ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هامفری بوگارت - Humphrey Bogart
نویسنده پیام
سم اسپید آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 448
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۹
اعتبار: 41


تشکرها : 2375
( 3500 تشکر در 376 ارسال )
شماره ارسال: #21
RE: هامفری بوگارت - Humphrey Bogart

(۸-۱۲-۱۳۸۹ ۰۱:۱۰ صبح)راتسو ریــزو نوشته شده:  

چند سال پیش یه مطلبی در مورد پشت صحنه کازابلانکا خوندم که نوشته بود: چون قد بوگارت از برگمن کوتاه تر بود ، تخته ای به ضخامت 6، 7 سانتی متر( دقیقا یادم نیست چقدر ) به اندازه تخت کفش بوگارت ساختند و به کف کفشهای اون وصل کردند که ظاهرا این قضیه راه رفتن رو برای بوگی خیلی سخت کرده بوده .سعی میکنم عکس و مطلبش رو حتما براتون پیدا کنم.

http://cafeclassic3.ir/thread-74-post-1831.html#pid1831


مشکل من با دنیا این است که او همیشه یک گیلاس از من عقب تر است (هامفری بوگارت)
۸-۱۲-۱۳۸۹ ۰۵:۲۹ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, اسکورپان شیردل, بانو, Classic, راتسو ریــزو, دن ویتو کورلئونه, john doe, Kassandra, میثم, مگی گربه, الیشا
راتسو ریــزو آفلاین
پیانیست کافـه
***

ارسال ها: 80
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 20


تشکرها : 661
( 931 تشکر در 72 ارسال )
شماره ارسال: #22
RE: هامفری بوگارت - Humphrey Bogart

(۸-۱۲-۱۳۸۹ ۰۵:۲۹ عصر)سم اسپید نوشته شده:  

http://cafeclassic3.ir/thread-74-post-1831.html#pid1831

با سلام به دوست عزیز سم اسپید

آقا خیلی لطف کردید که این عکس رو پیدا کردید، چون کل امروز عصر هرچی کتاب و مجله بود رو به هم ریخته بودم تا همین عکس رو پیدا کنم که فکر می کنم یه چند روز دیگه هم باید ادامه پیدا می کرد.

باز هم ممنون.


تکرار می کرد: نمی شود کاری اش کرد... نمی شود کاری اش کرد...
خیلی خنده ام گرفت، انگار چیزی هست که بشود کاری اش کرد
. زندگی در پیش رو - رومن گاری
۸-۱۲-۱۳۸۹ ۱۰:۳۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, دن ویتو کورلئونه, میثم, الیشا
Classic آفلاین
صاحب کافه
********

ارسال ها: 699
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 18


تشکرها : 2027
( 3105 تشکر در 531 ارسال )
شماره ارسال: #23
RE: هامفری بوگارت - Humphrey Bogart

(۵-۱۲-۱۳۸۹ ۱۱:۲۷ صبح)دن ویتو کورلئونه نوشته شده:  

  

 از  عموم دوستان دعوت می کنم هر کس تمایل داشته باشه در مورد  این تصویر  نوشته ای کوتاه بنویسه ... 

علاوه بر نکات جالبی که دیگر دوستان بیان کردند ، من فکر می کنم در این عکس با وجود اینکه وداعی جانسوز در میان است اما در نگاه بوگارت یک نوع امید دیده می شود ؛ شاید امید به اینکه دوری از یار دیری نمی پاید ، یا اینکه این یک وداع همیشگی نیست. این بار در چشمان بوگارت حسرت جدایی دیده نمی شود. کافیست نگاه او را با هنگامی که در ایستگاه قطار توسط برگمن ترک شده است مقایسه کنید.

پی نوشت: امشب در برنامه هفت ، نادر طالب زاده ( تئورسین ضد استکباری سینما ! ) مهمان فریدون جیرانی بود ، بحث هم در مورد اسکار بود. طالب زاده در اوایل گفتگو که هنوز  هورمون ضد امپریالیستی خون اش بالا نرفته بود کمی منطقی حرف می زد و از خاطرات هالیوودی اش هم گفت. اینکه زمانی در کلاس درس نیکلاس ری ( کارگردان معروف هالیوود ) بوده و دانشجویی از این کارگردان نامی پرسیده : استاد ، شما با ستاره های اسطوره ای مانند بوگارت کار کرده اید و آنها را از نزدیک دیده اید . آنها چگونه بودند ؟  نیکلاس ری جواب داده : آنها در زندگی واقعی هم ستاره بودند . و به درستیکه این رمز ماندگاری یک ستاره است. اینکه فقط در فیلم ستاره نباشد. برای اینکه یک ستاره جاودان بماند باید در زندگی واقعی اش هم واقعا یک ستاره به تمام معنا باشد.


اگر هنر نبود ، حقیقت ما را می کشت .
۱۴-۱۲-۱۳۸۹ ۰۱:۲۹ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, راتسو ریــزو, سناتور, سروان رنو, همشهری_میثاق, دن ویتو کورلئونه, Kassandra, میثم, اسکارلت اوهارا, الیشا
همشهری_میثاق آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 66
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۸۹
اعتبار: 6


تشکرها : 274
( 283 تشکر در 56 ارسال )
شماره ارسال: #24
RE: هامفری بوگارت - Humphrey Bogart

در این سکانس ریک به جای اینکه اسم خود را به رنو بده اسم ویکتور لازلو و الزا را میدهد که الزا  با تعجّب میگوید:چرا اسم من ریچارد؟!

 ریک:برا اینکه تو با اون هواپیما میری.

الزا:هیچ سر در نمی آرم،پس تو چی؟!

ریک:من پیش رنو میمونم تا شما بدون اشکال پرواز کنین..

الزا:نه ریچارد یه دفعه چت شد؟! مگه دیشب قرار نذاشتیم که..

ریک:(حرفش را میبرد)دیشب ما خیلی حرفها به هم زدیم الزا؛تو گفتی باید یه فکری برای هر دومون بکنم،منم خیلی فکر کردم...آخرش به این نتیجه رسیدم که باید با ویکتور سوار اون هواپیما بشی(الزا مخالفت میکند)باید به حرفم گوش بدی...هیچ میدونی اگه اینجا بمونی چه وقایعی در انتظارته؟نود درصد احتمال این هست که هر دومون رو ببرند بازداشتگاه،(خطاب به لویی)درست نمیگم لویی؟

لویی رنو:این آرزوی سرگرد اشتراستر ه

الزا:اینو برا این میگی که مجبورم کنی برم؟

ریک:برا این میگم که حقیقت داره.ما هر دو قلبن میدونیم که تو مال ویکتوری...قسمتی از زندگیش،قسمتی از کارش و مبارزش،اگه اون هواپیما از زمین بلند بشه و تو با ویکتور نباشی بعداً پشیمون میشی،(الزا مخالفت میکند)ممکنه امروز نشی،حتّی فردام نشی..ولی به زودی پشیمونی وجودتو میخوره..

الزا:وضع من و تو میشه...؟

ریک:پاییز همیشه با ماست... داشت از بین میرفت ، فراموش میشد تا این که تو اومدی کازابلانکا.دیشب اون خاطرات و دوباره به دست آوردیم!


(۸-۱۲-۱۳۸۹ ۱۲:۵۶ صبح)سروان رنو نوشته شده:  

علت اینکه بوگارت سوار هواپیما نشد این بود که القاعده در هواپیما بمب گذاشته بود. به همین دلیل هم ادامه داستان هیچگاه ساخته نشد. ظاهرا هواپیما بعد از برخاستن در آسمان پرتغال ( نزدیکی فرودگاه لیسبون ) منفجر می شود و الزا و ویکتور شهید می شوند.

واقعاً نمیفهمم هدف ریچارد از این کار چی بودshakkk!؟!عمدن میخواسته الزا رو جزغاله کنه:eee2...؟!

۱۶-۱۲-۱۳۸۹ ۰۲:۰۶ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, پایک بیشاپ, Kassandra, میثم, اسکارلت اوهارا, الیشا
Classic آفلاین
صاحب کافه
********

ارسال ها: 699
تاریخ ثبت نام: فرو ۱۳۸۸
اعتبار: 18


تشکرها : 2027
( 3105 تشکر در 531 ارسال )
شماره ارسال: #25
RE: هامفری بوگارت - Humphrey Bogart

(۸-۱۲-۱۳۸۹ ۱۲:۵۶ صبح)سروان رنو نوشته شده:  

... علت اینکه بوگارت سوار هواپیما نشد این بود که القاعده در هواپیما بمب گذاشته بود. به همین دلیل هم ادامه داستان هیچگاه ساخته نشد. ظاهرا هواپیما بعد از برخاستن در آسمان پرتغال ( نزدیکی فرودگاه لیسبون ) منفجر می شود و الزا و ویکتور شهید می شوند. بعضی ها می گن که بمب کار آلمانی ها بوده اما اسناد گشتاپو بعد از جنگ این موضوع را کاملا رد کرد. به تازگی اسنادی در ویکی لیکس افشا شده که نشان می دهد ریچارد بلین ، با گروه القاعده در ارتباط بوده است و ظاهرا یک دلال بین المللی اسلحه بوده و برای گروه های تروریست اسلحه تهیه می کرده است...

[quote='همشهری_میثاق' pid='8997' dateline='1299490613']

واقعاً نمیفهمم هدف ریچارد از این کار چی بودshakkk!؟!عمدن میخواسته الزا رو جزغاله کنه:eee2...؟!

مطمئنم که اگر جناب سروان رنو در تیم فیلمنانه نویسی کازابلانکا حضور داشتند ، با توجه به روحیه اکشن و جنگ طلبی ای که در ایشان هست ، پایان فیلم دقیقا همان می شد که نوشته اند . البته شاید این پایان به مراتب سوزناک تر از پایان فعلی می شد.  shakkk!. در سایت یوتیوب ( اینجا )  یک پایان تخیلی دیگر به صورت کارتون ساخته شده بدین صورت که  ایلزا بعد از بلند شدن هواپیما ، با چترنجات از هواپیما بیرون می پرد و از آسمان پایین می آید . ریک با خونسردی برایش فندک می کشد تا سیگار بکشد ! در صحنه آخر آن هم ، ریک و ایلزا را در کلیسا نشان می دهد که ازدواج می کنند !


اگر هنر نبود ، حقیقت ما را می کشت .
۲۰-۱۲-۱۳۸۹ ۱۰:۴۴ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, همشهری_میثاق, دن ویتو کورلئونه, Kassandra, میثم, الیشا, اسکارلت اوهارا
گرتا آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 48
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 20


تشکرها : 831
( 687 تشکر در 47 ارسال )
شماره ارسال: #26
RE: هامفری بوگارت - Humphrey Bogart

مصاحبه ای کوتاه ولی متفاوت از هامفری بوگارت که در آن از بوگارت خواسته می شود اتاق ها و فضای داخل خانه اش را نشان دهد:

y o u t u b e . c o m/watch?v=U7BdZpqll_E

در این مصاحبه لورن باکال و دو فرزند آنها استیون و لزلی را هم می بینیم. همچنین بوگارت چند تابلوی نقاشی را نشان می دهد و در مورد یک اتاق خالی که محل برگزاری پارتی ها و مهمانی هاست میگوید" این اتاق خالی است چون توانایی مبله کردن آن را نداریم!"                                                          جالب است حتما ببینید


این هم قسمت اول برنامه است:

y o u t u b e . c o m/watch?v=ocHvWTVla3s


چه پر شتاب فرو می ریزند شن های زمان، مگر آن هنگام که در سختی باشیم! (گوژپشت نتردام/1923)
۲-۵-۱۳۹۰ ۱۱:۵۹ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : میثم, سناتور, Classic, الیشا, کاپیتان اسکای, سم اسپید
چارلز کین آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 19
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۹۰
اعتبار: 2


تشکرها : 357
( 202 تشکر در 18 ارسال )
شماره ارسال: #27
RE: هامفری بوگارت - Humphrey Bogart

درود.

برای همفری بوگارت نیازی به بیوگرافی نوشتن نیست چون معرف حضور همه ی دوستان هست.وقتی چشمم به این موضوع افتاد از ته دلم خواستم بیام اینجا فقط بگم چقدر بازیشو در کازابلانکا،افریکن کوییین دوست دارم.


nobody is perfect.
.هیچ کس کامل نیست
۳۰-۶-۱۳۹۰ ۰۹:۱۱ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دزیره, الیشا
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
***

ارسال ها: 129
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 15


تشکرها : 461
( 884 تشکر در 123 ارسال )
شماره ارسال: #28
RE: هامفری بوگارت - Humphrey Bogart

(۲-۵-۱۳۹۰ ۱۱:۵۹ صبح)گرتا نوشته شده:  

 همچنین بوگارت چند تابلوی نقاشی را نشان می دهد و در مورد یک اتاق خالی که محل برگزاری پارتی ها و مهمانی هاست میگوید" این اتاق خالی است چون توانایی مبله کردن آن را نداریم!"

درود بر بانو گرتا!

نمی دانم آن را ترجمه نموده اید یا نه! از آن جا که دسترسی به یوتیوب ندارم فیلم را ندیده ام. اما آن گونه که نوشته اید، یاد یک فیلم مستند بسیار قدیمی افتادم که می خواست بگوید چیزها آن گونه که می بینیم نیستند. در این فیلم بوگارت هم بود که در راه پله وکنار تابلو ها و در یک اتاق خالی یک نقش نیمه سینمایی را بازی می کرد تا ثابت کند هر چه می بیند و تمام نگرانی ای که دارد به خاطر چیدمان فضا است و واقعی نیست. بوگارت یک نریشن را هم روی فیلم می گفت. یادم هست در جایی از این مستند، تکه یخی را روی پوست کسی گذاشتند و او یک لحظه گمان برد که دستش سوخته است!

گمان می کنم این فیلم راه های گمراه نمودن حواس را بررسی می نمود.

اگر کسی این مستند را به یاد دارد، نام و عنوانش را بگوید.

بانو گرتا، این، همان فیلم نیست؟


دوست دارِ شما: کاپیتان
۳۰-۶-۱۳۹۰ ۱۱:۲۷ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : الیشا
دن ویتو کورلئونه آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 480
تاریخ ثبت نام: آبا ۱۳۸۹
اعتبار: 22


تشکرها : 959
( 4074 تشکر در 454 ارسال )
شماره ارسال: #29
RE: هامفری بوگارت - Humphrey Bogart

(۱۶-۱۲-۱۳۸۹ ۰۲:۰۶ عصر)همشهری_میثاق نوشته شده:  

ریک:پاییز همیشه با ماست... داشت از بین میرفت ، فراموش میشد تا این که تو اومدی کازابلانکا.دیشب اون خاطرات و دوباره به دست آوردیم!

 سلام دوست عزیز

آیا ریک اینجا نمیگه (( پاریس )) همیشه با ماست ؟ هرچند میتونه فصل عاشقانه (( پاییز )) هم باشه !

با توجه به خاطرات خوب این زوج در پاریس فکر میکنم این عبارت نزدیک به ذهنتر باشه . دوستانی که نسخه دوبله نشده فیلم  رو دیدن میتونن راهنمایی کنن ؟

ممنون ...


من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
۳۱-۶-۱۳۹۰ ۰۹:۵۹ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : الیشا
گرتا آفلاین
مشتری کافه
***

ارسال ها: 48
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 20


تشکرها : 831
( 687 تشکر در 47 ارسال )
شماره ارسال: #30
RE: هامفری بوگارت - Humphrey Bogart

(۳۰-۶-۱۳۹۰ ۱۱:۲۷ عصر)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

یاد یک فیلم مستند بسیار قدیمی افتادم که می خواست بگوید چیزها آن گونه که می بینیم نیستند. در این فیلم بوگارت هم بود که در راه پله وکنار تابلو ها و در یک اتاق خالی یک نقش نیمه سینمایی را بازی می کرد تا ثابت کند هر چه می بیند و تمام نگرانی ای که دارد به خاطر چیدمان فضا است و واقعی نیست. بوگارت یک نریشن را هم روی فیلم می گفت. یادم هست در جایی از این مستند، تکه یخی را روی پوست کسی گذاشتند و او یک لحظه گمان برد که دستش سوخته است!

گمان می کنم این فیلم راه های گمراه نمودن حواس را بررسی می نمود.

اگر کسی این مستند را به یاد دارد، نام و عنوانش را بگوید.

بانو گرتا، این، همان فیلم نیست؟

کاپیتان اسکای عزیز

با تشکر از توجه شما، متاسفانه فیلم مستند مورد نظر شما را ندیده ام. ولی این برنامه قسمتی است از برنامه Person to Person که در دهه پنجاه میلادی برنامه پر طرفداری در تلویزیون آمریکا بود. در این برنامه افراد مشهور از جمله ستارگان سینما در منزل خود مورد مصاحبه قرار می گرفتند. بعضی از مشهورترین میهمانان این برنامه عبارت بودند از مریلین مونرو، الیزابت تیلور و حتی جان اف کندی. مجری آن هم ادوارد موروی معروف بود.

 

بوگارت در مورد تابلوهای نقاشی توضیح می دهد که با همسرش آنها را از پاریس تهیه کرده و یکی از آنها را نیز زمانی که با اوا گاردنر در فیلم کنتس پابرهنه بازی میکرده، هنگام بازگشت از رم خریده است. البته متاسفانه کیفیت فیلم پایین است.

دقایق کوتاهی از این برنامه با حضور بوگارت در لینک های زیر موجود است:

http://www.m e d i a f i r e . c o m /?thiiyi8bhdvlbpi

http://www.m e d i a f i r e . c o m /?31txb02z1xmsg4m

(۳۱-۶-۱۳۹۰ ۰۹:۵۹ صبح)دن ویتو کورلئونه نوشته شده:  

آیا ریک اینجا نمیگه (( پاریس )) همیشه با ماست ؟ هرچند میتونه فصل عاشقانه (( پاییز )) هم باشه !

با توجه به خاطرات خوب این زوج در پاریس فکر میکنم این عبارت نزدیک به ذهنتر باشه . دوستانی که نسخه دوبله نشده فیلم  رو دیدن میتونن راهنمایی کنن ؟

دون ویتوی عزیز

همان گونه که اشاره کردید، ریک در پایان فیلم می گوید "پاریس همیشه با ماست"(We'll always have Paris) که اشاره دارد به زمانی که در پاریس با هم بودند. و در ادامه می گوید "ما آن (پاریس) را نداشتیم و از دست داده بودیم"، که شاید اشاره ظریفی به این از دست دادن هنگامی در فیلم بود که میجر اشتراسر از ریک می پرسد: " آیا از آن دسته آمریکایی هایی های هستی که نمی توانند ما را در عشقشون پاریس تصور کنند؟" و ریک بدون اینکه چهره اش احساس خاصی را نشان دهد پاسخ می دهد: "پاریس مشخصا عشق من نیست"، (It's not particularly my beloved Paris). حال این تغییر را در پایان فیلم زمانی که ریک به ایلسا می گوید "ما همیشه پاریس را خواهیم داشت. ما آن را نداشتیم و از دست داده بودیم تا اینکه تو به کازابلانکا آمدی" می بینیم.


چه پر شتاب فرو می ریزند شن های زمان، مگر آن هنگام که در سختی باشیم! (گوژپشت نتردام/1923)
۳۱-۶-۱۳۹۰ ۰۴:۱۰ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, الیشا, اسکورپان شیردل, بانو, بهزاد کازابلانکا, دن ویتو کورلئونه, Classic, الیور هاردی, سروان رنو, میثم, سم اسپید
بهزاد کازابلانکا آفلاین
متولد کازابلانکا
***

ارسال ها: 836
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 36


تشکرها : 2001
( 3458 تشکر در 685 ارسال )
شماره ارسال: #31
RE: هامفری بوگارت - Humphrey Bogart

(۳۱-۶-۱۳۹۰ ۰۴:۱۰ عصر)گرتا نوشته شده:  

[quote='کاپیتان اسکای' pid='11084' dateline='1316631454']

یاد یک فیلم مستند بسیار قدیمی افتادم که می خواست بگوید چیزها آن گونه که می بینیم نیستند. در این فیلم بوگارت هم بود که در راه پله وکنار تابلو ها و در یک اتاق خالی یک نقش نیمه سینمایی را بازی می کرد تا ثابت کند هر چه می بیند و تمام نگرانی ای که دارد به خاطر چیدمان فضا است و واقعی نیست. بوگارت یک نریشن را هم روی فیلم می گفت. یادم هست در جایی از این مستند، تکه یخی را روی پوست کسی گذاشتند و او یک لحظه گمان برد که دستش سوخته است!

گمان می کنم این فیلم راه های گمراه نمودن حواس را بررسی می نمود.

اگر کسی این مستند را به یاد دارد، نام و عنوانش را بگوید.

بانو گرتا، این، همان فیلم نیست؟

بوگارت در مورد تابلوهای نقاشی توضیح می دهد که با همسرش آنها را از پاریس تهیه کرده و یکی از آنها را نیز زمانی که با اوا گردنر در فیلم کنتس پابرهنه بازی میکرده، هنگام بازگشت از رم خریده است. البته متاسفانه کیفیت فیلم پایین است.

دقایق کوتاهی از این برنامه با حضور بوگارت در لینک های زیر موجود است:

http://www.m e d i a f i r e . c o m /?thiiyi8bhdvlbpi

http://www.m e d i a f i r e . c o m /?31txb02z1xmsg4m

(۳۱-۶-۱۳۹۰ ۰۹:۵۹ صبح)دن ویتو کورلئونه نوشته شده:  

آیا ریک اینجا نمیگه (( پاریس )) همیشه با ماست ؟ هرچند میتونه فصل عاشقانه (( پاییز )) هم باشه !

با توجه به خاطرات خوب این زوج در پاریس فکر میکنم این عبارت نزدیک به ذهنتر باشه . دوستانی که نسخه دوبله نشده فیلم  رو دیدن میتونن راهنمایی کنن ؟

این یک فیلمی بود که بوگارت نبود شبیه بوگارت بود شاید هم ایو مونتان بود با صدای حسین عرفانی

اول فیلم دست و ژاهاش بسته بود و فکر میکرد داخل یک جزیرهاست و با صدای اب و خنکی باد پنکه که فکر میکرد صدای هواپیماست فیلم جالبی بود ولی بازیگرش فکرنمیکنم بوگی بوده باشه


تنهــا صداست کـه مـیمانــد
شهیده فروغ فرخزاد
۳۱-۶-۱۳۹۰ ۰۷:۱۱ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : گرتا, سروان رنو, میثم, الیشا
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
***

ارسال ها: 129
تاریخ ثبت نام: تير ۱۳۹۰
اعتبار: 15


تشکرها : 461
( 884 تشکر در 123 ارسال )
شماره ارسال: #32
RE: هامفری بوگارت - Humphrey Bogart

_____

آیا ریک اینجا نمیگه (( پاریس )) همیشه با ماست ؟ هرچند میتونه فصل عاشقانه (( پاییز )) هم باشه !

_____          _____            _______          ______    __________

این جا اشاره به پاریس و روزهایی که خوش بودند و خاطره های شیرین شان می شود.

روز وصل دوست داران یاد باد        یاد باد آن روزگاران یاد باد

هیچ خبری از تاثیر دوربین و فیلم نیست. من توی نگاه بیشتر بازیگران اثر دوربین را می بینم اما این جا، بوگارت در چشمان برگمن غرق شده! نگاه عاشقانه ی یک استاد به شاگرد، ارتباط قدرتمند میان دو چشم و دو نگاه، خیزش یک موج و بازگشت آن، این قابل تعریف نیست. روز اول تماشای این فیلم، تاثیر این نگاه های رودررو چنان برایم قدرتمند بود که سرودم:

به چشم های روشنِ عاشق

نگاه های تشنه ی دیدار

شکسته موج در لب ساحل

نشسته عشق بر نظرِ یار

...

این نگاه ها را نمی شود تعریف کرد، نمی شود سرود، تنها و تنها باید به تماشا نشست و از حضور در منحنی دو نگاه لذت برد و در تماشای دو دیدار غرق شد.


دوست دارِ شما: کاپیتان
۳۱-۶-۱۳۹۰ ۰۷:۲۷ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, گرتا, ژان والژان, الیشا, سروان رنو, اسکارلت اوهارا
بهزاد کازابلانکا آفلاین
متولد کازابلانکا
***

ارسال ها: 836
تاریخ ثبت نام: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 36


تشکرها : 2001
( 3458 تشکر در 685 ارسال )
شماره ارسال: #33
RE: هامفری بوگارت - Humphrey Bogart

Image Detail

سرار شب را دیدم جای دوستان بخصوص سروان رنو خالی ... خیلی باحال بود

نظر دوستان در مورد این فیلم چیه ؟


تنهــا صداست کـه مـیمانــد
شهیده فروغ فرخزاد
۱۶-۷-۱۳۹۰ ۰۹:۴۵ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دزیره, الیشا, سروان رنو
نوستالژیکا آفلاین
کاربر دوره آزمایشی
**

ارسال ها: 12
تاریخ ثبت نام: آذر ۱۳۹۰
اعتبار: 0


تشکرها : 8
( 29 تشکر در 11 ارسال )
شماره ارسال: #34
RE: هامفری بوگارت - Humphrey Bogart

اصولا در دنیای سینما هنرپیشه هایی که زیاد  خوشگل و خوش و آب و رنگ نیستند بهتر بازی می کنند چون مجبورند با بازی خوبشان این نقیصه را جبران کنند. این قضیه در زنان نمود بیشتری دارد. خیلی از بازیگران زن زیبا مثل نیکول کیدمن و ... بعد از ده سال رد کارشان می روند ولی بعضی ها مثل مریل استریپ تا ابد می مانند. واقعا چند بازیگر قدر قدرت مثل جک نیکلسون داریم. مقایسه کنید با تام کروز که این همه ازش فیلم دیدم و چیزی ندیدم یا دی کاپریو بچه و بی استعداد. این یک قاعده کلی است که بازیگران بد تیپ بهتر بازی می کنند. در ایران مقایسه کنید بازی گلزار و ... را با بازی امیر جعفری، بابک حمیدیان و ... . چی شد هدیه تهرانی؟بعد از این که پیر شد خودش کنار رفت چون تاریخ مصرفش گذشته بود.

۱۸-۱۰-۱۳۹۰ ۱۰:۰۱ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, سروان رنو, الیشا
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن: