ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 1 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سینمای ایتالیا
نویسنده پیام
سامورایی آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 4
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۸۹
اعتبار: 0


تشکرها : 61
( 48 تشکر در 1 ارسال )
شماره ارسال: #1
سینمای ایتالیا

شروع سینما در ایتالیا را میتوانیم سال 1905 بدانیم.تا اواخر دهه ی ابتدایی قرن بیستم چندین استودیو فیلمسازی و سالن سینما در شهرهای بزرگ ایتالیا چون رم، تورین، میلان وناپل ساخته شد.

شهرت سینمای ایتالیا در اوایل کار به دلیل ساختن فیلم های تاریخی باشکوه با جمعیت فراوان وصحنه های عظیم بود.فیلم های تاریخی در این دوره حرف اول را در سینمای ایتالیا میزدند.

از فیلم های معروف دهه اول قرن بیستم در سینمای ایتالیا میتوان به فیلم های «آخرین روزهای پمپی» لوییجی مگی- «ژاندارک» ماریوکا زرینی- «سقوط تروا» و «سزار» جووانی پاسترونه اشاره کرد.

در سال 1913 اقتباس سینمایی عظیم انریکو گواتسونی «کجا می روی» از رمان مشهور «هنریک سینکیه ویچ»- برنده ی جایزه ی نوبل ادبی- با موفقیت تجاری در بازارهای بین المللی سبب افزایش ساخت فیلم های باشکوه تارخی شد.

اما اوج این جریان تاریخی خود را در فیلم کابیریا (1914) به کارگردانی جووانی پاسترونه نشان می دهد.این فیلم که با هزینه یک میلیون لیری ساخته شده و روایتی است باشکوه از نبردهای هانیبال کارتازی با نیروهای رمی،به علت تقارن نمایشش با آغاز جنگ جهانی اول شکست تجاری سختی می خورد.

از دیگر فیلم های این دوره سینمای ایتالیا می توان به فرانسیس قدس از جووانی پاسترونه و گل شر از کارمینه گالونه اشاره کرد.

با نزدیک شدن به دهه بیست نیاز بازار به فیلم های تاریخی اشباع شد.دوره ی رکود برای سینمای ایتالیا فرا رسید.از علت های اصلی رکود در سینمای ایتالیا،علاوه بر تاثیرات منفی جنگ جهانی اول، ورورد قدرتمندانه هالیوود با ستارگان فراوان و امکانات بی شمار به بازار جهانی فیلم بود.

 تنها وجه ماندگار این دوره از سینمای ایتالیا، نام گذاری سینما به عنوان هنر هفتم از سوی ریکوتو کانودو منتقد ایتالیایی است.

 

فاشیستا اومدن. 

 

ایتالیا که به طمع به دست آوردن زمین های بیشتر ابتدا با آلمان و سپس با متفقین دست اتحاد داده بود.پس از پایان جنگ اول جهانی چیز دندانگیری به دست نمی آورد. دوره ی پس از جنگ آغازی بر ناامیدی های مردم این کشور بود.در این آشفته بازار پس از جنگ با تمام رکود و وضع فلاکت بار فضا برای پی گیری اندیشه های  مارکس باز شد.اما ترس از انقلاب کمونیستی سبب رشد فاشیسم و برآمدن بنیتو موسولینی شد.

فاشیست ها برنامه گسترده ای را برای توسعه "فرهنگ مردمی" در پی گرفتند که رشد سینما را نیز در پی داشت.

موسولینی دستور ساخت شهر سینما یا چینه چیتا را صادر کرد که این شهر سینمایی در گوشه ای از شهر رم ساخته شد.این شهر سینمایی که در آن دوره نظیر نداشت دارای سالن های فراوان و استودیوهای مجهز بود که فقط به تولید وتوزیع ونمایش فیلم اختصاص داشت.

از نکات قابل ذکر این دوره تولید سری فیلم های تلفن سفید است که علت این نام‌گذاری هم  آن بود که در فیلم‌های پر از تجملاتی که زندگی طبقات مرفه را نشان می‌دادند، همیشه در گوشه ای از صحنه  یک تلفن سفید هم دیده می‌شد که علامت ثروت و رفاه بود.

نخستین فیلم ناطق سینمای ایتالیا نیز در این دوره در سال 1930 به نام مصایب عشق به کارگردانی جنارو ریگلی اکران می شود.

علاوه بر این اقدام مهم دیگر فاشیست ها برگزاری جشنواره ونیز بود که قدیمی ترین جشنواره سینمایی جهان به شمار می رود.

اما اقدامات سخت افزاری فاشیست ها و توجه زیاد به سینما هدف بزرگ تری داشت و آن نظارت کامل بر سینما بود.در این دوره تنها کمدی های سبک و داستان های خانوادگی بودند که از زیر تیغ سانسور فاشیسم جان سالم به در می بردند.

دیکتاتوری موسولینی به جایی می رسد که وی خندیدن به شوخی های فیلم «سوپ اردک» (1933) برادران مارکس را برای تماشاگران ایتالیایی ممنوع اعلام کرد.

نمونه ی دیگر از علایق ویژه!! موسولینی به سینما نوشتن سناریوی فیلم مجلل و ملال آور «سیپونه افریقایی» به کارگردانی کارمینه گالونه است که در نمایش بین المللی با شکست تجاری سنگینی روبه رو می شود.

اوج دخالت موسولینی در سینما به پس از اتحاد با رایش سوم بر می گردد.جایی که دولت فیلمسازان را برای تبلیغ سیاست های ویرانگر فاشیسم زیر فشار می گذارد.

 

 

 

نئورئالسیم.

ديويد بوردول و کريستين تامسون در کتاب هنر سينما آورده اند: آشکار نيست که اصطلاح نئورئاليسم از کجا ريشه گرفته اما آنچه معلوم است اين است که اصطلاح يادشده براي نخستين بار در اوايل دهه 1940 در نوشته‌هاي منتقدان ايتاليايي ظاهر شد.

ماجراجویی های خرگوش پرسروصدا (موسولینی) و کشاندن ایتالیا به جنگ دوم جهانی برای ارضای هوس های نژادپرستانه خود و متحد هم فکرش- هیتلر- ایتالیا را با فقر وبدبختی و فلاکت روبه رو کرد.موسولینی که در ابتدا با شعارهای عوام فریبانه موفق به جلب حمایت توده های محروم جامعه شده بود،اکنون با نفرت بی حساب مردم کشورش روبرو بود.دراین جا بود که با وجود سلطه همه جانبه این دیکتاتوری، "نهضت مقاومت ضد فاشیستی" در ایتالیا شکل گرفت که شامل بیش تر  احزاب مدنی چپ وراست کشور وروشنفکران و هنرمندان بود.

نئورئالیسم در واقع زاده ی این جنبش اجتماعی ناشی از پیامدهای فاشیسم وجنگ بود.

در نگاهی دیگر میتوان از نقش پروفسور امبرتو باربارو استاد مرکز تجربيات سينماي رم هم یاد کرد.او در برنامه ی پیش نهادی خود که در سال 1943 آن را بیان کرد از فیلم سازان خواست تا از طرح های خیالپردازانه ای که در آن ها از مسائل انسانی خبری نیست پرهیز کنند و از آن ها درخواست کرد تا از شعاردادن به سبک فاشیستی اجتناب کرده و مردم ایتالیا را با واقعیت های جامعه آشنا کنند.

پس از سقوط موسولینی در سال 1943 فیلم سازان ایتالیایی این فرصت را به دست آوردند تا تصویر ایتالیای جنگ زده را که تصویری تلخ اما حقیقی بود در فیلم هایشان نشان دهند.

در واقع گروه کوچکی از فیلمسازان با رد قواعد سینمای پیشین،سینمای نئورئالیستی ایتالیا را پایه گذاری کردند.

حرف اصلی این سینما این بود که سینما باید با پرهیز از خیال بافی های کاذب و قهرمان سازی های دروغین مخاطبان را با واقعیت زندگی آشنا کند.

این فیلم سازان که اکثرا گرایشات چپ داشتند و به نوعی متاثر از رئالیسم شاعرانه فرانسه در دهه 30 بودند،استفاده از نابازیگران و فیلم برداری مستند گونه را از عمده ترین مشخصه های این نهضت سینمایی قرار دادند.

سه چهره ی شاخص سینمای نئورئالیستی ایتالیا روبرتو روسلینی،ویتوریو دسیکا و لوکینو ویسکونتی بودند.

فیلم «وسوسه» (1942) لوکینو ویسکونتی را بسیاری از منتقدان پیش درآمد نهضت نئورئالیسم قلمداد می کنند.

اما در سال 1945 بود که نخستین فیلم نئورئالیستی ایتالیا با نام «رم شهر بی دفاع» ساخته روبرتو روسلینی به نمایش در آمد.

نئورئاليسم شيوه مشخصي در سبک فيلم به وجود آورد. جنگ قسمت عمده چینه چیتا را ویران کرده بود. از این رو تجهیزات فیلم سازی بسیار محدود وکم یاب بود. از این رو بود که میزانسن نئورئالیستی متکی به محل های واقعی شد و فیلم برداری ها حالتی مستندگونه گرفتند.

حتی روبرتو روسليني در آن زمان گفته بود که مقداري از نگاتيوها را از عکاسان خياباني خريده است. از اين رو "رم شهر بي‌دفاع" با فيلم‌هاي داراي کيفيت‌هاي متفاوت فيلمبرداري شد.

روبرتو روسلینی پس از فیلم «رم شهر بی دفاع» فیلم های «پاییزا» و «آلمان سال صفر» را ساخت و لوکینو ویسکونتی با ساختن «زمین می لرزد» در سال 1948 به بارورتر کردن این نوع از سینما کمک کرد.

اما چهره ی اصلی دیگر این مکتب سینمایی، ویتوریو دسیکا بود که با همکاری سناریست برجسته اش «چزاره زاواتینی» شماری از خاطره انگیز ترین فیلم های این مکتب را کارگردانی کرد.

«واکسی» (1946) و  «معجزه در میلان» (1950) و «اومبرتودی» (1952) از فیلم های مشهور این کارگردان است.اما شاهکار اصلی او و درواقع شاهکار سینمای نئورئالیست ایتالیا «دزد دوچرخه» است که در سال 1948 به نمایش در می آید.مضمون اصلی این فیلم تنهایی،بیکاری و فقر و تبعات ناشی از آن در جامعه ی جنگ زده ی ایتالیاست.

در سال 1948 دولت ایتالیا با تصویب قانونی موسوم به قانون آندره توئی مالیات سنگینی برای فیلم های خارجی لحاظ می کند و سینماداران را موظف می کند در هشتاد روز از سال تنها فیلم ایتالیایی نمایش دهند.

نگاه نقادانه ی سینمای نئورئالیست ایتالیا به دولت های این کشور سبب بروز درگیر هایی شد تا این که  در سال 1949 قانونی تصویب شد که به دولت این اجازه را میداد تا از ساخت فیلم هایی که به زعم آن ها توهین و تهمت به ایتالیا بود جلوگیری کنند.

از طرف دیگر ایتالیا پس از جنگ به سمت تبدیل شدن به جامعه ای مصرفی پیش رفت و طبقات مختلف جامعه به رفاه نسبی رسیدند همچنین نئورئالیسم پشتوانه ی اجتماعی خود را از دست داد.در این جا بود که ساخت  فیلم های پرهزینه دوباره آغاز شد.همچنین کارگردانان دیدگاه خود را تغییر دادند و به مضامین شخصی تر روی آوردند.

گرچه در سال 1949 نخستین نشانه های انحراف سینمای نئورئالیسم در فیلم «برنج تلخ» جوزیه دسانتیس دیده شد. چه آن که دوربین در این فیلم به جای به تصویر کشیدن رنج ومشقت برنج کاران ایتالیایی در پی پرداختن به اندام برجسته ی «سیلوانا منگانو» است.

جریان هنری نئورئالیسم تا نیمه ی دهه ی 1950 عمر کرد،اما تاثیر انکارناپذیری بر سینمای موج نوی فرانسه،سینمای آزاد انگلستان وحتی بر فیلمسازان آسیایی،افریقایی وامریکای لاتین برجای گذاشت.

دهه ی 1950 و 1960.

پس از یک دوره ی رکود کوتاه و نزول نهضت نئورئالیست ها در ایتالیا، سینمای این کشور دچار افت محسوسی شد، اما با ظهور کاگردانانی چون فللینی و آنتونیونی جان دوباره ای گرفت.

نکته ی مشترکی که این دو کارگردان بزرگ داشتند، این بودکه هر دو در آغاز دوران نئورئالیسم، سناریست بودند و از روزنامه به سینما راه یافتند.

این کارگردانان از مطرح کردن مسائل اجتماعی چشم پوشیدند و به سبک شخصی خویش روی آوردند.

از مشهورترین فیلم های این دوره از سینمای ایتالیا می توان به «فریاد» (1957) میکل آنجلو آنتونیونی ، «لکوموتیوران» (1956) پیترو جرمی و به ویژه «جاده» (1954)- «شب های کابیریا» (1956) از فدریکو فللینی اشاره کرد.

فیلم «جاده» نخستین فیمی است که اسکار فیلم غیر انگلیسی زبان را دریافت می کند.پیش از این با جوایز اسکار ویژه (1947- 49) و اسکار افتخاری (1950- 55) از فیلم های غیر انگلیسی زبان تجلیل می شد.

 

اما چهره ی تاثیر گذار و شاخص ایتالیا در دهه ی 1960،فدریکو فللینی است که با ساختن فیلم هایی چون «زندگی شیرین» 1960،«هشت ونیم» 1963، «جولیتای ارواح» 1965 و «ساتیریکون»1969 روح تازه ای در کالبد سینمای ایتالیا می دمد.

البته فیلم «زندگی شیرین» او علی رغم دریافت نخل طلای کن هنگام نمایش در کن توسط گروهی از منتقدان که فیلم را متظاهرانه و بی معنی می دانند،هو می شود.

پس از او باید به میکل آنجلو آنتونیونی با دو فیلم «ماجرا» 1960 و «صحرای سرخ» 1964 و لوکینو ویسکونتی با فیلم های «روکو وبرادرانش» 1960 و «یوزپلنگ» 1963 اشاره کرد.

اما جنجالی ترین کارگردان این دوره کسی نیست جز پیر پائولو پازولینی.

پازولینی با فیلم های «باج خور»،«آکاتونه» و «انجیل به روایت متی» - که از بازیگران غیر حرفه ای استفاده شده بود- به کارگردانی با تظاهرات نئورئالیستی معرفی شد.

اما در سال 1968 با فیلم تئورما سبک کاری خود را به ترکیبی از واقعیت وسمبولیسم تغییر داد.

پازولینی که در درگیری مداوم با کلیسای کاتولیک بود،پس از ساختن فیلم «سالو یا صدوبیست روز سودوم» در سال 1975 با 17 ضربه کارد در پارکی در بولونیای ایتالیا به قتل می رسد.قاتل،یک نوجوان منحرف جنسی است که استفاده ی ابزاریش توسط پازولینی را انگیزه ی قتل اعلام می کند.

اما در دهه ۱۹۶۰ سینمای ایتالیا رقیبی جدی برای هالیوود محسوب می شد. زیرا همه نوع فیلمی تولید می کرد.از کمدی های سبک اجتماعی تا ملودرام های عشقی،از فیلم های پرشکوه تاریخی تا فیلم های وسترنی که به وسترن اسپاگتی معروف شدند.

این لقبی بود که منتقدان به طعنه به این نوع فیلم ها داده بودند.

چهره ی اصلی و بنیان گذار این نوع از سینما و این نوع از وسترن سرجیو لئونه متولد رم از پدری سینماگر است.او در دوره ای که دوران تسلط رئالسیم وسوسیالیسم بود،به وسترن روی آورد و تریلوژی معروف او به نام های « به خاطر يک مشت دلار» (1964) « به خاطر چند دلار بیشتر» (1965) « خوب، بد، زشت» (1966) سبب شهرت ستاره ی گم نام تلویزیونی- کلینت ایستوود- شد که ستاره ی بخت او با ایفای نقش هفت تیرکش خون سرد وکم حرف «به خاطر یک مشت دلار» طلوع می کند.

دیگر چهره ی مشهوری که وسترن اسپاگتی به دنیای سینما و موسیقی معرفی کرد،انیو موریکونه بود.

سرجیو لئونه در رابطه با نئو رئاليسم مي گويد: به اهميت جنبش نئورئاليسم واقف بودم زيرا با ساير سبک‌هاي سينمايي تفاوت داشت. وجود اين‌گونه فيلم‌ها لازم بود. در آنها حرف حسابي زده مي‌شد. پس از بيست سال فاشيسم، بسيار مفيد بود. ولي سينمايي نبود که من دوست داشتم.

از دیگر کارگردانان دهه ی شصت ایتالیا که کمابیش متاثر از سنت نئورئالیسم بودند می توان به فرانچسکو رزی با فیلم های «سالواتوره جولیانو» (1961) و «دست ها روی شهر» (1963) و همچنین آلبرتو لاتوادا، ماریو مونیچلی، مائورو بولونینی اشاره کرد.

دهه ی هفتاد،دهه ی شورشی ها:

 

دهه ی هفتاد در ایتالیا دلسرد کننده بود.

چهره هایی چون فللینی وپازولینی و آنتونیونی حرف تازه ای برای گفتن نداشتند و فیلم هایشان در حقیقت تکرار کسل کننده ی آثار دهه ی پنجاه و شصتشان بود و متاسفانه جانشین شایسته ای هم نداشتند.

نسل تازه ای که در دهه ی هفتاد پا به عرصه ی سینما گذاشتند،اکثرا حاصل شورش های آرمان خواهانه ی 1968 بودند.

از معروف ترین چهره های این دوره می توان برناردو برتولوچی، مارکو بلوکیو، الیو پتری، دامیانو دامیانی، اتوره اسکولا را نام برد.

مشهورترین کارگردان این دهه از سینمای ایتالیا بی شک برناردو برتولوچی است.

برتولوچی با فیلم « پيش از انقلاب» (1964) مشهور شد.اما شهرت اصلی او به ویژه در ایران به فیلم آخرین تانگو در پاریس» (1972) باز می گردد.جایی که وی نوعی دگرگونی در حوزه مضمونی و روایی را عرضه کرد.

با نگاهی به فیلم های برتولوچی متوجه می شویم که وی رویه ای متفاوت از هم وطن های نئورئالیست خود در پیش گرفت.

از فیلم های دیگر برتولوچی می توان به 1900،آخرین امپراطور،رویا زدگان، زیبای ربوده شده،بودای کوچک اشاره کرد.

دیگر کارگردان قابل ذکر این دوره فرانکو زفیرلی سازنده ی «رومئو و ژولیت»، «عشق ابدی، و «برادر خورشید خواهر ماه» می باشد.

از دهه ی هشتاد به امروز

از اوایل دهه ی هشتاد،مشکلات اقتصادی روز به روز سینما را به طرف سطحی نگری سوق داد.فیلم های هالیوودی که با امکانات فراوان و تکنیک های چشم گیر وچهره های جهانی سعی در تسخیر سینماهای دنیا داشتند وهم چنین ورود تلویزیون به میدان عملا سرزندگی را از سینمای ایتالیا سلب کرد.

در سال 1984 ایتالیا بدترین شرایط حیات خود را تجربه کرد.در این سال به دلیل عدم استقبال مردم این کشور تنها 30 فیلم در این کشور ساخته شد که در مقایسه با تولید نزدیک به 300 فیلم در اواخر دهه ی 1960 یک فاجعه محسوب می شد.

مهم ترین اتفاق دهه ی 80 سینمای ایتالیا ساخته شدن فیلم «سینماپارادیزو» (1988) جوزپه تورناتوره  است که موفق به کسب اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان هم شد.از دیگر فیلم های این کارگردان خوش ذوق می توان به «افسانه 1900» و «مالنا» اشاره کرد.

در ابتدای دهه ی 1990 یعنی در مراسم اسکار 1992 فیلم «مدیترانه» ساخته ی گابریل سالواتوره از ایتالیا موفق به کسب جایزه ی اسکار بهترین فیم غیر انگلیسی زبان شد.

در دهه ی 1990 برای نخستین بار دو فیلم ایتالیایی زبان «پستچی» (1994) مایکل رادفورد «زندگی زیباست» (1997) روبرتو بنینی موفق شدند نه در بخش فیلم غیر انگلیسی زبان که به عنوان فیلم های اصلی،کاندیدای دریافت جایزه ی اسکار شوند.

از دیگر فیلم های این دوره ی ایتالیا می توان به دو فیلم «دزد بچه‌ها» (1992) و «لامریکانو» (1994) ساخته جیانی املیو و فیلم «اتاق پسرم» محصول سال 2001 ساخته نانی مورتی اشاره کرد.

۱۵-۴-۱۳۸۹ ۰۴:۱۳ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : soheil, دشمن مردم, john doe, سروان رنو, Classic, دلشدگان, بانو, siyavash1357, norman.bates, 1991, وال ای, سم اسپید, اسکورپان شیردل, ترومن بروینک, مگی گربه, چارلز کین, رزا, مارشال ویل کین, اکتورز, BATMAN
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,291
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 43


تشکرها : 4173
( 7603 تشکر در 964 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: سینمای ایتالیا

یه نکته ای که در مورد سینمای ایتالیا همیشه برام جالب بوده - به خصوص سینمای کلاسیک اش - نام گذاری جذاب فیلم هاشون هست. مثلا این نام ها به نظر من جز بهترین نام فیلم های تاریخ سینما هستند و به نوعی خیلی پر طمطراق هستند علاوه بر اینکه کاملا موضوع فیلم رو بازتاب می دن :

رم ، شهر بی دفاع  ( اشاره به اعلام این شهر به عنوان شهر غیر جنگی به دلیل دارا بودن آثار باستانی زیاد )

آلمان ، سال صفر  ( اشاره به آلمان ویران شده بعد از جنگ )

اروپا 51  ( اشاره به اوضاع اجتماعی  یک خانواده در اوایل دهه 50 میلادی )

زمین می لرزد  ( ویسکونتی ؟)

خوب ، بد ، زشت  ( وسترن ماندگار و متفاوت سرجیولئونه )

سینما پارادیزو  ( عشق و نوستالژی  جوزپه تورناتوره )

 به خاطر یک مشت دلار 

واقعا هر کدوم از این اسم ها به راحتی به اندازه کل داستان فیلم حرف می زنن. صنعت ایجاز در نهایت کمال .  مثلا به خاطر یک مشت دلار رو در نظر بگیرین. همه فیلم موضوع اش همینه . همه کارهای قهرمان فیلم به خاطر یه مشت دلاره ، گرچه کمی چاشنی انسانیت هم قاطی اش میشه تا کلینت ایستوود محبوب برای ما محبوب تر بمونه.


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۲۴-۴-۱۳۸۹ ۰۸:۲۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دشمن مردم, بهزاد ستوده, سامورایی, siyavash1357, دلشدگان, Savezva, norman.bates, sepid12ir, nader_1971_a, مگی گربه, رزا, اکتورز
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: