیر صحنه : مجید علی اسلام
دستیار طراح صحنه : مهدی موسوی
اجرای دکور : رامین عاشوری
مدیر کارگاه دکور چوبی : صالح پناهی
کارگاه آهنگری : کیهان صانعی
مدیر کارگاه آکسسوار و ساخت وسایل جلوه های ویژه : احمد قرایلو
آکسسوار : عادل بزدوده
مدیر کارگاه قالب ریزی : داریوش میرزایی – حسین طیبی
کارگاه پشتبانی : محمد اورنگی
کارگاه زری دوزی : شیشه کار
کارگاه سفال و سرامیک : لیلا قاسمی
اسکلت فلزی : مجید حسن پور
ساخت و ساز و بنایی : حمید جعفری

گروه صحنه و دکور
محمد ولی آقا بیگی
مرحوم فریدون قلمی
سعید امینی
محمد جواد آشتیانی
احمد ارشد
کیانوش بختیاری زاده
میثم پهلوان
زینب شیشه کار
کبری شیشه کار
علی تاجیک
محمد تاجیک
محسن تاجیک
حفیط ا... جمشیدی
ابراهیم حجی
حمزه رباط جزی
جواد زارع
نادر صابری
فرشته صابری
صادق عاشوری
قاسم علی قاسمی
امیر قهرمانی
داود قرایلو
محمد علی ملکی
ابراهیم ناصری
ایرج ناصری

گروه لباس :

دستیار طراح لباس : بهاره فرج اللهی
مجری لباس : علی قره داغی
جامه آرا: علی احدی
کهنه کاری : غزال خوش رزم – منیژه پرویزی
کفاشی : مجید متقی
گروه خیاطی ، رنگرزی ، جامه داری ، کهنه کاری و کفاشی
اصغر اسدی - علیرضا افراز - طاهره احسانی - حمیده احسانی – فاطمه پناهی – حیدر حسینی – محمد  خانجانی – اشرف ذبیحی -  علی سعیدی – سیده فاطمه شرفی – یوسف علایی – زهرا فراهانی – زهره کوهزادی – مجید کرمی – ارشد یعقوبی

گروه گریم :
گروه گریم  بانوان : میترا آقا میری
گروه اجرای آقایان :  علیرضا خورشید – هادی هاشمی – عظیم فراین – پدرام زرگری – کیوان فردوسی – سهراب ولدبیگی – کامیار عاشورنیای کلویر – محسن شادی بخش – حسن سمنانی – علیرضا رشیدی – میکائیکل ثامنی
پشتیبانی گریم : احمد علیداوی – ماندانا محسنی فر – صفا ظلی

گروه جلوه های ویژه:
کامران خلج - نغمه نادری - نیما اسکندری - آنا ثانی - یاور اسکندری – زینب نصرالهی
دستیار برنامه ریز : حامد غلامی
لابراتوار: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

گروه اداری:
هماهنگی و امور اداری : بهناز قاسمی
گروه مالی :
دستیاران مالی :  فریبرز زنگنه – معصومه طاهری
مالی صحنه :   مجتبی حاجعلی  - مجید  حاجی
با تشکر از : ایرج سیف اللهی


گروه تدارکات :
مسعود حق دوست
بهروز جعفری آریان
علی ندیمی
علی حسن زاده
محمد ندیمی
امیر ابراهیمی
نادر شاه حسینی
جعفر صابر
نوربخش آذر آئین

گروه صحنه :
دستیار طراح صحنه : مهدی موسوی
مدیر صحنه : مجید علی اسلام
اجرای دکور : رامین عاشوری
مدیر کارگاه دکور چوبی : صالح پناهی

کارگاه آهنگری : کیهان صانعی
مدیر کارگاه آکسسوار و ساخت وسایل جلوه های ویژه : احمد قرایلو
مدیر کارگاه قالب ریزی : داریوش میرزایی – حسین طیبی
کارگاه پشتبانی : محمد اورنگی
کارگاه زری دوزی : شیشه کار
کارگاه سفال و سرامیک : لیلا قاسمی
اسکلت فلزی : مجید حسن پور
ساخت و ساز و بنایی : حمید جعفری

پشتیبانی فنی استودیو : مجتبی اصفهانی  
لابراتوار: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

گروه صحنه و دکور:
محمد ولی آقا بیگی
مرحوم فریدون قلمی
سعید امینی
محمد جواد آشتیانی
احمد ارشد
کیانوش بختیاری زاده
میثم پهلوان
زینب تیشه کار
کبری تیشه کار
علی تاجیک
محمد تاجیک
محسن تاجیک
حفیظ ا... جمشیدی
ابراهیم حجی
حمزه رباط جزی
جواد زارع
نادر صابری
فرشته صابری
صادق عاشوری
قاسم علی قاسمی
امیر قهرمانی
داود قرایلو
محمد علی ملکی
ابراهیم ناصری
ایرج ناصری

گروه لباس :
دستیار طراح لباس : بهاره فرج اللهی
مجری لباس : علی قره داغی
جامه آرا: علی احدی
کهنه کاری : غزال خوش رزم – منیژه پرویزی
کفاشی : مجید متقی
گروه خیاطی ، رنگرزی ، جامه داری ، کهنه کاری و کفاشی
اصغر اسدی - علیرضا افراز - طاهره احسانی - حمیده احسانی – فاطمه پناهی – حیدر حسینی – محمد  خانجانی – اشرف ذبیحی -  علی سعیدی – سیده فاطمه شرفی – یوسف علایی – زهرا فراهانی – زهره کوهزادی – مجید کرمی – ارشد یعقوبی

گروه سوارکاری :
مربی سوارکاری : احمد نمازی
محسن قربانی – امیرنمازی – میلاد نمازی – مهدی نمازی – محمود گلشن – محمد یوسفی

حمل و نقل :
محمد علی صالحی
محمد کیانی نوده
رحیم عفت منش
محمد حسین غفوری
حسین تاجیک
نادر شاه حسینی
جعفر بیاتی
علی حسین قاسمی
ابوالفضل زرین کوب
محسن یادگاری
حافظ اسدی
محمد تبسمی
رحمت علی جعفری
محمدرضا صدیقی
محمود صابری
ناصر قربانخانی
محمد نورالله زاده
علیرضا نورانی
یعقوب هاشم خانی

خدمات و پذیرایی :
صادق بهبودی
فرهاد غلامحسینی
ماشاء الله گریزان
احسان صابری
کامران حسینی
علی نجفی
رحمان دیبا
ذبیح الله شهلایی
حامد نصرالهی
محمد نظری
علی حسینی
اسماعیل علی اکبری

نگهبانی شهرک :
حسین کمال
پرویز سهرابی
محمد حسین زاده
سید جلال طلایی
قربانعلی محمدی
قربانعلی بیاتی
محمد ابراهیم اولیایی

مسئول برق شهرک : محسن اسدی - حمید فراهانی

مسئول هنروان تهران
منوچهر دهقان


مسئول هنروران جنوب
خانم حوریه کعبی
مرحوم ناخدا مجلسی

آشپزخانه :
سید حسین فاطمی - لطف ا... عبادی - حکیمه  علی حسنی - حسین صالحی هیکوئی - محمد حاجیان - خدیجه  صالحی – زهرا صدیقی  - خیر النساء كوهزادي


هر جا سخن از دوبله است نام "بهزاد ستوده "میدرخشد
۴-۱۱-۱۳۸۹ ۱۱:۵۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : jack regan, جلسو مینا, همشهری_میثاق, اهو, who am i, میثم, الیشا
Lino Ventura آفلاین
lino ventura
***

ارسال ها: 87
تاریخ ثبت نام: اسف ۱۳۸۸
اعتبار: 8


تشکرها : 343
( 569 تشکر در 85 ارسال )
شماره ارسال: #31
RE: سریال مختارنامه

توضيحات استاد وعزيز كافه اونقدرتكميله كه جاي هيچ سوالي رو باقي نگذاشته -باتشكرازبهزادعزيز فكرميكنم دوبلور محمدبن حنيفه ازقلم افتاده

محمدرضاشريفي نيا  /محمد بن حنيفه  /استاد ايرج رضايي

البته جسارتا"



فایل های ضمیمه بند انگشتی
   

کلافه هستم ازاین ازدحام آفتها
هزار حیف که عمرم درون زندانها تمام شد و نگهبان نگفت هی تو آزادی
۶-۱۱-۱۳۸۹ ۰۷:۴۸ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, ژان والژان, اهو, الیشا
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
***

ارسال ها: 379
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸
اعتبار: 56


تشکرها : 225
( 5099 تشکر در 355 ارسال )
شماره ارسال: #32
RE: سریال مختارنامه

من ولی اله شیراندامی را مناسب نقش سلیمان بن صرد خزاعی ندیدم. هرچه سعی کردم چهره مرحوم محمد تقی کهنموئی را در فیلم سفیر که همین نقش را با شمایلی بسیار بسیار مناسب و با صدای ملکوتی احمد رسول زاده و با انتخاب فریبرز صالح (کارگردان آن فیلم) به انجام رسانده بود از خاطر ببرم و شیراندامی را جانشین مناسبرتری بدانم نشد. ولی شیراندامی با شمایل خان که در فیلمهائی چون پرونده (مهدی صباغ زاده) و دادا (ایرج قادری) و شازده احتجاب (فرمان آرا) بطرز خارق العاده ای ایفا کرد در نظرم در نقشهای منفی و بویژه خانهای مستبد بیشتر برازندگی دارد تا نقشهای مثبت (آنهم مثبت در حد سلیمان بن صرد خزائی)

۱۰-۱۱-۱۳۸۹ ۱۰:۳۰ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, بانو, Classic, ژان والژان, الیشا
بهزاد ستوده آفلاین
متولد اصفهان
***

ارسال ها: 900
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 36


تشکرها : 2206
( 4476 تشکر در 710 ارسال )
شماره ارسال: #33
RE: سریال مختارنامه

اتفاقا نظر من هم همین بود  ، برای مخاطب حرفه ای که سابقه بازیگر را می شناسد این مسئله پبش میاید و برای عوام  هیچ اشکالی ندارد البته صدای شیراندامی بیشتر مناسب یک شخصیت اهل بخیه پامنقلی و شیره ای  است  تا شخصیت سلیمان


هر جا سخن از دوبله است نام "بهزاد ستوده "میدرخشد
۱۰-۱۱-۱۳۸۹ ۱۰:۵۷ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, الیشا
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
***

ارسال ها: 379
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸
اعتبار: 56


تشکرها : 225
( 5099 تشکر در 355 ارسال )
شماره ارسال: #34
RE: سریال مختارنامه

1- در تاریخ آمده است فرمانده سپاه یزید در حمله به مکه حصین به نمیر بود (تلفظ حصین با حسین توفیر دارد و در سریال بدان حسین اطلاق میشود)

2-نقش ابراهیم بن مالک اشتر (که البته ترکها به او میگویند ابراهیم اژدر) یکی از مهمترین نقشهای سریال و در واقع بزرگترین نقش پس از مختار است که ظاهرا برعهده یک آماتور گذاشته شده است. این ابراهیم بود بالای ماذنه کوفه اذان گفت و سپس با کشتن فرمانده سپاهیان کوفه  یکصد نفر که زیر لباس زره پوشیده بودند را به قصر بن مطیع هدایت و وی را از حکومت ساقط کرد (البته گفته میشود ابراهیم نیروی 5 هزار نفری عبداله بن مطیع را در هم کوبید و وی در لباس زنانه از قصر گریخت و به خانه ابوموسی اشعری رفت و سپس ناپدید شد)... طی دو جنگ سپاهیان مختار (به رهبری یزید بن انس) لشکر عبیداله بن زیاد را در هم کوبید و در جنگ سوم که تاریخ از آن بعنوان بزرگترین جنگ آن دوران یاد میکند سپاهیان مختار به رهبری فوق العاده ی ابراهیم   که تعداد آنها بین 9 تا 12 هزار ( وبقولی 20 هزار نفر بود) سپاه 70 تا 80 هزار نفری عبیداله بن زیاد را منهدم و حصین نمیر و عبیداله بن زیاد به فجیعترین شکل ممکن کشته شدند...حصین بن نمیر کسی بود که حربن ریاحی را بازداشت کرد و راه را بر امام حسین بست و حتی شخصا بسمت امام تیر پرتاب کرد. در آخرین جنگ مختار هم وقتی ابراهیم حضور نداشت ، مختار از مصعب بن زبیر شکست خورد و کشته شد.

3-صحنه های جنگی این سریال را من فوق العاده می بینم. با توجه به امکانات اندک و فقر تکنیکی سینمای ایران از لحاظ رایانه ای (که بعضا با تکثیر 1000 نفر ، جمعیت را تا حد 500 هزار نفر نشان میدهند - مانند فیلم تروی - که حتی 20 قایق را به تعداد 100 هزار قایق به نمایش میگذارند و ...) صحنه های جنگ بخوبی سازماندهی شده است و کوشش گردیده با شیوه های خاص فیلمبرداری نقیصه کمبود جمعیت جبران شود. صحنه های اسلوموشن(آهسته) به سبک سام پکین پا و بخصوص ایزنشتین(البته بمراتب نازلتر) در برخی صحنه ها بر جذابیت آن می افزاید (چیزی که در سینمای ایران بسیار کم دیده شده است). کوشش گردیده صحنه های تکراری حرکات در جنگ به حداقل برسد و هرصحنه سروشکلی تازه تر داشته باشد. بنظر میرسد در فیلمبرداری صحنه های جنگی روی اسب حساسیت خاصی است و صحن هائی بسیار بدیع از سم ، یال ، افتادن و پریدن آن فیلمبرداری گردیده... کارگردان از صحن های فجیعی چون بریده شدن سر ، دست و پا ابائی ندارد و آنها را  بطور شایسته و واقع گرایانه به سریال افزوده است.

4-سروان رنوی عزیز در پستهای قبلی نوشته بودند مادری که سر پسرش را بسمت شمر و ابن سعد پرتاب کرد واقعیت تاریخی ندارد و هکذا... چنین نیست و این عین (نص) صریح تاریخ است اما اینکه به شمر اصابت کند یا نه، طبیعی است در آن غلو شده است (فقط بسمت لشکر پرت میکند و بدیهی است که حتی سر به چند متری آنها هم نمی رسد)

5-نورانی کردن چهره عباس بن علی (که ظاهرا با درخواست علما صورت گرفت) در پخش جهانی یک ضربه مهلک بر سریال است. پیش ازین ما چند صحنه (البته از قفا) از امام حسین بهنگام نماز یا امام سجاد بهنگام اسارت در این سریال دیدیم که نوری در کار نبود. استفاده ازنورانیت برای یک چهره آنهم عباس بن علی در پخش بین المللی این سریال موجب استهزای دیگران خواهد شد. آنها حتی روی چهره پیامبران هم هرگز چنین کاری نکرده اند و هنوز که هنوز است حتی بر عدم نمایش چهره پیامبر اسلام در رساله (محمد رسول الله) انتقادی سخت دارند. صحنه های مرتبط با ابوالفضل العباس یا بطور کل باید حذف و یا بطور عادی پخش میشد. درهر شکل من اطلاع دقیقی از پخش این صحنه ها ندارم و حدسم این است که نور را بکار گرفته اند.

۲۵-۱۱-۱۳۸۹ ۱۰:۴۵ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پدرام, بانو, دن ویتو کورلئونه, سروان رنو, Classic, ژان والژان, roolplack, اهو, الیشا, dered
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
***

ارسال ها: 379
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸
اعتبار: 56


تشکرها : 225
( 5099 تشکر در 355 ارسال )
شماره ارسال: #35
RE: سریال مختارنامه

بعنوان یک ایرانی برای شخص کارگردان (با تمام احترامی که برای ایشان و کارشان قائلم) متاسفم. برای صدا و سیمای ایران و بخش ممیزی آن متاسفم ...

شب گذشته نهایت توهین به ایرانی و ایرانی جماعت را در سریال مختار نامه دیدیم و شنیدیم. شنیدیم که یک نفر به مختار ثقفی می گفت: اینها (ایرانیها) کسانی هستند که اگر با لشکر ما (اعراب) در آمیزند شرافت عرب را به باد خواهند داد! این جمله دقیقا به معنی بی شرف بودن جماعت عجم و فارس است. کسانی که با فحش و فحش کاری سروکار دائم دارند بخوبی میدانند که اصطلاح بی شرف شدیدترین نوع فحش است که ممکن است از دهان یک نفر خارج شود... و حالا پس از صرف 20 میلیارد تومان و 8 سال زمان ، از زبان خود می شنویم که ایرانی در برابر عرب شرف ندارد! پیش از این چنین توهینهائی در سریال وجود داشت اما لب فرو بستیم و گفتیم فیلمنامه همه چیز را بر خواهد گرداند. داستان طوری پیش خواهد رفت که ما خواهیم دید این ایرانیان بودند که اصولا قیام مختار را پایه ریزی کردند و گرنه شخص مختار ثقفی با 200 نفر فک و فامیل پشه ای نبود در برابر لشکریان هم کیشانش... عرب بی تمدن سوسمار و ملخ خور را چه به شرف که در تاریخ عرب پیش از اسلام آمده است قبیله ای از آنها بخاطر نشستن یک پشه که گویا از قبیله مجاور آمده بود تا هزار سال با آن قبیله جنگیدند!! کسانی که جز به بی ناموسی نمی اندیشیدند و اکنون نیز (با وجود قوانین یازدارنده اسلام ) زیر شکمشان از نظر قوت بر مغزهای کوچکشان برتری دارد. اینها شرفتمندند و ایرانی بی شرف؟! اگر اسلام از عرب حذف شود چه خواهد ماند جز نکبت و لجن؟ جز دریوزگی و بی غیرتی؟ جز بیابان و جز زندگی بادیه نشینی؟

کارگردان محترم ما به این هم بسنده نمیکند و ایرانیان را با کلاههائی نمدی و یه لا قبای مفلوکین و گدایان فارس نشان میدهد. لباسی که عمدتا در زمان ساسانیان لباس دهقانان و قشر طبقه پنجم اجتماع بود. همه با یک لباس گوئی بیچارگانی را شاهدیم که از شدت گرسنگی و به طمع نان به لشکر مختار پناهنده شده اند!

کارگردان ما این سریال چنان ساخته است که گوئی قرار است به دور از چشم ایرانیان برای اعراب پخش شود... وقتی ما علنا خود را خوار میکنیم چه انتظاری داریم که همان جماعت خلیج ما را بنام خود ثبت نکند! ... متاسفم ... برای بخش ممیزی سیما هم متاسف تر که از باز بودن یک وجب سینه یک زن در فیلمها نمی گذرد اما بر کرور کرور فحش به اجداد خود چشم می بندد... متاسفم

۷-۱۲-۱۳۸۹ ۰۸:۵۸ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, FONDA, بانو, john doe, همشهری_میثاق, ژان والژان, راتسو ریــزو, سروان رنو, دن ویتو کورلئونه, دلشدگان, Classic, پایک بیشاپ, roolplack, الیشا, فورست, کنتس پابرهنه
Classic آفلاین
صاحب کافه
********

ارسال ها: 745
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 27


تشکرها : 3529
( 4376 تشکر در 497 ارسال )
شماره ارسال: #36
RE: سریال مختارنامه

من حس وطن دوستی زیبای منصور را ستایش می کنم اما نباید این نکته را از نظر دور داشت که این قضیه یک واقعیت تاریخی بوده است . اعراب ، خود را نژاد برتر می دانسته اند ( به دلیل فتوحات سریع ) و به هر حال این جملات از زبان شخصیت های منفی داستان باید به نحوی بیرون می آمده است. مسلما منظور کارگردان ، تایید این نظر نبوده و در بیان نظریات سران کوفه ی آن زمان ، مجبور به قبول این واقعیت در فیلم هستیم . این ذات سینما و فیلم های تاریخی است . مثلا هنگامی که یک فیلم در مورد آلمان نازی ساخته می شود ؛ ممکن است جملات بسیار شدیدی در مورد نژادپرستی و شرافت نژاد ژرمن بر دیگر اقوام ، از زبان بازیگر بیرون بیاید. چون اینها در یک فیلم تاریخی روایت می شود نباید به فیلم یا عوامل آن خرده گرفت.


اگر هنر نبود ، حقیقت ما را می کشت .
۸-۱۲-۱۳۸۹ ۱۰:۰۲ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, سروان رنو, بانو, اهو, الیشا
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
***

ارسال ها: 379
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸
اعتبار: 56


تشکرها : 225
( 5099 تشکر در 355 ارسال )
شماره ارسال: #37
RE: سریال مختارنامه

(۸-۱۲-۱۳۸۹ ۱۰:۰۲ عصر)IranClassic نوشته شده:  

 نباید این نکته را از نظر دور داشت که این قضیه یک واقعیت تاریخی بوده است . اعراب ، خود را نژاد برتر می دانسته اند ( به دلیل فتوحات سریع ) و به هر حال این جملات از زبان شخصیت های منفی داستان باید به نحوی بیرون می آمده است. مسلما منظور کارگردان ، تایید این نظر نبوده و در بیان نظریات سران کوفه ی آن زمان ، مجبور به قبول این واقعیت در فیلم هستیم . این ذات سینما و فیلم های تاریخی است .

ذات سینما این نیست. ذات سینما همچون همه محصولات فرهنگی همواره (تاکید میکنم همواره) یک کفه ترازوی عدالت بالاست و طرف دیگر پائین... کدام فیلم را در تاریخ سینما سراغ دارید که یک روایت صادقانه و کاملا عادلانه از یک واقعه تاریخی را به تصویر کشیده باشد؟ مثال بزنید... حتی یک فیلم مستند هم منطبق بر واقعیت نیست چون در ساخت آن صرفا یکی از کشورهای دخیل در دعوا فیلم را ساخته است و طبیعی است ساختار فیلم طوری است که قصه مستند طوری روایت میشود که حق را به یک طرف دعوا (که عمدتا خود کشور سازنده است) میدهد. روایت خانم لنی ریفنشتال از فیلم حماسیی که از هیتلر و سربازانش) ساخت آنچنان جذابیت دارد که اگر دنیا فریاد برآورد هیتلر و ایادیش انسانهائی بد بودند، فیلم او میگوید هیتلر و عقبه اش شجاعترین،منظم ترین، فوق العاده ترین، قویترین و بهترین انسانهای روی زمین اند... در موقعیت فعلی جهان (بويژه وضعیتی که کشور ما قرنهاست با آن روبروست) تحقیر ملت ایران آنهم در برابر کسانی دیگر (اگرچه حرف دل آنها بوده باشد) به هیچ عنوان از طرف خود ما صحیح نیست. درست مثل اینکه ما بگوئیم ریفنشتال باید کشتارها و بدبختیهای و مرگ و میرها و جنایتهای هیتلر را هم به فیلمش می افزود تا کفه ترازو عدالت را نشان دهد. او چنین نمیکند چون عاشق آلمان است. او روایت خود را از تاریخ بیان میکند. حتی در یک فیلم مستند. همه سازندگان فیلم چنین اند(اعم از مستند یا داستانی). یک کارگردان وطن پرست اگر هم توهین و تحقیری را در فیلمش متوجه مردم و کشورش (از زبان دشمنانش میکند) در نهایت، سنگینی حق به را در کفه کشور خود میگذارد نه اغیار... سرباز آمریکائی وقتی پشت درختی یکه و تنها در دام ویتنامیها گرفتار آمده است، کارگردان طوری فیلم را نمی سازد که مردم ، حق را به آن ویتنامیی بدهند که این متجاوز را به دام انداخته اند که فرسنگها پیموده است تا جان و مال و ناموس او را تهدید کند. فیلم از طرف آن آمریکائی طوری روایت میشود که شما آرزوی مرگ ویتنامیها را میکنید و دوست دارید آمریکائی برنده میدان باشد (چون در آخرین لحظات به عکس همسر و بچه خردسالش که در جیب دارد نظاره میکند و قطره اشکی بر گونه اش می چکد... فیلم نه اینکه دروغ باشد نه ، بلکه عین واقعیت نیست، چون شما اشکهای ویتنامیها را که بر جنازه بچه هایشان گریسته اند در آن فیلم نمی بینید....). کوتاه سخن اینکه در یک فیلم سینمائی یا مستند ، واقعیت تاریخی معنا ندارد. آنچه هست برداشت اشخاص از رویدادهاست... مادر مبارز کشته شده ایرانی در جنگ 8 ساله (در مجموعه روایت فتح) فریاد میزند "پسرم شهید شده است" اما خبر ندارد که در عراق هم مستندی با همین مضمون ساخته شد که در آن یک مادر عراقی هم فریاد میزد"پسرم در مبارزه با کفار شهید شد" ... ما هرگز فیلمی نخواهیم ساخت که آن مادر را در کنار این مادر نشان دهد و این از نظر ساختار سینمائی کاملا درست است چون سینما ، دادگاه نیست، قصه ی ما از دادگاه است.

لنی ریفنشتال کارگردان مستند پیروزی اراده

۹-۱۲-۱۳۸۹ ۰۱:۲۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, اسکورپان شیردل, بانو, دن ویتو کورلئونه, سروان رنو, همشهری_میثاق, Classic, دزیره, جیسون بورن, الیشا
Classic آفلاین
صاحب کافه
********

ارسال ها: 745
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 27


تشکرها : 3529
( 4376 تشکر در 497 ارسال )
شماره ارسال: #38
RE: سریال مختارنامه

(۹-۱۲-۱۳۸۹ ۰۱:۲۵ عصر)منصور نوشته شده:  

... کدام فیلم را در تاریخ سینما سراغ دارید که یک روایت صادقانه و کاملا عادلانه از یک واقعه تاریخی را به تصویر کشیده باشد؟ مثال بزنید... حتی یک فیلم مستند هم منطبق بر واقعیت نیست چون در ساخت آن صرفا یکی از کشورهای دخیل در دعوا فیلم را ساخته است و طبیعی است ساختار فیلم طوری است که قصه مستند طوری روایت میشود که حق را به یک طرف دعوا (که عمدتا خود کشور سازنده است) میدهد.

نمونه های بیطرفانه در تاریخ سینما می توان یافت . فیلم والکری که روایت گر ترور نافرجام آدولف هیتلر است . فیلم طرف هیچیک از طرف های درگیر را نمی گیرد و صرفا وقایع را طبق مستندات تاریخی برای ما نقل می کند. در اینجا نه هیتلر یک هیولا است و نه سرهنگ اشتافنبرگ که بمب را کار می گذارد. البته فیلم های دیگری هم می توان مثال زد اما اینکه 100% بتوان آنها را بیطرف دانست مشکل است. این موضوع در مورد همه جنبه های هنر صدق می کند. در کتاب داستان ، در هنر موسیقی ، در هنر نقاشی و ... مسلما خالق اثر بر محتوای آن بر اساس میل خودش تاثیر می گذارد. مسلما لنی ریفنشتال بزرگ را نمی توان در میان فیلمسازان بیطرف قرار داد چون او حتی در مصاحبه های آخر عمر هم هنوز شور و شوق طرفداری از آرمان حرب نازی را داشت. من فیلم مستند مصاحبه هایش را دارم. با اینکه بیش از 90 سال داشت اما وقتی از هیتلر حرف می زد برق در چشمانش دیده می شد. انگار که هنوز به آلمان آن زمان عشق می ورزید.

بگذریم ...

در مختارنامه این هفته خون بازی بیداد می کرد. فشار عادی خون در رگ انسان عادی بین 8 تا 12 میلیمتر جیوه است اما گویی فشار خونِ کفار کوفه بسیار بیشتر از اینها بود ! چون با یک ضربت شمشیر ، خون تا یک متر از بدن بیرون می جهید . حتی در جاهایی از بدن که رگ بزرگی وجود ندارد ( مانند گونه و صورت ) بعد از ضربت شمشیر خون با فشار بیرون می زد. ظاهرا دوستان جلوه های ویژه خیلی زیاده روی کرده بودند .

 


اگر هنر نبود ، حقیقت ما را می کشت .
۱۴-۱۲-۱۳۸۹ ۰۱:۴۴ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, بانو, همشهری_میثاق, الیشا
و يجي آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 6
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۹۰
اعتبار: 0


تشکرها : 7
( 19 تشکر در 5 ارسال )
شماره ارسال: #39
RE: سریال مختارنامه

فقط يك نكته يكي از دو ستان در باره ز مان شهادت قمر بني هاشم حضرت عباس  گفته بودند .

طيق نو شته هاي ار باب مقاتل و سند هاي موجود  جنگ صبح عاشو را شروع ميشود و تا قبل از ان فقط محاصره بوده و حتي اب هم ار روز هفتم بروي لشكر امام حسين بسته ميشود و يكي دو بار قمر بني هاشم همراه حضرت علي اكبر با حمله به دشمن اب مي اورند و سقاي اصلي حضرت عباس بود و امير لشكر ..كه حتي شب عاشو را هم امان نامه ها براي حضرت عباس و 3 برادرش مي اوردند . كه ان شب امام حسين ميخوادكه به انها مهلت بدهند و ماجرا هاي شب عاشورا پيش مي ايد و كم شدن ياران امام حسين .........صبح عاشوراهم اول ياران امام حسين به جنگ مي روند و تا انها هستند كه به هيچ يك از بني هاشم يا بهتر بگم بني علي ((چون بيشتر خانواده امام حسين فر زندان امام علي بودند از بني هاشم كم بودندو شر كت نكردند مثل فر زندان   عباس عموي پيامبر و بقيه بني هاشم حتي عبد الله بن جعفر همسر حضرت زينب و پسر عموي امام حسين هر چند دو فرزندش در كر بلا شهيد شدند و همراه عقيله بني هاشم بودند مادرشون  ..))و در كل تا بعد نماز كه كل ياران امام حسين شهيد ميشند و فقط خانواده امام حسين  هستند كه او لين بني هاشمي كه به ميدان مي رود حضرت علي اكبر فرزند برو مند امام حسين و بعد برادران حضرت عباس و پسران حضرت زينب و در اخر حضرت عباس كه امير لشكر بود  و اصلا  براي جنگ نمي رود براي اب اوردن مي رود علم مشك اب نيزه ..و  همراه امام حسين كه امام حسين به ميسره مي رود حضرت عباس علقمه ((ميمنه ))............اين روز هاي عاشورا هم كه نامگذاري شده براي احترام مثلا روز8 روز حضرت علي اكبر در حاليكه حضرت علي اكبر او لين بني هاشم و بعد از ظهر عاشو را بعد نماز به جنگ مي رود و شهيد ميشود و يا روز ي كه به روز شير خو.ار گان هست براي حضرت علي اصغر و همه جر يان حضرت علي اصغر ميدانيم يا روزي كه مختص حضرت قاسم و برادرش عبد اللهكه جر يان شهادت حضرت عبد الله باز مشخص   و اين نامگذار يها كه در طي تاريخ براي عذاداري يا احترام يا هر چيز ديگه به درست بودن يا غليط بودن اين نامگذار يها كاري ندارم !!!!باعث اشتباهات مردم ساده شده كه همه ميد و نيم كه اطلاعات در ستي در مورد عاشورا ندارند مثل جمكران و چاه ((نمونه بارز كه خودم شاهد بودم در جمكران پيرز ني ميگر يست و ميگفت اسين خاد مها امام ز مان تو چاه زنداني كردندو نميذارند امام ز مان بياد و يا چيز هاي ديگه كه خرافات و زياد كردن پياز داغ جر يانها و شايعات ......................و ند تا چيز ديگه يك جوري باعث تشديد و بوجود امدن انحرافات شده ))

در مختار نامه خوب افسانه تركيب شده اين مشخص انگار ديگه بيشتر از اين نمي تو نسته و لي بايد بدونيم مختار واقعا جنگ اور بزرگ و نامي عر ب بوده خوب اين رشادتها بايد نشون داده ميشده و اين هنرهفتم از اين چيز ها در كل جهان زياده و فقط نميشه به مختار ايراد گر فت مثلا نمونه بارز فقط كافيه به اسپار تاكوس يا گلادياتورو ............. پر داخته بشه .و لي در مختار نامه حداقل سعي شده ازپياز داغ هاي زيادي جلو گيري بشود مثلا در نحوه كشتن قاتلين و شر كت كنند گان كر بلا هر چند ما دلمون ميخواست همون طور كه شنيديم نشون داده بشه ..............هر چند كر بلا در تاريخ تكرار نشدنيه و البته شبيه شهادت حضرت يحيي تعميد دهنده است و شهادت عدي فرزند خاتم طايي از ياران نز ديك مولي مو حدين......و چيزي كه عاشو را و امام حسين خاص كرده و الگوي تمام ازاد اند يشان از گاندي و مالكوم  و شورايتز گر و  ..................همون ازاده بودن امام حسين ميخواست و ايثار و اخلاصي كه انگار يك تاريخ چندين قرن ميخواست تا تر بيت بشو ند و بيايند اونم از هر فرقه و نژادي ...

در جر يان كر بلا و مختار نامه مير باقري تلاشش كرده است هر چند كلا حرف زياد و خوب ايرادات و نمكات مثبت با هم تر كيب شده و در مورد رفتارشون با ايرانيان يادمون باشه در چه روايت ميشه و هنوز قو انين خليفه ثاني  كه عقده اي بيش نبوده در مورد ايران حاكم و اعتقاد دارند .........بخضصوص در مورد ايران و فر هنگ و تمدن ايران كه فقط ميخواست با تحقير ايراني ها و نابودي تمدن ايران عقب موند گي خودشو نشون بده كه  نتو نست كلا در مورد ايران يك چيز حاكم بوده تمام متجاو زين در فر هنگ ايراني غرق شدند سر بازان رومي هنگام  ترك ايران سلو كيان  لباس ايراني بر تن داشتند نكات خوب برداشتيم و اونها در خود غرق كرديم فقط متاسفانه حاكمين عرب پر ست عرب دوست داشتيم . داريم ......و لي فقط يك فرق در مورد هند يك تفاوت داره .....هيچ معبد و قصري در هند در طي سالها تجاوز و با وجود غارتگريها  خراب نشد اتيش زده نشد .. هر چند فكر كنم اگه عر بهاي و حشي به هند حمله ميكردند معابد اونجا هم به اتيش كشيده ميشد و كتابهاشون نابود ميكردند كاري كه عر بها در مورد ايران كردند

۲۴-۲-۱۳۹۰ ۰۹:۱۷ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, who am i, الیشا
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
***

ارسال ها: 379
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۸
اعتبار: 56


تشکرها : 225
( 5099 تشکر در 355 ارسال )
شماره ارسال: #40
RE: سریال مختارنامه

سوتیهای سریال مختارنامه یکی پس از دیگری تکرار میشوند و جای سوال بسیار است...

1- پرچم ایران (به رنگهای سبز و سفید و قرمز) روی کلاه یک ایرانی دیده میشود و بدتر از آن روی قبر اهل و عیال کیان کشیده شده اند و فقط از علامت شیرخورشید یا آرم الله آن وسط آن خبری نیست!! (پرچم مستطیل شکل به رنگهای قرمز و سفید و سبز فعلی، طرح وزیر نامدار ایران امیرکبیر در دوره ناصرالدین شاه قاجار است و قبل از وی پرچم ایران اصولا تک رنگ و بشکل مثلث - مطابق با الگوی پرچمهای عربی که نشانه اسلام بود - ساخته میشد)

 

پرچم ایران در دو دوره کلی (پس از اسلام: قبل از قاجار و پس از آن، جدای از تغییرات جزئی دیگر)

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B...8%A7%D9%86

2-مختار ، حرمله را در یک دوئل چاقو (که ما را یاد دوئلهای سرجیو لئونه با آن وسترنهای اسپاگتی می اندازد) می کشد! جالب اینجاست : حرمله ای که همزمان دو چاقو را در چشمهای یک مترسک میزند نمیتواند یک چاقو را به جائی حساس فرو کند و مختاری که اصولا در پرتاب چاقو ید طولائی ندارد جائی میزند که علی اصغر تیر خورده بود! (اصولا به روایت تاریخ حرمله اسیر شد و مختار دستور داد دستهایش را قطع کردند چنانکه امام سجاد دعا کرده بود که خدایا طعم آهن را به او بچشان و بعد وی را داخل آتش و به روایتی داخل دیگ روغن انداختند و دوئل نفر به نفری درکار نبود ضمن آنکه حرمله هم جان رمبو نبود و صرفا فردی با مهارتی اندک در تیراندازی بود)

3-سریال سعیی وافر در تقدیس مختار دارد. بنا به روایت مرحوم دکتر سیدجعفر شهیدی (که به شخصه ارادت خاصی به آن مرحوم و آثارش دارم و وی را بزرگترین مورخ تاریخ اسلام میدانم) در جائی روایت میکند که مختار به روایت قدما چندان فرد موجهی هم نبود. او اگر حاکمیت را دوست نداشت و صرفا برای خون حسین قیام کرده بود در زمان تصدی حکومت شیعه باید به امام سجاد نامه می نوشت و وی را بعنوان رهبر مسلمین و بويژه شیعیان بر سرکار میگمارد اما او هرگز چنین کاری نکرد(کاری که حتی مامون عباسی درمورد امام رضا کرد). بعدها که ابراهیم مالک اشتر وی را در جنگ با زبیریان تنها گذاشت هم به نوعی نشان از اختلافات درونی این فرقه بود که به نوعی به جنگ قدرت از آن تعبیر میشود.

4-صحنه های خشن فیلم گاهی از حد استاندارهای بین المللی و انسانی بالاتر میرود. صحنه له شدن سر زربی توسط غلام شمر با یک تکه سنگ اوج ندانم کاری کارگردان است. سر تا لحظه ای که له شود و خون از اطراف و اکناف آن بیرون بزند بشکل نمای درشت تصویربرداری میشود. شاید میرباقری فراموش کرده است که کودکان زیر ده سال و زنها هم مشغول تماشای سریال هستند و مخاطبان او صرفا افرادی نیستند که همه روزه فیلمهای ترسناک با محوریت قطع دست و پا و سر می بینند! (به شخصه در روزنامه ای به نقل از خانمی دیدم که گفته بود پسرم تا صبح آن شب، پس از دیدن صحنه، خوابش نبرده بود)

۳۱-۲-۱۳۹۰ ۱۰:۴۷ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دن ویتو کورلئونه, پدرام, Classic, میثم, بانو, ترومن بروینک, الیشا
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: