ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 4 رای - 3.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سینمای وحشت
نویسنده پیام
سناتور آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 140
تاریخ ثبت نام: ارد ۱۳۸۹
اعتبار: 6


تشکرها : 497
( 494 تشکر در 111 ارسال )
شماره ارسال: #21
RE: سینمای وحشت

من یک فیلم دیدم محصول 2009 با نام ORPHAN فیلم آخر دلهره هست وبه قول معروف به یک باردیدنش می ارزه. پیشنهاد میکنم دوستان یک بارهم که شده فیلم رو ببینند.

۹-۱۱-۱۳۹۰ ۱۱:۴۱ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آوینا, کاپیتان اسکای, دزیره, علی بی غم
آوینا آفلاین
ته تغاری کافه !
**

ارسال ها: 46
تاریخ ثبت نام: بهم ۱۳۹۰
اعتبار: 3


تشکرها : 875
( 246 تشکر در 40 ارسال )
شماره ارسال: #22
RE: سینمای وحشت

من فیلم حلقه رو دوست دارم واقعا جذاب و تماشاییه ، و مهمتر از همه داستانش طوریست که قابل باوره


۹-۱۱-۱۳۹۰ ۱۱:۴۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, علی بی غم
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,080
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 32


تشکرها : 2613
( 4393 تشکر در 814 ارسال )
شماره ارسال: #23
RE: سینمای وحشت

آوینا جان  (تصدق آواتارت ! )

طبق قانون کافه مطالب باید از خود دوستان باشه ( هر چند ساده و کوتاه ) . مطلب فیلم روانی (پست بالا ) مربوط به سایت ویکی پدیا است. لطفا مطلب رو ویرایش کنید چون حذف میشه. البته نگران نباشید چون اکثر دوستان تازه وارد ، اوایل از این اشتباهات می کنند اما به مرور به راه راست هدایت می شن. البته برای بعضی ها هم خود ما ، راه راست را به سوی آنها کج می کنیم تا مشکلی پیش نیاد !

ارادتمند

سروان رنو

و اما بعد ...

این فیلم آناکوندا جزو وحشتناکترین فیلم هایی بوده که من تا حالا دیدم. اکثر کسانی که بار اول می ببین حسابی وحشت می کنن . خیلی خوش ساخت است. خواهر جنیفر لوپز بازی می کنه و ابوی خواهر آنجلینا جولی هم توش هست.

 


زندگی به دو نیم است ؛ نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول .
۱۰-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۱۰ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, آوینا, اسکارلت اوهارا, دزیره, زاپاتا, الیشا, ژان والژان, علی بی غم, Papillon, مایکل اسکافیلد
آوینا آفلاین
ته تغاری کافه !
**

ارسال ها: 46
تاریخ ثبت نام: بهم ۱۳۹۰
اعتبار: 3


تشکرها : 875
( 246 تشکر در 40 ارسال )
شماره ارسال: #24
RE: سینمای وحشت

(۱۰-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۱۰ صبح)سروان رنو نوشته شده:  

آوینا جان  (تصدق آواتارت ! )

طبق قانون کافه مطالب باید از خود دوستان باشه ( هر چند ساده و کوتاه ) . مطلب فیلم روانی (پست بالا ) مربوط به سایت ویکی پدیا است. لطفا مطلب رو ویرایش کنید چون حذف میشه. البته نگران نباشید چون اکثر دوستان تازه وارد ، اوایل از این اشتباهات می کنند اما به مرور به راه راست هدایت می شن. البته برای بعضی ها هم خود ما ، راه راست را به سوی آنها کج می کنیم تا مشکلی پیش نیاد !

ارادتمند

سروان رنو

چشم ، ولی سروان مطالب بعضی کاربرا هم از سایت های دیگه است 


تو این دیار برد با اوناییه که از مخشون کار میکشن. بخوای از دلت مایه بذاری سوختی.
۱۰-۱۱-۱۳۹۰ ۱۲:۱۸ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, علی بی غم
گرتا آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 48
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 20


تشکرها : 831
( 686 تشکر در 46 ارسال )
شماره ارسال: #25
RE: سینمای وحشت

Der Student von Prag

دانشجویی در پراگ

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1329071636_933_63861abf6d.jpg

فیلم دانشجویی در پراگ، محصول آلمان در سال 1913، از نمونه های اولیه ژانر وحشت محسوب می شود که از لحاظ بصری دربردارنده شکل اولیه برخی از مفاهیمی است که در فیلم های این ژانر فراوان مورد استفاده قرار می گیرد.

در این فیلم که کارگردانی آن را پل وگنر و استلان رای بر عهده داشتند،  پل وگنر، جان گاتوت و گرت برگر به ایفای نقش پرداختند.

فیلم، داستان دانشجویی به نام بالدوین است که در شهر پراگ تحصیل می کند. وی  که شمشیرزن ماهری نیز هست و با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می کند، موفق می شود کنتسی را از غرق شدن نجات دهد. بالدیون که دانشجوی فقیری بیش نیست، نومیدانه عاشق کنتس می شود تا ابنکه روزی ساحری به نام اسکاپینلی به ملاقات بالدوین می آید و به او پیشنهاد امضای یک قرارداد می دهد؛ ثروت فراوان در ازای اینکه اسکاپینلی هر چه می خواهد از اتاق بالدوین بردارد. بالدوین یک لاقبا که می داند چیز به درد بخوری در اتاقش وجود ندارد، با شادی قرارداد را امضا می کند و اسکاپینلی در ازای مقدار زیادی پول، تصویر بالدوین را از داخل آینه بیرون می آورد و آن را با خودش می برد. بالدوین که گیج شده، اهمیت چندانی نمی دهد، چون به هر حال یک تصویر در مقابل ثروتی هنگفت اهمیت چندانی نمی تواند داشته باشد...

البته بالدوین به این فکر نمی کند که اگر بخواهد خودش را در آینه نگاه کند و تصویری نبیند، چه احساسی به او دست خواهد داد؟! یا اگر ببیند بالدوین دیگر، برای خودش راست راست در خیابان راه می رود و توجهی هم به او نمی کند...؟! شاید هم این نیمه دوم، در مواقع خاصی سر برسد و بساط عیش او را بر هم بزند..!

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1329072007_933_ea96c47ac0.jpg

فیلم دانشجویی در پراگ که از اولین فیلم های سینمای اکسپرسیونیست به شمار می آید، با استفاده از مفاهیم به کار رفته در افسانه فاوست و برخی آثار دیگر، با موفقیت رو برو شد و بعضی ایده های موجود در آن بعدا نیز در آثاری مثل متروپلیس به کار گرفته شد.

یکی از صحنه های به شدت اکسپرسیونیست فیلم، صحنه ایست که بالدوین با عده ای سر میز قمار نشسته و نور، افراد دور میز را از پس زمینه تاریک پشت سرشان متمایز می کند. افرادی که می بازند، یکی یکی در تاریکی محو می شوند و در نهایت، بالدوین برای چند لحظه تنها باقی می ماند و ناگهان تصویر خودش در مقابلش ظاهر می شود که او را دعوت به بازی می کند.

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1329071562_933_97b230d7bb.jpg

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1329071858_933_d0b0a12bc6.jpg

یکی دیگر از صحنه های معروف فیلم هم زمانی است که تصویر بالدوین قدم به بیرون از آینه می گذارد و همراه اسکاپینلی می رود. بعدا فیلم های دیگر هم از صحنه های خروج تصویر از آینه به اشکال مختلف استفاده کردند. به علاوه، نمایش دادن دو بالدوین در یک فریم که در بعضی قسمت های فیلم شاهد آن هستیم، سبب می شود که این فیلم از نظر جلوه های ویژه نیز قابل توجه باشد.

با توجه به پیروزی نیروی شیطانی در پایان فیلم، می توان یکی از نقاط قوت دانشجویی در پراگ را (مخصوصا با توجه به زمان ساخت آن)، کلیشه ای نبودن پایان فیلم دانست. اسکاپینلی ساحر با اینکه حضور زیادی در فیلم ندارد، یکی از نمونه های اولیه شیاطین در فیلم های ژانر وحشت محسوب می گردد.

شاید یکی از انتقاداتی که بتوان به فیلم مطرح کرد، این باشد که پل وگنر- که بعدا در فیلم های دیگری از ژانر وحشت حضور موفق تری داشت- چندان مناسب نقش جوان دانشجو نیست، به خصوص اینکه در فیلم می شنویم که او شمشیرزن ماهر و شجاعی است، ولی اثر و نشانه چندانی از این گفته در خود بالدوین نمی یابیم.

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1329072486_933_f94c05d79f.jpg

در یکی از قسمت های فیلم بالدوین قرار است با نامزد کنتس دوئل کند، ولی بیننده، تصویری از این مبارزه نمی بیند و فقط از طریق نوشته های فیلم، از نتیجه آن آگاه می شود. در شرایطی که قرارهای کنتس و بالدوین در فیلم، بدون هیچ دلیلی و احتمالا تنها برای اینکه جو ترسناک تری ایجاد شود، در قبرستان صورت می گیرد (!)، استفاده از صحنه دوئل در فیلم می توانست به ایجاد دلهره و ترس بیشتر کمک کند.

یکی دیگر از نکته های قابل توجه فیلم، حضور شخصیتی به نام لیدوشکا است که دختری است با ظاهری شبیه کولی ها که به بالدوین علاقه دارد و نسبت به کنتس حسادت می کند. این دختر که به فکر بالدوین است، از دیوار خانه ها بالا می رود و دزدکی افراد را نگاه می کند و عجیب این است که هیچ کسی متوجه حضور او نمی شود، حتی در زمانی که کاملا مقابل افراد ایستاده و آنها را زیر نظر دارد! آخر داستان هم دیگر او را نمی بینیم، ولی طبیعتا چیزی نباید عایدش شده باشد و مشخص نیست اصلا چرا چنین شخصیتی در فیلم حضور داشت!

فیلم دانشجویی در پراگ، در شهر پراگ فیلمبرداری شده است و در آن مناظری از بناهای تاریخی و قدیمی پراگ نیز دیده می شود که تماشای آنها امروزه و با گذشت حدود صد سال از ساخت این فیلم خالی از لطف نیست.

با این اوصاف، شاید برای افرادی که علاقه مند به مطالعه ژانر وحشت از ابتدای پیدایش آن هستند، این فیلم شروع خوبی باشد.


چه پر شتاب فرو می ریزند شن های زمان، مگر آن هنگام که در سختی باشیم! (گوژپشت نتردام/1923)
۲۳-۱۱-۱۳۹۰ ۱۱:۲۳ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ترومن بروینک, Classic, سم اسپید, ژان والژان, دزیره, اسکورپان شیردل, میثم, چارلز کین, زاپاتا, علی بی غم, هری لایم, راتسو ریــزو, حمید هامون, ممل آمریکایی, Papillon, نوستالژیکا, بانو, مایکل اسکافیلد, KESSLER
نوستالژیکا آفلاین
کاربر دوره آزمایشی
**

ارسال ها: 12
تاریخ ثبت نام: آذر ۱۳۹۰
اعتبار: 0


تشکرها : 8
( 29 تشکر در 11 ارسال )
شماره ارسال: #26
RE: سینمای وحشت

نوسفراتو رو جدیدا دیدم. مو به تن آدم سیخ می شه. آدم تعجب می کنه چگونه با آن امکانات کم چنین دراکولای هراس آوری را ساخته اند. شب اول از ترس از خواب بیدار شدم! فیلم های جدید بیشتر سادیستیک هستند و شوکه کننده، اما هراسی که به اعماق وجود آدم نفوذ کنه در اونها دیده نمی شه. بیشتر خوی بهیمی آدم رو زنده می کنند. مفتش هم گرونه. جز فیلم حلقه که اون هم داستانش نامعقول و باورنکردنیه و کلا فیلم های وحشتناک ژاپنی ها همینطوریه یعنی وحشتناکه ولی نامعقوله. البته کسی از فیلم هراس آور شب بیست و نهم خودمون یاد نکرده که تمام فیلم های غربی رو تو جیبش می ذاره. وقتی این فیلم رو دیدم نوجوون بودم و شب با جیغ از خواب پریدم.

۲۵-۱۱-۱۳۹۰ ۰۵:۳۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مایکل اسکافیلد, KESSLER, علی بی غم
گرتا آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 48
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 20


تشکرها : 831
( 686 تشکر در 46 ارسال )
شماره ارسال: #27
RE: سینمای وحشت

گولم (غول)  1920

The Golem: How He Came into the World

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330250338_933_588925dd68.jpg

یکی از نمونه های برجسته سینمای اکسپرسیونیست آلمان که سبب شد کارگردان و بازیگر آن پل وگنر به عنوان یکی از پیشگامان سینمای اکسپرسیونیست، جایگاهی در تاریخ سینما بیابد، فیلم گولم (غول) محصول 1920 می باشد. این فیلم با نام کامل تر گولم:چگونه به این جهان آمد، در اصل قسمت سوم از سه گانه گولم است که متاسفانه دو قسمت پیشین آن با نام های گولم (1915) و گولم و دختر رقصان (1917) امروزه از دست رفته محسوب می شوند.

در این فیلم پل وگنر، آلبرت اشتاین راک، لیدا سلمونوا و هانتس استارم به ایفای نقش پرداختند و کارگردانی آن را پل وگنر و کارل بوئس بر عهده داشتند. پل وگنر زمانی که در پراگ مشغول ساخت فیلم دانشجویی در پراگ (که پیش از این در مورد آن صحبت شد) بود، افسانه گولم* را از یهودیان پراگ شنید و تصمیم به ساخت فیلمی بر مبنای آن گرفت و در این راه از رمان گولم نوشته گوستاو میرنیک استفاده کرد که فیلمنامه فیلم در واقع اقتباسی از آن است.

داستان فیلم در رابطه با یهودیان پراگ در قرن شانزدهم میلادی است که توسط امپراطور مسیحی مورد تهدید و آزار قرار می گیرند و به آنها دستور داده می شود خانه و کاشانه خود را ترک کنند. خاخام جودا لوف** که از رهبران جامعه یهودیان پراگ است، تصمیم می گیرد تا با بهره گیری از جادو یک گولم ساخته و به آن جان دهد، به این امید که با یاری این غول موفق شود قوم خود را نجات دهد...

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330250440_933_614918617f.gif

شاید گولم به عنوان یک نجات دهنده بد عمل نکند، ولی ممکن است این جادوی سیاه خاخام لوف، اثرات جانبی و مخربی نیز به همراه داشته باشد....

در این بین یکی از شوالیه های امپراطور به نام فلورین، عاشق میریام دختر خاخام لوف می شود و رابطه ای بین این دو شکل می گیرد، رابطه ای که ریسک بزرگی برای دختر یک خاخام محسوب می شود. شاید هم دستیار خاخام لوف که عاشق میریام است و نسبت به فلورین حسادت می کند، به فکر این بیفتد که گولم استفاده دیگری هم می تواند داشته باشد و می شود با آن فلورین را سر جای خود نشاند...!

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330250517_933_162751e21e.jpg

****

می توان گفت فیلم های ترسناک اولیه در بستر سینمای اکسپرسیونیست آلمان شکل گرفتند و فیلم گولم از فیلم های تاثیرگذار در این رابطه بوده است. تاثیر این فیلم بر فیلم فرانکنشتاین جیمز ویل کاملا آشکار است و شاید بتوان شخصیت گولم را جد فرانکنشتاین دانست! فیلم متروپولیس فریتس لانگ هم به نوعی امتداد همین موضوع آدم مصنوعی و ساختگی بود که در این فیلم مطرح شد. مثل خیلی از آثار ترسناک آن دوره، این فیلم را امروزه به عنوان اثری قدیمی و به یادماندنی از دوران اولیه سینما می بینیم و نه به عنوان فیلمی که واقعا ترسیدن را از آن انتظار داشته باشیم. این نوع فیلم ها، حتی اگر موفق به ترساندن بیننده امروزی شوند، حس ترسی طنزآلود را به او منتقل می کنند.

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330250664_933_c2f7f3a241.jpg

یکی از امتیازات این فیلم، فیلمبردار آن کارل فرویند است که به عنوان فیلمبردار، دارای کارنامه درخشانی در سینمای اکسپرسیونیست می باشد و فیلمبرداری آثاری چون متروپولیس را بر عهده داشته است.  در این فیلم نیز، تقابل شدید نور و سایه و رنگ سیاه و سفید را می بینیم که جوی رعب انگیز را به وجود آورده است و به ویژه در نسخه دی وی دی این قدر این تمایز زیاد می شود که گاهی چشم ها به شکل حفره هایی سیاه در صورتی کاملا سفید به نظر می آیند. به علاوه، از هنرنمایی هانتس پولتزیگ در طراحی صحنه نیز نباید غافل بود که از سبک ساختمانهای قرون وسطایی، در خلق فضایی هراس انگیز بهره برده است.


http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330250575_933_af9da0b5ae.jpg

بازیگری در این فیلم مثل دیگر آثار آن دوره توام با اغراق است. پل وگنر در نقش گولم در این فیلم، بیش از آنکه ترسناک باشد، بامزه و دوست داشتنی است. راه رفتنش بیش از اینکه شبیه غولی با گام های سنگین باشد، شبیه کودکی که تازه به راه افتاده، از آب درآمده است! در بعضی صحنه های فیلم حضور غول توام با طنزی ملایم است. یکی از قسمت های طنزآلود فیلم زمانی است که خاخام، غولی را که قرار است قومی را نجات دهد، تا فرارسیدن موقعیت مناسب، موقتا به کارهای دیگر می گمارد و بنابراین زنبیل به دست نجات دهنده خود داده و او را برای خرید سبزی و خوار و بار به بقالی محل می فرستد! البته بچه های کوچه و بازار هم با دیدن گولم ترسیده و فرار می کنند!

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330250778_933_9cb26bf644.jpg

 بعد از بازگشت از خرید هم غول به آشپزخانه فرستاده می شود تا بلکه بتواند در آنجا مفید باشد! گولم چندان بی رحم هم نیست و هم در مورد میریام دختر خاخام و هم در پایان فیلم در مورد بچه ها تا حدی احساسات نشان می دهد و بنابراین می توان گفت بیشتر غولی بی عقل است تا بی احساس!

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330251052_933_3cb74a87a3.jpg

یکی از سکانس های به یادماندنی فیلم زمانی است که خاخام لوف، در مجلس امپراطور تاریخچه قوم خود را به حاضران نشان می دهد و حاضران مجلس تصاویر مربوط به آن را به مدد معجزه خاخام، روی پرده ای شبیه پرده سینما می بینند. سکانس آماده شدن گولم توسط خاخام و دستیارش نیز از قسمت های خاطره انگیز فیلم است.

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330251118_933_8e74fa7413.jpg

یکی از نکات قابل توجه در مورد این فیلم، این است که حوادث آن در پس زمینه ای سیاسی و اجتماعی اتفاق می افتد (مساله آزار جامعه یهودیان پراگ) و شاید در بین فیلم های ترسناک از این جهت اولین مورد باشد. بعضی کارشناسان، با توجه به وقایعی مثل هولوکاست، فیلم را مورد بازنگری قرار داده و در این خصوص دیدگاههای متفاوتی ارائه داده اند. عده ای از آنها فیلم را با توجه به بیان مساله آزار یهودیان پراگ، طرفدار یهودیان می دانند و عده ای دیگر به خاطر هاله خوف انگیزی که یهودیان را در برگرفته و استفاده خاخام از جادوی سیاه و نتیجه مخربی که به بار می آورد، فیلم را یهودی ستیز دانسته اند. این دسته عقیده دارند که این فیلم بیان کننده همان رویکردی است که بعدا توسط آلمان نازی دنبال شد. به نظر می رسد دیدگاه اول درست تر باشد، به ویژه اینکه خاخام لوف با نیتی خیر گولم را می سازد.

البته با وجود دیدگاه توام با احترام فیلم نسبت به یهودیان، نمی توان این مساله را که در فیلم یهودیان بیشتر همراه با رنگ های تیره نمایش داده می شوند و غیریهودی ها با رنگ چهره و لباس های روشن تر و این مساله احتمالا خصوصیت کهن بودن را در مورد یهودیان و نو بودن را در مورد مسیحیان القا می کند، نادیده گرفت.

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330251199_933_48219cbbe2.jpg

در صحنه آخر فیلم، گولم را می بینیم که به بچه هایی که به وضوح یهودی نیستند ( متفاوت از کودکان یهودی که پیش تر در فیلم دیده ایم، هستند) علاقه نشان می دهد و توسط آنها از حرکت می ایستد و نیروی مخربش خاموش می شود و بعد یهودیان آمده و گولم یا همان نجات دهنده خود را می برند و در قلعه را هم پشت سر خود می بندند. سپس فیلم با نمایش آرم ستاره داوود و شاید این سوال در ذهن بیننده که "آیا به راستی یهودیان برای همیشه به درون قلمرو خود خزیدند؟" به پایان می رسد.

http://cafeclassic3.ir/imgup/933/1330251275_933_6241596f38.jpg

---------------------------------------------------------

*گولم در فرهنگ و افسانه های یهودیان، کالبد اولیه بی جانی است که بعدا به آن جان داده می شود. طبق برخی از منابع دینی یهود، خدا به کسی که به درجه بالایی از ایمان و عرفان برسد، توانایی آفرینش می دهد و آن فرد می تواند کالبدی بی جان (گولم) از خاک ساخته و در آن روح بدمد.

** خاخام جودا لوف یا یهودا لوف بن بظالل (1520-1609) از عالمان معروف یهودی است که داستان جان دادن به گولم توسط او از داستان های معروف در فرهنگ عامه یهودیان اروپاست.

 



فایل های ضمیمه بند انگشتی
               

چه پر شتاب فرو می ریزند شن های زمان، مگر آن هنگام که در سختی باشیم! (گوژپشت نتردام/1923)
۷-۱۲-۱۳۹۰ ۰۳:۰۶ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : چارلز کین, اسکورپان شیردل, زاپاتا, بانو, هری لایم, راتسو ریــزو, ژان والژان, Papillon, سروان رنو, مایکل اسکافیلد, مگی گربه, Classic, علی بی غم, دزیره, اینگلبرت
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: