تالار کافه کلاسیک

نسخه کامل: و این تمدنی است بر باد رفته ( بررسی سینماها و تآترهای ایران )
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید. نمایش نسخه کامل با قالب بندی مناسب.

چند سال پیش در دانشگاه پروژه ای داشتم در مورد باز سازی سینماهای خیابان لاله زار و ارائه راهکارها و

از این جور قضایا ......

مطالبی که نوشته بودم بیشتر از لحاظ سیستماتیک قضیه رو بررسی می کرد . اما بخش هایی هم در

مورد تاریخچه و مسائل امروز داشت . شاید بد نباشد قسمت هایی از این پروژه را در این جا بیاورم.

همچنین چه خوب است که دوستان در مورد خاطرات گذشته شان در سینما های مختلف و حس و حال

اون موقع و نوع معماری و پوستر های سر در سینما و از این قبیل موضوع ها بنویسند.

 در پی راهی برای رونق دوباره غار تاریک

انسانها موجودی اجتماعی هستند واز با هم بودن لذت میبرند. این جمله ای است که اگر بگوئیم از دبستان تا دانشگاه به ما حفظ کردنش را یاد داده اند سخنی به گزاف نگفته ایم. از علوم اجتماعی و مدنی  دبستان گرفته تا درسهای دو واحدی دانشگاه.آری تنها حفظ کردن ،ای کاش به ما باورش را هم میدادند ،تا به جای اینکه در گوشه اتاق گرم و تاریک خود در انزوا با چیپس و پفک به استقبال سی دی قاچاقی فیلم های روی پرده برویم زحمت بیرون رفتن و گرفتن بلیط را به جان بخریم تا در کنار دیگر مردمان لذت با هم خندیدن و شوق با هم گریستن را به یاد آوریم . به همین خاطر بر آن شدیم تا عوامل فنی و ساختاری سینماهای پیشرفته دنیا را در سینماهای فکستنی خودمان شبیه سازی کنیم ، بلکه مردم را از خانه هایشان بیرون کشیده تا دوباره غار تاریک رونق یابد،به امید آن روز.

فصل اول: لاله زار

 لاله زار تهران در اوایل قرن چهاردهم شمسی دوران شکوفایی خود را آغاز کرد.مرکز تمام هنرهای نمایشی از تئاتر تا  سینما و همچنین محافل بحث های هنری و ادبی در کافه قنادی های لاله زار که مرکز تجمع نویسندگان ادبی و هنری و همچنین بازیگران تئاتر آن دوران و بعدها نیز بازیگران سینما بود.

هر هنرمندی با گرایش های فکری سیاسی متفاوت از سوسیالیست ها گرفته تا ملی گراها و طرفداران فرهنگ غرب همگی ایام فراغت خود را در آن دوران در کنار یکدیگر می گذارند، که گهگاه به جدال های لفظی و گاهی فیزیکی منجر می شد.

از زمان نمایش فیلم دختر لر که درسال 1312 در سالن هتل پالاس تهران به نمایش در آمد وبعدها نیز در سینماهای دیگر تهران نمایش داده شد که البته اولین فیلم ناطق فارسی بود، توجه به سینما خیلی بیشتر شد که همین امر باعث شد که سینماها یکی پس از دیگری در لاله زار ساخته شدند  که خیل جوانان آن دوران را به طرف خود سرازیر می کرد.

دهه ی بیست وسی شمسی  دوران شکوفایی تئاتر نیز بود که تئاترگیتی  محل فعلی سینما ونوس و همچنین تئاتر دهقان و جامع باربد،تئاتر نصر و تئاتر فردوسی در کوچه باربد که بعدها به کاباره  مولن روژ تبدیل شد وتئاتر پارس و در خیابان مخبرالدوله (جمهوری فعلی) تئاتر تهران که بعدها به سینما سعدی تبدیل شد.

در دهه ی سی تعداد سینماها در لاله زار به طور چشمگیری زیاد شدند که از ابتدا سینما تابان ،ونوس،مشعل،خورشید نو،در کوچه باربد (ملی)سینماشهرزاد ،نیوز،مترو ،ملی(نادرفعلی)،اطلس،فردوسی و بقیه سینماهای لاله زارعبارت بودند از مرجان ،رکس ،ایران ،البرز ، مایا ک (سهیلا)،متروپل،کریستال و همچنین سینماهای حومه ی لاله زار برلیان ،پارک،آریا،تهران،همای،پردیس،دنیا، اودئون، سعدی، حافظ و اروپا بودند که خلاصه لاله زار تبدیل به هالیوود ایران شده بود و جمعیت زیادی هر روز از شهرستان ها و روستاهای سراسر ایران به طرف خود می کشاند ودر کنار این اماکن هنری مغازه های کت و شلوار فروشی و همچنین فروش البسه از کفش و پیراهن و کروات تا ساعت و لوازم تزئینی و آرایشی بازار گرمی داشت.

ساختمان های سینماهای لاله زار تقریباً طبق استانداردهای آن زمان جهان ساخته شده بود که البته سینما رکس ،ایران وکریستال در بین آنها شاخص بودند . سینماها اکثراً دارای سر در بزرگی بودند که پوسترهای بزرگ فیلم ها برفراز آنها همراه با لامپهای نئون متحرک می درخشیدند و کناره  دیوارهای بیرونی سینما ویترین های عکس و پوسترهای متنوع در حال نمایش بود در داخل سینماها سالن انتظار قرار داشت که در سراسر دیواره های آنها عکس و پوسترهای فیلم هایی که بعدها قرار بود در آن سینماها نمایش داده شود قرار داشت و بعضاً از سینماها نیز یک بلندگو که صدای  فیلم را پخش می کرد در بیرون قرار می دادند که باعث جذب تماشاچیان بیشتر می شد و پس از اعلام چند زنگ تماشاچیان به داخل سالن سینما می شدند و بر روی صندلی های خود قرار می گرفتند.

در آن سال ها معمولاً سینماها با نمایش یک حلقه فیلم خبری آغاز می شد که با نام اخبار بریتیش مووی تون آغاز می شد و گوینده اعلام می کرد ابوالقاسم طاهری از انگلستان گزارش می کند (فیلم های خبری که مضامین سیاسی،هنری،ورزشی و علمی داشتند ) و سپس چند آنونس که قسمت هایی از فیلم هایی که بعداً قرار بود در سینما نمایش داده پخش می شد که گوینده آنونس با آب و تاب فراوان در مورد فیلم صحبت  می کرد و بینندگان موظف می شدند که حتماً فیلم فوق را بیایند و تماشا کنند.

دوستانی که از کمبود سینما در تهران گله دارند به قصه سینمای شهر ما گوش کنند که حکایتیست پر آب چشم!

سینماهای قائمشهر 

 

یادمه بچه که بودم عاشق سینمای فکستنی و درب و داغون شهرمان بودم. به هر بهانه ای به سینما میرفتم . یادمه فیلم عقابهای مرحوم خاچکیان ، کانی مانگا ، پرواز عقابها (فیلمی درباره خلبانان شجاع ژاپنی در جنگ جهانی دوم)  رو بیشتر از هفت بار دیدم. اونموقع بلیط سینما دیانا(فجر بعدی) 7 تومان بود. یه بار یادم میاد دبیر شیمی ما فوت شده بود وقرار بود ما محصلها به سرمزارش برویم. من وسط رفتن ، جیم زدم و به سینما رفتم که فیلم انتقام سرجیو نیکلاسکو را ببینم.(هنوز هم ازین بابت وجدانم ناراحته!) از سینما نپتون چیز زیادی در خاطرم نیست چون همان اوایل انقلاب آتش گرفت و بعد از مدتی تبدیل به پاساژ شد! فقط یادمه یکبار که 6 ساله بودم با یکی از اقوام نزدیک به این سینما رفتم (سال 58) که اگر اشتباه نکنم فیلمی در مورد کودتای شیلی بود و من اولین بار اسم آلنده رو اونجا شنیدم.(خیلی عجیبه که هنوز یادمه)

اما امروز خبری از هیچ سینمایی در شهر 300هزار نفری قائمشهر نیست! بجای سینما دیانا چاله ای عظیم وجود داره که زمانی قرار بود مجتمع فرهنگی-هنری با چند سالن سینما در آن ساخته بشه!! سینما دیانا یا همان فجر، در سال 1381 به دستور مالکش که یک کارخانه تولیدی بود به این بهانه که سوددهی نداره ، تخلیه شد و تبدیل به پارکینگ شد! بعدهم که عده ای با قول ساختن مجتمع تجاری-فرهنگی-هنری این زمین را در اختیار گرفتند و شروع به پی کنی کردند که بعد از مدتی به دلایلی! از ادامه کار منصرف شدند.

در یکی از سفرهای استانی رئیس جمهور ، احداث سینما نیما  در دستور کار قرار گرفت و بودجه آنهم تصویب شد که بنا به گفته مدیر حوزه هنری استان مازندران ، بدلیل عدم همکاری مسئولان قائمشهر در تهیه زمین، هنوز امکان آن فراهم نشده و قرار است در صورت عدم تهیه زمین، سینما نیما در نوشهر ساخته بشه! به هرحال در حال حاضر قائمشهر سینما نداره و تفریح جوانان این شهر ، خیابان متر کردنه. (اینرا بدون اغراق گفتم . میتونید صحت ادعای منو در تمام بعدازظهرهای هفته در اطراف میدان اصلی شهر مشاهده کنین). با اینحال جوانان این شهر جزو باهوشترین و مستعدترین جوانان هستند  و با وجود این کمبودها و محرومیتها ، به موفقیتهای زیادی در عرصه های مختلف هنری،تحصیلی و ورزشی نایل شده اند.

شرح عکس: سینما نپتون قائمشهر (در پشت مجسمه) قبل از انقلاب که بعدها تبدیل به پاساژ شد.

پ ن:1- کلیه اطلاعات جمع آوری شده مستند است تا خدای ناکرده به کسی اتهامی به ناحق زده نشود. 

      

(۲۵-۵-۱۳۸۹ ۰۵:۵۶ صبح)اسکورپان نوشته شده: [ -> ]

 فقط یادمه یکبار که 6 ساله بودم با یکی از اقوام نزدیک به این سینما رفتم (سال 58) که اگر اشتباه نکنم فیلمی در مورد کودتای شیلی بود و من اولین بار اسم آلنده رو اونجا شنیدم.(خیلی عجیبه که هنوز یادمه)

با پوزش فراوان فقط يک حاشيه بيايم.فيلم را من هم يادم است من هم سال ۵۸ فقط شش سال داشتم.
هنوز صحنه ای که آلنده حاضر به پوشيدن جليقه ضد گلوله نيست يادم هست همچنين صحنه ای که بعد از مردن آلنده می خواهند مرد ديگری که شکل و شمايلش را دارد را به مردم نشان دهند. پديده عجيبی است حافظه! کاشکی دوستان تاپيک اسم اون فيلم چی بود را تشکيل دهند.

 فیلم های دوبله به فارسی از اواسط دهه بیست بطور پراکنده و در دهه سی تقریباً بطور مستمر به نمایش در می آمدند که مجموعه ای از آنها در ایتالیا بوسیله عده ای از ایرانیان ساکن آنجا به فارسی دوبله می شد و برای نمایش به ایران می فرستادند که اولین آن فریدون بینوا که در سال 1331 در سینما متروپل لاله زار نمایش داده شد و با فیلم های برنج تلخ وگرگ مزرعه وآنا ادامه پیدا کرد که تمام فیلم های فوق محصول ایتالیا بودند.

با رونق دوبله در ایران استودیوهای دوبلاژ یکی پس از دیگری شروع به کار کردند بطوری که در اواخر دهه سی شمسی دیگر همه ی فیلم ها  دوبله به فارسی نمایش داده می شدند و  اوج دوبله در ایران به دهه چهل شمسی بر می گردد که بهترین فیلم ها با دوبله های درخشان یکی پس از دیگری به نمایش در می آمد. با اینکه تلویزیون نیز در دهه چهل جای خود را در خانه ها باز کرده بود ولی علاقمندان به فیلم ترجیح می دادند که به سینما بروند و فیلم ها را روی پرده های بزرگ و کیفیت صدای بالاتری ببینند.

با شروع انقلاب در ایران و همچنین هشت سال جنگ سینما در ایران تقریباً تعطیل شد ،سینماهای لاله زار یکی پس از تعطیل می شد و تعدادی نیز من جمله سینما رکس و ایران به خرابه ای تبدیل شد تئاترها نیز تعطیل و به پاساژ و یا انبار لوازم الکتریکی  مبدل شدند و دیگر از آن دوران پر شکوه و خاطرات شیرین اثری بر جای نمانده است.

فصل دوم:نحوه نمایش فیلم در سینما

از اولین آپارات های سینمایی توسط میرزا ابراهیم خان عکاسباشی در زمان مظفرالدین شاه قاجار از فرانسه خریداری شد که احتمالا ً مارک پاته فرانسه بوده است منحصر به قصر پادشاهی و افراد اندرونی بود یعنی تا سالها بعد از اختراع سینماتوگراف توسط برادران لومیر و پس از آن توسط ادیسون در آمریکا و رونق نمایش فیلم در دنیا مردم ایران از دیدن سینماتوگراف محروم بودند تا اینکه بالاخره توسط

میرزا ابراهیم خان صحاف باشی حدود سالهای 1283 شمسی در حیاط پشت مغازه اش واقع در خیابان لاله زار بطرف خیابان ارباب جمشید اولین نمایش سینمایی خود را آغاز کرد که پروژکتور نمایش وی از نوع گومون فرانسه بوده است .

صحاف باشی بعدها در خیابان چراغ گاز (امیرکبیر) اولین سالن سینما را بوجود آورد که در آن فیلم های سینمایی یک و دو حلقه ای را به نمایش عمومی می گذارد پس از مدتی به خاطر بدگویی های عده ای

شیخ فضل اله نوری به تکفیر سینما می پردازد و آنرا وسیله ای حرام می خواند و صحاف باشی مجبور می شود که بساط سینمایی خود را جمع کند و بفروش برساند و خود همراه با خانواده اش راهی کربلا شد و سپس به هندوستان رفت دو سال بعد از میرزا ابراهیم خان عکاسباشی ،مهدی روسی خان توانست سینما را در ایران ادامه دهد .

روسی خان نام اصلی اش ایوانف بود ، توسط دو نفر روسی در تالار آئینه قصر گلستان نمایش دادند به این دستگاه علاقه مند شد و یک دستگاه نمایش پاته و دو حلقه فیلم خریداری کرد و در خیابان علاءالدوله در پشت عکاسخانه اش به نمایش فیلم ادامه داد و بعد از او ژرژاسماعیلف که فیلمبرداری هم بلد بود ادامه دادند پس از او آرتاشس پاتماگریان که به اردشیرخان معروف بود سینمایی در گراند هتل خیابان لاله زار محل تئاتر دهقان افتتاح کرد که به نمایش فیلم های آن زمان اقدام کرد و پس از او علی وکیلی و سپس خان بابامعتضدی وهمینطور دیگران به احداث سینما در منطقه لاله زار و محدوده آن دست زدند که همینطور مردم با سیما آشنا شدند و آغاز آشناییشان با آرتیست های سینمایی بود که از چارلی چاپلین گرفته تا ایوان ماژوخین ،ریچارد تالماج،داگلاس فربنکس مری پیکفورد،لان چنی،هارولد لوید.......وسپس فیلم های سینمایی از دو حلقه ای به چهار و شش تا ده حلقه ای به ایران سرازیری می شد و مردم همچنان علاقه مند به سینما به سالن های که یکی پس از دیگری سبز می شدند  مراجعه می کردند و وقتی که اولین ناطق که در ایران نمایش داده شد ولگا ولگا که روسی بود و دستگاه نمایش آن ک پ ت روسی بود مردم دیگر از فیلم های صامت استقبالی نکردند و بقیه سینماها هم بالاجبار سینماهایشان را  به ناطق تبدیل کردند و فیلم های ناطق به زبانهای آلمانی،روسی،فرانسه و انگلیسی نمایش داده می شد که خان بابا معتضدی با استفاده از دوربین عکاسی اش میان نویس فارسی را فیلمبرداری می کرد و در میان فیلم هایش می چسباند و به این ترتیب مردم از موضوع فیلم ها تا حدودی اطلاع پیدا می کردند و این کار تا اوایل دهه سی ادامه پیدا کرد تا دوبله بفارسی کامل فیلم ها را در بر گرفت و میان نویس فارسی از رده خارج شد .

ارائه راهکار برای ورود فیلم خارجی

تنها راه کشاندن مردم به سالن های سینما این است که فیلم های روز و ارزشمند جهانی را در سینماها نمایش دهند با کیفیت تصویر و صدای بالا و این  موضوع  سبب  خواهد شد  که سینمای  داخلی  نیز در رقابت  با فیلم های خارجی تکانی به خود بدهند و کمی به کیفیت برتر بیاندیشد و چون هر چه که باشد مردم به فیلم های بومی خود علاقه مند هستند و مطمئنا ً پس از آشتی مردم با سینما فروش فیلم های ایرانی هم بالا خواهد رفت و هزینه های تهیه ی فیلم های ایرانی هم جبران خواهد شد و برای اینکه تهیه کنندگان فیلم های  ایرانی تا حدودی تامین مالی فیلم هایشان جبران شود ورود فیلم های خارجی در ازای ساختن فیلم های بومی باشد.

یعنی اینکه هر تهیه کننده ای که فیلمش درجه کیفی الف یا ب بگیرد نسبت به ارزش کیفی فیلمش بتواند تعدادی فیلم خارجی وارد کند و در سینماها نمایش دهد این موضوع باعث خواهد شد که اگر فیلمی به علت هنری بودن از فروش خوبی بهره مند نشود در ازای آن فیلم های خارجی که در ازای ارزش فیلم مذبوراکران خواهد شد بتواند جواب گوی خسارت فیلم نامبرده گردد و به این ترتیب مسئولین سینمایی بدون آنکه هیچ گونه هزینه ای داشته باشند هم علاقه مندان سینما را راضی کنند و هم از سینمای ملی حمایت کنند و تنها کسانی که با ورود فیلم خارجی مخالف هستند کسانی هستند که می دانند فیلم هایشان مخاطب چندانی ندارد و فقط در صورت  نبودن  فیلم های  خوب  در  مقابل  فیلم  های  کم ارزش آنها

 می توانند تعدادی تماشاچی سینما را به دلیل نبودن هیچ گونه رقیب سینمایی ارزشمند به تماشای فیلم های خودشان مجبور کنند و فعلا ً این سینما گران تنگ نظر تا حدودی موفق شدند  که سیاست نمایشی کشور را تابع خواسته های خودشان کنند.

خانم ها ... ، آقایان ... ، شب تون بخیر

من با نظر آقای Doe که گفتن کیفیت تصویر و صدا در سینماهای ایران باید ارتقاء پیدا کنه کاملا موافقم

اجازه بدید اضافه کنم در سینماهای ایران کیفیت خیلی چیزای دیگه هم باید بالا بره !!!!

نظافت درون وبیرون سالن نمایش

سرویس های بهداشتی !!! (اگه یادآوریش ناراحتتون نمیکنه)

تهویه مطبوع مناسب برای چهار فصل و متناسب با گنجایش سالن

نصب سیستم های اطفاء حریق پیشرفته امروزی یا حداقل ارتقاء امکانات دیروزی !!!

شیوه عرضه مواد خوراکی و نوشیدنی و نظارت بر کیفیت آن

بلیط فروشی و رزرواسیون

و همچنین از کیفیت صندلی ها هم غافل نشیم !!!

در سالن هایی که هیچ بوئی از نوسازی یا حداقل بهسازی به مشامشون نرسیده

وضعیت خیلی بدی حاکمه !!!

ای کاش میشد چندتا از این صندلی های عتیقه رو من برای گشتاپو بخرم ببرم برلین !!!

آی  جون میدن برای شکنجه دادن پارتیزان ها و بازجوئی از نیروهای مقاومت !!!

استثنا و در محیطی چنین امن (کافه کلاسیک) اعتراف میکنم که ...

اگه خودم ساعتی رو روی این صندلی ها بگذرونم امکان داره به همه جنایات جنگیم اعتراف کنم !!!  

هرچه از این وضع کمتر بگوئیم بهتر است .... دیگه وای بحال شهرستان های مظلوم !!!

سوالی هم از آقای Doe دارم که پیشنهاد دادن :

هر تهیه کننده ای که فیلمش درجه کیفی الف یا ب بگیرد نسبت به ارزش کیفی فیلمش بتواند تعدادی فیلم خارجی وارد کند و در سینماها نمایش دهد.

تهیه کننده ایرانی اگه فیلمش اینطور و اونطور بود و اینجور و اونجور نبود بیاد چندتا فیلم خارجی جایزه بگیره . خوب گیرم که قبول .

اما آیا راه حل درستیه ؟ آیا درمانه ؟ یا تسکین ؟

بچه خود شما اگه هنری نداشته باشه و فنی بلد نباشه . تا چند وقت میتونی بهش پول تو جیبی بدی ؟

پول تو جیبش میزاری یا روی پای خود ایستادن و استقلال و عزت نفس داشتن رو یادش میدی ؟ 

بیائید از خودمون بپرسیم :

آیا تهیه کننده اروپائی اگه فیلمش واجد شرایط بود ، بهش حق پخش فیلم های هالیوودی جایزه میدن ؟

آیا تهیه کننده هالیوودی اگه فیلمش واجد شرایط بود ، بهش حق پخش فیلم های کره مریخ رو جایزه میدن ؟

در همین چند قدمی خودمون در سینمای بالیوود هم از چنین روشی استفاده نمیشه .

خودشون میسازن ، خودشون تولید میکنن و پخش میکنن . سالن های نمایش هم بلیط میفروشن و نمایش شون رو میدن .

چطوره که تو بالیوود با اون فیلم ها و اون کارگردانها و اون مضامین سطحی ، در صنعت فیلم سازی شون خون در گردشه و پول جابجا میشه و تماشاچی به نسبت راضیه ، بازار اطرافشون رو هم تحت پوشش گرفتن ؟

اما ما با این چنین سابقه ای که بعد از انقلاب کسب کردیم و درجشنواره های متعددی درخشیدیم ، فیلم فارسی ها رو دور ریختیم ، برهنگی و ابتذال رو ممنوع کردیم . معنا گرا شدیم و شخصیت و شرافتمون رو به گیشه نفروختیم . 

و با داشتن سرمایه های انسانی مثل کیارستمی و حاتمی کیا و مجیدی و نادری و بیضایی و مهرجویی و کیمیایی و حاتمی و الوند و و  و ....

حالا بازم با ضرب و زور دوپینگ (حق پخش آثار دیگران)

بیاییم به حیات و به معاش مون ادامه بدیم ؟؟؟؟؟؟؟  

واقعا حیف شیر نیست بیاد بشینه کنار کفتار ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و ازون بدتر بشه مردار خوار ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

علت اینکه ما حتی از هندی ها و هنگ کنگی ها و کره ای ها هم عقب افتاده ایم و وضع صنعت سینمای ملی مون اینقدر اسفناکه :

سوء مدیریته  ،  بلکه فقد مدیریته  ، یتیم بودن و بی صاحب بودن این صنعته ، متولی مشخصی نداره ، برنامه مشخصی براش تعریف نشده  چه میان مدت چه دراز مدت ، اهدافی براش تعیین نشده که بخواد بهش برسه چه اهداف کمی باشن چه کیفی . آآآآآآآه ..... فقط میگویم افسوس .

کسی که نمیتونه فکرشو متحول کنه  ، زندگیش هم متحول نخواهد شد .

ما اگه همین سینما مون رو با اندیشه متحول کنیم و برگردیم به ریشه های خودمون هم از هند و آسیا جلوتریم هم از اروپا. ما به تحول و انقلابی در اندیشه مدیریتی مون نیاز دارم تا درمان بشیم . تکیه بر امکانات دیگران ، مسکنی موقتیه . و این استخوان کماکان در زخم باقی خواهد ماند .

بگذارید در پرده سخن بگویم .....

روزی روزگاری از دل همین سینمای ما چه تولیداتی که بیرون نمی آمد ؟!

که اگر امروز بودن و ما قدر همون سینمای ملی مون رو کمی دانسته بودیم ، روی آن سرمایه گزاری لازم رو انجام داده بودیم ، بالا سرش و به پاش ایستاده بودیم و خودمون با دست خودی تیشه به ریشه اش نزده بودیم ....

حالا با همون تولیدات و بدون دوپینگ هم ، روی پای خودمون ایستاده بودیم

هم سربلند بودیم

هم مغرور

و هم شرافتمند ...

دوستان بیائید در این لحظات خطیر یاد آن عزیزان از دست رفته مون رو گرامی بداریم و به احترام شون یک دقیقه سکوت کنیم و در سکوت غمبارمون اشک هامون رو تقدیم شون کنیم . روحشون شاد اونهایی که از بینمون رفتن و دیگه بر نمی گردن :

هامون عزیزمون -  باشو غریبه کوچکمون - مادر مادر گلمون که بعد از مرگش حتی خونه اش رو هم خراب کردیم -   ناخدا خورشید شرافتمندمون - اجاره نشین های دوست داشتنی مون - کلاه قرمزی خوش زبون مون - آخرین بازمانده یگانه امید مبارزان فلسطین -  پرده آخر سرب –  کشتی آنجلیکا - نوبت عاشقی زشت و زیباساز دهنیدونده 53 نفر زنگ هاکانی مانگاروز واقعه و   و    و    و    و    و

و تنها در پایان است که من حق رو به آقای Doe میدم که گفته است :

و این تمدنی است بر باد رفته

همین و دیگر هیچ ...

عکس 30 سال پیش سینما متروپل


فرهنگ > سینما - نام سینما متروپل این روزها با آغاز فیلمبرداری فیلم جدید مسعود کیمیایی سر زبان‌ها افتاده است؛ سینمایی که سال‌هاست فیلمی در آن اکران نشده است.

به گزارش خبرگزای خبرآنلاین، سینما متروپل سال 1325 با اکران فیلم «نگهبان مبارز» فعالیتش در خیابان لاله‌زار تهران آغاز کرد.

معمار این بنا وارطان هوانسیان بود که پیش از آن معماری ساختمان‌هایی چون هتل دربند تهران، سینما دیاموند، ساختمان مرکزی بانک سپه در تهران و... را انجام داده بود.

سینما مترو پل

درهای این سینما که یکی از معروف‌ترین‌سینماهای تهران بود، سال 1387 برای همیشه بسته شد. مسعود کیمیایی خالق فیلم‌هایی چون «قصیر»، «گوزن‌ها»، «رضا موتوری»، «سرب» و ... برای ساخت جدیدترین فیلمش این سینما را انتخاب کرده است.

عکسی که می‌بینید، مربوط به اوایل دهه 60 شمسی است؛ زمانی که در این سینما فیلم «مردی که به زانو درآمد» اکران شده بود.

این فیلم ساخته دامیانو دامیانی است و در آن بازیگرانی چون جولیانو جما، الیانورا گئورگی، میشل پلاچیدو، تانو سیماروسا، اتوره مانی و لوچیانو کاته‌ناچی به ایفای نقش پرداخته‌اند.

«مردی که به زانو درآمد» محصول کشور ایتالیاست و سال 1980 میلادی ساحته شده است. این فیلم از سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز پخش شده‌است.

یادش بخیر سینما مترو پل فکر کنم سال 65 .66 بچه بودم رفتیم فیلم انتقام قسمت دوم کمیسر متهم می کند رو دیدیم.البته با داداشام. چون لاله زار اون موقع ها نمیشد بری چون پر بچه باز بود{#smilies.biggrin}

جمشید هاشم‌پور: سینما تقریباً تعطیل است

فیلم: سرنوشت متفاوت دو سینما با یک نام در ایران و آمریکا


سینما صحرا در ماه رمضان بسته می‌شود؛ ماهی که نخستین سینمای ایران در سال ۱۲۸۲ ساخته شد و به ظاهر‌ پس از ۱۱۰ سال، به کمک تدابیر مدیران سینمایی دولت دهم، سینماهای دارای بنیه مالی ضعیف که متعلق به بخش خصوصی بودند، در رقابت با سینماهای وابسته به شهرداری و حوزه نابود شدند...
روزی پانزده هزار تومان بلیت فروشی؛ این سرنوشت سینمایی است که واپسین روزهای عمرش را می‌گذراند تا هیچ‌گاه فرصت جشن گرفتن برای گذر عمرش از نیم قرن را نداشته باشیم و یاد و خاطره سینماهای قدیم تهران در خیابان لاله زار تکرار شود و فرجام سینماداری از جنوب شهر به میانه‌های پایتخت تسری یابد و صدای زنگ نابودی اقتصاد سینمای ایران بلند‌تر از هر زمان شود.

به گزارش «تابناک»، سالن تئا‌تر و سینمای ریولی، یکی از قدیمی‌ترین سینماهای جهان به سبک امروزی، در ۱۹۲۰ در آمریکا ساخته شد، ولی پس از افتتاح در سال ۱۹۲۲ مورد توجه مردم قرار گرفت. مرور زمان و تغییر مدیران و مالکان این سالن باعث نشد برای دهه‌های پیاپی این سینما از رونق بیفتد تا این مجموعه امروزه جزو نمادهای سینمای آمریکا باشد؛ نمادی که هرچند اکنون همچون ۹۱ سال پیش رونقی ندارد‌ به نام بخشی از تاریخچه سینمای آمریکا حفظ شده است.
جمشید هاشم پور: سینمای ایران مرده است!
تصویر بسیار قدیمی و رنگی شده از سینما ریولی آمریکا

در دهه‌های بعد، بسیاری از سالن سینما در سطح جهان در اروپا و آسیا و البته خود آمریکا، سینما ریولی نام گرفتند و با نوعی پرستیژ و اعتبار برای سالن‌های سینما همراه شد. در ایران نیز سینما ریولی یا سینمای صحرای کنونی توسط یوسف شریعت‌زاده در زمینی به مساحت ۳۲۰۰ متر مربع در خیابان شریعتی تهران ساخته شد و از معدود سینماهای بخش خصوصی بود که در گذر سال‌ها، هنوز روی پای خود ایستاده بود و ورشکست و تعطیل یا دولتی نشده بود.

سینما ریولی همچنان در آمریکا در دسترس است، ولی‌ با این حال سینما صحرا به خوش‌شانسی سینما ریوولی نیست و ظاهراً پس از نزدیک به نیم قرن در آستانه تعطیلی است تا با از دست رفتن ظرفیت این سالن ۱۰۲۰ صندلی، همین ظرفیت محدود سالن‌های سینمای ایران نیز رو به کاهش بگذارد و خاطراتی که چندین نسل با این سینما داشته‌اند پشت درهای قفل و زنجیر خورده سینما گرد و غبار فراموشی به خود گیرد. در واپسین روزهای حیات این سینما و در شرایطی که بابائیان مدیر پخش سینما صحرا، وعده تعطیلی این سینما را در همین روز‌ها داده، سری به سینما «ریوولی» زدیم.

جمشید هاشم پور: سینمای ایران مرده است!
سینما ریولی آمریکا، هم اکنون
سینما صحرا در ماه رمضان بسته می‌شود؛ ماهی که نخستین سینمای ایران در سال ۱۲۸۲ ساخته شد و ظاهراً پس از ۱۱۰ سال‌ به کمک مدیران تدابیر سینمایی دولت دهم، سینماهای دارای بنیه مالی ضعیف که متعلق به بخش خصوصی بودند، در رقابت با سینماهای وابسته به شهرداری و حوزه نابود شدند تا یک گام دیگر در خصوصی سازی سینمای ایران به عقب بازگردیم.

سینما صحرا جزو خاطرات بسیاری از سینماگران و دوستداران سینماست و بسیاری از آن‌ها که بلیت سینما را می‌خرند، نه صرفاً با هدف دیدن فیلم، بلکه با هدف خاطره بازی سری به این سینما در تقاطع خیابان‌های طالقانی و شریعتی تهران می‌زنند؛ کما این که در‌‌ همان ساعتی که قصد تهیه گزارشی از وضعیت این سینما را داشتیم، جمشید هاشم‌پور بازیگر پرسابقه سینمای کشورمان که «هیس! دختر‌ها فریاد نمی‌زنند» با بازی‌اش در حال اکران است، سری به این سینما زد و در اعتراض به این وضعیت گفت: «سینما تقریباً تعطیل است!»

بقیه مطلب در لینک زیر مشاهده کنید.
http://www.tabnak.ir/fa/news/337051
صاحب سینمای خاطره‌ها درگذشت / وداع با تهیه‌کننده «داش آکل» صاحب سینمای خاطره‌ها درگذشت / وداع با تهیه‌کننده «داش آکل»







هوشنگ کاوه مدیر و مالک سابق سینما «عصرجدید»، مدیرعامل و سهامدار استودیو «راما» و تهیه‌کننده فیلم‌هایی چون «جهان پهلوان»، «شکوه‌ جوانمردی»، «مردانه بکش»، «صندلی الکتریکی» و «داش آکل» از دنیا رفت.

هوشنگ کاوه اواخر دهه 30 به عنوان مدیر برنامه سینما «دنیا» با هزار صندلی که از بهترین سینماهای تهران محسوب می‌شد مشغول به کار شد و در سال‌های 1340 - 1345 مدیریت گروه سینماهای «مولن روژ» را به عهده داشت، وی متخصص در ساخت آنونس و تدوین و تغییر داستان و نیز دوبلاژ فیلم‌های خارجی مخصوصا هنگام ممیزی بود.

کاوه در سال 1373 دوره مدیریت سینما ( که از قوانین جدید وزارت ارشاد بود ) را طی کرد و در سال 1374 به عنوان پیشکسوت سینما در اولین دوره خانه سینما انتخاب گردید، اولین دوره جشنواره منتقدان ایران نیز از هوشنگ کاوه تقدیر و تندیس ویژه خود را به وی اهدا کرده است. فعالیت‌های مرحوم کاوه تا سال 1388 ادامه داشته و سال‌های آخر حیات خویش را در آمریکا سکونت گزیده بود.

مراسم ترحیم زنده‌یاد هوشنگ کاوه که 20 آبان ماه از دنیا رفت، دوشنبه 27 آبان ساعت 17:45 لغایت 19:15 در مسجد الرضا واقع در میدان نیلوفر برگزار می‌شود.

مرحوم هوشنگ کاوه سال 1305 در بابل متولد شد. سال 1325 در رشته ریاضی از دبیرستان «دارالفنون» فارغ‌التحصیل شد.

وی از حدود 16 سالگی وارد کار سینما شد و حرفه‌های مختلفی را به ویژه در زمینه امور فنی سینمایی تجربه کرد. او سال 1322 نخستین‌بار به ساخت آپارات و انواع دستگاه‌های فنی فیلم و سینما پرداخت و موفق شد با جلب موافقت تعدادی از اشخاص بنام آن روزگار برای سرمایه‌گذاری، شرکتی تجاری تحت عنوان «ایران نو فیلم» تأسیس کند و به‌طور جدی وارد عرصه تولید و فروش تجهیزات سینمایی و ضبط و پخش و کپی فیلم و صدا شود.

«ایران نو فیلم» با جذب تعدادی از جوانان علاقه‌مند به تأسیس بخشی جدید به صنعت دوبله نیز وارد شد. این استودیو دوبلاژ نیز تماماً با دستگاه‌های تولید شده در خود همین شرکت تجهیز شده بود. «مرا ببخش» نخستین فیلمی بود که آن‌ها دوبله کردند.

هوشنگ کاوه از سال 1346 با سرمایه‌گذاری در شرکت «سینا فیلم» به تهیه‌کنندگی سینما روی آورد و آثاری از جمله «جهان پهلوان» و «شکوه جوانمردی» را تولید کرد. لزوم فیلمبرداری صحنه‌هایی از «شکوه جوانمردی» در ایتالیا، او را با فضای تولید فیلم در این کشور آشنا کرد و سبب شد تا ضمن خروج از «سینا فیلم»، با مشارکت یکی از دوستانش در ایتالیا، تهیه فیلمی با نام «مردانه بکش» را به عهده گرفت. «صندلی الکتریکی» عنوان فیلم بعدی بود که کاوه در ایتالیا تولید کرد.

«داش آکل» آخرین و مشهورترین فیلمی که مرحوم کاوه تهیه‌کننده آن بود. وی امتیاز اقتباس از داستان را از خانواده صادق هدایت خرید و ابتدا قصد داشت براساس آن فیلمی جهانی با بازی «آنتونی کوئین» بسازد که میسر نشد. اما فیلمی که سرانجام به کارگردانی مسعود کیمیایی ساخته شد، به اثری پر سر و صدا و ماندگار تبدیل شد که جایزه چهارمین دوره جشنواره «سپاس» را هم برای تهیه‌کننده‌اش به ارمغان آورد.

در دهه 1350، عمده فعالیت مرحوم هوشنگ کاوه در «استودیو راما» متمرکز بود که طی چند سال، تعداد زیادی از فیلم‌های خارجی در آن‌جا دوبله شد. او همزمان مدیریت سینماهای شهر فرنگ و شهر قصه را بر عهده داشت و نیز مدیر برنامه‌های گروه سینمایی «مولن روژ» بود. کاوه همچنین کارمند وزارت فرهنگ بود و از آن‌جا بازنشسته شد.

او سال 1355 با خرید سینما تخت جمشید به حرفه سینماداری وارد شد؛ که تا سال‌ها بعد هم ادامه یافت و این شغل بیش از هر عنوان دیگری با نام هوشنگ کاوه عجین شد. پس از پیروزی انقلاب، کاوه به بازسازی اساسی این سینما پرداخت و سال 1358 آن را با ساختمان جدید و نام تازه «عصر جدید» مجدداً افتتاح کرد.

نام سینما «عصر جدید» طی بیش از دو دهه به‌عنوان یکی از فرهنگی‌ترین مکان‌های تهران، پاتوق ثابت همه جوانان و سینما دوستان بود و بسیاری از شاهکارهای تاریخ سینما را نمایش می‌داد. مرحوم کاوه با علاقه و حساسیت وافری، روند انتخاب، تأمین و نمایش فیلم در سینمایش را پیگیری می کرد و ضمناً هیچ‌گاه از تجهیز مداوم سالن‌های آن و تأمین رفاه بیشتر تماشاگران نیز غافل نبود. نصب سیستم صوتی دالبی دیجیتال، ایجاد سیستم تلفن گویا و رزرو تلفنی و سپس راه‌اندازی وب‌سایت و سیستم آنلاین فروش بلیت - همگی برای نخستین بار در ایران - از جمله این تلاش‌ها بود. عصر جدید اولین سینمایی است که سال 1377 از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مورد تقدیر قرار گرفت.

فعالیت‌های مختلف زنده‌یاد هوشنگ کاوه در سینما تا سال 1388 ادامه داشت.

سینما شهر فرنگ (آزادی) و یک دنیا خاطره :

میخوام یک پرونده جدید تو این کافه باز کنم. پرونده که چه عرض کنم یه غصه نامه در خصوص سینما وآنهم سینمایی بنام آزادی و یا بهتر بگم نوستالوژی ای بنام سینما آزادی.

کمتر سینما رو یی را سراغ داریم که از این سینما خاطره ای نداشته باشد. بخصوص پدران ما که لذت دیدن جنگ ستارگان یا قیصر را تو این سینما از بهترین لحظات عمر خود میدانند و ما رو حسرت بدل.

نام اولیه این سینما شهر فرنگ بوده است. در دانشنامه ویکی پدیا در خصوص تاریخ ساخت این سینما آمده است:

سینما شهر فرنگ، سوم اردیبهشت ۱۳۴۸ با اکران فیلم سینمایی مارلیک، در چهارراه عباس‌آباد تهران آغاز به کار کرد. نمایش فیلم‌های مطرحی مثل جنگ ستارگان باعث شد ضلع شمال شرقی چهار راه عباس آباد و سینما شهر فرنگ، به سرعت به پاتوق دوست داران فیلم بدل شود. منظره همیشگی چهارراه شهید بهشتی در آن دوران، صف‌های طویل در مقابل سینمای شهر فرنگ بود. به طوری که در سال ۱۳۷۵ این سینما با فروش ۱۵۰ میلیون تومانی خود، لقب پرفروش‌ترین سینمای ایران را به خود اختصاص داد.

البته باید خدمت دوستان عرض کنم که صاحبان اصلی این سینما برادران روحانی (هیچ ارتباطی با ریاست محترم جمهوری نداشتند - منظور روحانی از اون لحاظ ) ابتدا میخواستند نام برادوی را روی این سینما بگذارند که بنا به هر دلیلی منصرف شدند و نام شهر فرنگ را به پاس خاطرات خود از دستگاه شهرفرنگ به روی این سینما نهادند که البته برادران روحانی (ایندفعه از این لحاظ) پس از انقلاب نام آزادی را روی این سینما نهادند.


اما همانطور که اغلب دوستداران سینما میدانند این سینما نیز مانند بسیاری از سینماها پس از انقلاب خیلی خوش اقبال بود که به کمیته امداد یا یکی از دفاتر ارگانها تبدیل نشد و به مصادره بنیاد مستضعفان درآمد.

پس از جنگ تحمیلی باز این سینما دچار تغییر و تحول گردید و اینبار به حوزه هنری واگذار گردید. این سینما یکبار قبل از انقلاب (سال 1355) و یکبار پس از انقلاب (سال 1369) دچار آتش سوزی شد اما هر دوبار از این آتش سوزی جان سالم بدر برد تا اینکه عزرائیل در فروردین ماه سال1376 برای گرفتن جان این سینما عزم خود را جزم کرد.

ساعت ۱۳:۱۵ روز جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۷۶، کانال‌های هواکش سمت راست سالن مشتعل می‌شود. وقتی تماشاچیان مشغول تماشای اولین سانس فیلم کمدی تعطیلات تابستانی بودند، آتش به سرعت در میان تجهیزات پلاستیکی می‌پیچد و دود غلیظ آن، منجر به گریز تماشاچیان می‌شود. شیشه‌ها بر اثر حرارت بر سر مردم خرد شده و در کمتر از ۲۰ دقیقه و با وجود تلاش آتش نشانان، آتش آنجا را به تلی از خاکستر بدل می‌کند. مأموران موفق می‌شوند سینمای شهر قصه را که در نزدیکی آن قرار داشت از آتش سوزی نجات بدهند، ولی چند روز بعد سینمای شهر قصه را هم نیز برای جلوگیری از فروریختن احتمالی دیوارها، تخریب می‌کنند. تا هشت سال پس از آتش سوزی ویرانه‌ای در شرق چهارراه عباس آباد و جنوب خیابان وزرا خودنمایی می‌کند.

شخصا در این 8 سال هربار که از مقابل ویرانه های این سینما میگذشتم دلم کباب میشد. در همین اثنا هم از بروبیکر نشنیده بگیرید اما شایعات بسیاری مبنی بر آتش سوزی عمدی جهت تغییر کاربری زمین این سینما هم بگوش میرسید. راست یا دروغ الله و اعلم.



ساختمان قدیمی سینما آزادی ساعاتی پس از آتش سوزی (سال ۱۳۷۶)

خبر زیر در خصوص آتش سوزی در سینما عینا از روزنامه اطلاعات سی ام فروردین سال 1376 استخراج شده است :


سینما آزادی تهران بعدازظهر روز جمعه طعمه حریق شد و خسارات زیادی به بار آورد.

 

به گزارش سازمان آتش‌نشانی، گسترش آتش به حدی بود که دقایقی بعد به سینما شهر قصه نیز سرایت کرد که با تلاش ماموران آتش‌نشانی خاموش شد. صمد بابایی یکی از تماشاچیان داخلی سینما آزادی گفت: حریق ابتدا از قسمت لژ در داخل سالن نمایش با صدای مهیبی آغاز شد و پس از لحظاتی گسترش یافت. وی گفت: به علت اینکه در سالن نمایش، جمعیت زیاد نبود، موفق شدیم سریعا سینما را ترک کنیم.

 

یکی از کارکنان سینما آزادی گفت: به علت اینکه دیوارهای داخل محل نمایش از چوب است و روی آن‌ها ابر و مخمل‌دوزی شده است آتش خیلی به سرعت محوطه سینما را فرا گرفت و ما به سرعت تماشاگران را به خارج از سینما هدایت کردیم.

                             

حمید فضیلتی، مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی نیز که در محل حضور یافته بود گفت: آتش ساعت ۱۳:۱۵ دقیقه آغاز شد و کارکنان سینما برای اینکه شاید خودشان بتوانند آتش را خاموش کنند با تاخیر، وقوع آتش‌سوزی را به سازمان آتش‌نشانی اطلاع دادند. وی افزود: پرده‌ها و طبقات ۱، ۲ و ۳ سینما آزادی به طور کامل سوخته است و امکان ریزش سقف سینما نیز وجود دارد.

 

مدیر عامل سازمان آتش‌نشانی گفت: در این حریق به سینما شهر قصه نیز خساراتی وارد شد.

 

فضیلتی گفت: اولین واحد ایستگاه آتش‌نشانی ساعت ۱۳:۴۶ دقیقه به محل رسید و ۵ ایستگاه دیگر آتش‌نشانی در فرونشانی حریق به سرعت به محل حادثه شتافتند. وی افزود: ریزش مواد مذاب از سقف سینما که بر اثر ذوب شدن مواد فلزی به این حالت در آمده بود، در ابتدا مشکلاتی را به وجود آورده بود.

 

مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی در مورد علت ایجاد حریق گفت: پس از بررسی کارشناسان علت ایجاد حریق اعلام خواهد شد. مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی افزود: ماموران امداد آتش‌نشانی قسمت بالای ساختمان سینما آزادی را که بر اثر آتش‌سوزی آسیب دیده بود، تخریب کردند. این اقدام به گفته قائم‌مقام شهرداری منطقه ۶ تهران به خاطر جلوگیری از ریزش سقف و دیواره بالایی سینما انجام شد. وی که بر عملیات ماموران امداد آتش‌نشانی و شهرداری نظارت می‌کرد، افزود: تخریب قسمت‌های آسیب دیده بالای سینما به خاطر رفت و آمد اهالی و مردم از خیابان‌های مجاور انجام خواهد شد.

خوب دوستان گرامی ماراتن ساخت و طراحی و معماری از همین الان شروع میشود. در دانشنامه ویکی پدیا در خصوص روند بازسازی سینما آمده است :

در سال ۱۳۷۶ حوزه هنری به عنوان مالک سینما آزادی اقدام به برگزاری یک مسابقه معماری جهت تهیه طرح بازسازی این مجموعه نمود. بیش از ۱۶۰ طرح به دفتر مسابقه ارسال شد و نهایتا پس از داوریهای طولانی، طرح مهندسان مشاور توان (طراح بابک شکوفی) به عنوان برنده انتخاب شد.

البته بعدها به دلیل تغییر مدیریت‌های مکرر و مطرح شدن خواسته‌های جدید و همچنین عدم امکان خرید زمین شرقی سینما آزادی و الحاق آن به زمین موجود، که از فرضهای اولیه مسابقه بود، طرح دچار تغییراتی شد و اجرای آن به تعویق افتاد.

پس از کش‌وقوس‌های فراوان، پروژهٔ بازسازی سینما آزادی طی مراسمی با حضور محمدباقر قالیباف، تعدادی از مدیران ارشد شهرداری تهران و نهادهای فرهنگی کشور در روز بیست و نهم فروردین‌ماه سال ۱۳۸۵ آغاز شد.

عملیات اجرایی بازسازی سینما آزادی به طور جدی در سال ۱۳۸۵ با مشارکت شهرداری تهران آغاز شد و در اواخر بهمن ۱۳۸۶ به پایان رسید. مجموعهٔ جدید تجاری-فرهنگی سینما آزادی دارای ۵ سالن شامل یک سالن ۶۰۰ نفره و چهار سالن ۲۰۰ نفره، دو رستوران، سه کافی‌شاپ و ۴ طبقهٔ تجاری است. هم‌اکنون مدیریت این پردیس سینمایی به عهدهٔ رضا سعیدی‌پور می‌باشد که با بیش از ۱۲۰هزار نفر بازدیدکننده در ماه پربازدیدترین سینما کشور محسوب می‌شود.


خوب دوستان عزیز سینما تکمیل شد و از بروزترین تکنولوژیها نیز بهره مند شد اما بنظر من همزمان با این تغییر و تحول خاطرات 30 ساله خود را که از 50 سال پیش شروع شده بود را با خود همراه با شعله های آتش به دود سپرد.

حالا وفتی قدم به این سینما میگذارم اصلا نمیتونم احساس کنم پدر من وقتی داشت فیلم جنگ ستارگان رو اینجا میدید چه احساسی داشت. اما وقتی کنار حوض قدیمی خونه پدری میشینم میتونم حس کنم وقتی بعد از دیدن فیلم اومده کنار این حوض یه آبی به سر و صورتش زده چه احساسی داشته.

حاضر بودم مشقت دیدن یک فیلم رو روی همون صندلیها و همون امکانات تحمل کنم اما در و دیوارهای سینما هنوز مثل قدیم بودن و با من حرف میزدند. امروز این سینما خیلی مدرن شده ولی نمیدونم چرا خاطرات من از این سینما مدرن نشده.

شما چطور؟ از این سینما چقدر خاطره دارید؟

اگر دوست دارید خاطرات خود را از این سینما با دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.

به امید روزی که دیگر هیچ سینمایی آتش نگیرد

مخلص همه

بروبیکر

با تشکر از جناب برو بیکر عزیز بخاطر این پست زیبا و صدالبته غم انگیز .

اما دوست عزیز کاش قبل از راه اندازی این جستار نگاهی به این تاپیکها می انداختید : :!z564b

و این تمدنی است بر باد رفته 

خاطرات فیلم دیدن ... 

و در ادامه :

تاپیک ( قرارهای دیدن فیلم در سینما یا سینماتک ) که باوجود اینکه مدتهاست بروز نشده و موضوع جدیدی ندارد اما پتانسیلش را داشت که در آنجا به موضوع فوق بپردازید .

( زیرا بیشتر مناسب دوستان پایتخت نشین است و برای بنده و امثالهم که فرسنگها از تهران دوریم بسیار دشواراست که سر قرارها حضور داشته باشیم / ضمن اینکه خاطرات دوستان از سینماهای تهران برای بنده بیشتر به قصه های ادبیات معاصر شبیه است و کمتر خاطرهء مشترکی با عزیزان دارم ، به استثنای چند سینما از جمله " سینما مرکزی / بهمن / آستارا / قدس و چندتای دیگر... " که در 4 سال زندگیم در تهران ( اواخر 1380 تا اوایل 85 ) به این سینماها میرفتم و آنهم به دوران بسیار دوری مربوط نمیشود و این اماکن فکر نکنم دراین چند سال تغیرات زیادی کرده باشند ) .

ارادتمندتان

اکتورز

کلاسیک:  پست موردنظر به تاپیک و این تمدنی است بر باد رفته ( تاپیک فعلی ) منتقل شد.

اکتورز عزیز

ضمن تشکر از توجه و راهنمایی شما

تاپیکهایی را اشاره نمودید را کامل خواندم.

تاپیکهای قرارهای دیدن فیلم در سینما و خاطرات فیلم دیدن خارج از موضوع مورد بحث من بوده اما در خصوص تاپیک زیبای واین تمدنی است بر باد رفته حق با شماست و این تاپیک پتانسیل آن را داشت که ضمیمه تاپیک مورد نظر شود.

اما در خصوص سینما آزادی باید خدمتتون عرض کنم این سینما برای پایتخت نشینها مهد خاطرات زیادیست که البته مطمئنم بیش از نود درصد از افرادی که خاطرات زیبایی از این سینما دارند شاید امروز ارتباط آنچنانی با فضای مجازی نداشته باشند که اگر داشتند خاطرات آنها خود کتابی میشد بسیار خواندنی. و هدف من بیشتر جمع آوری مطالبی در خصوص این سینمای خاص بود.

امروزه همانطور که میدانید به لطف اینترنت و ماهواره و DVD و .....  تعداد سینما رو ها نسبت به نسل قدیم به شدت کاهش یافته و حتی بسیاری از مردم پس از ساخت حتی یک فیلم خوب وطنی ترجیح میدهند صبر کنند تا پس بیرون آمدن نسخه DVD آنرا در منزل تماشا کنند. اما در دهه پنجاه و شصت اینطور نبود.

وقتی قبل از نمایش فیلم اصلی آنوس فیلم بعدی سینما پخش میشد شما برای دیدن آن فیلم گزینه ای بجز سینما برای دیدن آن وجود نداشت. من خودم خاطرم هست که آنوس فیلم کاپری کورن یک را در همین سینما دیدم و مشتاقانه منتظر بودم تا پوستر سر در سینما نوید نمایش این فیلم را بدهد.

و یادش بخیر وقتی پس مدتها فیلمی را که در سینما دیده بودیم در تلوزیون اکران میشد با چه غروری به اطرافیانمون میگفتیم این فیلم رو دیدیم. ....... اونروزها تنها گزینه ما بجز سینما تلوزیون خودمون بود که بعضی از فیلمها رو پس از گذشت یک یا دوسال از اکران آن در سینما به معرض نمایش میگذاشت.

به این موضوع مساجد محل را هم اضافه کنید که با یک آپارات 16 میلیمتری در تمام محلات مشغول نمایش فیلمهای نبرد الجزایر و محمد رسول الله و مدرسه ضد جاسوسی بودند.

دورانی داشتیم ما ........

دوستان از سینما شهر فرنگ (آزادی) گفتند.
منهم خاطره هایی از این سینما دارم
از دوران بسیار بسیار قدیم که کودکی چهار ساله بودم و به همراه پدر و مادرم به تماشای فیلم بساز و بفروش لوئی دوفونس و کارتون سینمای تن تن رفتیم.

و دراوایل دهه هفتاد قبل از اینکه من از ایران برای مدت طولانی بروم به تماشای فیلمی رفتم که اصلا و ابدا چیزی ازش یادم نیست غیر از اینکه صدای ایرج دوستدار را بعد از مدتها روی یک فیلم ایرانی شنیدم.

سینمایی 40ساله که پارکینگ شد!


اینک پس از چهل سال فعالیت، مالک خصوصی که یک کرمانشاهی بود، سینما را به یک پیمانکار و انبوه‌ساز فروخته است تا تخریب و نوسازی شود، اما علاقه‌مندان دهه شصتی تنها سینمای استان نگرانند، مالک جدید نیت خود را تغییر دهد و دیگر اثری از سینما قدس و خاطرات شیرین آن سال‌ها نماند و همین اتفاق با تغییر کاربری آن و تبدیل شدن به پارکینگ رخ داد.

سینما قدس ایلام با سابقه‌ای چهل ساله که قرار بود نوسازی شود، پس از تخریب اکنون تبدیل به پارکینگ شده است.

به گزارش ایسنا، سینما قدس ایلام که فرسوده شده و از حیز انتفاع عملا خارج شده بود، سال قبل توسط یک پیمانکار به قصد ایجاد یک مجتمع تجاری خریداری شد، اما از آنجا که قانون حاکم بر تخریب سینما ساخت سینمایی جدید را ضروری کرده است، بنا بود در طبقه اول این مجتمع 11 طبقه یک سالن سینما خوب ساخته شود، اما این مکان پس از تخریب به پارکینگ خودروها تبدیل شده و فعلا از ساخت و ساز مالک خبری نیست.

دهه‌ی شصت در استان ایلام یادآور مقاومت مردم در جنگ تحمیلی در طول 430 کیلومتر مرز با عراق است، در این سال‌ها شهر ایلام بیش از 300 بار توسط هواپیماهای بعثی بمباران شد که بر اثر این هجمه‌های تقریباً هر روزه ایلامی‌ها شهر را تخلیه کرده و به دامان کوه‌ها پناه برده بودند و رزمندگان هم در جبهه‌های نبرد دفاع می‌کردند، در این سال‌ها که مردم با سختی‌های بسیار روبرو بودند، تنها یک مکان فرهنگی وجود داشت که مردم در آن می‌توانستند زمانی هر چند کوتاه از رنج و سختی موجود فارغ شوند و البته گاهی هم شرح مقاومت دلاورانه و غرورآفرین فرزندان و بستگان خود را در قالب هنر به تماشا بنشینند.

«سینما قدس» در خیابان سعدی جنوبی تنها مکان فرهنگی آن سال‌ها چنین جایگاهی در میان مردم داشت، به‌رغم باران بمب و موشک مردم نه دیار خود و نه سینمای قدس را رها نکردند.

سال 65 فیلم سینمایی«جدال در تاسوکی» اثر فرامرز قریبیان هم مورد استقبال خوب جوانها قرار گرفت،«ناخدا خورشید» اثر ناصر تقوایی، «آنسوی آتش» کیانوش عیاری، «ردپایی بر شن» اثر محمدرضا هنرمند، « افق » اثر رسول ملاقلی‌پور، «آخرین پرواز» اثر محمدرضا درویش، «مهاجر» اثر ابراهیم حاتمی‌کیا، «تیغ آفتاب» اثر مجید جوانمرد، «گالان» اثر امیر قویدل، «دزد و نویسنده» اثر کاظم معصومی، «تاراج» اثر ایرج قادری و... از جمله فیلم‌هایی بودند که در میانه‌ی سال‌های سخت دفاع مقدس بیشتر از آنها استقبال شد.

اوایل دهه‌ی هفتاد نیز مثل دهه‌ی شصت سینما قدس ایلام با استقبال خوب جوانان و خانواده‌ها مواجه بود. استقبال از این سینمای 40 ساله حتی در دهه‌ی هشتاد هم با استقبال نسبی خوبی همراه بود اما از آنجا که ساختمان سالن آن دیگر فرسوده شده بود و تجهیزاتش قدیمی و کهنه، انگیز‌ه سینما دوستان برای رفتن به سینما اندکی کم شده بود.

سینما دوستان دهه‌ی شصت تکه کلام‌های معروف برخی قهرمانان فیلم‌ها را در گفت‌وگوهای روزمره خود بکار می‌بردند و به بحث در خصوص فیلم‌ها می‌پرداختند و صحنه‌های زد و خورد فیلم‌ها را برای یکدیگر بازگو می‌کردند.

سینما در آن سال‌های سخت، بخشی از زندگی عده‌ای از جوانان این دیار بود. آن نسل گرچه هنوز هم برای رفتن به این مکان فرهنگی با خانواده بی‌میل نیستند، اما سالن بد و تجهیزات زوار در رفته سینما قدس، این رغبت را از آنها سلب کرده است.

اینک پس از چهل سال فعالیت، مالک خصوصی که یک کرمانشاهی بود، سینما را به یک پیمانکار و انبوه‌ساز فروخته است تا تخریب و نوسازی شود، اما علاقه‌مندان دهه شصتی تنها سینمای استان نگرانند، مالک جدید نیت خود را تغییر دهد و دیگر اثری از سینما قدس و خاطرات شیرین آن سال‌ها نماند و همین اتفاق با تغییر کاربری آن و تبدیل شدن به پارکینگ رخ داد.

سوال اینجاست که چرا سینمایی با این قدمت باید تغییر کاربری دهد و تبدیل به پارکینگی درآمدزا با منافع کمتر برای مردم شود.

سینمایی که قدمتی طولانی مانند تاریخ و فرهنگ این دیار دارد. سینمایی خاطره‌انگیز که روزهای پرشور و هیجانش همزمان با رفتن رنگ و روی دیوارهایش و سردی روزافزون صندلی‌های چوبی‌اش، از گرمای مخاطبانش کم می‌شد، حالا تبدیل به یک پارکینگ شده است.

باید اذعان کرد که مردم شهرهای گوناگون استان ایلام علاوه بر محرومیت‌های اقتصادی از لحاظ فرهنگی نیز در محرومیت قرار گرفته‌اند.

‌آیا به به راستی مسئولین این استان نمی توانستند برای خیل علاقه‌مندان فرهنگی و قشرجوان اغلب بیکار چند سینمای دراین استان را سرپا نگهدارند؟ ‌یا در گوشه‌ای از این مرکز استان سینمایی نو بسازند.

‌"اسماعیل بیگی"، آپارتچی سینما قدس ایلام که اکنون مسئولیت پارکینگ فعلی را بر عهده دارد، بیان کرد: این سینما از سال 1347 توسط جباریان ساخته شد و با وقوع انقلاب اسلامی به مدت سه سال توسط بنیاد مستضعفین مصادره و بعد از این مدت به صاحب اصلیش بازگردانده شد.

در زمان جنگ با توجه به بمباران شدید شهر، ساختمان سینما آسیب چندانی ندید و پس از جنگ به راحتی مرمت شد و هم اکنون هم به بخش خصوصی داده شده ‌تا با یکسری شرایط آن را بازسازی کند.

آدرس های مرجع