تالار   کافه کلاسیک
اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - نسخه قابل چاپ

+- تالار کافه کلاسیک (http://cafeclassic4.ir)
+-- انجمن: تالارهای تخصصی (/forum-10.html)
+--- انجمن: بازیگران و فیلمسازان (/forum-33.html)
+--- موضوع: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا (/thread-70.html)


اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - سروان رنو - ۸-۶-۱۳۸۸ ۱۲:۲۹ صبح

امروز سالروز تولد و مرگ اینگرید برگمن   Ingrid Bergman  بازیگر محبوب و زیباروی تاریخ سینماست. در این تاپیک به معرفی او و نوشتن هر چیز در مورد این بازیگر بی همتا خواهیم پرداخت.اما برای شروع به مناسبت این روز یک متن زیبا از سالنامه مجله فیلم سال 1383 انتخاب کردم. در آن ویژه نامه که به انتخاب 50 منتقد و کارشناس سینمای ایران می پرداخت و عنوانش بهترین بازیگران عمر ما بود برگمن در میان بازیگران زن اول شد.

این مقاله به قلم نیما محسنی نسب در مورد جادوی اینگرید برگمن در فیلم کازابلانکا ست :

 25 دقیقه  از فیلم گذشته و هنوز خبری از اینگرید برگمن نیست. بوگارت افسانه ای را حسابی تماشا کرده ایم و در پس نگاه تلخ و حسرت بار و گیج اش ، دنبال گمشده ای عزیز می گردیم... شخصیت های فیلم یکی پس از دیگری می آیند و می روند .... اما هنوز خبری از برگمن نیست.... صدای پیانوی دالی ویلسون در کافه ریک طنین انداخته که در کافه باز می شود و  برگمن در لباسی سرتاسر سفید و زیبا ،مردد و نگران، همراه مردی که خودش را ویکتور لازلو معرفی می کند وارد می شود و پشت میزی می نشیند. کافی است نگاه حیران و نگران ویلسن سیاه پوست را ببینیم تا بفهمیم دارد خبرهایی می شود . ایلسا (برگمن) از سام یکی از آهنگ های قدیمی را تقاضا می کند و سام که مشغول نواختن شد ، موقع پرسش اصلی رسیده: « ریک کجاست؟»

سام پیچ و تاب می خورد که ماجرا را پرت کند: « نمی دونم ، تمام شب ندیدمش...امشب دیگه نمی آید...یه دختری هست تو کافه طوطی آبی ،اغلب شب ها می ره سراغ اون ». برگمن رو برمی گرداند و لبخندی می زند که فقط باید ببینید:
« قبلاها بهتر دروغ می گفتی سام!» . بعد ایلسا از سام خواهش می کند که آهنگ "همچنان که زمان می گذرد" را بنوازد اما سام می خواهد طفره برود  :  « بلد نیستم،یادم رفته خانم» و برگمن برای اینکه نغمه جاودانی را به یادش بیاورد در نمای

درشتی شروع می کند به زمزمه کردن آهنگ...لالالالالالا،لالالا  الالا...سام مقاومتی نمی کند و آهنگ فضای کافه را پر می کند، اما هنوز مانده: « شعرش رو هم بخون سام ». این بار دیگر طفره رفتنی در کار نیست، رفیق سیاه پوست ما هم یاد روز های گذشته در سر دارد و می خواند. باشروع ترانه ، یک کلوزآپ دقیقا 25 ثانیه ی از صورت برگمن کافی ست تا آن 25 دقیقه نبودن اش را جبران کند و بگوید چرا ریک اینقدر حسرت به دل و حیران است...
نمای درشت الزا  قطع می شود به ریک که وارد کافه می شود،مستقیم و باشتاب می رود طرف پیانو و با تندخویی به سام اعتراض می کند:« مگه بهت نگفته بودم که دیگه هیچ وقت این آهنگ رو نخونی» سام فقط فرصت می کند با سر به میز کناری اش اشاره کند و با سرعت یک پسر بچه که در مخمصه افتاده آن جا را ترک می کند ، نگاه عاشق و معشوق قدیمی در هم قفل می شود.  دو کلوزآپ کوتاه بوگارت و برگمن در این صحنه جزو دارایی های ارزشمند تاریخ سینماست و گمان کنم سیاهه احساساتی که این دو پلان کوتاه منتقل می کنند، تمام نشدنی باشد .....فقط باید دید ...البته اگر نم اشک چشم ها بگذارد چهره این دو نفر فوکوس بماند. مایکل کورتیز خیلی استاد بوده که فهمیده برای جاودانه شدن این فیلمش فقط کافی ست تمام نقاط اوج قصه را به کلوزآپ دودو زدن چشم های نم دار دو بازیگر نقش اولش  واگذار کند و تردید و عشق توامان صورت برگمن کار ده ها صفحه فیلمنامه و دیالوگ را می کند همه لحظه های اوج فیلم و روبرو شدن های ریک و ایلسا با همین نماهای درشت پیش می رود و تاثیر می گذارد،....

 پ.ن:  خیلی سعی کردم و مواظب بودم  که این پست تا قبل از ساعت 12 شب تموم بشه. چون دیگه فردا 29 آگوست نبود !


    

 




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - Savezva - ۸-۶-۱۳۸۸ ۰۹:۳۵ صبح

با اجازه دوستان مطلبی را که قبلا در وبلاگم در مورد اینگرید برگمن نوشته بودم را خدمتتان تقدیم می کنم:

در طی سالهای مختلف چهره های گوناگونی بر پرده عریض سینما ظهور کرده و به اوج رسیدند. بسیاری از آنان با به جای گذاشتن آثاری بدیع و خارق العاده میراثی برجای گذاشتند که امروز به عنوان گنجینه ای عظیم و گرانبها برای تمامی دوستداران سینما است. در میان این نامهای بزرگ و به نوعی اسطوره های افسانه ای سینما بدون شک اینگرید برگمن جایگاه ویژه ای دارد. این بازیگر سوئدی با استعداد خارق العاده اش و اشتیاقی که برای بازیگری داشت توانست به جایگاهی دست پیدا کند که از او به عنوان یکی از سه بازیگر زن برتر در تاریخ سینما یاد شود.

اینگرید برگمن در 29 آگوست 1915 در استکهلم سوئد به دنیا آمد. او در همان کودکی و در سه سالگی مادرش را از دست داد. فقدان مادر باعث دلبستگی شدید او به پدرش شد که یک عکاس بود. اما در 13 سالگی اینگرید، پدرش را هم از دست دادو عمویش سرپرستی او را به عهده گرفت. علاقه وافر اینگرید به بازیگری تا بدان جا پیشرفت که در سال 1933 وارد مدرسه سلطنتی هنرهای دراماتیک در استکهلم شود. چهره زیبا و معصومش باعث شد که در سال 1934 و در حالیکه فقط سه ماه از حضورش در مدرسه هنر می گذشت اولین نقش سینمایی اش را در جلوی دور بین و در نمایشی با عنوان عروس راهبه بازی کند.

آغاز شهرت برگمن با نقش آفرینی در فیلم اینترمتزو در سال 1936 رقم خورد. او دراین فیلم نقش مقابل گوستاو اکمان هنرپیشه مورد علاقه اش را اجرا کرد و نامش در سینمای سوئد بر زبانها افتاد. برگمن در سال 1937 با پیتر لیندستروم که یک پزشک جوان بود، ازدواج کرد. ماحصل این پیوند دختری به نام پیا بود.

با نمایش فیلم سوئدی اینترمتزو در سینماهای آمریکا، دیوید سلزنیک تهیه کننده مشهور هالیوودی از او دعوت کرد تا به هالیوود رفته و با او همکاری کند. برگمن این پیشنهاد را پذیرفته و راهی آمریکا شد. بدین ترتیب آغاز دوران طلایی او در هالیوود شکل گرفت.

اولین فیلم برگمن در آمریکا بازی نسخه بازسازی شده آمریکایی اینتر متزو بود. این فیلم در سال 1939 ساخته شد و اینگرید در کنار لزلی هاوارد هنرپیشه نامدار آمریکایی به نقش آفرینی پرداخت. این فیلم تا حدی نام او را به عنوان یک بازیگر تازه وارد با چهره معصوم و دوست داشتنی اش مطرح ساخت.

فیلمهای بعدی برگمن آرام آرام چهره او را به عنوان یک هنرپیشه محبوب مطرح کرد. او با بازی در نقش مقابل بزرگانی چون اسپنسر تریسی در فیلم دکتر جکیل و آقای هاید و رابرت مونتگمری در فیلم شورش در بهشت تجربیاتی متفاوت از کار در هالیوود کسب کرد. اما اوج شهرت و محبوبیت برگمن از سال 194۲ با بازی در فیلم کازابلانکا بود. او در این فیلم رمانتیک در کنار همفری بوگارت هنرنمایی کرد و به هنرپیشه درجه یک هالیوود تبدیل شد. برگمن در همان سال با بازی در فیلم زنگها برای که به صدا در می آیند نامزد دریافت جایزه اسکار شد.

انتظار او برای دست یافتن به اسکار خیلی طول نکشید و در سال 19۴۴ با هنرنمایی در فیلم چراغ گاز به کارگردانی جرج کیوکر به این مهم دست یافت. بدین ترتیب برگمن محبوبتر و مطرح تر از همیشه پله های رشد و موفقیت را یکی یکی طی کرده و در مدت زمان اندکی در اوج قله افتخار قرار گرفت. در ابتدای دهه 1940 برگمن در سفری به اروپا به میان سربازان رفته و با اجرای نمایش زنده به آنان روحیه می داد. آشنایی او با آلفرد هیچکاک سرآغاز دوره جدیدی از عمر حرفه ای برگمن بود. او تا سال 1950 در سه فیلم استاد به نامهای طلسم شده (1945)، بدنام (1946) و در برج جدی (1949) نقش آفرینی کرد. اینگرید که به محض ورودش به آمریکا قرار بود در فیلمی در نقش ژاندارک بازی کند، به آرزویش رسیده و در سال 1948 با بازی درخشانش در این فیلم به محبوبیتی جهانی دست یافت. اما این موفقیت و شهرت و محبوبیت دوام چندانی نیافت و سرنوشت طور دیگری رقم خورد...

برگمن در بهار سال 1948 و به طور اتفاقی در یکی از سینماهای آمریکا به تماشای فیلمی از روبرتو روسلینی کارگردان مشهور ایتالیایی (که در آن زمان گمنام بود) به نام رم شهر بی دفاع رفت. این فیلم چنان تاثیری روی او گذاشت که در تماسی با روسلینی خواستار بازی در فیلمی به کارگردانی او شد. هرچند که جواب روسلینی دیر به دست اینگرید رسید، اما با حضور خود او در آمریکا و ملاقاتش با برگمن آشنایی بین آنها شکل گرفت. اینگرید که سخت شیفته شخصیت روسلینی شده بود پیشنهاد او را برای بازی در فیلم استرومبولی در ایتالیا پذیرفت و علیرغم مخالفت همسرش راهی ایتالیا شد. شایعات زیادی مبنی بر رابطه عاشقانه میان آن دو سراسر رسانه های آمریکا را فرا گرفت. این هیاهو و جنجال زمانی به اوج رسید که خبر باردار شدن برگمن نیز شنیده شد. این در حالی بود که برگمن هنوز به طور قانونی از همسر سابقش جدا نشده بود. بدین ترتیب رسوایی ناشی از این بی آبرویی زندگی حرفه ای و شخصی برگمن را تحت الشعاع قرار داده و بانوی اول هالیوود در اوج سقوط کرد. دوران وحشتناک زندگی اینگرید آغاز شده بود.

با این وجود او این حق را از آن خودش می دانست که در مورد زندگی شخصیش تصمیم بگیرد اما از این نکته مهم غافل مانده بود که مقامش و محبوبیتش به حدی بوده که نه تنها به خودش بلکه به جامعه ای که او را به عنوان یک بت و الگو و اسطوره می پرستیدند، تعلق داشته است. بازتاب این ماجرا تا حدی بود که حتی به مجلس سنای آمریکا نیز کشیده شده و یکی از سناتورها به شدت از برگمن انتقاد کرد. با وجود این همه فشار برگمن در کنار آتشفشان استرومبولی و در شرایط سخت محیطی و روحی اولین همکاری مشترکش را با همسرش آغاز کرده بود. نمایش فیلم موفقیت آمیز نبود و انتقاد از این زوج هنری فراتر رفت. برگمن هفت سال را دور از آمریکا سپری کرد. او از روبرتو روسلینی صاحب دو دختر دوقلو و یک پسر شد. برگمن فعالیت هنری خود را با بازی در جند فیلم از روسلینی ادامه داد. زندگی با روبرتو نیز تجربیات خاص خودش را داشت. در حالیکه همگان بر این عقیده بودند که روسلینی باعث زوال برگمن و ضربه زدن به زندگی حرفه ای او شده است اما خود برگمن اعتقاد داشت که بازی در فیلمهای همسرش بلوغ فکری را برای او به ارمغان آورده است. دیدار اینگرید با دخترش پیا نیز حواشی فراوانی را به همراه داشت.

 اینگرید در سراسر اروپا به بازی در روی صحنه تئاتر پرداخت. برگمن با حضورش در فرانسه و اجرای زنده نمایش در صحنه تئاتر رفته رفته و آرام آرام مجددا خود را مطرح کرد. طوری که سالن نمایش هر شب به واسطه حضور او و بازی بی نظیرش لبریز از تماشاگران مشتاق بود. در این زمان بود که اولین پیشنهادات برای بازگشت او به هالیوود پس از گذشت هفت سال مطرح شد. او در این زمان در حال بازی در فیلمی به کارگردانی ژان رنوار بود. اینگرید راهی آمریکا شد. بازگشت او با واکنشهای مختلفی همراه بود. روسلینی مخالف این سفر بود و همین باعث شد تا روابط آنها رو به تیرگی برود. آناستازیا اولین فیلمی بود که پس از بازگشت برگمن  به آمریکا با بازی او به نمایش در آمد. بازی منحصر به فردش در کنار یول براینر باعث شد تا او دومین جایزه اسکارش را هم به دست بیاورد. در این زمان او با لارس اشمیت ازدواج کرد. اینگرید با نمایش های فوق العاده اش در صحنه بازگشتی موفقیت آمیز داشت و این مسئله با حمایت رسانه ها و مطبوعات با او همراه بود. برگمن در طی این سالها در فیلمهای مختلفی حضور پیدا کرده و با کارگردانهای مختلفی به همکاری پرداخت. او در سال 1972 از سناتوری که پس از ترک آمریکا به او توهین کرده بود انتقاد کرد. همین مسئله باعث شد تا در مجلس سنا در حمایت از او سخنرانی شود.

برگمن با بازی در فیلم قطار سریع السیر شرق اسکار نقش مکمل را نیز دریافت و به ویترین افتخاراتش افزود. او در واپسین روزهای حیات حرفه ایش در فیلم سونات پاییزی ساخته هم وطنش اینگمار برگمان هنرنمایی کرد. این در حالی بود که از ابتلا به سرطان سینه رنج می برد. آخرین حضور برگمن در روی صحنه اجرای نمایشی با عنوان آب های ماه در سال 1979 بود.

این هنرمند توانای سینما پس از 67 سال زندگی در سالروز تولدش و در 29 آگوست 1982 چشم از جهان فروبست.




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - Classic - ۸-۶-۱۳۸۸ ۰۴:۰۱ عصر

واقعا بوگی بنده خدا راست می گفت. در این دنیای درهم و بر هم کسی برای گرفتاری های چند تا آدم معمولی ارزشی قائل نیست [تصویر: 162fs265937.gif] کلا تاریخ تولد برگمن رو یادم رفته بود.[تصویر: 4fvgdaq_th.gif]  گرفتاری ها و دنیای درهم و برهم هست دیگر  [تصویر: www_MyEmoticons_com__smokelots.gif]چون قرار بر این بود که در سالروز تولد هر شخصیت مهم اینجا تاپیکش رو هم استارت کنیم اما خوشبختانه دوستان حواسشان جمع بود.

سروان عزیز متن خیلی خوبی از سالنامه فیلم گذاشتند و سعید جان هم مطلبی زیبا از وبلاگ خودشان. خوشبختانه یا متاسفانه اینقدر از مطالب وبلاگ سعید و سایت من ( ایران کلاسیک ) مطلب در سایت ها دیگر کپی شده که می ترسم مطلب سایت خودم را هم اینجا کپی کنم ، چون ممکن است بگویند این را از سایت دیگری دزدیده ام ! ... حالا پیدا کنید پرتقال فروش و بقیه ماجرا را ....ن مونه اش زندگینامه کوتاه اما مفیدی است که از برگمن در سایت گذاشته ام و یا مطلب زیبایی که سعید بعدها در وبلاگش گذاشت . کافیست جملات آنرا در گوگل جستجو کنید تا ببینید صدها وبلاگ و سایت و حتی مجله آنها را کپی کرده اند و بعضا هم به نام خودشان ثبت کرده اند. البته از نظر اینکه جماعت با ایفاگران سینمای کلاسیک آشناتر شده اند باز جای خوشحالی است و گلایه ای نیست. به هر حال اینترنت همین است. مزایایی دارد و معایبی ... و البته خوبی هایش بر بدی هایش می چربد  [تصویر: 301.gif]

به هر حال اینگرید عزیز لیاقت این را دارد که مطلب تازه ای در موردش بنویسم و فقط این پست را زدم که بگویم گرفتار بودم که نتوانستم دیروز در خدمت دوستان باشم اما در اسرع وقت این پست را کامل خواهم کرد و فقط به  این عبارت بسنده می کنم:

مگر می توان عاشق سینمای کلاسیک بود و کازابلانکا را دوست نداشت ؟

مگر می توان عاشق کازابلانکا بود و احساسی نسبت به اینگرید برگمن نداشت ؟

یک screensaver زیبا نیز ضمیمه کردم تا زیبنده desktop دوستان برای این روز باشد.




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - سروان رنو - ۲۰-۸-۱۳۸۸ ۰۱:۲۷ صبح

فکر کنم بهتره این نظرسنجی های بالای بازیگران و کارگردان های رو برداریم. من عذاب وجدان گرفتم چون الان دیدم ستوده به همه فیلم های برگمن بدون استثناء رای داده [تصویر: shame.gif]




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - بهزاد ستوده - ۲۱-۸-۱۳۸۸ ۱۲:۲۴ صبح

اتفاقاً من هم عذاب وجدان دارم

ای کاش همه فیلم های اینگرید برگمن در نظرسنجی بود تا به همه فیلم های  این بازیـگر بی همتا رای می دادم




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - Classic - ۲-۱۱-۱۳۸۸ ۰۳:۵۶ عصر

مگر مي شود عاشق سينما بود و كازابلانكا را ناديده گرفت ؟

 
و مگر مي توان عاشق كازابلانكا بود و نسبت به اينگريد برگمن احساسي نداشت ؟

 




در مورد عمق نگاه برگمن در فيلهايش و به خصوص كازابلانكا باشما موافقم اما اگر نسخه 

كيفيت بالاي دي وي دي كازابلانكا را ببينيد بيشتر پي به چشمان بسيار نافذ او خواهيد برد

 

 
------------------------------------------------------------------------

 با اينكه در سايت ايران كلاسيك مطالب خوبي در مورد برگمن داشتم سعي مي كنم براي

جلوگيري از تكرار مطالب تازه تري را در گفتمان بيان كنم .

اينگريد برگمن - Ingrid Bergman - 1915-1982

 مليت :‌ سوئدي


برگمن از محبوب ترين بازيگران تاريخ سينماست چه به لحاظ فيلم هاي محبوبي كه بازي
كرده است و چه از نظر زندگي خصوصي پر فراز و نشيبي كه داشته است. اين محوبيت هم خاص كشورهاي غربي نيست و حتي در كشورهايي مانند ژاپن و چين نيز معمولا در صدر فهرست منتخبين قرار دارد چيزي كه در ايران هم مصداق دارد.
به طور مثال در نظر سنجي كه سال پيش مجله فيلم از ميان ۶۰ منتقد مطرح كشور به عمل
آورده بود مارلون براندو به عنوان محبوب ترين بازيگر مرد و اينگريد برگمن به عنوان محبوب ترين
بازيگر زن از سوي نويسندگان سينمايي ايران انتخاب شده بود.

 ( رجوع شود به كتاب سال سينماي ايران ۱۳۸۳ موسسه فيلم بخش بهترين بازيگران عمر ما )

 -----------------------------------------

 معروف ترين نقش ها :

كازابلانكا - اليزا لاند در مقابل همفري بوگارت
بدنام - آليشيا هوبرمن در مقابل كري گرانت
آناستازيا - گراندوشز آناستازيا در مقابل يول براينر
زنگها براي كه به صدا در مي آيد - ماريا در مقابل گري كوپر
طلسم شده - دكتر كنستانتين - در مقابل گري گوري پك
چراغ گاز - پائولا - در مقابل جوزف كاتن
ناقوس هاي سنت ماري - خواهر بنديت - در مقابل بينگ كرازبي
اينترمتسو - آنيتا در مقابل لسلي هاوارد
ژاندارك - به كارگرداني ويكتور فلمينگ
قتل در قطار سريع السير شرق - به كارگرداني سيدني لومت

 


وقتی بدون آرایش چهره بر پرده سینما ظاهر شد فروش وسایل آرایشی در ایالات متحده به
نحوه چشمگيري کاهش یافت . وقتی در نقش راهبه ظاهر می شد ثبت نام در صومعه ها
افزایش می یافت. يكبار هاوارد هيوز (‌ثروتمند معروف) تمام بليط هاي موجود براي پرواز
نيويورك به لوس آنجلس را خريد تا مطمئن شود كه پيشنهادش را براي استفاده از هواپيماي
خصوصي اش مي پذيرد. نامه هایی که درانگلستان برای او پست می شد فقط دارای این
آدرس ساده بود : لندن . اینگرید برگمن


 

شخصيتي كه او در هاليوود از خود ساخت بسيار خاص و منحصر به فرد بود.

در عرض مدتي كوتاه او محبوب ترين بازيگر زن آمريكا شده بود.

 اما مگر او چه تفاوتي با ديگر بازيگران زن همدوره اش داشت؟

او چهره اي زيبا داشت اما در آن زمان در هاليوود چنين بازيگراني فراوان بودند

 او هنرمندانه بازي مي كرد اما ديگر سوپر استارهاي زن نيز چنين كاري مي كردند

 او فيلم هاي مهمي را در مقابل بازيگران مرد معروف بازي كرده بود اما ديگران هم چنين بودند

او بلد نبود برقصد - آواز بخواند و يا براي بردن دلتماشاگران عشوه و طنازي كند

 

اما در عوض خصوصياتي داشت كه او را اينگريد برگمن كرد :
 

زيبايي او عروسك وار نبود او اولين بازيگر زن بود كه بدون آرايش غليظ در فيلم ها بازي مي كرد

 صورتش به تنهايي آنقدر معصوم و جذاب بود كه نيازي به آرايش مجدد نداشت. او طبيعي بود

روزنامه ها در وصف او مي نوشتند خانم برگمن نه تنها در فيلمهايش شاهكار مي آفريند بلكه

 صورتش آنقدر زيباست كه خود يك شاهكار هنري است.

بازي هاي او به دور از اداهاي رايج بازيگران ديگر بود و از عمق شخصيت ساده اش به وجود

مي آمد. براي دختري كه از سن چهار سالگي شروع به بازيگري كرده بود اين عجيب نبود. يكي از
همكارانش مي گويد: " وقتي كه اينگريد وارد يك صحنه ميشد همانند يك زن خانه دار كه وارد
آشپزخانه اش مي شود طبيعي بود. "




او نسبت به كارش عشق و فداكاري عجيبي نشان مي داد به طوري كه يكبار ادعا كرد:

اگر شما بازيگري را از من بگيريد ديگر نمي توانم نفس بكشم.

و یا در زمانی دیگر گفته بود :  من حتی حاضرم پول بدهم تا بازی کنم .

هنگامي كه ارنست همينگوي به او گفت كه بايد براي ايفاي نقش ماريا در فيلم "زنگها براي كه

به صدا در مي آ يد" موهاي زيباي خود را بزند در جواب گفته بود: من براي گرفتن اين نقش
حاضرم گردنم را هم بزنم.

ديويد سلزنيك يكبار به مشاورش نوشته بود: " خانم برگمن در كار بسيار با وجدان است. او بر

خلاف بسياري از بازيگراني كه در قرارداد استوديو داريم از شرايط سخت كار گلايه اي نمي كند و
حتي اغلب اوقات بعد از ساعات كاري و فيلم برداري در استوديو تا دير وقت مي ماند و تمرين
مي كند. "


در اينترمتسو او بسيار معصوم بود و در كازابلانكا بسيار باوقار به نظر مي رسيد و در بدنام با
اينكه شرارت مي كرد باز هم در نگاهش معصوميت داشت.اسلحه برتر او نگاهش بود. لازم نبود كه ديالوگ هاي طولاني بگويد. يك نگاه او كار دهها صفحه ديالوگ را مي كرد

پس از موفقيت چشمگير كازابلانكا خبرنگاري كه معمولا همفري بوگارت را در نقش هاي خشن

ديده بود از او پرسيد كه چگونه توانسته در فيلم كازابلانكا اينقدر رومانتيك باشد و بوگارت در
كمال فروتني جواب داده بود:"  من در كازابلانكا كار خاصي كه با ديگر فيلم هايم تفاوت داشته
باشد نكرده ام. وقتي كه خانم برگمن در نماهاي نزديك به كسي با علاقه نگاه كند آن مرد
خودبخود رومانتيك به نظر مي آيد. "





-------------------------------------------------------------------

 نكات خواندني در مورد برگمن : برگرفته از IMDB



برگمن بسیار به شخصیت ژاندارک علاقه داشت به طوری که در طول زندگی اش سه بار نقش
ژاندارک را بازی کرد . یکبار در تاتر برادوی و دوبار در فیلم های ژاندارک ویکتور فلمینگ و
روبرتو روسلینی ( شوهر دومش)


 

بسیاری از هنرپیشگان معروف مرد مقابل او همچون همفری بوگارت – کلود رینز – شارل بوايه
و ... مجبور بودند در مقابل دوربین کفش های پاشنه بلند بپوشند تا در مقابل این بانوی زیبای
178 سانتی متری کوتاه به نظر نیایند. بازيگر مرد محبوب او گري كوپر بود چون در مقابل او
مجبور نبود كه كفش هايش را بيرون بياورد يا با زانوي خميده بايستد.


  
 
او به پنج زبان انگلیسی – سوئدی – ایتالیائی – فرانسوی و آلمانی مسلط بود


 
   
او جمعا هفت بار نامزد اسکار شد و سه بار آنرا بدست آورد و جالب اینکه به خاطر ایفای دو
نقش از معروف ترین فیلم های زندگی اش یعنی کازابلانکا و بدنام حتی نامزد اسکار هم نشد.



 
 
 
  در سال 1971 مجله ورایتی از فیلمسازان خواست که بهترین بازیگر زن سینمای صامت و ناطق
را انتخاب کنند او عنوان بهترین بازیگر زن تاریخ سینمای ناطق را بدست آورد. 



 
 
 
   
دیوید سلزنیک ( تهيه كننده معروف و سازنده بر باد رفته ) كه او را به هاليوود معرفي كرده بود
درباره اش گفته بود : " اولين باري كه او را ديدم فهميدم كه يك چيز استثنايي بدست آورده ام
سرشت فرشته وار او چیزی نبود که با پول سنجیده شود. "



 
  
کری گرانت که بعد از فیلم بدنام همواره از دوستان نزدیک برگمن بود در تمجید از بازی او در
بدنام گفت که " به نظر من باید یک اسکار جداگانه آماده کرد و هر سال آنرا به خانم برگمن اعطا
کرد. "

 
 
   
هیچکاک که از دوستان صمیمی او بود اغلب او و شوهرش را برای مهمانی های خصوصی به
منزلش دعوت می کرد. او در سه فيلم هيچكاك ايفاي نقش كرد و قرار بود در چهارمین فیلم او
نیز بازی کند که به دلیل مسافرت به ایتالیا و مشکلاتی که با روسلینی پیش آمد جریان منتفی شد.
 
 

 او در اولین روز کاری اش در هالیوود با دوچرخه به استودیو رفت.

 




برگمن در فيلم بدنام كه يكي از شاهكارهاي به ياد ماندني آلفرد هيچكاك است.

او در اين فيلم زيبا نقش يك جاسوسه زن را با ظرافت هاي خاص هيچكاك به نحوي عالي ايفا
نمود. او بعدها گفته بود كه بهترين تجربه كاريش را با هيچكاك در اين فيلم داشته است چرا كه
ديگر ديويد سلزنيك دخالت پيشه در كار نبود كه باعث نگراني هيچكاك شود و او مي توانست
هر شگردي را كه دوست داشت بر سر فيلم و بازيگرانش در بياورد .


  

این مطلب از نوشته هایی بود که در گفتمان ( 10 سال پیش ) در بحث با دوست عزیز منصور   نوشته بودم و با اندکی ویرایش دوباره بازنویسی شد .

  

 




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - maryam - ۱۵-۱۲-۱۳۸۸ ۰۳:۳۹ عصر

آرشیو عکس های اینگرید برگمن :

( برای دیدن عکس در سایز واقعی بر روی عکس مورد نظر کلیک کنید )

Adminعکس ها ویرایش ، تصحیح رنگ و آماده سازی شد و در فایل ضمیمه بازنشانی شد.




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - سروان رنو - ۱۵-۱۲-۱۳۸۸ ۱۰:۱۸ عصر

چکار کرده ای، مریم mmmm:.

شاعر میگه : ساقی من از این شوق که دارم مستم ... تو به یک جرعه دیگر ببری از دستم !

"lllo. "lllo. "lllo

 البته چون سایز عکس ها بالاست صفحه به کندی باز میشه. احتمالا admin درستش می کنه و عکس ها رو به صورت دو اندازه ای دوباره بازنشانی میکنه تا صفحه مرتب بشه. متاسفانه عکس های ایران کلاسیک که توی upic بوده باز نمیشه . idont




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - Classic - ۱۷-۱۲-۱۳۸۸ ۰۸:۵۶ عصر

(۱۵-۱۲-۱۳۸۸ ۱۰:۱۸ عصر)سروان رنو نوشته شده:  

 متاسفانه عکس های ایران کلاسیک که توی upic بوده باز نمیشه .

( با لهجه ناصرالدین شاه در کمال الملک علی حاتمی بخوانید )

" با این وضعیتِ گل و بلبل اینترنت در اینجا .... اوضاع ، بهتر از این نمی شود .... "

شب با هزار بدبختی فایل ها را در سایتی آپلور می کنی و صبح بلند می شوی و می بینی که سایت مذکور پریده و خبری از عکس ها نیست. حکایت این سایت u p i c . i r هم همین است. انگار زمانی سایتی با این نام وجود داشته است .:s

انشااله به زودی دوباره آنها را در یک سایت آپلود دیگر بارگذاری خواهم کرد . و به دوستان مژده می دهم که با نزدیک شدن عید و آزاد شدن وقت ، به زودی تصاویر بسیار نایابی از سینماگران کلاسیک که در طول سالها در آرشیو شخصی جمع آوری کرده ام در معرض دید دوستان قرار خواهم داد

 توضیح :  لینک های پست مورد نظر بازنشانی شد.




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - maryam - ۲۱-۱-۱۳۸۹ ۰۹:۵۸ عصر

بدون شرح!

http://u p . i r a n b l o g . i r/7/1270920740.jpg




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - سروان رنو - ۲۶-۱-۱۳۸۹ ۰۱:۲۱ صبح

در راستای پُستِ maryam .... هیچکاک و اینگرید




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - maryam - ۲۸-۱-۱۳۸۹ ۰۱:۱۱ عصر

http://u p . i r a n b l o g . i r/7/1271580915.jpg

من فكر مي كنم اين دو يه عشق افلاطوني به همديگه داشتن!

هيچكاك خيلي اينگريد رو دوست داشته منتها علاقه خودشو هنرمندانه ابراز ميكرده. اگر اينطور نبود چرا بايد سكانس بوسه كري گرانت و اينگريد رو در بدنام اونطوري ميگرفت؟ چرا خودشو به زحمت انداخت تا اداره سانسور رو سر كار بذاره؟!

http://u p . i r a n b l o g . i r/7/1271508762.jpg

توي كتاب مصاحبه هيچكاك با تروفو (كه آقاي پرويز دوايي ترجمه كردن) هر بار كه تروفو صحبت اينگريد برگمن رو پيش مي كشه ،‌ لحن هيچكاك يه طور خاصي شده!




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - سروان رنو - ۱-۲-۱۳۸۹ ۱۱:۱۴ عصر

نمی دونم فیلم تقدیر از هیچکاک رو دیدی ، مریم ؟

همونطور که می دونی هیچکاک با اون کارنامه درخشان ، اصلا اسکار نگرفت ( این مساله جزو افتخارات همیشگی اش بود ! ) چند ماه قبل از مرگش که جماعت آکادمی دیدن استاد حالش خرابه و عن قریب ممکنه به ملکوت بپیونده  ، موسسه فیلم آمریکا AFI یک جشن برگزار کرد تا جایزه یک عمر فعالیت سینمایی رو بهش بده ( نوعی اسکار افتخاری ) . فیلم کاملش در یوتیوب (رحمت الله ) هست. همه بازیگران فیلم های هیچکاک و عوامل فیلم هاش رو دعوت کردن. خیلی فیلم خاطره انگیزیه. در اونجا هیچکاک حالش خوب نیست و روی صندلی نشسته و به سختی می تونه بلند بشه. خلاصه همه عوامل و بازیگرا میآن حرف می زنن و از هیچکاک می گن تا اینکه ... در پایان مراسم اینگرید برگمن میاد روی صحنه و در مورد بدنام و داستان ingrid, fake it ! it's only a film میگه و همه میزنن زیر خنده. بعد یه کلید در میاره و میگه این همون کلیدی است که در فیلم بدنام محور داستان بود که کری گرانت ورش داشت و به من هدیه اش کرد و من دهها سال نگه اش داشتم . حالا می خوام اینو به هیچکاک عزیز برگردونم... 

همه سالن دست می زنن و اینگرید از بالای صحنه پایین می آد و به طرف هیچکاک میره ... هیچکاک 2 بار سعی می کنه از روی صندلی بلند بشه که نمیشه و بار سوم با زور بلند میشه و میره اینگرید رو بغل می کنه و دستش رو محکم دور اینگرید می بنده و ....  باید ببینی ... صحنه خیلی احساس برانگیزیه ... هر دو تا گریه می کنن و کری گرانت و جیمز استیوارت هم با اون عینک های ته استکانی اونجا وایسادن...ashk

 




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - Classic - ۴-۲-۱۳۸۹ ۱۲:۳۲ صبح

فیلم این مراسم در یوتیوب هست که باید با عنوان AFI salute to alfred hitchcock سرچ کنید. البته با توجه به قیلثر بودن یوتیوب ، من فایل ویدیویی این قسمت از مراسمی که بالا سروان عزیز توضیح داد ، در آدرس زیر آپلود کردم :

http://www.4shared.com/video/xi3FFN0Z/Notorious__the_key_Hitchcock_B.html

فرمت فایل FLV هست که با برنامه های total player یا classic player  یا kmPlayer قابل دیدن است.

هیچکاک و برگمن تا آخر عمر دوستان بسیار خوبی بودند. بعد از دو فیلمی که اینگرید پشت سر هم با هیچکاک کار کرد ( طلسم شده ، بدنام ) به خاطر اختلافات برگمن با دیوید سلزنیک ، هیچکاک که هنوز تحت قرارداد با سلزنیک بود نتونست فیلمی با برگمن کار کنه . هیچکاک می خواست بازیگر زن فیلم بعدی اش ،پرونده پارادین ، برگمن باشه . وقتی مدت قرارداد و تعهد هیچکاک هم تمام شد و آزاد شد تونست فیلم در برج جدی رو با برگمن کار کنه و در این فیلم هم هیچکاک و هم برگمن تهیه کننده فیلم  بودن و شرکتی با نام ترانس آتلانتیک رو تاسیس کرده بودن. یکسال بعد قضیه جنجال روسلینی و دوری برگمن از هالیوود پیش اومد . هیچکاک در مصاحبه ای که انجام داده بود حسابی از روسلینی بد گفته بود . او همواره می گفت که روسلینی ، برگمن را تباه کرد . گرچه خود اینگرید همیشه می گفت که از کارش پشیمان نیست. 

هیچکاک در حال فیلمبرداری نمای حرکت دوربین از سقف تالار به کلید در  دستان اینگرید برگمن




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - maryam - ۶-۲-۱۳۸۹ ۱۱:۴۸ صبح

شخصیت های ماندگار

شخصيت‌هاي به يادماندني فيلم‌ها، همچون انسان‌هاي واقعي، زنده‌اند و از آن بالاتر، ناميرا و ابدی. نقش‌هاي ماندگاري كه در شخصي‌ترين تصميم‌گيري‌هاي مخاطبان نقش ايفا مي‌كنند و اين ‌گونه به تجربيات زيستي انسان مي‌پيوندند.

http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1389/02/04/100873392631.jpg

«ماريا» در «زنگ‌ها براي كه به صدا درمي‌آيند»*

«ماريا» فقط يك معشوق نيست. بلكه نماد عشق است. وجود او در محبت و عشق خلاصه شده چرا كه او اصلا عشق زاده است. اين را وقتي مي‌فهميم كه دارد گذشته اش را براي «روبرتو» بازگو مي‌كند و مي‌گويد چه طور پدر و مادرش را جلوي چشمش كشته‌اند. پدر ماريا جمهوريخواه بوده و در راه عشق به مردم كشته شده و مادرش در راه عشق به اين پدر مردم دوست جانش را فدا كرده است. ماريا از كودكي با عشق بزرگ شده و تعجبي ندارد اگر اين همه عاشق‌پيشه و دلباخته و از خود گذشته است. در عين حال عشق او هرگز با هوس آلوده نبوده و نيست چنانچه «مال هيچكس نبودن» او، زبانزد همه است و روبرتوي تازه وارد هم در ابتداي ورودش به جمع غارنشينان، ماريا را پيش از هر چيز با همين ويژگي مي‌شناسد.

زن پاپلو، «پيلار» درباره گذشته ماريا به روبرتو مي‌گويد: «خيلي بلا سرش اومده. بدترين بلاهايي كه مي‌تونه سر يه زن بياد.» و اين بلاها شايد به ظاهر پرده عفت ماريا را دريده باشد، اما درواقع چنين نيست و باور قلبي به همين مهم، روبرتو را وا ‌مي‌دارد مانع از حرف زدن ماريا درباره آن خاطرات تلخ‌ بشود و وقتي هم كه ماريا به اصرار، ما وقع را براي او تعريف مي‌كند، روبرتو با يك جمله اعتماد به نفس ماريا را به او برگرداند: «ماريا: حالا ديگه منو دوست نداري مي‌دونم. فردا منو از خطوط دشمن مي‌گذروني و ديگه تو رو نمي‌بينم. تو ديگه منو نمي‌خواي ‌/‌ روبرتو: ماريا هيچكس به تو دست نزده مي‌فهمي؟ ‌/‌ ماريا: جدي مي‌گي؟ ‌/‌ روبرتو: هيچكس. ايمان داشته باش».

وقتي پيلار روي صخره‌اي نشسته و دارد از زشتي خودش براي روبرتو درد دل مي‌كند، ماريا سرش را روي زانوي پيلار مي‌گذارد و به او مي‌گويد او نه فقط زشت نيست، بلكه زيباست. در اينجا پيلار خطاب به ماريا جمله‌اي مي‌گويد كه مويدي ديگر بر عشق سرشار شخصيت مارياست. پيلار مي‌گويد: «سعي كن مغزت رو به كار بندازي نه قلبت رو» يعني اين‌كه ماريا با قلبش فكر مي‌كند نه با مغزش. ماريا آنقدر اميدوار است كه در آن مهلكه جنگي در يك قدمي مرگ، دارد براي زندگي آينده‌اش با روبرتو عاشقانه حرف مي‌زند. حتي شب حادثه، روياي زندگي در خانه روبرتو و بودن در كنار او را مي‌بيند و خواب بچه داشتن از روبرتو را و ما اگر مثل او با قلبمان فكر كنيم شايد بپذيريم كه حق با اوست چنانچه روبرتو پذيرفت و بر همين اساس در لحظه آخر اين ديالوگ به ياد ماندني را بر زبان آورد: «اگه تو بري منو هم با خودت بردي. حالا من و تو يكي هستيم... حالا من توام و تو هم مني... يادت باشه تو خود مني. فقط تويي كه از من باقي مي موني. وداعي در ميان نيست چون ما از هم جدا نيستيم».

*محصول 1943 آمريكا، كارگردان: سام وود، بازيگران: اينگريد برگمن، گري كوپر

نویسنده : آزاد جعفری

منبع : قاب کوچک روزنامه جام جم


(۴-۲-۱۳۸۹ ۱۲:۳۲ صبح)IranClassic نوشته شده:  

فیلم این مراسم در یوتیوب هست که باید با عنوان AFI salute to alfred hitchcock سرچ کنید. البته با توجه به قیلثر بودن یوتیوب ، من فایل ویدیویی این قسمت از مراسمی که بالا سروان عزیز توضیح داد ، در آدرس زیر آپلود کردم :

http://www.4shared.com/video/xi3FFN0Z/Notorious__the_key_Hitchcock_B.html

فرمت فایل FLV هست که با برنامه های total player یا classic player  یا kmPlayer قابل دیدن است.

خیلی خیلی ممنونم. بالاخره دانلود شد! {#smilies.biggrin}

به نظر میرسه سایت 4shared خیلی سرعتش پایین اومده. چون سرعت اینترنت الان بد نیست اما دانلود از اون سایت از سرعت 5 کیلوبایت در ثانیه بیشتر نمی شد.

باز هم از لطف شما خیلی خیلی تشکر می کنم.




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - سم اسپید - ۲۴-۳-۱۳۸۹ ۰۳:۱۰ عصر




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - Classic - ۲۷-۳-۱۳۸۹ ۱۲:۵۹ صبح

زنگ ها برای که به صدا در می آیند ،

محصول 1943 آمريكا، كارگردان: سام وود، بازيگران: اينگريد برگمن، گري كوپر

بعضی مواقع چیزهایی که برای انسان اهمیت کمتری دارند با گذشت زمان  اهمیت و ارزش واقعی خودشان را نشان می دهند. درست گفته اند که تاریخ بهترین قاضی است. در زمان ساخت کازابلانکا ( مخصوصا اواخر فیلمبرداری آن ) فکر و حواس برگمن به این فیلم ( زنگ ها ... ) بود و اینکه آیا نقش اول را به او می دهند ؟ حق هم داشت. زنگ ها ... را نویسنده مشهور زمان ( ارنست همینگوی ) نوشته بود و آنقدر مهم بود که استودیوی پارامونت می خواست آن را رنگی بسازد. بازیگر نقش اول مرد هم گری کوپر بود که در آن زمان بسیار از بوگارت معروف تر و محبوب تر بود و ...  اما کازابلانکا چه داشت ؟ یک فیلمنامه ناقص که حتی کارگردان بداخلاق فیلم ( مایکل کورتیز ) هم نمی دانست آخر فیلم قرار است چطور تمام شود ! بازیگر نقش اول مرد ( بوگارت ) هم بسیار کم حرف و تودار بود و  مشکلات فیلمبرداری و عجله تهیه کننده هم اعصاب همه را خرد کرده بود ...

 اما دست روزگار باعث خلق اتفاقی یک شاهکار شد. بزرگی گفته است که خوبی فیلم های شاهکار اینست که کسی نمی داند چطور ساخته می شوند !


عکس های کمتر دیده شده برگمن ( قسمت اول ) :

این عکس ها  دوران قبل از مهاجرت به آمریکا (  سوئد و آلمان ) تا دوران هالیوود را شامل می شوند.

برای دیدن عکس های ضمیمه ( بند انگشتی ) در اندازه واقعی بر روی عکس کلیک کنید.

 




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - Scarlett - ۳-۴-۱۳۸۹ ۱۲:۰۹ عصر

با تشکر از تمامی ِ دوستان ، مطالب و عکس ها فوق العاده بودند . واقعا زیبایی این بانوی اسطوره ی سینما ، ناب و بازی اش طبیعی و فوق العاده است :heart: . من هم یک سری عکس رو میذارم که امیدوارم تکراری نباشند :




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - Kassandra - ۷-۶-۱۳۸۹ ۰۱:۴۹ عصر

درود! خب امروز 29 آگست سالروز تولد و وفات اينگريد برگمن اين ستاره بي بديل سينماست! اين روز بزرگ رو به همه مخصوصا سروان رنو گرانقدر و بزرگوار همزمان  تبريك و تسليت عرض مي كنم! ميگن ادمهاي بزرگ همه چيزشون بزرگه در مورد اينگريد برگمن هم همينطوره انگار! اين هميشه برام جالب بوده كه روز تولد و مرگ اين ستاره يكي بوده.




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - سروان رنو - ۷-۶-۱۳۸۹ ۰۴:۳۲ عصر

با تشکر فراوان از کاساندرا ی عزیز به خاطر یادآوری این روز .mmmm: من تاریخ تولد خودم رو فراموش کنم این یکی رو فراموش نمی کنم . :lovve:

 7 شهریور ، اینگرید عزیز و دوست داشتنی از پدری سوئدی و مادری آلمانی چشم به این جهان گشود. دختری که از کودکی عاشق بازی کردن بود در نبود مهر مادری ، خودش را با عروسک هایش سرگرم می کرد و به جای آنها حرف می زد و بازی می کرد. پدرش هنرمند عکاس بود و عشق به هنر را او در دل اینگرید کاشت. در مدرسه بازیگری وقتی  از بین همه شاگردان باسابقه تر ، او را برای بازی در یک فیلم بیرون کشیدند بقیه همکلاسی ها حسابی حسادت کردند. آنها نمی دانستند که بازیگری در خون این دختر است. چیزی نگذشت که دخترک نازک اندام به بازیگر محبوب سینمای سوئد تبدیل شد و سیل درخواست ها از کشورهای مختلف برای بستن قرارداد به او رسید اما او نمی پذیرفت و شوهرش هم که یک پزشک بود راضی به ترک وطن نبود تا اینکه سرانجام به بهانه رفتن به سرزمین مادری اش آلمان ، یک فیلم در آلمان هیتلری بازی کرد.

در همان زمان در اینور دنیا شاگرد آسانسور یکی از دفاتر دیوید سلزنیک - سازنده بربادرفته - روزی در حالیکه داشت با یکی از مشاوران سلزنیک به طبقه بالا می رفت از استعداد و زیبایی یک بازیگر هموطنش گفت و باعث شد حس کنجکاوی این مشاور تحریک شود. سلزنیک که کاشف استعدادها بود و قبلا استعدادهایی مانند هیچکاک ، ویوین لی و  ... را کشف کرده بود با دیدن فیلم اینترمتسو ی برگمن ، فوری یکی از مشاورانش را به اروپا فرستاد و گفت : بدون قرارداد با این بازیگر جوان سوئدی به آمریکا برنگرد ! . پیشنهاد سلزنیک معروف چیزی نبود که بشود رد کرد ( از همان نوع پیشنهاداتی بود که پدرخوانده می داد :cheshmak:) و برگمن به آمریکا آمد. حکایت روز اولی که برگمن به هالیوود آمد خودش ماجرایی است که مجالش اینجا نیست ( برید کتاب زندگینامه برگمن نوشته خانم شرکاء رو بخونید ) خلاصه اینکه سلزنیک با دیدن برگمن شروع کرد به دادن توضیحاتی که برای بقیه بازیگران زن هم گفته بود: اول باید پات رو از زانو ببریم چون قدت خیلی بلنده ، ابروهات ضخیمه باید برشون داریم. اسمت خیلی آلمانیه و ما با این کشور در حال جنگیم پس عوضش می کنیم و ... :ccco

خلاصه این حرفا رو که می زنه ، اینگرید همیشه خجالتی و کم حرف ،   از کوره در میره و یکدفعه خستگی ده هزار کیلومتر مسافرت رو خالی می کنه روی سر سلزنیک بی زبون و اینقدر تند حرف می زنه که سلزنیک بیچاره مات و مبهوت میشه: آقای سلزنیک من همین هستم که می بینی ، اگر نمی خواهید یک بلیط برای من بگیرید تا به کشورم برگردم.  سلزنیک هم می بینه که نه بابا این یکی انگار با بقیه فرق داره پس قبول می کنه و اینطوری کلی به هنر هفتم خدمت میشه !

این دو تا مطلب هم امروز در مورد اینگرید نوشته شده که اولی مربوط به سایت یک پزشک هست که از دوستداران باسواد برگمنه و دومی هم که از یک سایت خبری است و البته بیشتر مطلبش برگرفته از همان نوشته معروف سایت جناب ایران کلاسیکه که واقعا منبعی برای زندگینامه اینگرید شده.

http://1pezeshk.com/ یا  http://1pezeshk.com/archives/2010/08/ingrid-bergman.html

http://iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?NewsItemID=384474




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - Kassandra - ۷-۶-۱۳۸۹ ۰۵:۳۴ عصر

(۷-۶-۱۳۸۹ ۰۴:۳۲ عصر)سروان رنو نوشته شده:  

با تشکر فراوان از کاساندرا ی عزیز به خاطر یادآوری این روز .mmmm: من تاریخ تولد خودم رو فراموش کنم این یکی رو فراموش نمی کنم . :lovve:

درود فراوان بر جناب سروان رنو عزيز و گرامي!  :heart:

خواهش مي كنم.راستش بنده بايد از شما سپاسگزاري كنم چون خيلي دلم مي خواست همين امروز اينجا يك نوشته پروپيمون ديگه درباره اينگريد برگمن بخونم مخصوصا هم مايل بودم به قلم شما باشه اما خب روم نميشد بيام چنين درخواستي داشته باشم از اون طرف هم به هيچ عنوان نمي تونستم جسارت كنم و خودم اينجا  درباره اين ستاره بي همتا مطلبي قرار بدم چرا كه فقط و فقط شما بايد امروز اينجا چنين مطلبي مي نوشتيد و خوشحالم كه دقيقا همين اتفاق افتاده!  ashk

mmmm:

 همواره مستدام و برقرار باشيد استاد!  :blush:




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - Classic - ۸-۶-۱۳۸۹ ۱۲:۵۴ صبح

ستارگانِ آسمانِ سینما بسیارند و اینگرید برگمن یکی از درخشان ترین آنهاست. ترکیب زیبایی افسون کننده چهره اش با هنر بازیگری اش معجونی می سازد که کمتر مشابهی برای آن می توان یافت. بازیگری که دل از کف هیچکاک سنگدل ببرد ، هاوارد هیوز معروف را وسوسه کند ، ویکتور فلمینگ سالخورده را عاشق کند ، زنِ بوگارت را بدگمان سازد ، مارلون براندو سه بار پشت سر کازابلانکا را به خاطر او ببیند ، هنرپیشه زن محبوب راجر ایبرت باشد  ، رئیس جمهور آمریکا شخصا نشان زن سال را به او بدهد  و  در کنگره آمریکا به خاطرش سر و صدا به پا شود نباید یک بازیگر عادی باشد. خودش گفته است :

 " در کودکی یکبار دعا کردم  : خدایا کاری کن  زندگی من کسل کننده نباشد. ظاهرا خدا همین یک حرف مرا اجابت کرد ! "

(۷-۶-۱۳۸۹ ۰۴:۳۲ عصر)سروان رنو نوشته شده:  

....شوهرش هم که یک پزشک بود راضی به ترک وطن نبود تا اینکه سرانجام به بهانه رفتن به سرزمین مادری اش آلمان ، یک فیلم در آلمان هیتلری بازی کرد...

شوهر برگمن -  دکتر پیتر لیندستروم -  به گفته اطرافیان ، بنده خدا ، خیلی روی اینگرید حساس بود و دائما می ترسید که زنش را  از چنگش بیرون بیاورند بیچاره حق هم داشت چون اینگرید ذاتا خوش مشرب و مهربان بود و خیلی زود با همه دوست می شد. سر همین سفر اینگرید به آلمان نازی ،  با اصرار زیاد بالاخره قانع میشود و اجازه می دهد او به آلمان برود اما مخفیانه او را تعقیب می کند و در یک هتل نزدیک محل فیلمبرداری اقامت می کند ! سرانجام همین وسواس ها و سخت گیری های افراطی باعث تضعیف رابطه او و اینگرید شد و با تکراری شدن و مصنوعی شدن اکثر فیلم ها در  هالیوود ( تعبیری که اینگرید از اکثر فیلم های آن دوره داشت ) ، بازیگری که همیشه شوق تجربه های نو داشت ، به ایتالیا رفت تا مکتب تازه نئورآلیسم را تجربه کند.




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - Kassandra - ۸-۶-۱۳۸۹ ۱۰:۵۷ صبح

با سپاس از جناب Iran Classic  عزيز و گرامي كه مثل هميشه به بهترين شيوه نوشتند! mmmm:

اينكه چندان درباره آخرين نقش آفريني اينگريد برگمن يعني گلدا ماير در زني به نام گلدا/A Woman Called Golda(1982) صحبت نشده به احتمال زياد  به خاطر اين بوده كه با ديگر نقشهاي ايفا شده توسط اين ستاره بسيار متفاوت است. البته همين موضوع خود به تنهايي بر اهميت اين هنرپيشه به عنوان يك اسطوره مي افزايد.  آنطور كه ايزابل، دختر اينگريد برگمن گفته خود اينگريد تا مدتها متعجب بوده كه چرا او بايد براي ايفاي نقش زني كه كوچكترين شباهت ظاهري هم به او ندارد انتخاب شود تا اينكه  تهيه كننده اين  ميني سري تلويزيوني  به او خاطرنشان كرده بود كه او براي اين نقش انتخاب شده چون مردم او را بسيار باور دارند همانطور كه بسياري چنين نظري درباره گلدا ماير داشته اند. اينجا بود كه اينگريد به نكته مهمي پي برد ان هم اينكه گلدا شخصيت برجسته اي بود و مردم همه چيز را درباره چنين شخصيتهايي باور مي كنند حتي اگر اينگريد قد بلند نقش او را ايفا كند انها باور مي كنند كه او هم قد بلند بوده!

با اينكه در چنين زماني اينگريد به سرطان مبتلا بود و درد بسياري هم متحمل مي شد، هيچگاه لب به شكايت نگشود و گله نكرد. اينكه او نتوانست تا  زماني كه جايزه Emmy به او تعلق گرفت با بيماري مبارزه كند خود به وضوح نشاندهنده  ميزان جدي بودن درد و بيماري اوست. پس از مرگ او، دخترش ايزابل به نيابت از او در مراسم حضور يافت و جايزه را دريافت نمود.


In A Woman Called Golda



RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - Savezva - ۱۰-۶-۱۳۸۹ ۰۴:۲۱ عصر

یکی از بیادماندنی ترین لحظات زندگی اینگرید برگمن زمانی است که برای اولین بار تست بازیگری می دهد. او با اصرار فراوان هزینه شرکت در امتحان را از عمویش که پس از مرگ پدرش قیم او شده و فردی بسیار مذهبی و حساس است دریافت می کند. اینگرید که در آستانه 18 سالگی قرار دارد بر خلاف سایر رقبایش که نقش های عاشقانه و رمانتیک را برای اجرا در برابر داوران انتخاب کرده اند، نقشی کمدی از یک متن مجاری را انتخاب می کند. زمانی که نوبتش می شود با یک خیز و پرش بلند به وسط صحنه آمده و قهقه ای سر می دهد. تصور خودش بر این است که باید داوران را میخکوب کرده باشد اما پس از ادای چند جمله با نگاهی به داوران متوجه می شود که هیچ یک از داوران توجهی به ادامه بازی وی نداشته و در حال صحبت با یکدیگر هستند. حتی زمانی که برای گفتن دیالوگ بعدی اش حود را آماده می کند با واکنش رئیس هیئت داوران مواجه می شود که می گوید: کافی است خانم، مرسی، نفر بعد!!

اینگرید که عشق به بازیگری در وجودش موج می زند آنقدر سرخورده می شود که به سمت اسکله رفته و قصد خودکشی دارد. اما موقتا صرف نظر می کند. هنگامی که به خانه می رسد ناگهان متوجه می شود که پیغامی از محل برگزاری امتحان مبنی بر قبولی او در آزمون نخست و راهیابی اش به مرحله دوم رسیده است...

برگمن سالها بعد با دیدن رئیس هیئت داوران از او بابت رفتار بد و سردش در هنگام  امتحان پرسیده بود و رئیس هیئت داوران در جوابش با تعجب گفته بود: چه می گویی؟ دیوانه ای ؟ همین که وارد صحنه شدی و با صدای بلند خندیدی کافی بود تا درباره تو کوچکترین شکی به دل راه ندهیم. چرا که اطمینان و بی پروایی که تو از خودت نشان دادی مارا کاملا تحت تاثیر قرار داد...

و اینگونه بود که هیئت داوران با یک انتخاب درست زمینه حضور اعجوبه بازیگری سینما را در دانشکده هنرهای سلطنتی سوئد فراهم نمود.




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - بهزاد ستوده - ۲۷-۷-۱۳۸۹ ۰۲:۵۰ عصر

اين پست 92 عكس از اينگريد برگمن بود چون براي دوستان باز نمي شود حذف مي شود ولي خيلي حيف شد

cryyy!




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - سروان رنو - ۲۸-۷-۱۳۸۹ ۱۲:۱۲ صبح

ستوده جان !

اینها عکس بوده ؟ هیچکدوم باز نمیشه . معمولا لینک های عکس IMDB  برای خارج از خودش باز نمیشه. فعلا که همه عکس های زیبایی که بقیه دوستان هم در u r f i l e . n e t آپلود کرده بودند نابود شد. rrrr: .بهتره فعلا تا پیدا کردن یک راه حل اساسی ، به نوشتن جملات وصفی قناعت کنیم. مثلا : عشق به اینگرید ، عشق به همه خوبی هاست !  :lovve:

راستی یه جایی دیدم که ایرابلا روسلینی (دختر اینگرید برگمن که مثل او سر پرسودایی دارد ) رئیس هیئت داوران ) جشنواره فیلم برلین 2011 شده.

http://www.khabaronline.ir/news-88684.aspx

ایزابلا روسلینی - دختر روبرتو روسلینی و اینگرید برگمن




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - بهزاد ستوده - ۲۸-۷-۱۳۸۹ ۰۷:۵۳ عصر

خدمت دوستان عزيز

پستي از مجموعه عكس هاي اينگريد برگمن گذاشته ام مشتمل بر 92 عكس كه  براي خود بنده قابل رويت است و هيچ مشكلي ندارد و همه عكس ها باز مي شود

سوال اين است كه براي دوستان هم قابل رويت است؟ ظاهراً همه بصورت ضربدر ديده مي شود
نمي دانم مشكل از كجاست يعني ممكن است دست اجانب دركار باشد خواهش دارم اگر دوستان عكس ها را مشاهده مي كنند نظر بدهند ببينيم مشكل خصوصي است يا اپيدمي شده است



RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - سروان رنو - ۲۹-۷-۱۳۸۹ ۰۲:۲۳ صبح

(۲۷-۷-۱۳۸۹ ۰۲:۵۰ عصر)دكتر بهزاد ستوده نوشته شده:  

اين پست 92 عكس از اينگريد برگمن بود چون براي دوستان باز نمي شود حذف مي شود ولي خيلي حيف شد

92 تا ؟! [تصویر: 291.gif]

پس شانس آوردیم که لینک ها باز نشد :D  و گرنه 2 سال طول می کشید تا این صفحه لود بشه  [تصویر: 146fs495919.gif] ...بابا اینقدر اسراف نکنید ، برای هر پست حداکثر 2 تا 3 تا عکس کافیه. به فکر اون بنده خدایی باشید که از یه روستا با یک خط دیال آپ با سرعت 33 کیلوبیت به اینترنت وصل میشه. یه وقت دیدین اون دنیا سر پل صراط جلوتون رو گرفت ... [تصویر: 5.gif] ...باور کنید به جای تعداد زیاد عکس کوچک و یا بند انگشتی ، اگر یک یا حداکثر 2 تا عکس با اندازه مناسب  که هنری و گویا باشه ، زینت بخش نوشته ها باشه بهتره. nnnn:




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - هری لایم - ۲۹-۷-۱۳۸۹ ۱۰:۵۸ صبح

رنوجان سلام . اگر یه لحظه به این توجه کنی که دنیا ماگزیمم 2 روزه ,  که یه روزشم گذشته و از یه روز باقیمونده قراره نصفش تو ترافیک و خواب و wc و ... باطل شه  , اونوخ به این نتیجه میرسی که نمی ارزه یعنی اصلا نمی ارزه که به این موضوع فکنی .

اون فرد روستایی هیشوخ نمیاد اینجا سر بزنه . اگرم برفرض محال انقد شیفته سینما باشه  ,  راهشو پیدا میکنه .

عکس خیلی جالبی بود از خانم برگمن . ممنون !




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - دزیره - ۲۴-۸-۱۳۸۹ ۱۰:۳۷ صبح

( آیا این راه دلی دارد ؟ اگر دارد به آن دل ببند و گرنه از آن دل برکن که به دردت نمی خورد . )

اینگرید برگمن همیشه  چنین ، راهش را انتخاب کرد و به همین دلیل هنوز چون ستاره ای در یادها می درخشد.




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - سروان رنو - ۲۶-۸-۱۳۸۹ ۰۱:۲۲ صبح

بعد از اینکه برگمن آمریکا رو ترک کرد و به ایتالیا رفت و روبرتو روسلینی اغفالش کرد ( شاد هم اون روسلینی رو اغفال کرد taeed) به هر حال هر دو همدیگه رو اغفال کردن  ؛ هالیوود فیلم های اونا رو بایکوت کرد و برای همین استرومبولی - اروپا 51 - گردش در ایتالیا و ... از نظر تجاری شکست خوردن. روسلینی و برگمن به ناچار مدتی رو به چوپانی گذروندن. صبح ها برگمن بیچاره می رفت بره ها و گوسفندها رو می دوشید و بعد روسلینی شیرها رو می بُرد شهر می فروخت و با پولش نگاتیو می خرید برای ساخت فیلم بعدی اش . پدر عشق بسوزه ... cryyy!




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - دزیره - ۲۸-۸-۱۳۸۹ ۰۳:۵۰ صبح

با توجه به این که رنگ رخساره خبر میدهد از سر درون  این طور که از این عکس به اصطلاح چوپانی ! بر میاید زیاد هم ناراضی نیستند.

  به هر حال افراد زیادی در ان زمان معتقد بودند اینگرید با رفتنش به ایتالیا اشتباه بزرگی را مرتکب شد.البته این افراد غالبا کسانی بودند که کاری جز چرتکه انداختن نداشتند.

اینگرید  از احساسش پیش از رفتن به ایتالیا چنین یاد کرده:

((یادم میاید یک روز کنار استخر نشسته بودم که ناگهان اشکهایم روی صورتم جاری شد.چرا من انقدر ناراحت بودم؟من موفق شده بودم.امنیت داشتم.اما این کافی نبود.من از درون منفجر شده بودم.))

فیلمهایی که او و روسلینی ساختند هنری و خاص بوده است.(شاید اگر بوگی را هم دعوت می کردند و هالیوود حسود هم بایکوتشان نمیکرد کمتر از کازابلانکا نمیشد.)

او پس از بازگشتش به امریکاگفت:((انگاری مردم توقع نداشتند که من هم احساس داشته باشم!)) 




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - سروان رنو - ۱-۹-۱۳۸۹ ۰۱:۳۸ صبح

نگاه هنری

نگاهى به بازيگرى اينگريد برگمن در كازابلانكا به بهانة نود و پنجمين سالروز تولدش

روزنامه اطلاعات - دنیا میر کتولی

به جاودانگىِ درخششِ نگاهِ الزا

 اينگريد برگمن، هنرپيشة دورگة سوئدى-آلمانى، متولد 29 اوت 1915 و درگذشته به همين روز در سال 1982 است؛ يكى از پرافتخارترين بازيگران جهان سينما كه در طول خط مشى هنرى پرثمرش، از هفت بار نامزدى اسكار، براى سه فيلم چراغ گاز، آناستازيا و قتل در قطار سريع السير شرق، اين تنديس طلايى را از  آن خود كرد. كرى گرانت دربارة همبازى اش در فيلم بدنام گفته است: « بايد هرسال يك اسكار جداگانه به خانم برگمن اهدا شود " . اينگريد برگمن فوق ستاره اى ست كه كلكسيونى از افتخارات همكارى با بزرگان سينما: مايكل كورتيز، آلفرد هيچكاك، ويكتور فلمينگ، جورج كيوكر، ژان رنوآر، روبرتو روسلينى، سيدنى لومت، اينگمار برگمن و ... را در كارنامه حرفه اى درخشان خود دارد. اما تا نامى از اينگريد برگمن بر زبان مى آيد، بى اختيار، نخستين تصويرى كه در گوشه و كنار ذهنمان نقش مى بندد، الزاى فيلم  رمانتيك كازابلانكاست. و نكتة شگفت اين كه اينگريد براى حضور در اين نقش، حتى نامزد دريافت جايزه نيز نشد. چه اتفاقى افتاده كه اين فيلم پس از گذشت 7 دهه از توليد آن، رنگ كهنگى به خود نگرفته و همچنان پرطراوت است؟ و در ذهن سينماگران، منتقدان و علاقه مندان مشتاق سينما، چشم پوشى از اين شاهكار كلاسيك تا اين حد دشوار و بعيد به نظر مى رسد؟ دليلِ تر و تازگى ابدى نقش آفرينى اينگريد برگمن و همفرى بوگارت در كازابلانكا چيست؟


برخى فيلم ها با به كارگيرى موضوعاتى اصيل و بكر، فرصتى منحصر به فرد و موقعيتى مناسب براى بروز خلاقيت هاى بازيگرانشان فراهم مى آورند. اما به طور كلى فرمولى خاص براى خلق پرسوناژهايى واقعى كه به بخشى جدايى ناپذير از پيكرة روح، زندگى و حافظة مردم مى پيوندند، وجود ندارد. نمى توان به وضوح مشخص كرد كه سهم خود بازيگر، كارگردان، و شرايط و مقتضيات زمانه در شكل دادن به يك سيماى محبوب چقدر است. كازابلانكا فيلمى كه در سالهاى ميانى جنگ جهانى دوم بر روى پردة سينماهاى دنيا رفت، علاوه بر اينكه از قصّه اى اوريژينال و جذاب، سير حوادث منطقى، شخصيت پردازى هنرمندانه، فضاسازى عالى و ساختارى مستحكم سود مى جست، بازى هاى باشكوه دو هنرپيشة اصلى آن، بار مهم دراماتيك فيلم را به دوش مى كشيدند. الزا شاه نقش بود و ايفاى آن براى هر بازيگرى به مثابة يك رؤيا مى مانست؛ اما كبوتر شانس بر روى شانه هاى برگمنى نشست كه سال هاى آغازين سفرش به هاليوود را تجربه مى كرد؛ وى نيز به شايستگى قدر اين مجال استثنايى را دانست و با انطباق نقش با مختصات فيزيكى خود و شكوفايى استعدادهاى بالقوه اش، شگفتى آفرين شد.

حضور او در كازابلانكا چنان هوشمندانه و دركش از نقش آنقدر عميق بود كه توانست خود را در جمع پرشمار بازيگران در نماها و قاب هاى بعضا شلوغ، برجسته جلوه دهد. برگمن با نفوذ به عمق نقش، زندگى و هويتى به آن بخشيده كه تصور فيلم بدون او ممكن نيست و گويى فيلمنامه نويس از ابتداى آفرينش الزا در ذهنش، آن را بر قامت اينگريد دوخته است. تلفيق ظرافت، زيبايى، معصوميت آرمانى، و ته زمينة غمناكِ نهفته در چهرة برگمن در جان بخشى به اين پرسوناژ كم تأثير نبوده است. الزا در كازابلانكا، مظهرى كامل از لطافت زنانگى و عشق است. در حدود يك چهارم ابتدايى فيلم، سنگينى فقدان اين وجه زنانه و عاشقانه، بر روح بيننده به شدت احساس مى شود. اما با ورود برگمنِ فرشته سان و سفيدپوش به كافة ريك، ناگهان فضاى سرد و بى روح فيلم كه دقيقا بازتاب بيرونىِ نمادينى از نفوذناپذيرى و استوارى درونىِ شخصيت بوگارت است، برمى گردد، و طعم و رنگ و حسّ و حالى ديگر به قلب اثر تزريق مى شود؛ الزا شور زندگى را در رگ هاى مردة ريك جارى ساخته و به او و درام، جان تازه اى هديه مى دهد. اين تغيير اتمسفر،  به مدد حضور پرحرارت و جادويى بازيگر قدرتمندى ست كه حتى روى پارتنر پرتجربه اش تأثيرى شگرف برجاى مى گذارد.

 بعضى از بازيگران « آنِ » خاصّى در نگاهشان هست كه آن ها را از سايرين ممتاز مى كند. برگ برندة بازى برگمن، چشم هاى گيرا و نگاه هاى نافذ اوست. شايد كمتر بازيگرى در طول تاريخ سينما اين حجم غنى از احساس و معنا و كلام را در عمق نگاه هايش منعكس كرده است؛ نگاه هايى كه از واژه ها بى نيازند و هيچ ديالوگى نمى تواند منظور آنان را برساند. بالطبع كورتيزِ كارگردان با آگاهى كامل از اين شگرد كم نظير برگمن، در چند پلان كلوزآپ هايى نه چندان كوتاه مدت از چهرة او را طرح ريزى كرده تا آبشارى از احساسات ناب و گاه متضاد و غيرقابل وصف را به دنياى اثر سرازير كند. بر اين باورم كه برگمن در لحظه هاى سكون و سكوت اثرگذارتر است تا در حركت و كلام. ناگفته نماند كه الزا شخصيتى ساده و تك بعدى ندارد، و بين دو احساس توأمانِ ترديد و عشق، و دو فعلِ رفتن و ماندن معلق است. اگر از پوستة ظاهرى شخصيت چندلاية الزا عبور كنيم، به كشف ابعادى درونى تر از آن دست مى يابيم: او فقط محور عشق نيست، بلكه زنى ست مقاوم و پشتوانه اى ست عظيم در عرصة حيات اجتماعى-سياسى همسرش. در پردازش شخصيت الزا، مرزى ست آشكار بين دخترِ جوانِ دلشيفته در فلاش بك ها كه به قول و زن خودساختة كنونى كه « در بحبوحة درهم كوبيده شدن دنيا، عاشق شده » و زن خود ساخته کنونی که  همگام اصلى مبارزات ضدّ نازيسم همسرش شده است.

اينگريد در اجرا به اين توفيق چشمگير دست يافته كه با نگاه ها، لبخندها، گفتار و رفتارش اين تعادل ظريف، و اين صيقل خوردگى و تكامل يافتگىِ شخصيتى را به زيبايى مجسم ساخته و نمايشگر خصلت هايى عام از دوران و جامعة خود باشد. لحظه به لحظه، سيماى الزا در نظر تماشاگر عميق تر و احترام برانگيزتر متجلى مى شود و تحليل پيچيدة برگمن از نقش و شخصيت، منزلت بازيگرى را به همگان يادآورى مى كند.

پس از طى دهه ها و ظهور هرسالة نوستاره هايى جوان و با استعداد و زيبارو بر پردة نقره اى، هنوز از برگمن-بوگارت به عنوان زوج طلايى و غبطه برانگيز عالم سينما ياد مى شود. حداقل نيمى از ارزش و ماندگارى فيلم كازابلانكا و محبوبيت جهانى اين زوج، وامدار حضور معجزه آساى اينگريد برگمن است كه بر قلة بازيگرى ايستاده؛ ستاره اى بزرگ كه به جاودانگىِ گره خوردن برق نگاهش در نگاه ريك در برخورد نخست و به ابديتِ درخشندگى چشمان نمناك و مردّدش درفصل نهايى فيلم، جاودانه شده است.

 :heart:

 دنيا ميركتولى - روزنامه اطلاعات - 19 مهر 1389 

 عکس و ویرایش : کافه کلاسیک  CafeClassic.ir

 




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - هری لایم - ۴-۹-۱۳۸۹ ۱۲:۵۰ صبح

به همراه جنیفر جونز ( 1946)




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - سروان رنو - ۱۵-۹-۱۳۸۹ ۰۲:۲۳ صبح

نمی دونم شما سریال بازگشت خوشبختی رو می بینین یا نه ؟ همون سریال ژاپنی که جمعه شب ها از شبکه دو می ذاره و یه دختر به نام موئی توش هست با اون چهره معصوم. سریال جالبی هست و جزو معدود برنامه های بدردبخوری هست که صدا و سیما داره. خب حالا "موئی" چه ربطی به تاپیک اینگرید برگمن داره ؟  الان میگم. :D. همین جمعه که طبق معمول این سریال زیبا رو می دیدم در جایی از سریال دیدم پوستر اینگرید برگمن بر دیوار مهمانخانه ای که موئی و نامزدش توش زندگی می کنن نصب شده. تکرار روز بعد سریال این فرصت رو داد که اسکرین شات اش رو بذارم. نکته ای که برام  جالب تر بود این بود که واقعا سینما و بازیگری چیزی فراتر از مرزهای سیاسی و جغرافیایی است. زمانی که این عکس بر دیوار یک خانه ژاپنی چسبانده شده درست بعد از پایان جنگ جهانی دومه . همسر موئی در جنگ کشته شده و فقط مدتی از بمباران اتمی ژاپن توسط آمریکا می گذره ولی یک هنرپیشه آمریکایی اینقدر محبوبه که محبوبیتش تحت تاثیر مسائل جنگی و سیاسی قرار نمی گیره. هنر یعنی این .




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - الیشا - ۳۱-۳-۱۳۹۰ ۱۰:۳۷ صبح

با سلام

من  عاشق بازی زیبایی اینگرید برگمن هستم عاشق  فیلمهای کازابلانکا - زنگها برای که به صدا در می ایند - بدنام - قتل در قطار سریع السیر هستم خیلی این فیلمها زیبا هستن عالی:lovve::lovve:




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - Classic - ۲-۴-۱۳۹۰ ۱۲:۵۹ صبح

دوست خوب تازه وارد Novintan ؛

همه ما کم و بیش در مقاطعی عاشق بازیگران بزرگ ( مرد یا زن ) بوده و هستیم ؛ اما ارسال نوشته های کوتاه یک خطی بدین سبک ( مانند آنچه در کامنت های وبلاگ ها می بینیم ) هیچ کمکی به سایر دوستانی که خواننده مطالب کافه هستند نمی کند. سعی کنید مطالب خود را حداقل در یک پاراگراف ، با ذکر دلایل منطقی در کنار بیان هنری احساسات بنویسید. اصلا نگران نباشید که حتما باید مطلبی سطح بالا و فنی- هنری باشد بلکه برداشت خود را بنویسید. و شک نداشته باشید که :

هر آنچا از دل برآید .... لاجرم بر دل نشیند

 

اینگرید برگمن در نمایی از فیلم طاق نصرت




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - سروان رنو - ۵-۶-۱۳۹۰ ۰۱:۵۰ صبح

 

 (((   اوست پایدار   )))

 

دریا زگهر پر است غواص کم اند ....  آفاق پر از مطرب و رقاص کم اند

ترسم که دعایی به اجابت نرسد .... چون فاتحه خوانان به اخلاص کم اند

پس فردا سالروز تولد و مرگ بانوی ناکام اینگرید برگمن می باشد. به همین مناسبت مجلس یادبودی در این مکان برگزار خواهد شد.

از مدعوین دعوت می شود که عکس های نایاب و نوشته های شخصی خود را جهت تسلی بازماندگان آن مرحومه به رشته تحریر در آورند.

ضمنا مجلس زنانه همزمان در همان مکان برقرار می باشد.

خانواده های :  لیندستروم , برگمن , روسلینی , اشمیت , رنو , ....

( سرویس ایاب و ذهاب محیاست )




RE: اینگرید برگمن - غم نامه - کاپیتان اسکای - ۶-۶-۱۳۹۰ ۱۰:۵۲ عصر

 دیدم حیفه مجلسی که سروان گفته برپا نشه،...

سروده ی "وحشی بافقی" رو با آواز بخوانید. این عکس ها کوچک و بسیار کم حجم شده اند، عکس های بزرگِ کیفیت بالا را از ضمیمه برداشت نمایید.

روزگاری من و د ِ ِ ل، ساکن کویی بودییییییم!

ساکن کوی بت عربده  جوووووووی بودیییییم!

خوش آمدید سروان، غم آخرتون باشه بابا!

کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبوووووود

یک گرفتار از این جمله که هستَ َ َ ند نبووووود!



ریک ازون دنیا پیغام داده که ما آخرش به هم رسیدیم


خانوم ها بفرمایید اندرونی، خوش آمدید، آقایون میوه هاشونو میل کنن، سروان زحمت کشیده بابا، توی این گرونی به عشق اینگرید!

ها والٌا ، ... بخورید بابا تعارف نکنیین، مجلس بی ریاست!


دییییین و دل باخته دیوانه ی رویی بودیم (روی همین اینگرید بابا)

بسته ی (آخ) بسته ی سلسله ی سلسله مووووووویییییی بودیم (ها والٌا)

اینم بچه گی هاش تو آغوش باباش بود


دختر کو نَدارد نشان از پدر

آخ بگم براتون ازون شوهر .... بی مرام، دل تو دلش نبود واسه اینگرید بابا.   اینگریدو از این شهر به اون شهر کشید، خون به جگر اینگرید کرد



اَوٌوووَل آن کس که خریدار شدش من بووووودم این هم سن شونزده سالگی، یه دختر ساده ی روستایی، کی فکر می کرد (روزایی که دندوناشو سیم کشیده بود همچینم قشنگ نبود ولی حالا...) اَووووَل آن کس که خریدار شدش من بووووودم- باعث گرمی بازار شدش من بودم

.... بس که دادم همه جا شرح دل آرایی اوووووووو....

شهر پر گشت ز غوغای تماشایی اووووو

اینم غم نامه ی اینگرید در انسی کلوپیدیای بریتانیکا ، سری بزن تسلای دل بازماندگان بشو

... کاغذا و بروشوورای زیادی رسیده، از انجمن ها و کمیسیون ها و موسسه ها که تسلیت گفتن، پدر خوانده یه دسته گل فرستاده، هری لایم یه تابلو  آورده، پشتش نوشته تقدیم به اول و آخر زنان نوآر، تماشا کنین!

اینم قاتل نامردش! این سیگار لعنتی!

نکشید بابا، تو رو خدا نکشید! این لامصب اینگریدو کشت!

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید ها والٌا

داستان غم پنهانی من .... گوش کنید


اینم استرومبولیه، سر گور...!

به مناسبت سالگرد درگذشت اینگرید برگمن، در همین مکان، دوستان به همت سروان گران قدر گرد هم جمع شده اند تا یاد و خاطره ی او رو گرامی بدارن!

یکی از آخرین تصاویرش توی یکی از آخرین فیلم هاش

به مناسبت این یادبود، عکس، خاطره، دیدگاه، هر چه دارید در همین مکان قرار بدین بابا

********

... اینگرید وقتی وارد یک صحنه می شه، احساس می کنم روحش عین شعاع نور، تمام صحنه رو پر می کنه و این برای یک بازیگر به راستی غیر عادیه! در مورد هیچ بازیگری همچین حسی نداشتم!




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - گرتا - ۷-۶-۱۳۹۰ ۰۱:۲۴ عصر

در سال 2003 به مناسبت شصتمین سالگرد ساخت فیلم کازابلانکا، شبکه سی ان ان مصاحبه ای با سه دختر اینگرید برگمن داشت. در این مصاحبه که توسط لری کینگ انجام شد، دختران اینگرید برگمن به نکات جالبی اشاره کردند. یکی از نکاتی که ایزابلا روسلینی به آن اشاره کرد این بود که اینگرید برگمن از اهمیت فیلم کازابلانکا خبر نداشت و تنها در دهه شصت میلادی متوجه شده بود که این فیلم متفاوت از فیلم های دیگری است که در آنها ایفای نقش داشته است، به طوری که وقتی برای سخنرانی به دانشگاه هاروارد رفته بود از اینکه دیده بود دانشجویان هنگام نمایش فیلم کازابلانکا دیالوگ های آن را از حفظ می گویند تعجب کرده بود.

یکی دیگر از دختران برگمن نیز گفت که بارها دیده وقتی کسی از بازی مادرش در فیلم کازابلانکا تعریف می کرد، حوصله اینگرید برگمن سر می رفت و این به آن دلیل بود که کازابلانکا فیلمی نبود که برگمن از جان و دل آن را دوست داشته باشد . فیلم محبوب اینگرید برگمن "زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟" بود که وی تلاش زیادی کرد تا بتواند موفق به ایفای نقش در آن فیلم شود و وقتی در هنگام بازی در فیلم کازابلانکا با خبر شد که برای فیلم "زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟" انتخاب شده است، بی صبرانه منتظر آغاز بازی در آن فیلم بود.

دختران اینگرید برگمن همچنین در مورد علاقه شدید مادرشان به گری کوپر صحبت کردند و گفتند که همچنان با دختر گری کوپر روابط دوستانه و صمیمی دارند. یکی دیگر از موضوع های مورد بحث رسوایی برگمن و روسلینی بود که سبب شد به مدت 10 سال اینگرید برگمن آمریکا را ترک کند. دختر برگمن علت طلاق مادر و پدرش (روبرتو روسلینی) را فشار رسانه ها و نیز تفاوت بسیار زیاد شخصیتی عنوان کرد.

متن کامل مصاحبه در لینک زیر موجود می باشد:

http://transcripts.cnn.com/TRANSCRIPTS/0312/04/lkl.00.html

 

برگمن و گری کوپر در پشت صحنه فیلم زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟

 

با بوگارت در پشت صحنه فیلم کازابلانکا




RE: اینگرید برگمن و داستان گم شدن کلید از زبان مولانا - کاپیتان اسکای - ۷-۶-۱۳۹۰ ۰۳:۳۶ عصر

اندرحکایت گم شدن کلید (مک گافین) در داستان "بدنام" و جستن مردمان و نیافتن آن را و گشوده شدن راز سر به مهر به دست برگمن دانا!



....

روزگاری، فیلم سازی پاک بود
نام نیکش آلفرد هیچکاک بود


گفت با خود اینک آمد وقت آن
تا بسازم داستانی جاودان


باید اکنون ساختن "بدنام" را

تا نمایم جاودانه نام را


ساخت فیلم و جمله نوپرداز شد

ماجرای تازه ای آغاز شد


خود کلاسیک و قشنگ و ارجمند

فیلم بود، اما غنی از سر و پند


مثل جمله فیلم های او قشنگ

پر هیاهو، پر گهر، پر آب و رنگ


باز، مک گافین و راز پشت او

کَس تواند باز کردن مشت او؟


راز این "بدنام" قفلی بسته بود

یک کلید و عاشقی دل خسته بود


با کلید قصه آخر باز شد

قفل، اما قصه ای آغاز شد


ناگهان شد گم کلید داستان

گوییا افتد به چاه باستان


ولوله افتاد مک گافین چه شد؟

باعث این گم شدن، آخر که شد؟



قفل شد چون باز و در شد بازیافت

هیچکس دیگر کلیدش را نیافت

 

این چنین "بد نام" رازی سرد داشت

هیچکاک از این معما درد داشت


 از چه رو باید شود گم این کلید؟

از چه رو شد ناگهان خود، ناپدید؟


****


روزگار آمد گذر کرد و گذشت

پر شد و خالی شد از آن سرگذشت

کاش می شد داستان سرنوشت

با مداد آرزو از سر نوشت


این چنین هم، شیر در زنجیر شد

هیچکاک پرتوان هم پیر شد

آن همه ذوق و خیال آخر تمام

هر چه باشد قصه گردد والسلام


دوستانش پُرس پُرسان لب گزان

ای دریغ از این غروب و این خزان

باید اکنون کرد نامش را بلند

تا نیابد از گذشت جان گزند


پس نشستند و گمانه ها زدند

با رفیق و دوست چانه ها زدند

جشن شد آخر کلید گفت و گوی

بهردلجویی ز کام و نام اوی


جمع گشتند از زمین و از زمان

همرهان و دوستان هم زبان

دوستان کهنه، ناگه نو شدند

بهر خورشید زمان، پرتو شدند


آفتابِ هیچکاک آمد پدید

غصه ها از چهره ها شد ناپدید

هیچکاک آمد بدیل آفتاب

آفتاب آمد دلیل آفتاب


هان و هان آمد امید سینما

نِی بدون او نوا و نی نما

یک نظر کرد او به سوی مردمان

دید یاران را همه، پیر و جوان


تا بِرِگمن را میان جمع دید

خنده آمد بر لبان اینگرید

"روز وصل دوست داران یاد باد

یاد باد آن روزگاران یاد باد"

.

.

تا خوش آمد گوید از لطف، اینگرید

چون پرنده او به سوی سن پرید

.

چُست و چابک رفت او بر روی سن

واهمه کی داشت او از سال و سن

خنده بر لب، اینگرید، با آب و تاب

اوستاد خویش را کردی خطاب:

.

هان! من و تو قصه هایی داشتیم

پای دریا، رد پایی داشتیم

فیلم دریا بود و تو، خود، ناخدا

فیلم کی بود از تو و دریا جدا


اکشنی گفتی هراس آغاز شد

در به روی وَهم و رویا باز شد

تا که گفتی کات، دل ها دلهره

ترس می آمد به جان تا خرخره

جمله فیلم و فیلم سازان، مات تو

آفرین بر اکشن و بر کات تو

جمله سرگردان که مک گافین چه شد؟

قاتل و مقتول در کابین که شد؟


خنده برلبهات می آمد، قشنگ

بود در جیب تو مک گافین، زرنگ!

می کشیدی ناگهان آن را برون

جُمله مَست و واله و غرق جنون


آفرین! از مردمان می شد بلند

آلفرد در این میانه سربلند

آفرین و مرحبا و هلهله

شادی و شور و شعور و ولوله



لیک می دانم چرا در غصه ای

غصه داری در دلت از قصه ای

زین میان داری تو یک گم کرده ای

باید اکنون پاره سازم پرده ای


بایدش پاره نمود آن را و دید

این معما هست جانا یک کلید

دست شد در جیب و بیرون شد کلید

خنده آمد بر لب مردم پدید


"این شفای دست های سرد توست

این کلید آن دل پردرد توست"

اینگرید چون آلفرد را مات کرد

آخرین اندیشه اش را کات کرد


چون پرنده آمد و هم دوش شد

با مراد خویش هم آغوش شد

بوسه زد بر آن لبان بی قرار

گریه کرد آن سان که ریزد آبشار


آن زمان آن را به دست دوست داد

هر چه داری، خود فدای دوست باد


آلفرد چون مک گافین در کف بدید

غصه و غم از دلش شد ناپدید


گفت اینک وقت من گشته تمام

بایدم رفتن به سوی ناتمام


این کلید گنج فردای من است

آخرین راز من و پای من است

پای باید تا نهم من در گذار

رهگذارم رهگذارم رهگذار


دیگرم جانا به دنیا کار نیست

مرمرا در خاک فانی بار نیست

با گل و گل چهره و روی دگر

ساخت باید فیلم در سوی دگر

************

هدیه به هم کافه ای های ارجمند به پاس داشت روز درگذشت اینگرید برگمن

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

این شعر به تاريخ دوشنبه 7 شهريور 1390 به شماره سريال 141111 در وب سايت شعرنو امتیاز: 5.0 از 5 ثبت شد.




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - اسکورپان شیردل - ۷-۶-۱۳۹۰ ۰۸:۳۰ عصر

 چند تا عکس از فیلم های اینگرید برگمن  به مناسبت سالگرد درگذشتش

اول از فیلم چراغ گاز-1944 (هنرپیشه مرد شارل بوایه است)

 

 

 

دو عکس از فیلم ملاقات-1964 (با آنتونی کوئین و ایرنه دمیک)

 

 

عکس بند انگشتی هم یک وال پیپره تقدیم به دوستدارانش

این هم بضاعت ما بود برای ادای دین به اینگرید عزیز 




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - FONDA - ۷-۶-۱۳۹۰ ۰۹:۴۳ عصر

شخصا در عالم سینما چهره ای اینچنین آرامش بخش مانند اینگرید برگمن تا حالا ندیده ام ...

.

.

"من فیلم های زیادی بازی کردم که مهم تر بودند ، اما فیلمی که مردم همیشه میخوان راجع بهش حرف بزنن ، اون یکی با بوگارته..."

.




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - اسکارلت اُهارا - ۸-۶-۱۳۹۰ ۰۵:۳۴ صبح

(۷-۶-۱۳۹۰ ۰۱:۲۴ عصر)گرتا نوشته شده:  

فیلم محبوب اینگرید برگمن "زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟" بود که وی تلاش زیادی کرد تا بتواند موفق به ایفای نقش در آن فیلم شود و وقتی در هنگام بازی در فیلم کازابلانکا با خبر شد که برای فیلم "زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟" انتخاب شده است، بی صبرانه منتظر آغاز بازی در آن فیلم بود.

با تشکر ازگرتای عزیز

به نظر من اینگرید به دلیل تاثیر شخصیت ارنست همینگوی بر وی، فیلم "زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟" را به کازابلانکا ترجیح می دهد.

وقتی که فاجعه های انسانی مثل جنگ و زلزله و ...... اتفاق می افتد،  ادبیات و به تبع اون سینِما هم اوج می گیرد. و اغلب از دل این فاجعه ها آثار زیبایی تولید میشوند. مثل کازابلانکا

انگار که اندوه باعث میشه تا احساسات صاحبان آثار شکوفا بشه.




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - گرتا - ۸-۶-۱۳۹۰ ۱۱:۰۰ صبح

(۸-۶-۱۳۹۰ ۰۵:۳۴ صبح)اسکارلت اهارا نوشته شده:  

با تشکر ازگرتای عزیز

به نظر من اینگرید به دلیل تاثیر شخصیت ارنست همینگوی بر وی، فیلم "زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟" را به کازابلانکا ترجیح می دهد.

با تشکر از شما، با نظرتان موافقم. ارنست همینگوی از نویسندگان محبوب اینگرید برگمن و همچنین از دوستان وی بوده است که همانطور که شما اشاره کردید برگمن تحت تاثیر او قرار داشته است و به همین دلیل علاقه زیادی به فیلم زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟ داشته است. البته به گفته دوستان و نزدیکان اینگرید برگمن دلیل دیگر علاقه برگمن به آن فیلم حضور گری کوپر و بازی در کنار او بوده است.




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - بهزاد ستوده - ۸-۶-۱۳۹۰ ۱۱:۱۳ صبح

(۸-۶-۱۳۹۰ ۱۱:۰۰ صبح)گرتا نوشته شده:  

(۸-۶-۱۳۹۰ ۰۵:۳۴ صبح)اسکارلت اهارا نوشته شده:  

با تشکر ازگرتای عزیز

به نظر من اینگرید به دلیل تاثیر شخصیت ارنست همینگوی بر وی، فیلم "زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟" را به کازابلانکا ترجیح می دهد.

با تشکر از شما، با نظرتان موافقم. ارنست همینگوی از نویسندگان محبوب اینگرید برگمن و همچنین از دوستان وی بوده است که همانطور که شما اشاره کردید برگمن تحت تاثیر او قرار داشته است و به همین دلیل علاقه زیادی به فیلم زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟ داشته است. البته به گفته دوستان و نزدیکان اینگرید برگمن دلیل دیگر علاقه برگمن به آن فیلم حضور گری کوپر و بازی در کنار او بوده است.

اینگرید توی یک مصاحبه گفته بعد از اکران زنگها ... مدل موی کوتاه او در این فیلم  مد روز شد و سرتاسر جهان از این مدل استفاده می کردند و  همینطور بازی کنار گری کوپر خیلی برای این بانوی بزرگ سینما جذابیت داشت

یکی از فیلمهایی که بسیار بر اینگرید تاثیر داشت حتی تا پایان عمر فیلم "استرومبولی" بود زندگی در یک منطقه دور از تمدن بدون وسایل ارتباطی بدون امکانات تاثیری نامطلوبی بر روحیه بانوی بزرگ سینما داشت که هیچگاه او را رها نکرد




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - سروان رنو - ۹-۶-۱۳۹۰ ۰۲:۵۳ صبح

خانم ها و آقایون ... مشرف فرمودید ... مشرف فرمودید ... لطف کردید ... محبت کردید ... [تصویر: 130fs1258263.gif]

ما خواستیم بریم سر مزار اما متوجه شدیم اینگرید اصلا مزار نداره ( کمثله مارلون براندو ) و وصیت کرده بوده که خاکسترش رو در دریاچه مقابل خونه دوران کودکی اش به آب بریزن .

(۶-۶-۱۳۹۰ ۱۰:۵۲ عصر)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

... اینگرید وقتی وارد یک صحنه می شه، احساس می کنم روحش عین شعاع نور، تمام صحنه رو پر می کنه و این برای یک بازیگر به راستی غیر عادیه! در مورد هیچ بازیگری همچین حسی نداشتم! 

بفرمایید . حالا هی بگید هاله نور اشتباه بوده.  من همیشه می گفتم که این دختر هاله نور داره ... حتی کاپیتان هم با اون عینک درشتش دیده .

(۷-۶-۱۳۹۰ ۰۳:۳۶ عصر)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

  دیگرم جانا به دنیا کار نیست ...  مرمرا در خاک فانی بار نیست

با گل و گل چهره و روی دگر ...  ساخت باید فیلم در سوی دگر

هدیه به هم کافه ای های ارجمند به پاس داشت روز درگذشت اینگرید برگمن

آقا واقعا دست مریزاد با این ذوق و شعر .  چه زیبا این جریان رو به نظم در آوردی .   اگر کسی فیلم این مراسم رو ندیده باشه نیم عمرش بر فناست. عشق و انسانیت و هنر , همه در یک سالن جمع شده است. ( = مراسم تقدیر از هیچکاک با حضور همه بازیگرانش  و دوستانش )

در مورد زنگ ها برای که به صدا در می آیند ( یا عنوان درست تر : ناقوس  برای که می نوازد ) نکته جالب موی کوتاه برگمنه. بیشتر بازیگرهای زن وقتی موی خودشون رو اینقدر کوتاه می کنن خیلی زشت و بدریخت می شن اما اینگرید با اینکه موها رو زده و به اقتضای نقشی که داره  یک قلم آرایش هم نداره و لباسهای وصله پینه ای هم پوشیده , باز جذاب و زیباست.

(۸-۶-۱۳۹۰ ۰۵:۳۴ صبح)اسکارلت اهارا نوشته شده:  

به نظر من اینگرید به دلیل تاثیر شخصیت ارنست همینگوی بر وی، فیلم "زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟" را به کازابلانکا ترجیح می دهد.

 درسته. برگمن و همینگوی دوستان خیلی خوبی بودن و اغلب با هم نامه نگاری داشتن. سر همین جریان ازدواج با روسلینی که  که روزنامه ها بیجا  تبدیل به جنجالی عجیب  کردن , یکی از معدود افرادی که با وجود جو سنگینی که ضد برگمن بوجود اومده بود  علنا ازش حمایت می کرد ارنست همینگوی بود. می گفت " من نمی دونم  این مطبوعات از جون این دختر چی می خوان ؟! "

یکی از فیلمهایی که بسیار بر اینگرید تاثیر داشت حتی تا پایان عمر فیلم "استرومبولی" بود

درسته. اصلا کلا اون جریان داستان زندگی اینگرید رو عوض کرد و باعث شد که 7 سال از بهترین سالهای عمرش رو از هالیوود دور باشه. توی کتاب زندگینامه اش , در گیر و دار درگیری رسوایی رابطه اش با روبرتو روسلینی , یکی از خبرنگارها وقتی اونو در استرومبولی می بینه اعلام می کنه " چشمان زیبای فیروزه ای برگمن که همیشه از شوق برق می زد دیگر فروغی ندارد و آن لبخند جادویی اش بر لبانش خشکیده است  "   

 البته خودش همیشه می گفت که هیچوقت به خاطرش پشیمان نیست. من فکر می کنم که اینگرید روحیه ماجراجویی زیادی داشت:  اولین سفرش به آلمان بود که با اینکه باردار بود , یکنفره از شوهرش خداحافظی کرد و رفت آلمان نازی تا سه تا فیلم بسازه. بعدش هم که یکنفره  هزاران کیلومتر مسافرت کرد تا بره یک فیلم آزمایشی برای دیوید سلزنیک در هالیوود بسازه در حالیکه شوهر و دخترش در سوئد بودند. خود اینگرید در کتابش میگه که بیشتر , از نامه هایی که هر روز براش می اومد ناراحت می شد. هزاران نامه از طرفداران , دوستان و مقامات بلند مرتبه که ازش می خواستن توبه کنه و برگرده آمریکا !  اون نامه معروف هاوارد هیوز هم بین این هزاران نامه بوده که اینگرید 15 سال بعد هنگام خونه تکونی پیداش می کنه و  ... اصلا فکرش رو بکنید که چقدر این جریان , جنجالی و مهم بوده که بحث به مجلس سنای آمریکا کشیده میشه !

 

راستی اینم لوگوی جدید سایت کافه سینما  که به مناسبت سالروز برگمن طراحی کرده. جالبه که به جای عکس های معصوم همیشگی , اینبار یک عکس اغواگر و شرور از اینگرید انتخاب کردن. احتمالا فهمیدن که اینگرید چه شیطون بلایی بوده و آنچنان هم معصوم و سر به زیر نبوده !


[تصویر: Ghelyon.gif]

پس نوشت:  سایت کافه سینما الان , یک مقاله در مورد اینگرید گذاشته که اینجا است. یک مطلب زیبا از خانم دنیا میرکتولی به مناسبت سالروز اینگرید برگمن . نقل قول های جالب همراه با عکس های دیدنی.

چند تا نقل قول خواندنی هم گذاشته از جمله :

او ترکیبی از زیبایی ناب، طراوت، نیروی زندگی و استعداد است که جمع شدن همۀ اینها در یک نفر، مثل گل دادنِ «گیاه قرن» به ندرت اتفاق می افتد.  واندا هیل / منتقد سینما

او بازیگری خارق العاده است. کازابلانکا را فقط به خاطر اینگرید برگمن سه بار پشت سر هم دیدم .مارلون براندو / بازیگر سینما




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - الیشا - ۱۴-۶-۱۳۹۰ ۱۰:۳۰ صبح

با سلام خدمت شما سروران چون مطلبی نداشتم در خور این بازیگر بزرگ یک خط شعر از خیام

اکنون که گل سعادت پر بار است

دست تو ز جام می چرا بیکار است

می خور که زمانه دشمنی غدار است

در یافتن روز چنین دشوار است

:ttt1:ttt1




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - Classic - ۱۵-۶-۱۳۹۰ ۰۲:۱۴ عصر

اينگريد , اين فقط يه فيلمه !

گويا اين حرف را استاد هيچكاك به اينگريد گفته، وقتي ديد او بازي را زيادي جدي گرفته است. نصيحتي كه بعدها خودش به دخترش ايزابلا روسليني درباره بازيگري گفت: «آن را ساده بگير. صورتت را همين‌طور معمولي نگهدار، موسيقي و داستان پرش مي‌كنند!» نمي‌دانم اگر آن آسانسورچي باعث نمي‌شد كه اينگريد با آن تهيه‌كننده همه فن حريف، ديويد . او. سلزنيك آشنا و كشف شود چه بر سر فيلم «كازابلانكا» و «بدنام» و... مي‌آمد؟

نمي‌دانم تصور فيلم «كازابلانكا» چقدر بدون اينگريد برگمن عزيز و آن بدتركيب جذاب و تلخ- همفري بوگارت نمردني را مي‌گويم ! - معني دارد؟ آن صورت ساده و چشمان معصوم و حس تمام‌نشدني كه از دايره پوست و گوشتش بيرون مي‌زند و نمي‌شود كه از او چشم برداري، با آنكه به نظر كار عجيبي نمي‌كند. «به عقيده من مهم‌ترين خصوصيت لازم براي يك هنرپيشه اين است كه خيلي خوب بداند چطور هيچ كاري نكند.» اين را هم هيچكاك گفته و اينگريد به واقع چنين كرد. حتي در نقش «آليشا»ي فيلم بدنام. مسير زني الكلي تا عاشقيت و جاافتادگي و تلخ‌شد‌گي- چون ليمويي قاچ شده كه مانده روي دست عشق و وظيفه را نرم و باوركردني بازي مي‌كند. علاقه هيچكاك آنقدر به او زياد است كه مي‌خواست اين مدل افتخار، اين ستاره را بر سينه بزند و به خاطر او فيلم «برج جدي» را مي‌سازد. «من علاقه خاصي به آن رمان نداشتم و اگر به خاطر اينگريد برگمن نبود، خيال نمي‌كنم دست به ساختن اين فيلم مي‌زدم.» هرچند بعدا فكر مي‌كند اين كار بچگانه‌اي بود!

به قول همين رند انگليسي «هنرپيشگان زني كه شهرتي طولاني داشتند (دارند) هيچ جاذبه تمناگري به مفهومي كه امروز رايج است، ندارند، آنان موفقيت خود را تنها به استعداد و جذابيت طبيعي خود مديون هستند، آنان به طور لايتغير در نقش‌هايي ظاهر مي‌شوند كه از جذبه الهام بخشيدن و كمال بازي بهترين جنبه‌هاي انساني را مورد خطاب قرار مي‌دهد» و ادامه مي‌دهد كه «از نظر جسمي و روحي، هنرپيشه روي پرده امروزه، نبايد تنها دختري كاملا دلپذير باشد، او بايد در نگاه و صدايش زندگي داشته باشد. دوران هنرپيشه‌اي كه فقط تصويري نيكو داشته باشد سر آمده...» او هميشه دوست داشت به مو و سر و صورتش دست نزند. يعني دماغ و دهن و گونه‌اش مال خودش بود. از لنز‌هاي رنگين هم كمك نگرفت ولي هميشه رنگين ماند با آن همه فيلم‌هاي سياه و سفيدي كه بازي كرده!

چقدر تهيه‌كنندگان آمريكا زور زدند تا اسمش را هم عوض كنند و او زير بار نرفت و به نام برگمن بودن افتخار كرد و عاقبت هم در كنار استاد سينماي سوئد قرار گرفت و سونات پاييز را با هم نواختند.
اما عشق به غيرمتعارف بودن، اينگريد را به سمت «سفر ايتاليا» كشاند تا در كنار روسليني بزرگ عشق و جنجال را تا پاي طرد شدن در آمريكا به جان بخرد و باز گردد. اين يعني از تجربه نهراسيدن و تكرار نكردن و حتي شكستن چهره معصومش كه در فيلم «جكيل و مسترهايد» تصويري شد.
نمي‌دانم از سر تصادف- كه رهبر جهان است گويا- سه‌بار ازدواج كرد، سه بار جايزه اسكار برد و سه فرزند دارد؟!
مي‌گويند در 1915 متولد شدي و من تاريخ مرگت را به ياد نمي‌آورم. شايد برمي‌گردد به شناسنامه و شايد هم اعداد و ارقام نمي‌توانند گوياي عمر هنرت باشند از اين رو تو هنوز زنده‌اي. تولدت مبارك اينگريد عزيز!  :heart:

منبع : روزنامه شرق - نوشته محمد علی سجادی - 7 شهریور 1390

لینک :http://s h a r g h n e w s p a p e r.ir/News/90/06/07/9735.html




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - سروان رنو - ۱۶-۶-۱۳۹۰ ۱۱:۴۸ عصر

همانطور که قبلا هم به اطلاع رسید , علاوه بر مراسم ما , مجلس یادبودی هم به همت بچه های کافه سینما در آدرس زیر برقرار است که دوستان می توانند ضمن مراجعه , نظرات و یادداشت خود را بنویسند. واقعا مطالب و عکس های دل انگیزی گذاشتن .  تبریک به خانم میرکتولی و برادران قادری ( حفظ الله سایتهم ) به خاطر این حسن سلیقه و عرض ارادات به سایر عزیزانی که از راه های دور قدم رنجه کردند و تشریف آوردند , از هالیوود , از رم , از پاریس , از لندن , از استکهلم , از هامبورگ , از ایران !  و ... .

لینک : مطلب در  کافه سینما




گرفتار - کاپیتان اسکای - ۲۱-۴-۱۳۹۱ ۰۳:۰۸ عصر




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - Von Werra - ۸-۶-۱۳۹۱ ۱۲:۱۶ صبح

به مناسبت سالروز تولد و وفات ستاره بی بدیل سینما و برای زنده نگهداشتن یاد او ، چند تصویر از آن بانوی هنرمند تقدیم دوستان می گردد :

بدون شرح :

[تصویر: 1346183046_646_d51e1368fe.jpg]           [تصویر: 1346183077_646_b81172f07d.jpg]

روحش شاد ، یادش گرامی .




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - سروان رنو - ۹-۶-۱۳۹۱ ۱۲:۱۷ صبح

ای دل غافل .... ای روزگار پر شتاب ...

انگار همین دیروز بود که توی سه تا پست بالاتر اشاره به مطلبی در مورد سالروز اینگرید عزیز کردیما.zzzz:

واقعا تا  چشم به هم بذاری این دو روز عمر هم می گذره و همه مون نابود می شیم می ریم پی کارمون ! :haha::

و اما بعد ...

حکایت ما و این دیکتاتورها هم حکایتی ست شنیدی و پر پول و البته پر آب چشم ! خدا بیشترشون کنه. هر جا سر و صدا و انقلابی میشه , ما مثل عقاب اونجا شیرجه می ریم. به هر حال بهترین و سود آورترین تجارت ها رو فقط هنگام جنگ میشه انجام داد .taeed سرتون رو درد نیارم . بعد از  قذافی شهید  مظلوم  , ما مدتی بیکار بودیم تا اینکه چند هفته پیش ریک تماس گرفت و گفت سروان در سوریه اوضاع جوره !   البته ما اولش خیلی راغب نبودیم چون معلوم نبود اونجا باد موافق از کدوم طرف می وزه  تا اینکه یه شب خود بشار زنگ زد و گفت سروان بیا که اوضاع خیلی قاراش میش شده و کمک لازم داریم. ما هم که دیدیم بوی پول میاد  با زیردریایی به صورت مخفیانه رفتیم دمشق و دیدیم بعـــله بد جوری بوی الرحمن بشار  بلند شده !  خلاصه مدتی گرفتار بودیم و  اوضاعش رو تا حدود زیادی مرتب کردیم. بگذریم از اینکه چه پیچیدگی هایی داشت و آخرش هم باز حس کردیم که باد موافق از سمت مخالفان می آید و ...

القصه دیدیم که این جنگ تمومی نداره و اگر اینجوری پیش بره نمیتونیم سالروز اینگرید جون :lovve:در کافه باشیم , بنابراین امور رو دادیم دست آجودان خودمون ستوان کـَسـل و عزم برگشت کردیم. هر چی بشار اصرار کرد که سروان نرو , من پام روی صابونه و هر لحظه ممکنه بخورم زمین و از این جور حرفا , من گفتم هیچ راهی نداره. اگر دنیا هم در حال نابودی باشه من باید سالروز اینگرید جون رو در کافه باشم و تمام . nnnn:

الان هم تازه برگشتم و حسابی خسته ام اما به عنوان شروع چند تا عکس کمیاب از برگمن می ذارم :

*

     تولد اختر تابناک آسمان سینما - اینگرید برگمن (س ) - را به عموم شیفتگان حضرتش تبریک عرض می نماییم.    [تصویر: balloons.gif]

*

*

اینگرید برگمن در عنفوان جوانی

اینگرید در نمایی از کازابلانکا (تصویر تبلیغاتی فیلم که رنگی شده است )

اینگرید در فیلم طاق نصرت




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - کنتس پابرهنه - ۶-۱۰-۱۳۹۱ ۰۷:۱۷ عصر

عکس زیر تقدیم به دوستداران اینگرید برگمن.




اینگرید برگمن در ایران - کاپیتان اسکای - ۳-۴-۱۳۹۳ ۰۷:۴۰ عصر




RE: اینگرید برگمن - بازیگر بی همتا - سروان رنو - ۸-۶-۱۳۹۳ ۰۱:۵۷ صبح

 از اول هم حساب تو جدا بود ... سکوت ات شعر ناب بیصدا بود ...

به یک جمله بگویم بی کم و کاست .... سراپای تو  آیات خدا بود ...

سالروز تولد  گوهر جان  , الهه سینما , روشنایی پرده , چراغ صحنه , عزیز دل بنده ,  اینگرید برگمن (س) بر عموم شیفتگان حضرتش مبارک باد.

:heart: