ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم
نویسنده پیام
Kurt Steiner آنلاین
commanding the 12th Parachute Detachment
*

ارسال ها: 5
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۹۳
اعتبار: 0


تشکرها : 2
( 7 تشکر در 4 ارسال )
شماره ارسال: #761
RE: درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم

با یاد خدا و امید به الطاف او

فیلمهای مورد جسنجوی خود را به حضور دوستان با محبت ؛ علاقه مند و کنجکاو  ارائه مینمایم و پیشاپیش از آنها به خاطر یاری در شناسایی عناوین فیلمها قدردانی میکنم .

( به منظور اینکه پستها زیادی اشغال نشود ، تمام سوالاتم را در یک پست می گذارم و به همین خاطر از مدیر سایت و جناب  سروان رنو عزیز پوزش می طلبم )

این لیست از فیلمهای قدیمی دهه شصت شروع و به  فیلمهای این اواخر ختم میشود .

1-      فیلم سینمایی به عنوان شهر دراکولا پخش از تلوزیون در سالهای اولیه 61-60 موضوع فیلم : داستان دو مرد همسفر که  با سورتمه و سگ هایشان از میان برف وکولاک  می خواهند شهری را  که لقبش دراکولا است ، پیدا کرده و خود را به آنجا  برسانند . در راه یکی از همسفران جان آن دیگری را میگیرد و با پولهای او می گریزد و خود را به  شهر می رسد اما سگ مقتول که به صاحبش وفادار و وابسته است قاتل را تعقیب میکند و در انتهای فیلم او را از بین میبرد .

2-      فیلمی قدیمی کلاسیک و زیبا پخش در اوایل دهه شصت درتعطیلات نوروز ( بگمانم یکبار دیگر در برنامه هنر هفتم )

  موضوع فیلم یک داستان فانتزی و کلاسیک در قرن گذشته، داستان رقابت دو شهر و دو قلمرو (به این نام یعنی  داستان دو شهر فیلمی در رابطه با انقلاب فرانسه هست  که موضوعی متفاوت دارد ) که به مخترعین شهر دستور ساخت یک توپ عظیم را در یکی از این دو شهر می دهند تا شهر مقابل را ویران کند . در رقابت این دو شهر جاسوسانی برای از بین بردن این جنگ افزار ویرانگر  فرستاده که  دستگیر میشوند . درنهایت موقع شلیک توپ  خود افراد هستند که از بین میروند و یخ می زنند؟ .

3-       فیلم با موضوع کودک ، مادر و مهاجرت . پخش از تلوزیون در اوایل دهه شصت  .مادری بعد از سالها برای برگرداندن کودک خود که در زمان جنگ  به دست خانواده ای خارجی (به گمانم نروژ ؟سوییس  ؟ ) سپرده شده  تا او را بزرگ کنند ؛ خود را با قطار و هزاران امید به کشور و شهر او میرساند .اما بچه که در خانواده و میان همسالان هم مدرسه ای خود موقعیت خوبی دارد او را نمی شناسد .هدایای او رانمی پذیرد ، طردش میکند واو را به مادری قبول نمیکند و در اینجا مادری میماند تنها و مستاصل شده در شهری که  او  زبانشان را نمی فهمد _ حس تنهایی و استیصال و آسیب پذیری مادر چقدر در فیلم پررنگ بود- اما زمانی که بچه های مدرسه  به مادر به عنوان یک خارجی غریبه  برف پرتاب میکنند ، پسر ناخواسته از مادرش طرفداری میکند و به مقابله با کودکان بر می خیزد و نهایتا او را مادر صدا می کند و با او به کشورش  بازمی گردد

4-      فیلم قدیمی ژاپنی پخش از شبکه  یک در دهه شصت . موضوع : دوران فئودالها و به صلیب کشیده شدن ژاپنی هایی که به آیین مسیح روی می آوردند با  صحنه هایی دلخراش  از فیلم که کتاب های مقدس آنها سوزانده می شد و آنها شکنجه و به صلیب کشیده میشدند و زنده سوزانده میشدند اما آنها از آیین خود دست بر نمی داشتند .

5-      فیلم قدیمی ژاپنی مربوط به دوران اشغال ژاپن توسط نیروهای آمریکایی و شکنجه های ژاپنی ها درتوکیوی اشغالی . پخش از برنامه قدیمی هنر هفتم : صحنه ای از فیلم که نیروهای آمریکایی یکی از ژاپنی ها را بعد از شکنجه  از هواپیمای نظامی به  بیرون پرت می کنند جز صحنه های ماندنی فیلم است ( فکر میکنم  زمان فیلم طولانی و دو ساعت و نیم  بود  )

6-      فیلم مربوط به جنگ جهانی دوم پخش از برنامه  قدیمی هنر هفتم درباره کودکی که ابتدا تصور می شد آلمانی و سپس ماهیت لهستانی او کشف شد و توسط یک درجه دار پیر و خشن آلمانی کودک شکنجه می شد صحنه ای از فیلم مربوط  به زمانی است که کودک را جهت شکنجه در یک انباز آذوقه حبس و از بالا انبوهی از چغندر بر سرش ریخته میشد تا او آنها را پوست بکند

7-      فیلم کاندایی ؟ پخش از برنامه سینما چهار در سالهای 86-85 موضوع فیلم : یک جوان جنتلمن و وارث املاک اجدادی در یکی از شهرهای دورافتاده کانادا  . در ابتدا مرد جوان  وارد شهر میشود و در نظر دارد میراث خانوادگی چندین نسل پیش از خود را به بنگاهی سودجو بفروشد اما با دختری در آنجا آشنا شده و درنهایت منصرف میشود و کمک میکند اهالی شهر از دست سودجویان خلاص شوند و خود یک بنگاه اقتصادی تاسیس کنند؟

8-      دو فیلم امریکایی –کاندایی  ؟ مشابه فیلم ساعت نامیدی از همفری بوگارت هر دو فیلم پخش از سینما چهار در سالهای 86- 84 الف :در فیلم اول در یکروز آفتابی  و زیبا زنی به آشپزی وامور روزانه خود مشغول است که یک مرد عقب افتاده و روانی وارد خانه زن جوان میشود وبرای چندین  روز اورا گروگان گرفته و به زن می گوید درها را قفل و به همسایگان بگو همه چیز عادی است زن سعی میکند مهاجم را آرام نگهدارد و او را راضی کند تا رهایش کند .تا اینکه زن می گریزد و مرد در خانه محبوس می ماند  .      ب : در فیلم دوم چند مرد گریخته  از زندانی در کانادا ؟ در میان یک شب کولاک و برفی وارد خانه ای مبشوند که فقط چند کودک در آنجا هستند  یکی از مردان بااتومبیل خانه از بقیه جدا شده و فرار میکند اما توسط پلیس در جاده های برفی گیر می افتد زندانی دیگر اهالی را گروگان می گیرد اما یکی از اهالی ها چراغهای خانه را خاموش و در تاریکی با اتومبیل دیگر بگمانم برف روب میگریزد و در نهایت مهاجمان  دستگیر یا کشته میشود

9-      و اما آخرین فیلم یک انیمیشن ژاپنی است در باره این فیلم بصورت مجزا باید بگویم

  این فیلم کوتاه که  دارای  نگاه انزاعی است در پاییز سال 75 از شبکه سوم که چند سالی از شروع بکارش نمیگذشت  برای یکبار؟ پخش شد . بعدها باظهور اینترنت به جستجوی فیلم با عناوین راهب و زن و اژدها پرداختم که چیزی یافت نشد

اما موضوع فیلم  مطابق بخش تحلیل که بعد از فیلم پخش شد به شرح ذیل است :

مردی  راهب با دیگر راهبان جهت دریافت اعانه و انجام امور مذهبی از شهری گذر می کنند . آنها در پایان  روز  در خانه زنی که به خوش نامی معروف نیست  توقف می کنند . زن دلباخته مرد راهب میشود  و از او تقضای عمل سو میکند اما مرد راهب که نمی خواهد مطابق تعالیم  دامنش را آلوده کند نمپذیرد . زن اصرار میکند و راهب از خانه  آن زن می گریزد اما زن او را رها نمی کند و به دنبال او میرود . در راه کفش از پایش بیرون می آید و با پای خون آلود و  حالی نزار پی راهب میرود . در راه او راصدا می زند . مردم زن را باتعجب نظاره و مسخره میکنند . به او ناسزا می گویند و به سمت او اشیایی پرتاب میکنند  .

راهب سوار قایقی میشود و به آن سوی دریا میرود در راه وقتی به پشت سرش نگاه می کند می بیند زن همچنان به دنبال اوست . زن بی محابا خود را به دریا میزند و در میان امواج غرق میشود . مرد با حیرت و ناراحتی به راه خود ادامه میدهد اما وقتی دوباره برمی گردد اژدهایی را مبیند که  درمیان امواج سهمگین و خروشان  دریا  سر بر می آورد  . راهب شتابش را بیشتر میکند خود را به شهر آنسوی دریا می رساند با عجله به معبد شهر میرود و از کاهن بزرگ معبد کمک می خواهد کاهن با کمک شاگردان برروی بدن او دعا می نویسند . سپس  راهب را در حالی که تسبیح در دست دارد در درون زنگ بزرگ معبد پنهان میکنند .

شب فرا میرسد و در تاریکی ، سکوت و خلوتی شهر اژدها آرام آرام از میان دریا به ساحل شهر میرسد در شهرهمه جا پی راهب می گردد تا اینکه به معبد  میرسد . گویی که  وجود مرد راهب را احساس میکند داخل معبد میشود و چرخی آتشین دور  زنگ معبد زده ، سپس به آرامی ار آنجا دور میشود

  فردای آنروز به دستور کاهن ، شاگردان زنگ را بلند میکنند تا راهب را بیرون آورند اما...

از راهب فقط اسکلتی از جنس خاکستر  بجا مانده او را می بینند که همچنان تسبیح در دست دارد ، ناگهان باد می وزد و خاکستر اورا با خود میبرد و فقط تسبیح از او بجا می ماند.

با تشکر

Kurt Steiner


دنیا فریبنده و دل انگیز است اما دوامی ندارد .
امروز ۰۵:۴۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : شرلوك
شرلوك آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 109
تاریخ ثبت نام: آذر ۱۳۸۹
اعتبار: 13


تشکرها : 471
( 452 تشکر در 87 ارسال )
شماره ارسال: #762
RE: درخواست راهنمايي در مورد نام فيلم

(امروز ۰۵:۴۴ عصر)Kurt Steiner نوشته شده:  

با نام خدا و امید به الطاف او

دسته دوم  فیلمهای مورد جسنجویم   را به حضور دوستان با محبت ؛ علاقه مند و کنجکاو  ارائه مینمایم و پیشاپیش از آنها به خاطر یاری در شناسایی عناوین  فیلمها  قدردانی میکنم .

( به منظور اینکه پستها زیادی اشغال نشود ، تمام سوالاتم را در یک پست می گذارم و به همین خاطر از مدیر سایت و جناب  سروان رنو عزیز پوزش می طلبم )

این لیست از فیلمهای قدیمی دهه شصت شروع و به  فیلمهای این اواخر ختم میشود .

آقا نذاشتی یک نفس راحت بکشیم. تازه داشتم دنبال فیلم دانته میگشتم. خدا خیرت بده.

:D

امروز ۰۵:۵۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: