تالار   کافه کلاسیک
چارلی چاپلین - اسطوره سینما - نسخه قابل چاپ

+- تالار کافه کلاسیک (http://cafeclassic4.ir)
+-- انجمن: تالارهای تخصصی (/forum-10.html)
+--- انجمن: بازیگران و فیلمسازان (/forum-33.html)
+--- موضوع: چارلی چاپلین - اسطوره سینما (/thread-207.html)


چارلی چاپلین - اسطوره سینما - دشمن مردم - ۱۸-۴-۱۳۸۹ ۰۶:۵۷ صبح

121 سال پيش، در روز 16 آوريل 1889 ميلادي  «سرچارلز اسپنسر چاپلين» معروف به چارلي چاپلين، نابغه عالم سينما در شهر لندن به دنيا آمد. با دیدن فیلمهایش هنوز هم خاطرات تلخ و شیرین گذشته برایم تداعی می شود.چارلی چاپلین به نظر من  یه اسطوره است.کسی که در فیلمهایش طنزی گزنده و سیاه را به نمایش می گذارد .زمانی که دوباره فیلمهایش را می بینم  برایم تازگی دارد.چاپلین فقط بزرگ نبود بلکه غولی در عرصه سینمای صامت و ناطق بود.بیشتر فیلمهایی رو که ما از چاپلین دیدیم مربوط به کارهای صامتش هست.کسی که از زمان خودش چند گام جلوتر بود .   فيلم هاي چاپلين آميزه اي از هزل، اندوه، انتقادات جسورانه و عشق به انسانيت است.

چاپلین درباره شخصیتی که خود انتخاب کرده بود گفته:من هیچ ایده‌ای دربارهٔ چهره‌پردازی و لباسم نداشتم. لباسی که در فیلم اول داشتم را دوست نداشتم. در راه لباس خانه به این نتیجه رسیدم که شلوار بگی گشاد بپوشم و کفشهای بزرگ و کلاهی خاص. می‌خواستم همه چیز با هم در تضاد باشد. کتی تنگ و کلاهی کوچک و کفشی بزرگ. نمی‌دانستم باید پیر به نظر بیایم یا جوان؟ اما وقتی یاد حرف کارگردان افتادم که می‌خواست کمی بزرگتر از آنچه هستم به نظر بیایم, پس یک سبیل اضافه کردم. نمی‌دانستم چه شخصیتی باید داشته باشم، اما زمانی که لباسها را پوشیدم , خود لباسها احساسی به من داد که شخصیت را دیدم. آغاز به شناختنش کردم و زمانی که به روی صحنه می‌رفتم , کاملا متولد شده بود.

 چاپلین در 25 دسامبر سال 1977 درگذشت و روحش شاد 
چاپلین هنرمندی بود که آشناترین و مشهور ترین تصویر خیالی از نوع بشر را ارائه داد. تصویر ولگرد کوچولو ، نمادی است برای کمدی و حتی خود سینما. چاپلین فرهیختگی و ظرافت به کمدی بخشید و نشان داد که هنر می تواند ، در سرگرمی و تفریحی کاملا مردمی متجلی شود و قابل احترام باشد.

گزیده فیلم شناسی چارلی چاپلین

ولگرد ( 1915- The Tramp )
• شغل (1915- Work )
• بانک (The Bank - 1915)
• شبی در نمایش ( 1915 – A Night At The Show )
• بازرس فروشگاه (The Floorwalker - 1916 )
• مامور آتش نشانی ( 1916 - The Fireman)
• ساعت یک صبح ( 1916 - One A.M. )
• خیابان آرام ( 1917 - )
• مهاجر ( 1917 - The Immigrant )
• زندگی سگی ( 1918 – A Dog's Life )
• دوش فنگ ( 1918 – Shoulder Arms )
• پسر بچه ( 1921 – The Kid )
• زائر ( 1923 - The Pilgrim )
• زن پاریسی ( 1923 – A Woman Of Paris )
• جویندگان طلا ( 1925 – The Gold Rush )
• سیرک ( 1928 – The Circus )
• روشنایی های شهر ( 1931 – City Lights )
• عصر جدید ( 1936 - Modern Times )
• دیکتاتور بزرگ ( 1940 - The Great Dictator)
• موسیو وردو ( 1946 – Monsieur Verdoux )
• لایم لایت ( 1952 – Limelight )
• سلطانی در نیویورک ( 1957 - A King In Newyork )
• کنتسی از هنگ کنک ( 1967 - The Countess From Hong Kong)

 گزیده جوایز و افتخارات

• برنده جایزه اسکار بهترین موسیقی ارجینال برای فیلم لایم لایت در سال 1973.

نامزد دریافت جایزه اسکار در رشته های بهترین فیلم ، بهترین فیلم نامه ارجینال و بهترین بازیگر نقش اول برای فیلم دیکتاتور بزرگ در سال 1941.

نامزد دریافت جایزه اسکار در رشته بهترین فیلم نامه ارجینال برای فیلم موسیو وردو در سال 1948.

دریافت جایزه اسکار بهترین دستاورد هنری برای فیلم سیرک در سال 1929.

دریافت جایزه افتخاری یک عمر فعالیت هنری در سال 1972.

• برنده جایزه افتخاری شیر طلایی از جشنواره ونیز در سال 1972.

برگرفته از ویکی پدیا




RE: چارلی چاپلین اسطوره سینما - سروان رنو - ۱۹-۴-۱۳۸۹ ۰۹:۰۹ عصر

امروز شبکه چهار در برنامه طنزپیشگان داشت در مورد چارلی چاپلین مستندی پخش می کرد. فکر می کنم تکراری بود اما بخشی که در مورد مشکلات چاپلین سر فیلم city lights روشنایی های شهر بود رو تازه می شنیدم. اینکه فیلمبرداری این فیلم 180 روز ! طول کشیده و  چاپلین با بازیگر جوان و تازه کار  ایفاگر نقش دختر نابینای داستان مشکل داشته و بازیگره اونقدر اعصاب چاپلین رو خرد کرده بوده که وسطای فیلم ، اون تصمیم داشته که یه بازیگر دیگه رو بیاره اما ظاهرا منصرف میشه. نکته جالب اینه که  فیلم اینقدر روان است و اینقدر چاپلین خوب از این بازیگر مبتدی بازی گرفته که اصلا اینگونه مشکلات پشت صحنه به چشم نمی آد.




RE: چارلی چاپلین اسطوره سینما - منصور - ۲۰-۴-۱۳۸۹ ۰۷:۴۰ صبح

درمورد چاپلین حرف برای گفتن زیاد دارم... کسی که با وجود مشکلات عدیده زندگی و ازدواج با 4 زن و عدم محبوبیت در پشت صحنه ، محبوبترین بازیگر و در مفهوم کلی دوست داشتنی ترین انسان تمام دورانهاست .... کسی که طنزهایش یادآور بیچارگی فقرا و تراژدیهایش یادآور فلاکت ثروتمندان است ... درینجا فقط به ذکر جمله ای از طالبی نژاد درخصوص این بزرگ مرد تاریخ سینما اکتفا میکنم:

اگر تکنولوژی سینما به جائی برسد که بتوان نور آپارات سینما را به آسمان تاباند و روی آسمان برای مردم فیلم پخش کرد ، مطمئن باشید اولین فیلمی که در این تکنولوژی برای مردم پخش خواهند کرد فیلمی از چارلی چاپلین خواهد بود




RE: چارلی چاپلین اسطوره سینما - Classic - ۲۰-۴-۱۳۸۹ ۱۲:۵۶ عصر

نقش چاپلین در تاریخ سینما فقط نقش یک بازیگر همه فن حریف یا یک کارگردان شش دانگ نبوده است. او نقش مهمی در شکل گیری صنعت سینما ( هنر - صنعت ) داشته است. اینکه یک فیلم صامت سیاه و سفید  (روشنایی های شهر ، عصر جدید و ... ) بعد از 80 سال در مصاف با فیلم های مدرن امروزی ؛ هنوز آنقدر جذاب باشد که مخاطب را درگیر خود کند نشاندهنده نبوغ سازنده آن است. علاوه بر اینها چاپلین خود سینماست. شمابل و عکس او همه را به یاد فیلم و سینما می اندازد. کدام کارگردان یا بازیگری را سراغ دارید که همه ، از کودک تا کهنسال او را اینچنین بشناسند. فکر نمی کنم هیچ شخصیت سینمایی در تاریخ به شهرت و محبوبیت او بوجود آید . او نماد سینماست.




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - رامین_جلیلوند - ۲۵-۵-۱۳۸۹ ۱۱:۵۶ عصر

همانطوری که می دانيد که چارلی چاپلين در زمان ليست سياه درست کردن سناتور مک کارتی به داخل ليست سياه مک کارتی به جرم عقايد کمونيستی رفت. بد نيست بدانيد که مک کارتی برای درس عبرت به ديگران تصميم داشت چاپلين را به دادگاه عمومی بکشاند ولی وقتی که خبردار شد که چاپلين می خواهد با همان و کلاه و عصا و لباس مندرس به دادگاه بيايد مطمئن شد که چارلی چنان در دادگاه بيدادگران را می پیچاند  که از ترس از  دادگاهی کردن چاپلين منصرف شد.

انسان بودن چاپلين در آن زمان با کمونيست بودنش اشتباه گرفته شده بود. نامه هايش به دخترش جرالدين نشان گر روح ظريف و حساس اين هنرمند به تمام معنی انسان می باشد.

فيلم چاپلين با بازيگری رابرت دانی جونيور را عاشقانه دوست دارم بسيار بسيار قوی می باشد. رابرت دانی جونيور همانند خود چاپلين تمام بدل کاری های فيلم را انجام می دهد و حس و حال چاپلين را کاملا تسخير کرده است. کاشکی دوبله شود با صدای آرشاک غوکاسيان




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - john doe - ۲۶-۵-۱۳۸۹ ۰۱:۳۱ صبح

(۲۵-۵-۱۳۸۹ ۱۱:۵۶ عصر)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

فيلم چاپلين با بازيگری رابرت دانی جونيور را عاشقانه دوست دارم بسيار بسيار قوی می باشد. رابرت دانی جونيور همانند خود چاپلين تمام بدل کاری های فيلم را انجام می دهد و حس و حال چاپلين را کاملا تسخير کرده است. کاشکی دوبله شود با صدای آرشاک غوکاسيان

به نظر من هم فیلم خوبی بود . این فیلم عید امسال دوبله شد . با گویندگی والی زاده به جای رابرت دووانی

و اسماعیلی به جای آنتونی هاپکینز. بد هم نشده بود.

راستی بهترین دوبلور برای چاپلین کیست . من باز هم به افضلی راءی می دهم . در دیکتاتور عالی است .

طهماسب در موسیو وردو بد نبود ولی به خوبی افضلی نبود.




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - رامین_جلیلوند - ۲۶-۵-۱۳۸۹ ۰۱:۴۹ صبح

دوبله چند معدود فيلم های ناطق چاپلين فقط و فقط کار خود افضلی می باشد.
در مورد دوبله فيلم چاپلين جونيور به نظرمن هنوز هم ترکيب آرشاک-مدقالچی و ژرژ پطرسی ( جای داگلاس فربنکس) بهتر می شد. خيلی جالب است که بيشتر بحث های سينمايی و فيلمی رگ و ريشه ای از دوبله دارد فقط می توان به اين نتيجه رسيد که به قول فلينی اگر دوبله اختراع نشده بود خودم اختراعش می کردم!!!!!!




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - منصور - ۲۶-۵-۱۳۸۹ ۱۱:۰۲ عصر

  آنچه تاکنون درخصوص چارلز چاپلین خوانده اید عمدتا محدود به آثار او و عملکرد وی درخصوص فعالیتهای فیلمسازی اوست. بد ندیدم در این بخش وارد زندگی خصوصی این شخصیت شویم و ببینیم کسی که روی پرده، یک هیولای دست نیافتنی است ، در زندگی شخصی خود چگونه زندگی میکرد...

ازدواجها و رسوائیهای شخصی چاپلین

1 - میلارد هریس  14 ساله بود با موهائی طلائی که در یک مهمانی در سانتا مونیکا با چاپلین آشنا شد. دو سال بعد در سن 16 سالگی اش (پس از آنکه همگان به روابط نزدیک ایندو پی بردند) چاپلین از او تقاضای ازدواج کرد. مراسم ازدواج چاپلین 29 ساله و عروس 16 ساله در اکتبر 1918 برگزار شد. 48 ساعت بعد لوئیس میه یر رئیس استودیوی مترو قرارداد بازیگری با عروس چاپلین را امضا کرد بی آنکه عروس در فیلمی بازی کرده باشد. برای مه یر جذابیت همسر چاپلین بودن کافی بود. این قرارداد چاپلین را آزرده خاطر کرد چون مه یر پیش از آن چیزی به وی نگفته بود. مه یر اعلام کرد اولین فیلم خانم چارلی چاپلین با عنوان جنس پست روی پرده خواهد رفت .چاپلین به داگلاس فربنکس گفته بود عروس بچه سالش از نظر ذهنی توانائی همراهی او را ندارد. این عروس بچه سال در جریان وضع حمل تا آستانه مرگ پیش رفت و در نهایت بچه ی ناقص و هیولا صورتی بدنیا آورد که 3 روز بیشتر زنده نماند و در گورستان مموریال پارک به خاک سپرده شد. روی سنگ گور او نوشتند: موش کوچولو و طرحی بر آن زدند که لبخندی بر لب داشت.

با گذشت زمانی در حد بیست و چند ماه دامنه اختلاف چاپلین و هریس بیشتر شد و آنها علنا یکدیگر را متهم کردند. هریس از چاپلین بعنوان شوهری بی وفا نام برد. چاپلین روزهای بسیاری را دور از خانه و در کنار بازیگر زن معروف مترو با نام نازیموا میگذراند و از تبلیغات گسترده مه یر در مورد همسرش خشمگین تر میشد. آندو سرانجام در آوریل 1920 در مهمانی بزرگی که در هتل الکساندرا برگزار شده بود جلوی همه مدعوین به یکدیگر پریدند. چاپلین مه یر  را متهم کرد که هریس را به طلاق تشویق میکند و وقتی چاپلین در سرسرای هتل ناسزاگویان دنبال مه یر افتاد ، رئیس مترو فریاد زد: گورت رو گم مرد کثیف! چاپلین ضربه ای را بصورت مه یر زد که عینک او را به گوشه ای پرتاب کرد و مه یر با مشت به صورت چاپلین کوبید.... جک پیکفورد به زحمت چاپلین را با صورت خون آلود از معرکه بدر برد... وقتی چاپلین را می بردند مه یر به حاضران توضیح داد که : من کاری را کردم که هر مردی باید میکرد...  مه یرخلاف ظاهرش مردی گردن کلفت بود. چاپلین و هریس از هم جدا دشند بی آنکه هریس ستاره بزرگی شود.

2- دختری در آوریل 1908 در هالیوود از مادری مکزیکی و پدری ایرلندی/آمریکائی بدنیا آمد که نامش را لولیتا گذاشتند. او لولیتا مک مورای بود که در سانست بلوار بزرگ شد در خانه ای اجاره ای. در سال 1915 مادر لولیتا (خانم مک مورای) بعنوان پیشخدمت در رستورانی که بازیگران و کارگردانان به آنجا رفت و آمد داشتند کار میکرد و نگاه خیره ی چاپلین به لولیتای کوچک افتاد. دخترک ، هم ولگرد تنها را روی پرده دیده بود و میدانست با بازیگری بزرگ طرف است. چاپلین از خان مک مورای نام لولیتا را پرسید و برای دخترک شکلکی درآورد تا بخندد. هیچکدام از این واکنشها از نگاه نافذ خانم مک مورای دور نماند او چاپلین را خوب می شناخت و میدانست روی چه ثروت هنگفتی خوابیده است. بتدریج پای لولیتا به فیلمهای چاپلین باز شد او در فصل بهشت پسر بچه نقش یکی از فرشته ها و بعدها در طبقه بیکاره نقش یک خدمتکار را برعهده گرفت. کمکهای چاپلین به دختر و مادرش آنقدر بود که مادرش کار را کنار بگذارد و وقتش را صرف دخترش کند. آنچه مادر به دختر می آموخت آنی بود که همه بدنبالش بودند : چگونه میتوان با یک میلیونر ازدواج کرد  او در 15 سالگی برای نقش رقصنده کافه فیلم جویندگان طلا  از طرف چاپلین انتخاب شد اما هرگز در آن فیلم بازی نکرد (این نقش را جورجیا هیل بازی کرد) اما بازی لولیتا و مادرش ادامه داشت...لولیتا شانزده ساله بود  که نامش روی در اتاق ادنا پورویانس (بازیگر قدیمی آثار چاپلین) قرار گرفت. نام او را از لولیتا یا لیلیتا به لیتا و نام خانوادگیش را از مک مورای به گری (یعنی خاکستری) تغییر دادند. گری نام و رنگ گربه کوچکی بود که چاپلین آنرا به نوستاره اش تقدیم کرده بود. لیتا گری در استودیو چاپلین با همین گربه و مادر مقتدرش پرسه میزد.وی سر صحنه فیلمبردای جویندگان طلا در نقشی که اشاره شد حاضر شد اما هرگز نتوانست از عهده نقش برآید... در یکی  از صحنه ها که فشارهای چاپلین برای گرفتن بازی بیشتر شده بود لیتا گری از هوش رفت و شاعبه باردار شدن وی توسط چاپلین بالا گرفت. مادرش هراسان بالای سر دخترش ظاهر شد و مثل یک صحنه از یک فیلم فریادی زد و او هم از هوش زفت. عموی دخترک وکیل دعاوی بود(ادوین مک مورای). او پا به صحنه گذاشته چاپلین را زیر سوال برد...و در نهایت این رسوائی منجر به ازدواج ایندو در نوامبر 1924 شد.

داماد 35 ساله و عروس 16 ساله برای ماه عسل به مکزیک رفتند درحالیکه حداقل 50 خبرنگار در تعقیب آنها بودند.. خیلی زود لیتا گری بچه دار شد نام بچه اش  چارلز اسپنسر چاپلین جونیور بود که در ژوئن 1925بدنیا آمد. و سال بعد سیدنی ارل چاپلین متولد شد . او در کمتر از دوسال صاحب 2 فرزند از گری شده بود. عمو و مار گری مثل عقابانی تیزچنگ همه چیز را زیر نظر داشتند تا مباد حق دخترک و فرزندانش ضایع نشود. تخمین این گرگهای گرسنه این بود چاپلین حداقل 16 میلیون دلار ثروت دارد. گری در قصر 40 اتاقه ی بورلی هیلز زندگی میکرد و مادر عزیز و همراهانش در همان قصر کنار او بودند. سورچرانیها ادامه داشت...

حضور فک و فامیل و دارودسته مک مورای چاپلین را آشفته میکرد. وقتی چاپلین از فیلمبرداری سیرک باز می گشت (دسامبر 1926) با دیدن فوجی از میهمانان غریبه در قصرش خشمگین شد و به آنها پرخاش کرد. همان چیزی که مک مورای ها دنبالش بودند. گری 2 بچه اش را برداشت و بهمراه جد و آبایش از قصر خارج شدند. در ژانویه 1927 تقاضای طلاق تقدیم دادگاه شد با این مضمون که نیمی از دارائی چاپلین به وی و مادرش رسد.چاپلین فیلمبرداری سیرک را نیمه کاره رها کرد و دست به دامان وکلایش شد. و سرانجام از فرط فشار عصبی بر بستر بیماری افتاد.جلسه های دادگاه با رسیدگی به کوهی از ادعا و مدارک آغاز شد. آنچه لیتا گری ادعا کرد بود شامل مواردی عدیده چون عادتهای خلاف اخلاق و عرف روابط خانوادگی بود و همینطور این ادعا که چاپلین به وی پیشنهاد سقط جنین کرده است. دوستان میدانند که هرچه بیشتر لجنی بر هم زده شود گند آن بالاتر می آید و این دادگاه گندهای عجیبی را از دل زندگی چاپلین و لیتا گری بیرون کشید. گری ادعا کرد همسرش در دوران ازدواج هرگز به او وفادار نبوده و تهدید کرد نام 5 بازیگر زن معروف را هم در این گیر دار به معرکه خواهد کشاند.  ازین تهدید ترسی عجیب وجود چاپلین را فراگرفت و سرانجام قبول کرد مبلغ تعیین شده از سوی دادگاه را به گری بپردازد. سرانجام در اوت 1927 دادگاه تعیین کرد که چاپلین 625 هزار دلار به گری بپردازد و درنهایت کار به طلاق کشید.

چاپلین پس از یکسال ، فیلمبرداری سیرک را دوباره از سر گرفت او می گفت: آنچه دراین یکسال برمن گذشت ده سال مرا پیر کرد . موهای چاپلین خاکستری شد و مجبور شد برای ادامه صحنه ها آنرا رنگ کند.

3- از سال 1936 ( ونه 1932که به اشتباه در منابع اینترنی ذکر شده) تا 1941 (5 سال و نه 8 سالی که می نویسند) چاپلین با پولت گدار (گدارد) ازدواج کرد کرده بود. پولت گدار که هنرپیشه متوسطی هم بود در فیلمهای بزرگی چون دیکتاتور بزرگ و عصر جدید ایفای نقش کرد. البته پس از دیکتاور بزرگ بود که چاپلین اعلام کرد وی همسر اوست ... بعدها گدار که هنرپیشه ای قهار شده بود و(و حتی بعدها نامزد اسکار هم شد) با نخوتی خاص از چاپلین جدا شد و او را تنها گذاشت و این عقیده را در چاپلین قوت بخشید که زنها تا زمانی که ناتوانند به تو می چسبند و زمانی که برتر از تو باشند هیچ چسبی قادر به چسباندن آنها به تو نیست را تقویت می کرد...

4- جوآن بری نوجوانی که در سال 1940 با رویای ستاره شدن وارد هالیوود شده بود و شغلی جز پیشخدمتی نیافته بود بطور تصادفی در میهمانی پل گتی (غول نفتی آمریکا) با تیم دورانت (یکی از مدیران یونایتد آرتیستز) آشنا شد که او را چاپلین معرفی کرد.. چاپلین در آنروزها برای فیلمی بنام سایه جوهره که هرگز آنرا نساخت دنبال بازیگر زنی می گشت. او پس از دیدن جوان بری به مطبوعات گفت که مود آدامز دیگری یافته است و این دختر را با دستمزد هفته ای 70 دلار استخدام می کند. اما یکسال بعد نارضایتی چاپلین از بری (1942) آشکار شد. از فیلمی جدید خبری نبود و دستمزد بری به 25 دلار رسید.. این دختر تازه به دوران رسیده از فرط عصبانیت با طپانچه ای سراغ چاپلین رفت و او را تهدید به مرگ کرد و چاپلین ، به زحمت طپانچه را از دست دختر بدر آورد و وی را به پلیس تحویل داد. چند ماه بعد بری در حال ورود به خانه چاپلین از راه پنجره دیده شد و 30 روز به زندان افتاد. رسوائی دیگری در راه بود. جوان بری ادعا کرد بچه ای از چاپلین در راه دارد.(این شایعه را 2 زن خبرنگار بنامهای هدا هوپر و لولا پارسونز که نفرت عجیبی از چاپلین داشتند دامن زدند). اخبرنگاران ادعا کردند چاپلین دشمن جامعه آمریکاست. او با جیبی خالی وارد آمریکا شده است و پس از رسوائیهایی بسیار و جیبی انباشته دخترکان بی سرپرست را بی ناموس میکند. این ادعاها رانجام چاپلین را مجددا به دادگاه کشاند. او مجبور شد ازدواجش با اونا اونیل (دختر جوان یوجین اونیل - نمایشنامه نویس) را به تعویق بیندازد. او هرگونه رابطه ای را با جوان بری انکار کرد و پذیرفت مورد آزمایش خون قرار گیرد. وی همه هزینه های مربوط به معاینه ها و آزمایشها و پرداخت هفته ای 2500 دلار به بری را قبول کرد. در این گیرو دار اف بی آی هم وارد معرکه شد و از چاپلین انگشت نگاری و پرونده سازی کرد.

دختر بری در  اکتبر 1943 به دنیا آمد. هرچند آزمایشها نشان میدادند چاپلین پدر کودک نیست اما دادگاه چاپلین را وادار کرد هزینه های نگهداری از بچه را بپذیرد. دیگر فضای ضد چاپلین ملتهب بود. روسها جشنواره فیلمهای چاپلین را ترتیب دادند و از حمله علیه چاپلین انتقاد کردند و حالا دیگر روزنامه ها می نوشتند: این نخستین بار است که کرملین خود را درگیر یک رسوائی جنسی در هایوود میکند ... 

5- به هرحال چاپلین با اونا اونیل ازدواج کرد و تا توانست به هوپر و پارسونز نیش زد. او پس از این دوران موسیو وردو ی تلخ و سیاه را ساخت ... او آخر عمر در سویس کنار چاپلین پیر باقی ماند... چاپلین از اونیل صاحب هشت فرزند شد (که واقعا دست و پنجه اش درد نکند و نیاز به یک خسته نباشید اساسی دارد! چراکه بشکلی، انتقام خود را از زنان قبل ، از این آخری گرفت!)

 

 این متن ترجمه بسیار ساده ای بود از کتاب Hollywood Babylon که به تفصیل درباره جنجالهای زندگی چاپلین نگاشته شده است

-------------------------------------------------------------------

به فیلمهای چاپلین که جناب دشمن مردم اشاره کرده اند و ظاهرا از ویکی پدیا اخذ شده، من موارد زیر را هم اضافه می کنم:

بیست دقیقه به عشق 1914

قلب جریحه دار شده تیلی 1914

قهرمان 1915

سمساری 1916

سانی ساید 1919

 




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - سروان رنو - ۲۷-۵-۱۳۸۹ ۱۲:۰۴ صبح

(۲۵-۵-۱۳۸۹ ۱۱:۵۶ عصر)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

همانطوری که می دانيد که چارلی چاپلين در زمان ليست سياه درست کردن سناتور مک کارتی به داخل ليست سياه مک کارتی به جرم عقايد کمونيستی رفت.

سینما در اواخر دهه 40 ، سه ضربه بزرگ دریافت کرد که باعث شد کم کم از دوران اوج خودش فاصله بگیره . اول تصویب قانون ضد انحصار بود که استودیو ها را از مالکیت سینماها منع کرد ( ضربه مالی شدید به استودیو ها )  دوم ظهور تلویزیون بود که تعداد مخاطبان سینما را کاهش داد  و سومی که تیر خلاص بود همین ماجرای مک کارتی و از کار بیکار شدن شمار زیادی از فیلمنامه نویسان ، کارگردانان و بازیگران بود.

در اواخر عمر ، هالیوود برای جبران کم لطفی اش نسبت به چاپلین - این نابغه هنر هفتم - اسکار افتخاری ای به او تقدیم کرد. در این مراسم باشکوه ، به بهترین نحو از او تقدیر شد به طوری که بعد از آمدن چاپلینِ سپید موی  بر روی صحنه ، حاضرین چندین دقیقه برایش کف زدند و باعث شدند اشک به چشمانش بیاید. کلیپ زیر را که مربوط به این مراسم است حتما ببینید:

http://www.tudou.com/programs/view/gk4t7_R6_Rs/




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - 1991 - ۲۸-۵-۱۳۸۹ ۱۱:۵۷ صبح

بعضی‌ها اگه بمیرن یه چیزی از دنیا کم می‌شه، یکی‌ش همین چاپلین‌ـه!




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - هری لایم - ۱۲-۹-۱۳۸۹ ۱۲:۵۰ عصر

 

مرد بزرگ !

تصویر تو در یادها بماند !


.




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - هری لایم - ۱۴-۹-۱۳۸۹ ۰۳:۲۷ عصر

.




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - هری لایم - ۲۷-۱۰-۱۳۸۹ ۰۳:۲۹ عصر

1-  به همراه برادرش سیدنی . پشت صحنه مهاجر  ( 1917)

2-  در نقش یک کشیش در زائر  (1923)

3- چارلز چاپلین - مری پیکفورد - پالت گدارد - بادی راجرز ( جشن ازدواج پیکفورد و راجرز  1937 )

4- چارلی چاپلین و پالت گدارد در نمایی از دیکتاتور بزرگ 1940

5- همراه با آرام جانش اونا اونیل 1943




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - هری لایم - ۲۹-۴-۱۳۹۰ ۱۱:۳۸ صبح

.




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - چاپلین - ۱۳-۹-۱۳۹۰ ۰۲:۱۵ عصر

خوب همه چارلی رو میشناسن و احتمالا فیلم روشنایی های شهر رو دیدن ولی من سعی میکنم این فیلم رو که شاهکار استاد هست رو جوری معرفی کنن که نکات جدیدی رو در بر داشته باشد.

City Lights

فیلمی که معرفی میکنم فیلمی است کمدی رمانسکه به عقیده ی خیلی ها (و سایت AFI) بهترین فیلم کمدی رمانس تاریخ است

این فیلم در زمانی ساخته شد که بیشتر فیلم ها از سکوت در آمده و سینما را فیلم های ناطق پر کرده بود و کارگردانان روی آورده بودند به ساختن

فیلم های غیر صامت اما چارلی چاپین با ساخت این فیلم دوباره قدرت فیلم صانت را به رخ همگان کشید.

من واقعا دیگه نمیدونم چی بگم فقط هنر استاد رو ببینید.

نکات جالب

1 چارلی در سکانسی که میخواهد گل بخرد مجبور شد این سکانس را 342  بار فیلم برداری کرد تا سکانس قابل قبولی را عرضه کند.

2. اورسن ولز کارگردان و بازیگر فیلم همشهری کین فیلم روشنایی های شهر
را بهترین فیلم تاریخ و فیم مورد علاقه خود نامیده است.

3. در اولین روز از اکران فیلم آلبرت انیشتن به طور اختصاصی به نزد چارلی چاپلین رفت تا فیلم را با چارلی ببیند.


4. چارلی چند بار قصد بر اخراج بازیگر زن این فیلم داشته که با سفارش دیگران از این کار منصرف شده.


5. از نظر مدت ساخت این فیلم طولانی ترین فیلم صامت استاد هست

نام : روشنایی های شهر

کارگردان : چارلی چاپلین

بازیگر : چارلی پاپلین ، ویریجینا چریل

سال: 1931

ؤانر: کمدی ، رمانس، دراما ، شورانگیز

نوع فیلم : سیاه و سفید و صامت و مونو

زمان:87 دقیقه

دیالوگ های بیاد ماندنی

بی نوا : میتونی الان ببینی؟
دختر کور: بله میتونم الان ببینم

بی نوا : مواظب رانندگیت باش
میلیونر : من رانندگی میکنم؟

بی نوا : فردا پرندگان آواز خواهند خواند


بهترین صحنه ی فیلم

در صحنه ی آخر فیلم چارلی معشوق خود را میبیند درحای که معشوق بینا شده چارلی را نمیشناسد.

چارلی به او نگاهی سرشار ار مهر و عشق میکند . دختر که متوجه نگاه چارلی میشود گمان میکند که وی

در حسرت پول منتظرانه نگاه میکند . از آن رو سکه برداشته و به طرف چارلی حرکت میدهد .

چارلی با دیدن این صحنه از حالت خود بیرون آمده و قصد رفتن میکند . دختر دوباره چارلی را صدا زده و این

بار گلی به او تعارف میکند چارلی می ایستد . دختر گل را در دست چارلی میگذارد . دختر با لمس دست

چارلی او را میشناسد و می گوید :

شما؟

چارلی سری تکان داده و .........

چارلی: میتونی الان ببینی؟

دختر: بله الان میتونم ببینم.

 

و سپس فیلم با این تصویر به پایان میرسد
.
.
.


و اینک لبخند معروف دلقک




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - زبل خان - ۱۴-۹-۱۳۹۰ ۱۰:۲۲ عصر

کلمات از توصیف این هنرمند عاجزند ،بدون شک..انسانی بزرگ که علاقه مندان هنر هفتم تا ابد مدیون او خواهند بود..چارلی بزرگ یکی از ارکان مهم سینما هست وخواهد بود..روحش شاد..




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - هری لایم - ۲۶-۹-۱۳۹۰ ۰۸:۵۱ عصر

از راست به چپ :

1- میلدرد هریس نخستین همسر چارلی چاپلین (1920)

2- همراه با برادرش سیدنی (نفر سمت راست) هنگام تحویل حلقه های فیلم به مدیران کمپانی فرست نشنال و دریافت چک (1918 یا 1919)

3- سانی ساید , سکانس رویا (1919)

4- با پگی هاپکینز جویس ,  سواحل سانتا کاتالینا (1922)

5- با پولت گدارد (؟) ,  بورلی هیلز (1932)




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - هری لایم - ۲۸-۹-۱۳۹۰ ۰۱:۱۱ صبح

از راست به چپ :

با اریک کمبل در فیلمی که هیچگاه کامل نشد (1917)

کودک درون فعال شده است . در استودیوی خودش (1918)

عکس تبلیغاتی از ولگرد کوچک (1918)

در حال گرفتن تست کلوزآپ از بازیگران جدید (1918)

با ادنا پرویانس , نمایی از باند (1918)




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - نیومن - ۲۸-۹-۱۳۹۰ ۰۹:۳۱ صبح

چاپلین و جایزه اسکار

در سال 1972 آکادمی علوم و هنرهای سینمای آمریکا (اسکار) زیرکانه چارلی 83 ساله را به آن دیار دعوت کرد و با های و هوی و جنجال فراوان جایزه اسکار را به خاطر کارگردانی فیلم پسرک (1920) در کف دست او گذاشت.

طراحان این قضیه .جایزه اسکار را در اواخر عمر چارلی به او دادند نه در اوج کار و تکاپوی ذهن خلاق او.

چارلی از بابت اینکه چرا پس از 25 سال تبعید از آمریکا به آن کشور بازگشت و جایزه را دریافت کرد .هیچ سخنی بر زبان نیاورد.

بعدها چارلی در مورد جایزه اسکار گفته بود: سراپای سازمان آکادمی احمقانه است و جایزه اسکار آنقدر بی ارزش است که آنرا برای جلوگیری از بسته شدن درب اتاق می گذارم




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - نیومن - ۲۸-۹-۱۳۹۰ ۱۲:۳۵ عصر

چارلی چاپلین و اخراج از آمریکا

 

چارلی چاپلین  بعلت اختلاف عقایدش با ناسیونالیسم زیر فشار محافل و مقامات واشینگتن شدیدا مورد انتقاد قرار گرفت. مقامات آمریکا برای او محاکمه های فرمایشی ترتیب دادند و در بازجوئی ها حرمت اش را شکستند و رنج وعذابش دادند  تا جایی که چارلی و همسرش (اونا ) آزرده خار و دلزده شدند و به اجبار آمریکا را ترک و به اروپا سفر کردند.

اروپا مقدمش را گرامی داشت و از او استقبال بزرگ کردند و تا حدی خاطرش را از عذاب روحی سبکبار ساختند.

چند صباحی پس از گشت اروپایی وآشنایی با دوستان تازه و دیدار با ستایشگران هنرش.در سوئیس منزلی خرید و تا پایان عمر در آنجا زندگی کرد.




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - نیومن - ۲۸-۹-۱۳۹۰ ۰۱:۴۵ عصر

چارلی چاپلین در ایران

مطالب زیر به نقل از پرفسور حسنعلی خان مستوفی عضو آکادمی سوئد می باشد

دوست من مرحوم (سنت اگزوپری ) نویسنده نامی فرانسه –موئلف کتاب شازده کوچولو که بی شک جزو 100 کتاب برجسته ادبی-فلسفی جهان است نامه ای برایم فرستاد:

آقای من حسنعلی خان عزیز.حتما  چارلی چاپلین را می شناسید .کمدین بزرگی است و در اروپا و آمریکا شهرت بسیار دارد.چندی پیش در استودیوی فیلمبرداری اش در هالیوود با او دیدار کردم.مردی است محترم که انسان را به تحسین وا می دارد.روی طرح یکی از فیلمنامه هایش کار می کند که به گمان من کار بسیار موفقی خواهد شد.چاپلین می خواهد در این فیلم به دنیای صنعتی انتقاد کند و در نظر دارد با ساخت چند ماشین صنعتی.جدال ماشین و انسان را نشان دهد.

آقای عزیز من .دوست من چاپلین شدیدا نیازمند حمایت مالی است و بویژه برای ساخت دستگاههای صنعتی در این فیلم باید سرمایه زیادی صرف کند فکر نکنم توضیح  دیگری لازم باشد.                             

                                         ارادتمند شما: آنتوان سنت اگزوپری-7 اکتبر 1935

 سال 1935 برای من سال خوبی نبود و از نظر اقتصادی .دارایی چندانی نداشتم.کشتی تفریحی کوچکی داشتم که برای تعمیرات در سواحل اسکاتلند پهلو گرفته بود. تلگرافی به مک نیکلاس (ناخدای کشتی) فرستادم تا آن را هرچه سریعتر بفروشد و مبلغ حاصله را با امضای ناشناس برای چاپلین به آمریکا بفرستد. مبلغ حاصل از فروش کشتی تفریحی مبلغ ناچیز در حدود 32 هزار پوند بود که همان روزها برای چاپلین ارسال شد.

چاپلین بعدها گفته بود.فیلم عصر جدید من مدیون رازی کوچک از مردی بزرگ است .

این سخن چاپلین به قطع مبالغه است . آن راز کوچک .در برابر هنر ارزشمند مردی چون او بسیار کوچکتر از آن بود که فکر مردی چون چاپلین را به خود مشغول کند.

واسطه آشنایی من با چارلی چاپلین همانطور که اشاره شد (سنت آگزوپری نویسنده نامی فرانسه ) بود.

چاپلین شدیدا به بنده علاقمند بود و شاید به خاطر همین علاقه بود که در یکی از سفرهایم به ایالات متحده از بنده خواست تا در صحنه فیلم برداری لایم لایت (1952) حاظر باشم و نظرات خود را درباره اسلوب کارگردانی او بگویم.

چاپلین یک بار به دعوت شخص بنده در سال 1957(69 ساله /1336ه.ش) که جمعا مدت 11 روز در ایران به سر برد و نظر به دوستانه بودن این سفر .خبر آن در هیچ یک از نشریات داخلی درج نشد.

دومین سفر چاپلین به ایران. در واقع توقف کوتاهی در فرودگاه مهرآباد بود. روز 18 / اوت/1961 (17 مرداد /1340) چاپلین به همراه همسرش (اونا) و سه فرزندش هنگام بازگشت از ژاپن به مقصد فرانسه .قریب سه ربع در فرودگاه مهرآباد توقف کرد.                  (به نقل از کتاب سال کیهان –سال 1342- صفحه 241 )

تلگرافی که چاپلین از فرودگاه برایم فرستاد .پس از پرواز او به دستم رسید .متن تلگراف چنین بود:

دوست عزیزم .اگر همسر و فرزندانم با من همسفر نبودن بسیار مایل بودم که با لغو سفر.چند روزی در کنار شما باشم و خاطره سفر شیرین چهار سال پیش را تکرار کنک. دریغ که موقیعت مناسب نیست.

                                   با ارادت بسیار و آرزوی دیدار-چارلی (18 اوت/1961)

 

توضیح:

سر پرفسور حسنعلی خان مستوفی-این بزرگمرد تاریخ معاصر دو بار از سوی ملکه

انگلیس به لقب (سر/ sir) مفتخر شده و بعلت عضویت در آکادمی سوئد.پنج بار از

نامزدی دریافت جایزه نوبل صرف نظر کرده است. بزرگمردی که سه مجمع الجزایر جهان

بنام اوست -                     

(روزنامه همشهری -7 خرداد 1381)




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - نیومن - ۲۹-۹-۱۳۹۰ ۱۲:۲۱ عصر

هیتلر در نگاه چاپلین

در آلمان پیشوا چنین گمان برده بود که چاپلین بسیار به او شبیه است.فکری هم به مغز من راه یافت که به هیتلر شباهت دارم.ولی تشابه به همین جا محدود نمی شود. من و پیشوا در یکسال متولد شده ایم.دریک ماه و در یک هفته.با 4 روز اختلاف سن. هردو در دوران کودکی با فقری سخت دست به گریبان بوده ایم. (و کودک خیابانی نام مشترک ما بود. بدین ترتیب سرنوشت ما بسیار شبیه هم بوده است.تا آنکه هریک راهی جدا را در پیش گرفتیم.یکی میلیونها نفر را به کام بدبختی انداخت و دیگری مردم جهان را خنداند.)او یک دیوانه است و من یک کمدین-وشاید ممکن بود جای ما عوض شود. خدا را شکر که من مثل او نیستم.




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - نیومن - ۴-۱۰-۱۳۹۰ ۱۱:۱۸ صبح

سخنان چاپلین

-فقط عشق مادر پایدار است.

-فیلم دیکتاتور بزرگ را ساختم چون از دیکتاتورها متنفرم و می خواهم مردم بخندند.

 

-گاه مسائل جنسی برایم جذبه  و  کششی نیرومند داشتند و گاه نیز ناراضی کننده بوده

اند اما هرگز مسئله و روابط جنسی مرکز توجه مرا تشکیل نمی داده چه من کارهای

خلاقی داشته ام که می توانسته است به جای مسائل جنسی مرکز توجهم قرار گیرد.

 

-اگر شما کسی را هل بدهید و او به زمین بیفتد ولی صدمه ای نبیند کار کمدی کرده اید

ولی اگر کسی را به سختی به زمین بیندازید و مجروح کنید یک صحنه تراژدیک بوجود

آورده اید.

 

-هیچ وقت برای احساساتی بودن ارزش قایل نبوده ام.

 

-بیائید برای نا ممکن بکوشیم و به یاد داشته باشید که دستاوردهای شگرف سرتاسر

تاریخ چیرگی بر آن چیزی بوده است که نا ممکن می نمود




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - نیومن - ۵-۱۰-۱۳۹۰ ۰۱:۰۰ عصر

علاقه های چاپلین

  • موسیقی برای من جاذبه ای سخت دارد
  • علاقه زیادی به تئاتر ژاپنی دارم
  • علاقه من به بازی تنیس است
  • علاقه به مطالعات انجیلآثار شکسپیر وتشریح انسان دارم.
  • علاقمند به داستان نویسانی همچون چارلز دیکنزآلن پومارک تواینویل دورانتگسی دوموپاسان هستم.
  • علاقمندی شدیدی به کتاب سقراط غرب اثر اشپنگلر دارم
  • علاقه ذاتی من به نمایش است
  • من همواره عشق به انسانیت دارم
  • علاقه دارم فرزندم چارلز موسیقیدان بزرگ و مشهور شود.



RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - نیومن - ۶-۱۰-۱۳۹۰ ۰۱:۰۳ عصر

نشان ها و افتخارات چاپلین

 

* در مسافرت به انگلیس پادشاه می خواست به من لقب لرد بدهد که این پیشنهاد را رد کردم.زیرا به ظواهر اهمیت نمی دادم و

تنها شخصیت  فردی برایم ارزش دارد

*نشان لژیون دونور از درجات 5 گانه نشان افتخار فرانسه

*جایزه اسکار در سال 1972

*عضو افتخاری انجمن نویسندگان و درام پردازان فرانسه

و000




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - هری لایم - ۹-۱۱-۱۳۹۰ ۱۱:۰۸ عصر

از راست به چپ :

1- با ادنا پرویانس (1917)

2- با داگلاس فربنکس و هرولد لوید (1932)

3- به همراه مری پیکفورد و همسرش اونا اونیل (1947)

4- با اَل جالسن ، پشت صحنۀ خوشیِ یک روز (1919)

5- به همراه برخی از فرزندان ، از جمله سیدنی و جرالدین (اواسط دهه 1960)




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - Papillon - ۵-۷-۱۳۹۲ ۰۱:۳۹ صبح

در کودکی هرسال اواسط خرداد ماه که امتحانات ثلث سوم تمام میشد ( البته ما با اشتیاق فراوان منتظر تمام شدنش بودیم) با پدرم راهی روستای ابا و اجدادی میشدم و پدرم من رو به خانه عمه اش میرساند و خودش برمیگشت . بعد از چند روز دیگه هم دسته ای دیگر از فک و فامیل که امتحاناتشون بیشتر طول میکشید به ما ملحق میشدند و حدودا یک ماه رو اونجا سپری میکردیم . عمه پدرم ادبیاتی خاص داشت که تلفیقی از انگلیسی و کردی روستایی بود ! برای نمونه به نوشابه میگفت : کانادا ! ، انبردست : گاز ! ، فنجان : کوپ ، جارو : گزه GEZE ، آینه :جامک ، میخ : بزمار ! ، کبریت : شقاته ، عروسک : ویلکان و آدم شلخته و بیحوصله : شالی !؟ . خلاصه ما با شنیدن این کلمات کلی میخندیدیم و تعجب می کردیم و میپرسیدیم چی؟؟؟ ! این یعنی چی ؟ و اون خدابیامرز هم میگفت من نمیتونم جور دیگه این ها تلفذ کنم . بعد ها که بزرگتر شدم فهمیدم که یه تعداد از این کلمات از یه زبان دیگه وارد ادبیات کردی شده مثلا به گوجه فرنگی می گن : تماته که معادل انگلیسی آن tomato هستش. و کانادا هم اسم یه شرکت تولید کننده نوشابه است. و ... اما این که چرا به آدمی که سر و وضع ظاهری نامرتب داره و درست راه نمیره ، شالی می گن برای من ناشناخته ماند و هر چی هم از بزرگ تر ها سوال می کردم که چرا این لغت رو ادا می کنن کسی چیزی نمی دونست . تا اینکه یک روز عمو یم گفت فکر کنم منظورشون چارلی باشه ( همون چارلی چاپلین معروف ! که آوازه نام و رفتارش تا عمق روستا ها هم رفته و صد البته تحریف هم شده ! )




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - اکتورز - ۵-۷-۱۳۹۲ ۰۷:۴۳ صبح

(۵-۷-۱۳۹۲ ۰۱:۳۹ صبح)Papillon نوشته شده:  

.................

آدم شلخته و بیحوصله : شالی !؟ .........................

 چرا به آدمی که سر و وضع ظاهری نامرتب داره و درست راه نمیره ، شالی می گن برای من ناشناخته ماند و هر چی هم از بزرگ تر ها سوال می کردم که چرا این لغت رو ادا می کنن کسی چیزی نمی دونست . تا اینکه یک روز عمو یم گفت فکر کنم منظورشون چارلی باشه ( همون چارلی چاپلین معروف ! که آوازه نام و رفتارش تا عمق روستا ها هم رفته و صد البته تحریف هم شده ! )

دوست عزیزم جناب پاپیلون

در برخی از نواحی کوردستان ( البته بیشر نواحی مرزی / بین کوردستان عراق و ایران ) امکان دارد این چنین واژه ای کاربرد داشته باشد .

در کوردستان عراق مردم به تبعیت از هم وطنان عربشان گاهآ در تلفظ برخی واژگان یا اسامی حرف ( چ ) را با ( ش ) معامله کرده اند.

عرب میگویند : شایی ( چایی ) / جاک شان ( جکی جان " چان " ) / شارلی شابلین ( چارلی چاپلین ) و ..........

و دقیقآ کوردهای عراق این دو اسم آخری را مانند عربها تلفظ میکنند.

البته در روستاهای نواحی سردشت شالی گاهی اسم و گاهآ فامیلی هم هست ( من خودم یک پیرمرد بانام شالی میشناختم که خیلی هم شلخته بود:haha:: ).




RE: چارلی چاپلین - اسطوره سینما - ناخدا خورشيد - ۵-۷-۱۳۹۲ ۱۱:۳۱ صبح

(۵-۷-۱۳۹۲ ۰۷:۴۳ صبح)اکتورز نوشته شده:  

(۵-۷-۱۳۹۲ ۰۱:۳۹ صبح)Papillon نوشته شده:  

.................

آدم شلخته و بیحوصله : شالی !؟ .........................

 چرا به آدمی که سر و وضع ظاهری نامرتب داره و درست راه نمیره ، شالی می گن برای من ناشناخته ماند و هر چی هم از بزرگ تر ها سوال می کردم که چرا این لغت رو ادا می کنن کسی چیزی نمی دونست . تا اینکه یک روز عمو یم گفت فکر کنم منظورشون چارلی باشه ( همون چارلی چاپلین معروف ! که آوازه نام و رفتارش تا عمق روستا ها هم رفته و صد البته تحریف هم شده ! )

دوست عزیزم جناب پاپیلون

در برخی از نواحی کوردستان ( البته بیشر نواحی مرزی / بین کوردستان عراق و ایران ) امکان دارد این چنین واژه ای کاربرد داشته باشد .

در کوردستان عراق مردم به تبعیت از هم وطنان عربشان گاهآ در تلفظ برخی واژگان یا اسامی حرف ( چ ) را با ( ش ) معامله کرده اند.

عرب میگویند : شایی ( چایی ) / جاک شان ( جکی جان " چان " ) / شارلی شابلین ( چارلی چاپلین ) و ..........

و دقیقآ کوردهای عراق این دو اسم آخری را مانند عربها تلفظ میکنند.

البته در روستاهای نواحی سردشت شالی گاهی اسم و گاهآ فامیلی هم هست ( من خودم یک پیرمرد بانام شالی میشناختم که خیلی هم شلخته بود:haha:: ).

جالبه من تا به حال چنین کلمه ای رو نشنیده بودم ولی در یزد ما کلمه ای مشابه رو به کار می بریم یعنی به چنین آدم هایی می گیم شولی.از انجا که شولی نام نوعی آش است که در یزد و کرمان طبخ می شود گمان من همیشه این بوده که این لفظ ارتباطی با این نوع آش و آبکی بودن آن دارد.حال که اینک ابعاد جدیدی از این واژه فراروی ما گسترده شدهnnnn:بر عالمان علم لغت کافه فرض است تا تحقیق جامعی پیرامون ریشه ی این واژه وتاریخچه ی آن به دست آورند.(حالا جدا از شوخی شما این واژگان عامیانه را سرسری نگیرید  ای بسا در میان آنها واژگانی با قدمت چند هزار ساله باشد.برای مثال ما بسیار عبارت خوش وبش را به کار می بریم در حالی که غالبا معنی بخش دوم آن را نمی دانیم ومن از خانم مزداپور که از محققین زردشتی کشور هستند شنیدم که معنی بش اصلی پهلوی دارد به معنی ناخوشی  وتلخکامی)