تالار کافه کلاسیک

نسخه کامل: اینترنت گردی ...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید. نمایش نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18

خبرآنلاین - اینگرید برگمن، گریس کلی، جنت لی و کیم نوواک از جمله بازیگران زنی هستند که در فیلم‌های آلفرد هیچکاک بازی کرده‌اند. زنان در فیلم‌های آلفرد هیچکاک نقش مهمی دارند. آنها به اندازه تعلیق جاری در کارهای هیچکاک و نوآوری‌های بصری او اهمیت دارند. معروف است که هیچکاک در انتخاب بازیگران زن برای فیلم‌هایش به شدت وسواس داشته است.





دوریس دی در فیلم «مردی که زیاد می‌دانست» در مقابل جیمز استیورات برای هیچکاک بازی کرد




گریس کلی در پشت صحنه «دختر شهرستانی». کلی علاوه بر این فیلم در «ام را به نشانه قتل بگیر» و «دستگیری یک دزد» هم به ايفاي نقش پرداخت


اینگرید برگمن بازیگر معروف سوئدی در فیلم‌های «طلسم‌شده»، «بدنام» و «Under copricon» مقابل دوربين رفت


جنت لی حضوری کوتاه اما بسیار تاثیرگذار در فیلم «روانی» دارد


جولی اندروز که شهرتش را مدیون فیلم‌های موزیکالی چون «مری پاپینز» و «آوای موسیقی» است در فیلم «پرده پاره» در کنار پل نیومن حضور يافت


کیم نوواک و هیچکاک در پشت صحنه «سرگیجه» / نوواک در «سرگیجه» و «مارنی» بازي كرد

خاطره انگیز ترین فیلم ها، سریال ها و وقایع تاریخ سینمای ایران / گزارش تصویری


http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0913/6.119/Madar%20(4).jpg

پرده عریض سینما همواره یادآور خاطراتی روشن برای من است. بر روی آن فیلم‌هایی را دیدم که تلخی و شادی را به یک اندازه برایم به وجود آورد. فیلم‌هایی دیدم که ایثار و گذشت یک کودک را در عین نیاز فریاد می‌زد.

یا آن عروسک قرمزک را در خاطرم ثبت کردم که از همان ابتدا با حرکت‌های دوست داشتنی‌اش محبوب قلوب شد. دزد عروسک‌های شهر هم به یادم می‌آید؛ همان گنجوی بدجنسی که هنرمندی تمام عیار بازیگرش را به من نشان داد و از همان جا بود که اکبر عبدی به عنصری ویژه در پیوند من و سینمای ایران تبدیل شد.

آدم‌های اجاره نشین مهرجویی هم به بخشی از خاطرات پررنگ من از سینمای کمدی بدل شدند. دعواها، قهر و آشتی، آن فضای دورهمی ناب و مرام و معرفت ایرانی از درون این اثر به اعماق وجودم نفوذ کرد تا هنوزهم بعد از گذشت دو و نیم دهه از تولیدش، آن را در لیست منتخبانم قرار دهم.
شاید تصور نمی‌شد سینمای افتخار آفرینی که عطر حضور مادر در زندگی را در لوای یک نماد ازایجاد همدلی میان آدم‌ها نشان می‌داد و دغدغه‌های درونی یک روشنفکر را از طریق آشفتگی و پریشان احوالی حمید در فیلم‌هامون عرضه می‌کرد درعرض دو دهه با این بی مهری‌ها روبرو شود.

اما حقیقت تلخ بی مهری آدم‌هایی که فرهنگ و هنر را از دریچه تنگ نگاه خود می‌نگرند کار را به جایی رساند که با گذشت چند ماه از سال 1391 تمام آن خاطرات روشن به صورت یک توده محو در ذهنم باقی ماند و این همه رفتارهای غیرفرهنگی ضد سینما که از بد حادثه از سوی نیروهای منتسب به جناح ارزشی صورت گرفت، فضایی یاس آور و دردناک را در وجودم شکل داد. متن حاضر تنها ادای دینی کوچک به سینمایی است که بخشی از مهم ترین خاطرات زندگی هر یک از ایرانی‌های دوستدار فرهنگ و هنر را به ارمغان آورده است.

تماشای دزد عروسک‌ها در سینما هجرت

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0913/6.119/1311533026.jpg

نقطه آغازین پیوندم با سینما، تماشای دزد عروسک‌ها در سینمای قدیمی شهر کرج (هجرت) بود. روز خاطره انگیزی بود و هنوز سکانس آواز گنجو به عنوان یک عنصر مشخص درهم پیوندی سینما و موسیقی و تاثیراتشان برخاطره سازی درذهنم جاندار است. نمونه‌هایی چون گربه آوازه خوان و الو الو من جوجوام نیز به همین دلیل درحافظه سینمایی کودکان دیروز ماندگار شده‌اند.

مادری برای تمام دوران‌ها

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0913/6.119/Madar%20(4).jpg

اثر شاعرانه زنده یاد علی حاتمی، ترکیبی از همه موارد دوست داشتنی را در خود جای داده است. یک نمادسازی دقیق از جایگاه بنیانی مادر در مهرآفرینی و ایجاد جامعه‌ای یکپارچه که در قالب مناسبات خواهران و برادران، قبل و بعد ازحضور مادر درخانه ملموس است. فیلم ازبازی درخشان محمدعلی کشاورز و حضور خاطره ساز اکبرعبدی و نیز دیالوگ‌های شاخصش بیشترین بهره را برد تا همچنان به عنوان فیلمی نمونه‌ای در الگوی سینمای ملی مطرح باشد.

این زن سهم منه، حق منه، عشق منه

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0913/6.119/Capture3-300x179.png

فیلم کالت‌ هامون به چند دلیل درلیست خاطره سازها دارای ارج و منزلت بالایی است. فیلم مهرجویی توانست تا تصویری روشن از مشکلات فردی و اجتماعی یک روشنفکر متفاوت از دیگر افراد جامعه را که در یک جهان فکری دیگر سیر می‌کند به خوبی و در پس روایت تودرتوی فلسفی اش بازتاب دهد. خسرو شکیبایی با این فیلم به سوپر استار جاودانه سینمای ایران بدل شد و نوعی از بازی مولفانه را به عنوان یک سبک منحصر به خود عرضه کرد. در این شیوه اجرایی، روح نقش و جان گیری کاراکتر در مماس با نگاه بازیگرش قرار دارد و برداشت غریزی شکیبایی از فضاهای پیرامونی متاثر از حضور این کاراکتر در فیلم به اجرای یک شاه نقش منجر شد که مهم ترین کاراکتر سینمای پس از انقلاب به انتخاب منتقدان است.

ما دلشدگانیم

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0913/6.119/20120520103606_zznje445sxvuwa45cbb5l545.jpg

شاید سینمای ایران بی علی حاتمی چیزهایی را که الان دارد هم نداشت. شهرک سینمایی غزالی یادگار اوست و فیلم‌های شاعرانه اش هنوز هم با دیالوگ‌های شعرگونه اش به یاد می‌آیند. دل شدگان حاتمی بی شک موسیقایی ترین اثر سینمای پس از انقلاب است که جهان بینی کارگردانش درک نشد و حرف مهم حسی آن در پس معارضه ایجاد شده با موسیقی جدی گرفته نشد. اکبر عبدی بازهم با هدایت درست علی حاتمی، نقش یک شاگرد آشپز علاقه مند به موسیقی را با مهارت ایفا کرد. نکته مهم فیلم نیز درهمین نقش آفرینی نهفته است، چرا که دقت نظر بالای عبدی در رعایت جزیی ترین نکات حسی یک تنبک نواز همچنان خیره کننده است.

حکایت تلخ مهاجران

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0913/6.119/30944_452.jpg

آدم برفی شرحی از وضعیت انسان‌های دل بریده از وطن است که شرایط سرزمین مادری را برنمی‌تابند و به قصد مهاجرت به آمریکا چند صباحی را درترکیه می‌گذرانند. زن پوشی اکبر عبدی و بازی درخشانش در دو فرآیند حسی مردانگی و زنانگی، بازی‌های خوب داریوش ارجمند، پرویز پرستویی و زنده یاد مهدی فتحی، به همراه پایان مناسب آن که آدم‌ها را به هویت گمگشته خود متوجه می‌سازد از وجوه اهمیت آدم برفی است.

و مدیری از راه می‌رسد

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0913/6.119/TEST_176016.jpg

نوآوری همواره عنصری جذاب برای جلب نظر است و اگر آن را با چاشنی خلاقیت و کمی هم دوری از محافظه کاری و جسارت ترکیب کنیم می‌توان به نتیجه کار امیدوار بود. ترکیب عناصری چون جذابیت، خلاقیت، نوآوری و جسارت به خلق ساعت خوش انجامید. مجموعه‌ای آیتمی که اوایل دهه هفتاد پنجشنبه‌ها به مدت 75 دقیقه از شبکه دو سیما پخش می‌شد و آیتم‌های جذابی را به مخاطبان عرضه می‌کرد که شاید بسیاری از آنها خط شکن به حساب می‌آمدند. بینش درست در شوخی با آنونس‌های تبلیغی فیلم‌های سینمایی که مدیری آن را انجام داد، آیتم کارآگاه درک با قدرت خلاقه رضا شفیعی جم در تیپ سازی، گزارش ورزشی که با نکته بینی‌های مدیری جذابیت داشت، آیتم خان دایی و سعید و همچنین آیتم جذاب مسابقه

هفته با اجرای شاخص و طنازانه مدیری که سعی در ارائه تیپی مشابه با زنده یاد منوچهر نوذری داشت بخشی از مهمترین خاطرات جاودانه زندگی هر ایرانی عاشق سینما و تلویزیون را شکل داد.

من حقیقت را پاره پاره برخاک دیدم

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0913/6.119/5008796.jpg

هنوزهم روز واقعه بهترین نمونه برای مصداق آوری از واقعه عاشورا در قاب سینماست. نمادپردازی منحصر به فرد و سناریوی درخشان بهرام بیضایی که روایت سوم شخص مفرد از حوادث کربلا را به مخاطبان عرضه کرد با آن دیالوگ گویی تلخ عبدالله نصرانی به یاد می‌آید. من حقیقت را بر زنجیر دیدم، من حقیقت را پاره پاره بر خاک دیدم، من حقیقت را بر سر نیزه‌ها دیدم.

ارتباط صمیمانه با خدا

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0913/6.119/100886028289.jpg

یکی از نکات مثبت لیلی با من است نوع ارتباط گیری صادق مشکینی با خداست. ارتباطی که بسیار ساده و بی پیرایه شکل می‌گیرد و از ریاکاری در آن خبری نیست. تمنیات ساده یک بنده از خالقش چنان در بازی درخشان پرویز پرستویی جای گرفت که هنوزهم با تماشای آن اثر از لحظه‌های گفت‌وگوی صادق با خدا لذت می‌برم.

گریه و خنده سینمای کمدی

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0913/6.119/liykywuy78ucmyt50a6n.jpg

کمدی شاخص هنرپیشه با چنین جمله‌ای بر تیتراژ آغازین جهت گیری مفهومی‌ خود را برای بیننده مشخص می‌سازد و هنوز هم گریه‌های تلخ اکبر عبدی و فریاد ویران کننده اش در بزرگراه که از مصیبت‌های زندگی اش می‌گوید قابی ماندگار در بازیگری سینمای ایران است.

رنگ روح زندگی سبز است، سبز و همیشه سبز

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0913/6.119/saz.jpg

یادش به خیر، هر چهارشنبه در سال‌های میانی دهه هفتاد صدای مسحور کننده شکیبایی بر تیتراژ آغازین خانه سبز، ما را به تماشای مجموعه‌ای راغب می‌کرد که جنس اصیل یک زندگی ایرانی و مناسبات با هویت یک خانواده ایرانی را برایمان نمایش می‌داد. عاطفه گفتن‌های بغض آلود رضا صباحی و ترکیب جادویی مناسبات آدم‌های خانه سبز، پرسونایی از شکیبایی و دیگر بازیگران این مجموعه ارائه کرد که همچنان در قلب هر ایرانی نشسته‌اند.

بقیه مطلب رو توی این لینک دنبال کنید..

خاطره انگیز ترین فیلم ها، سریال ها و وقایع تاریخ سینمای ایران / گزارش تصویری

نگاهی به حیوانات کارتون‌ها‌ی خاطره انگیز!


مورچه و مورچه خوار
عبارات بامزه مورچه خوار مانند «سلام سوسیس!... چی! من به یک سوسیس سلام کردم؟»، «این اتوبوس جهانگردی فقط سالی یه بار از این جا رد می‌شه...»، «من نمی‌دونم...
از پسرشجاع و گوریل انگوری تا چوبین و مورچه و مورچه خوار
بسیاری از بزرگسالان فیلم‌ها‌ و کارتون‌ها‌ی زیادی دیده اند که قهرمان یا شخصیت‌ها‌ی اصلی و نیمه اصلی آن داستان، موجوداتی غیرانسانی بوده است، مثل کارتون‌ها‌ی «هاچ زنبورعسل» و «نیک و نیکو» که شخصیت‌ها‌ی اصلی آن زنبور عسل است، با کلی شخصیت‌ها‌ی فرعی از جمله ملخ، عنکبوت، مورچه، کرم، موریانه، هزارپا، حلزون، سوسک و موش. به نقل از منابع اینترنتی، حیوانات کارتون‌ها‌یی مثل «موش کوهستان»، «بنر»، «تام و جری»، «یوگی و دوستان»، «مدرسه موش‌ها‌»، «اسکروچ»، «پلنگ صورتی»، «گرگ بلا و خرگوش ناقلا»، «گربه سگ»، «باغ گل‌ها‌» (معروف به خپل)، «معاون کلانتر» و «جوجه اردک زشت»، موجوداتی مثل موش صحرایی، سنجاب، گربه، موش خانگی، خرس، پلنگ، گرگ، خرگوش، گربه و سگ است که ما با آن‌ها‌ کمابیش آشنا هستیم.

جایگاه خاص پسرشجاع
در کارتون «پسرشجاع» شاهد شخصیتی هستیم که دیگر یک حیوان آشنای کلیشه ای نیست، بلکه بیدستر (سگ آبی) بومی ‌آمریکای شمالی و یک جانور به نسبت نامتعارف است. به همین دلیل هم این کارتون، جایگاه جالبی در میان دیگر کارتون‌ها‌ دارد. در کارتون رامکال، شاهد شخصیتی هستیم که جانور به نسبت نامتعارفی است؛ یک راکون (باز هم بومی ‌آمریکا). اما باید توجه داشته باشیم که در این کارتون، این شخصیت، موجودی به طور کامل جانوری (در تقابل با «انسان نما») و زبان بسته و نیز به نسبت منفعل است و به لحاظ داشتن شخصیت انسانی، به هیچ عنوان قابل مقایسه با شخصیتی مثل پسرشجاع نیست. «مونگا مونگا» سنجاب پرنده یا بهتر بگوییم جهنده در کارتون «بلفی و لی لی بیت» هم همین طور است که بیشتر، نقش مرکب بلفی یا لی لی بیت را داشت.

گوریل انگوری و موجوداتی آشنا و متعارف
در کارتون گوریل انگوری، شاهد زوجی هستیم که هر دو، موجود کاملا آشنا و متعارف و شناخته شده است. گوریل و سگ. این کارتون دارای زوج متعارفی است و می‌توان آن را مشابه رابطه انسان و سگ دانست.

دوستی پایدار 2 دشمن
در کارتون «ارم و جیرجیر» باز هم با یک زوج متعارف روبه رو هستیم؛ یک کرم و یک گنجشک و شخصیت‌ها‌یی فرعی هم چون کلاغ و گورکن که همگی کمابیش شناخته شده است. اما در این جا نکته به نسبت ظریفی وجود دارد؛ خیلی عجیب است که یک کرم و یک گنجشک با هم رفیق باشند. کرم خوراک گنجشک است و گنجشک دشمن آن محسوب می‌شود، اما در این کارتون عروسکی، شاهد این هستیم که نه تنها این دشمنی وجود ندارد، بلکه دوستی پایداری بین این دو برقرار است. نکته عجیب تر، آن که طرف خام و کم تجربه و ساده لوح در این دوستی، گنجشک است و طرف باتجربه و خردورز و باهوش که موهایش را در آسیاب سفید کرده، کرم است. در این کارتون عروسکی، کرم حامی ‌و پرورش دهنده گنجشک است و آن را در خانه خود بزرگ می‌کند.

تنسی تاکسیدو و چاملی؛ دوستدار یکدیگر
اما درباره کارتون محبوب و دوست داشتنی «تنسی تاکسیدو و چاملی» چه می‌توان گفت؟ تنسی تاکسیدو یک پنگوئن و چاملی یک شیر دریایی است. این موجودات، ساکن مناطق سرد و قطبی است. اما پنگوئن یک پرنده و شیر دریایی یک پستاندار است. اجازه بدهید این کارتون را نمایش دهنده یکی از جذاب ترین، دوست داشتنی ترین، معروف ترین و پربیننده ترین «زوج‌ها‌ی دوستدار همدیگر» بنامیم.

موجودات فانتزی و سوررئالیستی
کارتون پسرشجاع را که شخصیت اصلی داستان آن سگ آبی به عنوان یک موجود به نسبت نامتعارف است، می‌توان یکی از بهترین و جذاب ترین کارتون‌ها‌ی تک قهرمانی (تک شخصیتی) دانست. برای تکمیل بحث، شاید بد نباشد به کارتون‌ها‌یی که در آن موجودات فانتزی و سوررئالیستی است، اشاره کنیم؛ مانند کارتون بارباپاپا، چوبین، واتو واتو، پرنده سریع، بلفی و لی لی بیت و سفرهای گالیور. شاید بتوان گفت کارتون‌ها‌ی بارباپاپا و چوبین، به عنوان جذاب ترین و برترین کارتون‌ها‌ی شامل شخصیت‌ها‌ی فانتزی و سوررئالیستی شناخته می‌شود.

این مورچه خوار دوست داشتنی
شما درباره مورچه و مورچه خوار چه می‌دانید؟ تا حالا قیافه (واقعی) مورچه خوار را از نزدیک یا در فیلم و عکس دیده اید؟ این جانور پستاندار، بومی ‌جنگل‌ها‌ی گرم و مرطوب آمریکای جنوبی است. در کارتون «مورچه و مورچه خوار» مورچه خوار برخلاف رامکال، موجودی فعال، شوخ طبع و مبتکر عمل در به جریان انداختن و کمیک کردن داستان است و شخصیتی بامزه و دوست داشتنی، جذاب و کاریزماتیک دارد. عبارات بامزه مورچه خوار مانند «سلام سوسیس!... چی! من به یک سوسیس سلام کردم؟»، «این اتوبوس جهانگردی فقط سالی یه بار از این جا رد می‌شه...»، «من نمی‌دونم چرا قبول کردم که تو این سریال بازی کنم» را یادتان هست؟ شاید بتوان کارتون مورچه و مورچه خوار را بهترین و جذاب ترین «زوج متخاصم کارتونی در تمام قرن‌ها‌ و اعصار، برای تمامی‌ دوره‌ها‌» دانست.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ

کسی سایتی می شناسد که فیلمهای دوبله قدیمی را برای دانلود گذاشته باشد؟

چهره متفاوت ابولفضل پور عرب در جمع هنرمندان

آن‌‌طور كه گفته مي‌شود، اين هنرمند به دليل سرطان وضعيت جسماني‌اش نامناسب است.

از ديدن اين هنرمند بزرگ توي اين وضعيت واقعا ناراحت شدم ، اميدوارم هر چه زودتر حالشون خوب بشه {#smilies.confused}

ابوالفضل پور عرب متاسفانه مدتهاست اعتیاد به شیشه و هروئین دارند  و صورت ایشون هم به خاطر مصرف مواد به این روز افتاده  و مدتی هم در کمپ ان ای برای ترک خوابیده بودند.اما خدا کنه که سرطان نداشته باشند.

غم غفلت محمد اصفهانی

این هم یک هشدار تکان دهنده از محمد اصفهانی  که

 متاسفانه جدی گرفته نمی شود

:llerr:ttt1با درود به همه بچه های کافه کلاسیک:ttt1:llerr



در سفید برفی و شکارچی، سفید برفی(استوارت)، تنها شخصی است که از ملکه شیطانی(ترون)، زیبا تر است و به همین دلیل، ملکه قصد کشتن وی را دارد. اما چیزی که ملکه هرگز تصور آن را نمی‌کند، این است که سفید برفی تهدیدی برای حکومتش است و توسط یک شکارچی(همسورث)، هنر جنگیدن را فرا می‌گیرد. این در حالی رخ می‌دهد که این شکارچی، پیش از این توسط ملکه، مامور کشتن سفید برفی شده بود. سم کلافلین نیز در نقش شاهزاده بازی می‌کند که مدتهاست مسحور زیبایی سفیدبرفی شده‌است




موسیقی متن این فیلم به همراه اجرای بسیار زیبای

Florence and The Machine

واقعا دیدنی و شنیدنی است.

:heart::heart::heart::heart::heart::heart::heart: از لینک زیر دانلود کنید:heart::heart::heart::heart::heart::heart::heart:


http://s1.picofile.com/file/7525467197/S...e.flv.html





 






:llerr:ttt1با درود به همه بچه های کافه کلاسیک:ttt1:llerr

امپراطوری روم در اوج قدرت ، وسعتش از صحراهای آفریقا تا مرزهای انگلستان شمالی امتداد داشت . بیش از ربع قرن جمعیت جهان تحت فرمانروایی سزارها زندگی می کردند و مردند . در زمستان سال 180 پس از میلاد مسیح لشگر کشی دوازده ساله امپراطور " مارکوس اولیوس " بر علیه قبایل وحشی در آلمان رو به پایان گذاشته بود . فقط یک دژ نهایی در مسیر پیروزی رومیها و نوید صلح در سراسر امپراطوری باقی مانده است .
ارتش روم به رهبری ژنرال ماکسیموس بر آخرین گروه بربرها غلبه می کند و روم را نجات می دهد. امپراتور مارکوس اورلیوس در بستر مرگ بدون توجه به پسر مکارش کومودوس از ماکسیموس می خواهد تا زمام امور را بدست گیرد و یک جمهوری مستقل پدید آورد کومودوس پدر را به قتل می رساند و دستور اعدام ماکسیموس و خانواده او را در اسپانیا صادر می کند. ماکسیموس از مرگ می گریزد اما قادر به نجات خانواده اش نمی‌شود. یک تاجر برده او را اسیر می‌کند و به پراکسیمو می فروشد که کارش تعلیم گلادیاتور است بدین ترتیب ماکسیموس راز و رمز گلادیاتوری را می آموزد و لیاقت خود را ثابت می‌کند.
از طرفی کومودوس پس از چند سال نبردهای گلادیاتوری را احیا می‌کند تا شاید محبوبیتی میان مردم کسب کند بی توجهی کومودوس به امور مملکتی خشم سناتور گراکوس را بر می انگیزد و طبیعت خون خواه امپراتور خواهرش لوسیلا را نیز سخت آشفته می‌کند زیرا قرار است لوسیوس پسر لوسیلا پس از کومودوس به امپراتوری برسد.
ماکسیموس و سایر گلادیاتورها نبردهای موفقی را در روم انجام میدهند کومودوس از اینکه او را زنده میابد بسیار خشمگین می‌شود اما هراس از نفرت برانگیختن مردم او را از صدور فرمان قتل ماکسیموس باز می دارد لوسیلا و گراکوس پنهانی با ماکسیموس قرارهایی برای رهبری ارتش و برپایی جمهوری می گذارند، اما کومودوس به نقشه پی می برد در نتیجه تمامی گلادیاتورها را به قتل می رساند و گراکوس را بازداشت می‌کند.تصمیم می گیرد تا در ملا عام با ماکسیموس بجنگد ماکسیموس او را به شدت زخمی می کند کومودوس پیش از مرگ قدرت را به گراکوس تفویض و چند گلادیاتور باقیمانده را آزاد می‌کند و پس از مرگ به اجدادش ملحق میشود.


تمامی قطعه‌های موسیقی این فیلم حماسی ریدلی اسکات را‌ هانس زیمر ساخته است. ساند ترک 17 قطعه ای فیلم هم فقط یک ترانه گوش نواز پایانی دارد که روی صحنه قدم زدن ماکسیموس (راسل کرو) در گندمزار قرار گرفته است؛ ترانه «حالا ما آزادیم‌» با صدای لیزا جرارد (Lisa Gerrard). زیمر برای موسیقی این فیلم، قطعه‌هایی پرحجم و حماسی و در عین حال با بار عاطفی بالا ساخته تا بتواند تمامی حالات روحی شخصیت گلادیاتوری زخم خورده را به تماشاگر انتقال بدهد. ساند ترک فیلم برنده جایزه گلدن گلوب شد و نامزد جایزه اسکار هم بود.
 


ترانه اصلی این فیلم را که یکی از شاهکارهای سینماست با اجرای لیزا جرالد از لینک زیر دانلود کنید
http://s3.picofile.com/file/7527955050/H...r.flv.html

 

:llerr:ttt1با درود به همه بچه های کافه کلاسیک:ttt1:llerr

دخترنوجوانی به اسم ایزابلا " بلا" سوان تصمیم می‌گیرد از خانه مادرش در آریزونا به شهر کوچک فورکس (Forks) نقل مکان کند و در کنار پدرش چارلی زندگی کند. در مدرسه بلا با همکلاسی مرموزش (ادوارد کالن) آشنا می‌شود. ادوارد در اصل خون آشام ۱۰۹ ساله‌ای است که در ظاهر نوجوان ۱۷ ساله‌ای به نظر می‌آید.البته ادوارد و خانواده اش فقط از خون حیوانات می آشامند. هر چند در ابتدا ادوارد سعی می‌کرده از این عشق دوری کند ولی با این حال آن دو دل به یکدیگر می‌بازند. بلا ادوارد را خاطرجمع می‌سازد که مشکلی با خون آشام بودن او و خانواده اش ندارد. وقتیکه سه خون‌آشام مسافر جیمز، لورن و ویکتوریا به شهر فورکس گذر می‌کنند، زندگی بلا دستخوش خطر از جانب آنها می‌شود. خانواده ادوارد، یعنی آلیس، کارلایل، اِسم، جاسپر، اِمت، و روزالی به او کمک می‌کنند که از دست خون آشام‌ها فرار کند و زندگی خود را به خطر می‌اندازند تا او را حفظ کنند.

این فیلم براساس اولین رمان خون آشامی از مجموعه محبوب و پرفروش گرگ و میش، نوشتهٔ استفانی مایراست. فیلمنامهٔ این فیلم را که ملیسا روزنبرگ تهیه کرده، در شش ماه نوشته شده است و فیلمبرداری آن از فوریه ۲۰۰۸ آغاز شد و تا مه همان سال ادامه داشت.

تصاویری از مجموعه گرگ و میش

موسیقی قسمت اول را از لینک زیر دانلود کنید


http://s1.picofile.com/file/7530542147/M..._.flv.html

به بهانه پخش برنامه مبصر پنج ساله از شبکه آموزش

http://www.khabaronline.ir/detail/213546/

مبصر چهارساله ی کلاس

به من بگو بدونم

هر آدمی تودستاش

چند تا دونه انگشت داره؟

آقا اجازه هولم نکن

دست و پاهام رو گم نکن

آقا اجازه الان می گم

زود تند سریع جواب می دم

هر آدمی تو دست هاش

یازده تا انگشت داره !

آخه چطور یک همچین چیزی ممکنه مبصر چهارساله ی کلاس من؟

آقا اجازه هولم نکن

دست و پاهامو گم نکن

ده و نه و هشت و هفت و شیش

با پنج تا میشه یازده تا

ده و نه و هشت و هفت و شیش

با پنج تا میشه یازده تا آقا

تمبر اختصاصی بازیگر سرشناس عزت اله انتظامی بصورت اختصاصی و در دو قطع تحت عنوان "آقای بازیگر" تابستان سال گذشته به همت دنیای تمبر، بنیاد رودکی و مرکز موسیقی بتهوون چاپ شد. رونمایی از این تمبر در هشتاد و هفتمین سالروز تولد این بازیگر در تالار وحدت برگزار شد. تمبر مذکور در دو شکل بصورت تکی و بلوکی به گنجینه تمبر موزه آستان قدس رضوی اهدا شد. قبلا اعلام شده بود که نمونه ای از این تمبرها به قسمت تمبر سازمان ملل متحد و نیز سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) نیز اهدا خواهد شد.

     

پس از پی گیریهای زیاد و یک سال پس از انتشار، این تمبر دو ماه پیش وارد پستخانه شهر ما شد که این هفته شروع به توزیع آن کردند. در سال های اخیر موسسات و شرکت های خصوصی تمبر هایی را به مناسبتهای مختلف تحت عنوان تمبر اختصاصی به چاپ می رسانند. ابعاد اینگونه تمبرها بزرگتر از تمبرهای جاری و یادبود بوده و چون از طریق پست چاپ نمی شوند نحوه توزیع آنها مشخص نیست. به همین دلیل تمبر مذکور ظرف یک سال بیش از 500 درصد افزایش قیمت داشته است.

 مجموعه دار کافه

عکسی از چارلی چاپلین که تا به حال ندیده اید!


عکس زیر متعلق به ۲۷ سالگی چارلی چاپلین است، کمتر کسی او را با چنین چهره‌ای دیده و همه ما او را با سبیل و کلاه خنده دارش می‌شناسیم.

مرغ سحر بطریق آکاپلا اجرا شد. آکاپلا نوعی اجراست که برای ایجاد موسیقی از هیچ وسیله ای استفاده نمیشه مگه صدای خواننده. درسته این تکنیک در کشورهای دیگه خیلی وقته رواج داره ولی این اولین باره که این تکنیک در مورد یه ترانه ایرانی انجام میشه.

http://en.wikipedia.org/wiki/A_cappella

ترانه مرغ سحر با اجرای عماد عامری تقدیم شده به استاد شجریان

http://www.4shared.com/video/QvMzhm0x/____.html

 

در سایت ویکی، اجرای آکاپلا در بین مسلمانان رو تواشیح معنی کرده.

شعر معروف «روباه و زاغ» واقعاً سروده‌ی کیست؟


شعر معروف روباه و زاغ واقعا سروده کیست ؟
تصویر زاغی که با یک قالب پنیر به دهان، بالای درختی نشسته و روباهی پای درخت در حال صحبت با او و در واقع گول زدن اوست، شاید برای همه‌ی ما آشنا باشد و...


شعر معروف «روباه و زاغ» کتاب‌ درسی دوران مدرسه واقعاً سروده‌ی چه کسی است؟

به گزارش خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، تصویر زاغی که با یک قالب پنیر به دهان، بالای درختی نشسته و روباهی پای درخت در حال صحبت با او و در واقع گول زدن اوست، شاید برای همه‌ی ما آشنا باشد. بله این تصویر درس «روباه و زاغ» کتاب‌ درسی فارسی است و شعر معروفی که سراینده‌اش حبیب یغمایی معرفی شده است.

اما این شعر در واقع ترجمه‌ی منظوم حبیب یغمایی است از شعر شاعر فرانسوی قرن هفدهم یعنی «ژان دو لافونتن»، که البته در کتاب درسی به نام شاعر اصلی آن اشاره‌ای نشده است.



این در حالی است که دو ترجمه‌ی آزاد دیگر هم از این شعر در زبان فارسی منتشر شده است. آن‌طور که در کتاب «اصول فن ترجمه‌ی فرانسه به فارسی» (انتشارات سمت) آمده، ایرج میرزا و نیر سعیدی هم این شعر را ترجمه کرده‌اند.


متن سه ترجمه‌ی موجود از این شعر در زبان فارسی در پی می‌آید:



«روباه و زاغ» / ترجمه‌ی حبیب یغمایی

زاغکی قالب پنیری دید

به دهان برگرفت و زود پرید

بر درختی نشست در راهی

که از آن می‌گذشت روباهی

روبهک پرفریب و حیلت‌ساز

رفت پای درخت و کرد آواز

گفت به به چقدر زیبایی

چه سری چه دُمی عجب پایی

پر و بالت سیاه‌رنگ و قشنگ

نیست بالاتر از سیاهی رنگ

گر خوش‌آواز بودی و خوش‌خوان

نبودی بهتر از تو در مرغان

زاغ می‌خواست قار قار کند

تا که آوازش آشکار کند

طعمه افتاد چون دهان بگشود

روبهک جست و طعمه را بربود

***



«روباه و زاغ» / ترجمه‌ی ایرج میرزا

کلاغی به شاخی جای‌گیر

به منقار بگرفته قدری پنیر

یکی روبهی بوی طعمه شنید

به پیش آمد و مدح او برگزید

بگفتا: «سلام ای کلاغ قشنگ!

که آیی مرا در نظر شوخ و شنگ!

اگر راستی بود آوای تو

به‌ مانند پرهای زیبای تو!

در این جنگل اکنون سمندر بودی

بر این مرغ‌ها جمله سرور بودی!»

ز تعریف روباه شد زاغ، شاد

ز شادی بیاورد خود را به‌ یاد

به آواز خواندن دهان چون گشود

شکارش بیافتاد و روبه ربود

بگفتا که: «ای زاغ این را بدان

که هر کس بود چرب و شیرین‌زبان

خورد نعمت از دولت آن کسی

که بر گفت او گوش دارد بسی

هم‌اکنون به‌ چربی نطق و بیان

گرفتم پنیر تو را از دهان

***



«روباه و زاغ» / ترجمه‌ی نیر سعیدی

بامدادان رفت روباهی به باغ

دید بنشسته است بر بامی کلاغ

نشئه و شادی بی‌اندازه داشت

زیر منقارش پنیری تازه داشت

گفت در دل روبه پرمکر و فن

کاش بود این لقمه اندر کام من

با زبانی چرب و با صد آب و تاب

گفت پس با وی که: ای عالیجناب

از همه مرغان این بستان سری

وه! چه مه‌رویی چه شوخ و دلبری

این‌چنین زیبا ندیدم بال و پر

پر و بال توست این یا مشک تر!

خود تو دانی من نیَم اهل گزاف

گر بُرندم سر نمی‌گویم خلاف

گر تو با این بال و این پرواز خوش

داشتی بانگ خوش و آواز خوش

شهره چون سیمرغ و عنقا می‌شدی

ساکن اقلیم بالا می‌شدی

غره شد بر خود کلاغ خودپسند

خودپسند آسان فتد در دام و بند

تا که منقار از پی خواندن گشاد

لقمه‌ی چرب از دهانش اوفتاد

نغمه چون سر داد در شور و حجاز

کرد شیرین کام رند حیله‌ساز

شد نصیب آن محیل نابکار

طعمه‌ای آن‌سان لذیذ و آب‌دار

گشت روبه چون ز حیلت کامکار

داد اندرزی چو درّ شاهوار

گفت هر جا خودپسندی ساده است

چاپلوسی بر درش استاده است

آن تملق‌پیشه‌ی رند هوشمند

نان خورد از خوان مرد خودپسند



گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ

بهترین فیلمهای تاریخ سینما با موضوع فرار از زندان+ عکس
کاراکتر اصلی این فیلم یک ستاره خلافکار فوتبال آمریکاست که به دلیل ضرب و جرح به یک سال حبس محکوم می شود.نگهبانان زندان، بعد از درگیری که پل راه می اندازد، او را راهی یک سلول آهنی می کنند و...

فرار از زندان با همه استرس ها، هیجان ها و حاشیه هایی که دارد یکی از بهترین سوژه ها برای به تصویر کشیده شدن روی پرده سینماهاست. رقابت جذاب زندانیانی که معمولا انگیزه های بزرگی برای رها شدن از بند دارند؛ یک عده زندانیان، پای ثابت چنین فیلم هایی هستند اما تفاوت همیشه در نوع فرار و روش ها و ونقشه هایی است که این زندانی ها از آنها برای عبور از میله های زندان و رسیدن به دنیای آزاد استفاده می کنند. در لیستی که سایت مووی وب به تازگی اعلام کرده، با فیلم های پرفروشی آشنا می شویم که بهترین فرار از زندان ها را به تصویر کشیده اند. درباره این فیلم‌ها بخوانید و تصاویر باشکوه‌شان را ببینید:



رستگاری از شاوشنگ


کارگردان: فرانک دارابونت
بازیگران: تیم رابینز، مورگان فریمن، باب گانتن و کلانسی براون

در صدر لیست بهترین فیلم هایی که درباره زندان و فرار از آن ساخته شده است، می توان اسم رهایی از شاوشنگ را دید. این فیلم رتبه اول در لیست 250 فیلم برتر تاریخ سینما در سایت IMDB را هم دارد. «اندی» و «رد» که در زندان ایالتی شاوشنگ زندانی هستند تصمیم به فرار می گیرند. اندی با یک چکش کوچک که در کتاب انجلیش پنهان کرده بود، 20 سال سوراخی را می کند و از آن تونلی می سازد تا از بند رها شود.
«رهایی از شاوشنگ» یکی از خوش ساخت ترین فیلم های تاریخ سینماست که از روی کتابی با همین عنوان ساخته شده است.




فرار به سوی پیروزی



کارگردان: جان هاستون
بازیگران: سیلوستر استالونه، دومارک پله، مایکل کین، بابی مور، اسوالدواردیلایز و ...

برای هر فرار، یک نقشه بی کم و کاست لازم است. در این فیلم هم عده ای از زندانیان فرانسوی نقشه می کشند تا با نگهبانان زندان مسابقه فوتبال بدهند و از این طریق فرار کنند. وقتی مسابقه با نتیجه 4-4 تمام می شود، تماشاگران سکوها را به هم می ریزند و بعد از درگیر شدن سربازها با نگهبان ها، زندانیان با لباس های غیرورزشی از آنجا فرار می کنند. از نکات جذاب این فیلم حضور بازیکن حرفه ای فوتبال یعنی پله و هنرمند مشهور سینمای رزمی یعنی سیلوستر استالونه در کنار بقیه بازیگران است.



فرار از آلکاتراز



کارگردان: دان سیگل
بازیگران: کلینت ایستوود، پاتریک مک گوهان، رابرتس بلاسم، جک تیبو، فرد وارد، پل بنجامین، لاری هنکین، بروس م. فیشر و فرانک رونرزیو

آلکاتراس یکی از مخوف ترین زندان ها در دنیاست. فیلم فرار از آلکاتراس درباره فرانک موریس است که تا به حال چندین بار اقدام به فرار کرده اما هر بار زندانبان به او تذکر داده است که هیچ کس تا به حال از آنجا فرار نکرده و محال است کسی این کار را انجام بدهد. اما فرانک و دوستانش موفق می شوند این کار محال را انجام دهند.

کندن یک گودال، بیرون رفتن از کانال تهویه و گذر از خلیج به کمک قایق نجاتی که از بارانی های شان ساخته شده است نقشه ای است که آنها برای فرار کشیده اند. در حالی که همه فکر می کنند راه فراری از آلکاتراس نیست، آنها می گریزند و یک سال بعد زندان برای همیشه بسته می شود.



فرار بزرگ



کارگردان: جان استرجز
بازیگران: استیو مک کوئین، جیمز گارنر، ریچارد آتنبراو، جیمز دونالد، چارلز برانسون، دونالد پلیسنس، جیمز کابرن و ...

امکان ندارد پای فرار از زندان وسط بیاید و کسی از فیلم فرار بزرگ یاد نکند. 76 زندانی انگلیسی در کشور آلمان، نقشه ای برای فرار می کشند. آنها با کندن تونل زیرزمینی اقدام به فرار می کنند. در این فرار عده ای کشته و عده ای دیگر دستگیر می شوند. «فرار بزرگ» با خشونت هر چه تمام تر به زندانیان نشان می دهد که فرار از زندان عاقبت خوشی نخواهد داشت. زندانیان دستگیر شده در این فیلم، یا پای چوبه دار می روند یا در کوره های آجرپزی، خاکستر می شوند.



محکوم شماره 13



کارگردان: باستر کیتون

در این فیلم یک اتفاق را شاهد هستیم. به جای آنکه شخصیت اصلی یک زندانی باشد که قصد فرار دارد، با کسی به نام باستر کیتون روبرو می شویم، گلف بازی که بر اثر اصابت توپ گلف به سرش از هوش می رود و بر زمین می افتد. در همان هنگام، یک مجرم فراری او را پیدا کرده؛ لباس هایش را با او عوض می کند و بعد با خیال راحت تصمیم به فرار می گیرد. از آنطرف باستر با پوشیدن لباس متهم شماره 13 حسابی توی دردسر می افتد، متهمی که به اعدام محکوم است. این فیلم علاوه بر فرار، یک تعقیب و گریز عالی را هم به تصویر می کشد.



طولانی ترین یارد


کارگردان: رابرت آلدریچ
بازیگران: برت رنولدز، ادی آلبرت، ادلاتر، مایکل کانراد، جیم همپتن، هاری سیزر، جان استید من و چارلز تاینر

کاراکتر اصلی این فیلم یک ستاره خلافکار فوتبال آمریکاست که به دلیل ضرب و جرح به یک سال حبس محکوم می شود.نگهبانان زندان، بعد از درگیری که پل راه می اندازد، او را راهی یک سلول آهنی می کنند اما در همین هنگام، فوتبالیست بودن او به دادش می رسد چرا که رئیس زندان قصد دارد یک تیم فوتبال زندانیان راه بیندازد. بازی فوتبال و تبانی هر دو طرف، راه فرار را برای بقیه باز می کند.



کنت مونت کریستو



کارگردان: کوین رینولدز
بازیگران: جیم کاویزل، داگمار ادومینچیک، گای پیرس و ...

فیلمنامه «کنت مونت کریستو« بر اساس کتابی با یک ماجرای جنایی واقعی نوشته شده است. ماجرای کتابی که الکساندر دوما آن را نوشته است در زمان هیتلر اتفاق می افتد. داستان درباره ادموند دانتس است. دریانورد زندانی و مسافری مرموز که به دلایلی به زندان می افتد. او در آنجا با مردی آشنا می شود که نقشه گنج دارد. ادموند زمانی که آن مرد می میرد جسدش را مخفی می کند و خودش به جای او توسط ماموران به دریا انداخته می شود و فرار می کند. این یکی از هوشمندانه ترین فرارهایی است که در سینما به تصویر کشیده شده است.



قطار سریع السیر نیمه شب


کارگردان: آلن پارکمر
بازیگران: براد دیویس، رندی کوئید، جان هرت، آیرین میراکل، یوهاپکینز، پائولو بوناچلی، نوربرت وایسر و پل اسمیت

«بیلی هیز» با دو کیلو مواد مخدر در فرودگاه دستگیر می شود و دادگاه عالی او را به زندانی مخوف می فرستد، جایی که باید 4 سال از زندگی اش را آنجا بگذراند.

بیلی در دادگاه تجدید نظر به 30 سال حبس محکوم می شود و همین مساله او را به فکر فرار می اندازد. نقشه فرار توسط خبرچین به گوش نگهبانان می رسد و به همین دلیل فرار او کنسل می شود اما بیلی با رفتن به بخش زندانیان روانی می تواند از زندان فرار کند.



پاپیون



کارگردان: فرانکلین جی شافنر
بازیگران: داستین هافمن، استیو مک کوئین، ویکتور جولی، آنتونی زرب

پاپیون فیلمی است که بر اساس یک رمان واقعی از هنری چاریر ساخته شده است. هنری چاریر که در این فیلم به پاپیون معروف است، به اتهام قتل در زندان به سر می برد اما خودش را کاملا بی گناه می داند. پاپیون بعد از آشنایی با دگا که یک جاعل حرفه ای است، برای چندمین بار تصمیم به فرار می گیرد و موفق می شود از جزیره شیطان بگریزد.

در ابتدای این فیلم شاهد آن هستیم که زندانیان در جایی زندگی می کنند که آزادی در آن معنایی ندارد اما پاپیون همانند پروانه ای که روی بازویش نقش بسته است، دنبال راه فرار است. فراری که دست آخر او را به یک قایق شکسته، جدال با تمساح و ... می رساند.



بازداشتگاه 17



کارگردان: بیلی وایلدرچ
بازیگران: ویلیام هولدن، دان تیلر، اوتوپرمینجر، پیتر گریوز، نویل براند و سیگ رومان

بازداشتگاه 17 شاید در نگاه اول یک فیلم جنگی به نظر برسد اما این فیلم درباره اسیران جنگی است که دلشان می خواهد زنده بمانند و به همین دلیل دست به فرار می زنند. این اسیران نیروهای آمریکایی هستند که در سلول های انفرادی آلمان ها اسیر شده اند و تصمیم دارند از آنجا بگریزند.

تلخی بعضی از صحنه های فیلم آنقدر زیاد است که تماشاچی ها را حسابی متاثر می کند. مسوول بازداشتگاه آلمان ها به طرز شگفت انگیزی باهوش است و هر بار راه فرار زندانیان را می بندد و آنها را تیرباران می کند. «بازداشتگاه 17» را می توان تلخ ترین فرار از زندان نامید.


گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ

بهترین مادران تاریخ سینما +(تصاویر)


فرارو- سارا کانر، مگ آلتمن، اوا خاچادوریان در صدر بهترین مادران تاریخ سینما قرار گرفتند.

به گزارش سرویس هنری فرارو، روزنامه تلگراف در گزارشی به معرفی بهترین مادران تاریخ سینما پرداخته است. در زیر 11 نفر نخست این فهرست را مشاهده می کنید.


1. سارا کانر در فیلم ترمیناتور(1984)
لیندا همیلتون در این فیلم در نقش سارا کانر مادر جان کانر، منجی آینده، ظاهر شد و یکی از خشن‌ترین مادران تاریخ سینما را به نمایش گذاشت که با مسلسل خود از هیچ تلاشی برای محافظت از پسرش فروگذار نمی‌کند.



2. مگ آلتمن در فیلم "اتاق امن" (2002)
مگ آلتمن با بازی جودی فاستر در حالی که به اتفاق دخترش (با بازی کریستن استوارت خردسال) در اتاق امن خانه گیر افتاده‌اند، از نیرنگ و تفنگ و مخزن گاز و حتی سورنگ‌های انسولین استفاده می‌کند تا خود و فرزندش را نجات دهد. فینچر در این فیلم به خوبی مادری را که برای کودکش همه کاری می‌کند را به تصویر کشیده است.


3. اوا خاچادوریان در فیلم باید درباره‌ی کوین حرف بزنیم (2011)
سیاه‌ترین اضطراب‌ها و تابوهای مادرانه با هنرمندی تیلدا سوینتون فیلم لین رمزی به نمایش در آمده است.



4. رزماری وودهاوس در فیلم بچه‌ی رزماری(1968)
میا فارو توانست در این نقش با زبردستی بسیار ترس‌ها و تردیدهای یک مادر را که برای بار اول بارداری را تجربه می‌کند به نمایش بگذارد و پس از آن زمانی که پدر واقعی فرزندش را می‌شناسد غریزه‌ی مادرانه را به خوبی به تصویر بکشد.


5. دختر لاستیکی در فیلم شگفت‌انگیزان(2004)
مادر عصبی و در عین‌حال بسیار باهوش، ابرقهرمان کش‌کشی سابق و همسری مشکوک نقطه‌ی اتکای اخلاقی این انیمیشن فوق‌العاده به کارگردانی براد برد است. هالی هانتر هم در نقش دوبلور شخصیت دختر لاستیکی واقعا به او جان بخشیده است.


6. وندی تورانس در فیلم درخشش (1980)
چهره‌ی وندی تورانس چنان معصومیتی دارد که بعید است از گل نازکتر از او بشنوید.  با این وجود به وقتش برای محافظت از فرزندش چنان بلایی سر شوهر بخت‌برگشته‌ی خود (با بازی جک نیکلسون) می‌آورد که بیننده باورش نمی‌شود. شلی داوال در این نقش ظاهر شده بود.


7. تاماکی در فیلم سانشو دایو (1954)
پیوند میان تاماکی (با بازی کینویو تاناکا)، مادری که مجبور به فاحشگی شده، با فرزندانش زوشیو و آنجو در شاهکار کنجی میزوگوچی چیزی است ورای زمان و مکان و حتی زندگی.


8. اریکا سایرز در فیلم قوی سیاه (2010)
اصلا آیا او واقعیست؟ یا اینکه این مادر تمامیت خواه در شاهکار ملودرام و ترسناک دارن آنوفسکی چیزی بیش از خیالات نینا سایرز (با بازی ناتالی پورتمن) نیست؟ به هر روی باربارا هرشی این نقش را به شکل دیوانه‌کننده‌ای عالی از آب درآورده است.

9. مادر بمبی در انیمیشن بمبی (1942)
مرگ مادر بمبی شاید همچنان یکی از متاثرکننده‌ترین رویدادهای تاریخ سینما محسوب شود.


10. خانم ویزلی در سری فیلم‌های هری پاتر (2001 تا 2009)
خانم ویزلی شش بچه بزرگ کرده، آشپز قابلیست و از همه مهمتر می‌تواند آقای ویزلی را تحمل کند. علاوه بر اینها کارهای خارق‌العاده‌ای هم با چوب جادویش انجام می‌دهد. خلاصه خانم ویزلی یک مادر همه‌چی تمام است.



11. پگ باگز در فیلم ادوارد دست‌قیچی (1990)
دایان ویست در این نقش به خوبی لطافت توام با زمختی غریزه‌ی مادرانه را به تصویر کشیده است. زنی که قهرمان برتون را به خانه‌ی حومه‌ی شهری خود راه می‌دهد.

ستاره های سینما که بازی در تعدادی از نقش های بیادماندنی تاریخ را رد کردند +‌عکس


در تاریخ سینما نقش‌ها و فیلم‌های افسانه‌ای زیادی وجود دارند. آثاری که به دلایل مختلف جای خود را در ذهن بخش عظیمی از علاقه‌مندان سینما تثبیت کردند. دانستن این که برخی از این نقش‌های به یاد ماندنی در ابتدا به چه کسانی پیشنهاد شده بود، می‌تواند جالب باشد.



1) ویل اسمیت (نئو در فیلم ماتریکس)

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/11/9.11/smith-caffecinema.jpg

ویل اسمیت سابقه بازی در چند تا از پولساز‌ترین فیلم‌های دو دهه اخیر را در کارنامه دارد. فیلم‌هایی از جمله روز استقلال و سه‌گانه مردان سیاه‌پوش. اما او می‌توانست یک فیلم بسیار مطرح دیگر را در کارنامه داشته باشد. نقش نئو در فیلم ماتریکس ابتدا به او پیشنهاد شده بود. اما اسمیت این پیشنهاد را رد کرد تا در ساخت فیلم دیگری مشارکت کند. فیلمی که به یکی از بزرگ‌ترین ناکامی‌های اسمیت بدل شد: «غرب وحشی وحشی». نقش تاریخ‌ساز فیلم ماتریکس سرانجام توسط کیانو ریوز ایفا شد.


2) مت دیمن (آواتار و شوالیه تاریکی)

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/11/9.11/damon-caffecinema.jpg

دیمن از جمله بازیگرانی است که قابلیت ایفای نقش در قالب‌هایی کاملاً‌ متفاوت را دارد. از نجات سرباز رایان گرفته تا سری فیلم‌های بورن. اما او به علت بدشانسی فرصت حضور در دو تا از پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما را از دست داد: نقش اصلی فیلم آواتار را به خاطر همزمانی با ساخت فیلم اولتیماتوم بورن و نقش هاروی دنت در فیلم شوالیه تاریکی را به خاطر تداخل با ساخت فیلم شکست‌ناپذیر (کلینت ایستوود).


3) جک نیکلسون (مایکل کورلئونه در فیلم پدرخوانده)

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/11/9.11/nicholson-caffecinema.jpg

یکی از بزرگ‌ترین بازیگران تاریخ، یکی از بزرگ‌ترین نقش‌های تاریخ سینما را از دست داد تا یک بازیگر افسانه‌ای دیگر با آن نقش میخ خودش را بر تاریخ سینما بکوبد! بله! جک نیکلسون، و نه آل پاچینو، اولین گزینه بازی در نقش مایکل کورلئونه بود. اما نیکلسون این پیشنهاد را رد کرد. خود نیکلسون در این باره می‌گوید: «می‌دانستم که پدرخوانده به یک فیلم بزرگ تبدیل خواهد شد. اما در آن زمان عقیده داشتم نقش‌هایی که برای سرخ‌پوست‌ها نوشته می‌شود را باید سرخ‌پوست‌ها بازی کنند و نقش‌ آدم‌های ایتالیایی را بازیگران ایتالیایی».

4) کوین کاستنر (اندی در فیلم رهایی از شاوشنک)

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/11/9.11/costner-caffecinema.jpg

در دهه هشتاد و اوایل دهه 90، کوین کاستنر یکی از بزرگ‌ترین بازیگران روی کره زمین بود. کسی که موفقیت تجاری آثارش با درو کردن جوایز اسکار توسط فیلم با گرگ‌ها می‌رقصد تکمیل شد. متأسفانه، دوران افول این ستاره زمانی فرا رسید که به جای قبول کردن نقش اندی در فیلم رهایی از شاوشنک، ترجیح داد در فیلم دنیای آب مشارکت کند.


5) آل پاچینو (کلی فیلم مطرح!)

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/11/9.11/pacino-caffecinema.jpg

آل پاچینو به اندازه کافی نقش بزرگ در کارنامه‌اش دارد. نقش‌هایی که هر کدامشان می‌توانند برای کارنامه یک بازیگر کافی باشند. اما این کارنامه می‌توانست به طرز حیرت‌انگیزی پربارتر و متنوع‌تر باشد. این، بخشی از فهرست نقش‌هایی است که آل پاچینو در طول چند دهه فعالیتش رد کرده است: نقش تد کریمر در فیلم کریمر علیه کریمر، نقش آقای کوویچ در فیلم متولد چهارم ژوئیه، نقش هان سولو در فیلم جنگ ستارگان، نقش کلنل کورتز در فیلم اینک آخرالزمان، نقش اصلی فیلم برخورد نزدیک از نوع سوم و...!
-----------

منبع: ایسنا

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18
آدرس های مرجع